| دانش اطلاعرساني رشتهاي علمي است كه به مطالعه كيفيت و كاربرد اطلاعات، نيروهاي حاكم بر جريان اطلاعات، و ابزارهاي آمادهسازي اطلاعات براي دسترسي و استفاده مطلوب از آن ميپردازد. كار دانش اطلاعرساني پرداختن به آن بخش از دانش است كه به توليد، گردآوري، سازماندهي، ذخيره، بازيابي، ترجمه، انتقال، تبديل، و كاربرد اطلاعات مربوط ميشود. دانش اطلاعرساني همچنين درباره ارائه اطلاعات بهصورت طبيعي يا ساختگي و كاربرد قالبها براي انتقال كامل اطلاعات و شيوههاي آمادهسازي اطلاعات و ابزارها و فنون آن مانند رايانهها و روشهاي برنامهريزي آنها بحث ميكند.
اين علم هم داراي جنبه نظري است كه موضوع را صرفنظر از كاربرد آن به مطالعه ميگيرد و هم داراي جنبه عملي است كه خدمات و محصولات را پديد ميآورد.
دانش اطلاعرساني چند مشخصه كلي دارد كه ترجيعبند تحول و حيات آن و بسياري از رشتههاي جديد ديگر است. اين مشخصهها را ميتوان بهعنوان حوزههايي نيز تلقي كرد كه علم اطلاعرساني با آنها در مقياس كلي سروكار دارد:
- يكي آنكه اطلاعرساني ارتباطي تنگاتنگ با فنآوري اطلاعات دارد. ضرورتهاي فني بهطور كلي موجب تحول دانش اطلاعرساني، همچون برخي رشتههاي ديگر، و نيز سبب تحول كل جامعه اطلاعاتي شده است؛
- ديگر آنكه دانش اطلاعرساني، دوشادوش بسياري رشتههاي ديگر، عاملي فعال در تحول جامعه اطلاعاتي است و ابعاد انساني و اجتماعي قوي، والا، و فراتر از فنآوري دارد.
بهطور خاصتر، دانش اطلاعرساني عرصهاي از فعاليت حرفهاي و پژوهش علمي است كه به مسئله انتقال مؤثر اطلاعات و متون در ميان انسانها متناسب با نيازهاي اجتماعي، سازماني، و فردي ميپردازد و براي رفع اين نيازها، با فنون، نظامها، و روشهاي خاص سروكار دارد.
توجه ويژه دانش اطلاعرساني به آثار معرفتي انسان، به مثابه عناصر حامل محتوا در همه قالبها، صورتها، و رسانههاست. تأكيد اصلي بر محتواي اين عناصر، برحسب توانايي بالقوه آنها براي انتقال اطلاعات است.
اهداف
اطلاعرساني در پي اين است كه درك ما را از زمينههايي همچون موارد زير افزايش دهد:
1. رفتار انسانها بهعنوان توليدكنندگان، گيرندگان، و استفادهكنندگان از اطلاعات، و نيز به مثابه عوامل يا مجراهاي ارتباطي؛
2. مطالعه كمّي برآيند پيامها ـ مانند اندازه، نرخ رشد، توزيع، انگارههاي توليد، و استفاده از آنها؛
3. سازماندهي معنايي پيامها و مجراها بهمنظور تسهيل در شناسايي آنها به مثابه فرستندگان و گيرندگان پيامها؛
4. مسائلي كه بهطور خاص به عمكردهاي ذخيره، تجزيه و تحليل، و بازيابي اطلاعات مربوط ميشود؛
5. سازمان كلي نظامهاي اطلاعاتي و عملكرد آنها در انتقال اطلاعات؛
6. زمينه اجتماعي انتقال اطلاعات، بهويژه اقتصاد و سياست آن.
تاريخچه
در سال 1891، بخش اطلاعرساني بهعنوان واژهاي بديل براي بخش مرجع مطرح شد. اصطلاح دفتر اطلاعرساني[1] نيز در سال 1909 بهمنظور معرفي دفتري كه به ارائه خدمات مرجع ميپردازد، مورد استفاده قرار گرفت. در حدود سالهاي 1910 تا 1920، دانشمندان براي يافتن اطلاعات با مشكلاتي روبهرو بودند، متخصصان ديگر كمك كردن به آنها را بهعنوان كاري تخصصي آغاز كردند. بهمنظور شرح و توصيف كار آنان، اصطلاح متخصصان متون موضوعي[2] بهكار رفت. در سال 1924 انجمن كتابخانههاي تخصصي و دفاتر اطلاعرساني[3] (اسليب) در انگليس بنيان نهاده شد و در «مجموعه مقالات اسليب»[4] در سال 1932، اصطلاح كار اطلاعرساني[5] بهمنظور توصيف خدمات مرجع مورد استفاده قرار گرفت.
كاربرد واژه اطلاعات بهعنوان معادلي براي مرجع، تحت تأثير پيشرفتهاي حوزه رايانه، وارد عرصه كاربرد پيچيدهتري شد. در سال 1950 كالوين ان. مورز[6] اصطلاح بازيابي اطلاعات را مطرح ساخت و اين اصطلاح در دهههاي 1950 و 1960 بسيار رواج يافت.
اصطلاح "علم اطلاعرساني" براي نخستين بار بهصورت غيرمستقيم در اصطلاح "عالِم اطلاعات"[7] در سال 1953 مطرح شد. در سال 1956، كريس هانسون[8] واژه" اطلاعرساني" را بهمنظور توصيف كار متخصصان آن بهكار برد. نظريهها، شيوهها، و سوابق آنها كاملا با آنچه كتابداران سنتآ انجام ميدادند تفاوت داشت؛ تا اينكه در سال ،1958 تعدادي از افراد كه به جمعآوري اطلاعات ميپرداختند با يكديگر متحد شدند و "مؤسسه عالمان اطلاعات"[9] را بنا نهادند تا بتوانند به آموزش متخصصان و تعيين استانداردها بپردازند. در صنعت و در دهههاي اخير، بعضي از دانشمندان واجد شرايط از عالم تحقيق، توسعه، يا توليد خارج شده و نقش حرفهاي جديدي را پذيرفتند. در اين حرفه جديد نقش آنها ارائه خدمات اطلاعاتي براي همكارانشان بود. ايشان بيشتر خود را عالِم "اطلاعات" ميدانستند تا عالِم "تحقيق". با گسترش اين نوع فعاليت و رسميت يافتن آن، دريافتند كه بايد به اشخاصي كه وارد اين حرفه ميشوند آموزش داد. با گذشت زمان، محتواي اين آموزش "علم اطلاعرساني" نام گرفت.
اما محتواي "علم اطلاعرساني" حتي بهعنوان مواد آموزش حرفهاي براي احراز شغل - بهتدريج گسترش يافت. مؤسسه عالمان اطلاعات در سال 1976 مجموعهاي از معيارها را براي علم اطلاعرساني وضع كرد و هدف آن فراهم آوردن راهنماي مواد و مباحثي بود كه ميتوانست در برنامه آموزشي واحدي گنجانده شود. اين مباحث در دو مجموعه و هر مجموعه در شش گروه دستهبندي شد كه عبارت بود از: دانش و مبادله آن، منابع اطلاعاتي، سازماندهي دانش، بازيابي، توزيع، و مديريت اطلاعات. اين شش گروه بهعنوان مباحث هسته در نظر گرفته شد و مابقي بهعنوان مواد تكميلي تلقي گرديد. مواد تكميلي عبارت بود از: دادهپردازي، روشهاي تحقيق، برخي جنبههاي رياضي، آمار، زبانشناسي، دانش زبانهاي خارجي، و مباحث پيشرفتهاي چون فنون تداعي[10] و ترجمه ماشيني. موضوع اول يعني دانش و مبادله آن، و موضوع تكميلي "روشهاي تحقيق"، مبيّن آن است كه اين علم بر زمينه و پايهاي علمي استوار است و ميتواند براي متخصصان اطلاعرساني كه بهطور عملي در اين زمينه به كار اشتغال دارند بصيرت پديد آورد. اين امكان به نحو بارزتري در يادداشتهايي با عنوان >زمينههاي مطالعاتي در علم اطلاعرساني< كه در سال 1982 توسط برايان كمبل ويكري[11]تهيه شد ارائه گرديده است كه عبارتند از:
1) دشواريهاي ويژه مبادله اطلاعات در علوم و فنون، يا به عبارت بهتر، اطلاعات علمي؛
2) استفاده از فنآوري، بهويژه رايانه و ارتباطات دوربرد، در مديريت اطلاعات يا فنآوري اطلاعات؛
3) استفاده از روش علمي در مسائل عملي اطلاعاتي و مطالعه "نظامهاي اطلاعاتي"؛
4) مطالعه علمي و مبادله اطلاعات در جامعه، يعني علم اطلاعرساني بهعنوان حوزهاي علمي.
نظريهها
متخصصان اطلاعرساني بر اين مسئله تأكيد ورزيدهاند كه تجربههاي انساني را كه بهصورت مكتوب گردآوري شده، ميتوان به بهترين شكل بازيابي كرد و در اختيار ديگران قرار داد تا با بهره برداري از اطلاعات آنها به رفع نيازهاي زندگي بپردازند.
براي رسيدن به اين هدف، مباني علمي متعددي وجود دارد كه متخصصان ميتوانند با استفاده از آنها به طراحي و تحليل نظامهاي اطلاعاتي بپردازند. در اين ميان، سه مبناي علمي منطق، شناخت، و ارتباطات بيش از همه مورد توجه قرار گرفته است.
اصول منطق در كار اطلاعرساني از اهميت برخوردار است، زيرا اطلاعرسانان به توصيف، دستيابي، حفظ، بازيابي، و اشاعه محصولات حاصل از خرد انساني ميپردازند. نمادها و نشانهها ابزارهاي اوليه و اساسي و از عناصر مهم منطق بهشمار ميآيند.
شناخت، تعداد قابل توجهي از فرضيهها، عوامل زيستشناختي، روانشناختي، و جامعهشناختي را تبيين ميكند كه بر توانايي بشر در پردازش اطلاعات اثر ميگذارند. فرضيه شناختي چارچوبي را براي درك و دريافت ما از چنين پردازش و عملكردهاي مربوط به آن مانند تفكر، به يادآوري، يادگيري، و جز آن را تأمين ميكند.
ارتباطات فرايندي است كه اجزاء مختلف هر نظام را با ساير نظامها پيوند ميدهد. اجزاء اصلي هر نظام (علائم و دادهها) در سرتاسر آن جريان دارد و آن را قادر ميسازد تا به هدف يا اهدافش دست يابد. ارتباطات عنصري پويا در علم اطلاعرساني است.
كاربردها
متخصصان اطلاعرساني به اموري ميپردازند كه توجه عمده را بهسوي تحليل و برنامهريزي نظامهاي اطلاعاتي معطوف ميدارد: نظامهايي كه آگاهي انسان را بهبود ميبخشند و توان وي را جهت ايجاد، استفاده، و اشاعه دانش تأمين ميكنند. اعتقاد بر اين است كه در انجام اين عمل متخصصان اطلاعرساني از نظر آموزش رسمي و تجربههاي كاري ممكن است با يكديگر متفاوت باشند اما هدف نهايي آنان بهبود بخشيدن به اشاعه تجربه مضبوط بشري در گذشته و حال است. اين فرايند، فقط انتقال مواد اطلاعاتي نيست بلكه انتقال اطلاعات و دانش را بدون محدود كردن آن به محملي خاص دربر ميگيرد. علاقه متخصصان اطلاعرساني آن است كه نظامهاي اطلاعاتي حال و آينده را در جهت كسب دانش ياري دهند. اين متخصصان علاقهمند به ايجاد روشهاي جديد براي دستيابي، حفظ و نگهداري، و بازيابي اطلاعات و دانش هستند تا از طريق آن سازمانها و افراد بتوانند به بالاترين قابليتها دست يابند؛ و مايلند ارزش منابع اطلاعاتي را ارتقا بخشند و از زمان و هزينه دستيابي به آن بكاهند.
تلاشها و پيشرفتهاي قابل توجهي در اين جهت، به خصوص در زمينه ذخيرهسازي و خدمات، انجام گرفته است. احتمالا، پيشرفتهايي كه در فنآوري حاصل شده بيش از ساير قلمروها به مفاهيم اطلاعرساني ياري خواهند رساند. اين پيشرفتها اثر عمدهاي بر خدمات سازمانها از جمله كتابخانهها برجاي نهاده است. بهطور مثال، از اوايل دهه 1980 كه فنآوري صفحات فشرده و ويدئويي عرضه شد اين فنآوريها توانستند هزينهها را كاهش دهند، ظرفيت بالايي از اطلاعات را در خود حفظ كنند، و در كل موجب استفاده بهينه از رايانههاي شخصي شوند. فرصتهاي تازهاي را نيز براي كتابداران بهمنظور مقابله با مسئله حفظ و نگهداري اطلاعات فراهم آوردهاند.
از لحاظ خدمات، كتابداران ميانجيان اصلي اطلاعات و منابع دانش هستند. اين متخصصان، در مقياس ملي، درصدد بهبود اشتراك منابع، افزايش كفايت پايگاههاي اطلاعاتي، و تربيت اعضاي اجرايي و آموزش مراجعان جهت استفاده از آنها بر آمدهاند. در مقياس بينالمللي نيز عدم توانايي بسياري از كاربران و نياز مبرم آنان به راهنمايي براي استفاده از منابع قابل پيشبيني است. رفتار مردم تحت تأثير عوامل مختلف قرار دارد و متخصصان اطلاعرساني اين جنبه انساني را در طراحي نظامها و خدمات در نظر ميگيرند.
مآخذ :
1) بوركو، ه . "دانش اطلاعرساني چيست؟". نشريه فني مركز مدارك علمي. دوره اول. 1 (مهر 1351): 1-8؛
2) شيري، علياصغر. "شبكه اطلاعرساني: نظريه، تعاريف و تاريخچه". فصلنامه كتاب. دوره هفتم، 4 (زمستان 1375): 75-90؛
3) ويكري، برايان كمبل و الينا. "پيدايش و دامنه علم اطلاعرساني". ترجمه عبدالحسين فرجپهلو. كتابداري و اطلاعرساني. دوره اول، 2 (زمستان 1376): 18-37؛
4) ويكري، برايان كمبل و الينا. علم اطلاعرساني در نظر و عمل. ترجمه عبدالحسين فرجپهلو. مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، 1380؛
5) Bottle, R.T. "Information Science". International Encyclopedia of Information and Library Science. PP. 212-214;
6) Debons, Anthony. "Information Science". World Encyclopedia of Library and Information Services. PP. 365-368;
7) Saracevic, Tefko. "Information Science". Journal of the American Society for Information Science. Vol. 50, No. 2 (1999): 1051-1063;
8) Shera, J. H. The Foundations of Education for Librarianship. NewYork: Wiley, 1972.
پی نوشت
[1]. Information Bureau
[2]. Subject Literature Specialist
[3]. Association of Special Libraries and Information Bureaux
[4]. ASLIB Proceedings
[5]. Information work
[6]. Calvin N.Moores
[7]. Information Scientist
[8]. Chris Hanson
[9]. Institute of Information Scientists (IIS)
[10]. Associatire Techniques
[11]. Brian Campbell Vickery
[12]. Jess Shera
|