| مفهوم شبيه سازى (كلونينگ)
شبيه سازى يا استنساخ(1) كه به آن كلونينگ (2) گفته مى شود، از كلمه يونانى كلون (Clon) به معنى قلمه زدن، جوانه زدن و تكثير كردن گرفته شده است و كلونينگ هم عبارت است از بريدن و تكثر كردن. شباهت شبيه سازى با قلمه زدن در اين است كه در هر دو روش، عمل توليد مثل، بدون انجام لقاح انجام مى گيرد. در قلمه زدن، شاخه يا ريشه اى را از درخت جدا كرده و در جاى ديگر مى كارند و بعد از مدتى اين شاخه يا ريشه، ريشه دوانده و مواد غذايى خود را از خاك مى گيرد و رشد مى كند.(3) در عمل شبيه سازى هم، بدون عمل لقاح توليد مثل مى گردد كه توضيح اين مطلب خواهد آمد.
در علم زيست شناسى، كلونينگ عبارت است از تولد موجود زنده بدون آميزش جنسى. هر يك از موجودات جديد راكلون مى گويند. كلونها از نظر ژنتيكى (وراثت) شبيه هم هستند و اگر تعداد آنها زياد باشد، تشكيل كولونى (colony) مى دهند. كولونى عبارت است از گروهى از ارگانيسم ها و يا گروهى از سلولها كه از يك ارگانيسم واحد بدون آميزش جنسى تكثير يافته باشند و به زبان ساده كلونينگ عبارت است از كلون سازى؛ يعنى مشابه سازى يا دو قلو و چند قلوسازى موجود زنده بدون آميزش جنسى.(4)
روش های شبیه سازی
عمل شبيه سازى معمولاً به دو روش انجام مى گيرد(5):
1ـ سلول تخم (كه تركيبى از سلولهاى نر و ماده مى باشد) را در مرحله تقسيم به دو سلول، از هم جدا مى كنند؛ در نتيجه، دو انسان كاملاً شبيه به هم توليد خواهند شد. اولين بار شبيه سازى، به اين طريق صورت گرفت.
شايان ذكر است كه نوزادان شبيه سازى با اين روش با دوقلوهاى طبيعى تفاوت دارند؛ زيرا دوقلوها نتيجه تركيب دو سلول نر با دو سلول ماده اند و كاملاً جدا از هم و با خصوصيات ژنتيكى متفاوت از هم، توليد مى شوند؛ در حالى كه در شبيه سازى به روش ياد شده، يك سلول نر با يك سلول ماده تركيب شده اند و پس از تركيب، در مرحله تكثير سلولها را از هم جدا مى كنند؛ در نتيجه، دو فرد كاملاً شبيه به هم توليد مى شوند.
2ـ ابتدا هسته يك تخمك از يك جنس را بيرون آورده، سپس يك سلول از يك عضو (مثلاً پوست) را داخل تخمك مذكور قرار داده، سپس تخمك مذكور را در جايى جاسازى كرده و پس از انجام عملياتهاى ديگر نظير تأمين كلسيم براى تخمك و... تخمك بارور شده و شخص مشابه، به وجود مى آيد. به عبارت ديگر، در اين روش به جاى استفاده از يك سلول نر و يك سلول ماده و ايجاد يك موجود ديگر، هر دو سلول را از يك جنس كه عمدتا جنس ماده است انتخاب مى كنند. بنابراين، آن شخصى كه سلول را از وى گرفته اند، با موجودى كه كلون (شبيه سازى) شده، صد در صد به يكديگر شبيه هستند. اين شباهت در همه صفات ظاهرى و باطنى، عواطف، احساسات و ساير موارد به چشم مى خورد.(6)
شايد اشكال شود كه در دو قلوها هم وضع بدين صورت است. در جواب بايد گفت اولاً در دوقلوها شباهت صددرصد وجود ندارد. ثانيا توليد مثل، ناشى از انجام عمل لقاح است كه در شبيه سازى چنين نيست.
نكته شايان توجه، اين است كه شبيه سازى، به دو هدف انجام مى گيرد: ايجاد انسان كامل؛ ايجاد اندامهاى مختلف بدن انسان (شبيه سازى درمانى)(7) تحقق هدف دوم بدين صورت است كه هر سلول بالقوه، توان تبديل به همه سلولهاى اعضا را دارد، پس مى توان در آزمايشگاه، رشد را متوقف كرد و فقط به يك سلول خاص مثلاً قلب، عصب يا كليه و... اجازه رشد داد. سلولهاى بنيادى كه توان تبديل شدن به اعضاى مختلف را دارند، در آزمايشگاه، براى توليد يك عضو خاص استفاده مى شوند.
در مورد اول به دليل پيامدهاى منفى اختلاف نظرها و مخالفتهاى زيادى وجود دارد كه در مطالب آتى مطرح خواهيم كرد ولى در مورد شبيه سازى درمانى اختلاف نظر وجود ندارد و حتى به دليل كارايى پزشكى و فوايد مهم آن در درمان بيماريهاى مزمن از آن استقبال نيز شده است.(8)
البته شبيه سازى درمانى به اين معنا نيست كه انسانى را توليد و آن را قطعه قطعه كنند و قطعات بدنش را به انسان ديگرى پيوند بزنند. اين كار، جايز نيست؛ چرا كه انسان شبيه سازى شده هم، حق حيات دارد و كشتن انسانها ممنوع است.
تاريخچه شبيه سازى
تاريخچه شبيه سازى به دهه سوم از قرن بيستم بر مى گردد كه اولين بار در مورد گياهان صورت پذيرفت. با اين روش، سلول گياهى را بارور كردند اما موفق به شبيه سازى نشدند. در سال 1960 نباتات را شبيه سازى مى كردند. در سال 1993، اين كار را در مورد حيوان انجام دادند و از اين راه، در ايتاليا موفق شدند گوساله هايى را توليد كنند كه گرچه كاملاً شبيه به گاوى نبودند كه از سلول پستان آن، كلون شده بودند، اما شباهت بسيار زيادى به آن داشتند. سپس در سال 1997 پرفسور ويلموت و همكارانش اين فناورى را در همانندسازى گوسفند در مؤسسه رازلين در كشور اسكاتلند به كار گرفتند و پس از 200 تجربه ناموفق، سرانجام موفق به توليد بره اى به نام «دالّى»(9) شدند. بعدها اين روش بر روى پستانداران ديگر نظير ميمون و گربه نيز انجام شد.(10) سرانجام در سال 2002، دكتر بريژيت بواسيله (Brigitte Boisselier) مدير شركت آمريكايى كلونايد (colonaid) تولد نخستين انسان شبيه سازى شده را اعلام كرد. اين نوزاد دختر با استفاده از سلول پوست تن زن آمريكايى 31 ساله به وجود آمده و در روز 27 دسامبر 2002 با زايمان سزارين متولد شده است. كودك متولد شده را «حوا» نام گذاشتند. اين كودك هنگام تولد سه كيلو و دويست گرم وزن داشت.(11) اين بحث به طور عينى و عملى در همين يك مورد تحقق يافته است اما تولد فرزندان ديگرى نيز به روش شبيه سازى محال نيست.
محاسن و معايب شبيه سازى
براى شبيه سازى، فايده ها و ضررهايى توسط موافقان و مخالفان اين طرح ارائه شده است، كه به صورت مختصر، يادآور مى شويم:
محاسن
ـ پيوند عضو انسان شبيه سازى شده به كسى كه از او شبيه سازى شده است، براى طولانى كردن مدت عمر شخص اصلى (ايجاد اندام يدكى).
ـ تداعى و ايجاد خاطره براى بازماندگان شخص اصلى كه فوت كرده است.
ـ مى توان جفتهاى نازا را صاحب فرزند داراى ژنهاى مادرى يا پدرى نمود.
ـ با به كارگيرى درست فناورى كلونينگ مى توان فعاليت سلولهاى آسيب ديده را با تكثير سلولهاى جديد و جايگزين كردن آنها تجديد كرد.
ـ به وجود آوردن انسانهاى سالم براى جبران خطرهاى ناشى از بيماريهاى ارثى نهفته در برخى تركيبهاى جنسى.
ـ تنظيم جنس كودكان و انسانها در آينده.
ـ ساير فوائدى كه ذكر كرده اند.
معايب
ـ رواج برده دارى: با شيوع اين پديده ممكن است افرادى با سوء استفاده از آن شيوه و خريد و فروش چنين انسانهايى، برده دارى را رواج دهند.
ـ مغايرت با قانون ازدواج: عمل توالد بايد از راه زناشويى انجام پذيرد؛ نه از راه هاى ديگر.
ـ ايجاد كلون افراد خشن و بى عاطفه: اين امكان همواره وجود دارد كه شبيه سازان، از جنايتكاران و افراد نادرست جامعه استفاده كنند و امثال هيتلر را به وجود بياورند.
ـ شناخته شدن فرد شبيه سازى شده به عنوان شهروند درجه دوم.
ـ شيوع قاچاق و تجارت اعضاى بدن انسان با رواج شبيه سازى انسان: اگر از توليد اينگونه انسانها جلوگيرى نشود، دامنه فعاليت قاچاقچيان انسان از كنترل خارج خواهد شد و هر روز هزاران بچه همانندسازى شده، به منظور تهيه اعضا و قطعات قابل پيوند به بدن ديگران، به وجود خواهند آمد.
ـ مغايرت با اصل تنوع خلقت: شبيه سازى انسان، در نهايت به توليد و ترجيح نسلى خاص (نژاد برتر) و انقراض گونه هاى ديگر بشر مى انجامد.
ـ ايجاد جامعه بى هويت، چرا كه اين افراد فاقد هويت خانوادگى هستند؛ در نتيجه جامعه بى هويت ايجاد خواهد شد.
ـ ايجاد عوارض عاطفى و روانى در فرد شبيه سازى شده: از آنجا كه چنين فردى پدر مشخصى ندارد به كمبودهاى عاطفى و ناراحتيهاى روانى دچار شده و سرافكندگى و اندوه جانكاهى را تحمل مى كند و نيز چون مى داند كه نسخه اصلش كه قبل از وى به دنيا آمده، در اثر بيمارى ارثى فوت نموده است، مسلما از نظر روانى، رفتار بهنجارى نخواهد داشت؛ زيرا دقيقا زمان مرگ خود را مى داند.
ـ معايب ديگرى نيز برشمرده اند.
شبيه سازى از ديدگاه فقه
الف) ديدگاه علماى شيعه
مراجع عظام فعلى، شبيه سازى حيوانات را بالاتفاق جايز مى دانند ولى در مورد شبيه سازى انسانها آراى مختلفى دارند. ابتدا سؤال و جواب علما در مورد شبيه سازى حيوان را نقل مى كنيم.
مراجع عظام در پاسخ به سؤال «آيا مشابه سازى حيوان زنده توسط تكثير سلولهاى وى (كلوناژ) جايز است؟ (سلولى از حيوان زنده اخذ مى شود و با تكثير آن سلول، از طريق اطلاعات DNA، حيوانى با همان خصوصيات قبلى ايجاد مى كنند.)» چنين جواب دادند: (12)
آيت الله خامنه اى: اين كار فى نفسه اشكال ندارد.
آيت الله فاضل لنكرانى: دليلى بر حرمت اين عمل بر حسب عنوان اولى به نظر نرسيده است؛ گرچه بر حسب عناوين ثانويه اشكال دارد.
آيت الله بهجت: ظاهرا اشكالى به نظر نمى رسد.
آيت الله نورى همدانى: در غير انسان جايز است.
آيت الله مكارم شيرازى: اين كار در مورد حيوانات اشكالى ندارد ولى در مورد انسان جايز نيست.
آيت الله سيستانى: مانعى ندارد.
آيت الله صافى گلپايگانى: اگر مستلزم خلاف شرع نباشد بنفسه اشكال ندارد.
آيت الله موسوى اردبيلى: دليل قانع كننده اى بر حرمت چنين تحقيقات و آزمايشاتى وجود ندارد.
آيت الله صانعى: شبيه سازى حيوانات مانعى ندارد ولى نسبت به انسان حرام و معصيت و غيرجايز است.
اما در مورد شبيه سازى انسان، علما در پاسخ به سؤال «آيا مشابه سازى و تكثير انسان در آزمايشگاه و از طريق روشهاى پيشرفته علمى (كلوناژ) جايز است؟ (گرفتن سلول انسان و ايجاد انسانى با همان خصوصيات قبلى)» چنين جواب دادند: (13)
آيت الله فاضل لنكرانى: به عنوان اولى اشكال ندارد لكن اگر مفاسدى بر آن مترتب شود، به عنوان ثانوى جايز نيست.
آيت الله تبريزى: جايز نيست.
آيت الله مكارم شيرازى: اين كار جايز نيست و مفاسد زيادى دارد و اطلاعاتى كه اخيرا منتشر شده، نشان مى دهد كه كسانى كه از طريق شبيه سازى به وجود مى آيند، در معرض ناهنجاريهاى جسمى شديدى هستند مانند كمبود كليه ها و نيمى از مغز و امثال آن.
آيت الله سيستانى: فى حد ذاته مانعى ندارد.
آيت الله موسوى اردبيلى: گرچه شبيه سازى در مورد انسان تاكنون بر مرحله عمل نرسيده است و لكن دليل قوى و محكمى بر حرمت چنين تحقيقات و آزمايشاتى وجود ندارد.
آيت الله نورى همدانى: تحقق اين عمل معلوم نيست كه ممكن باشد و در صورت امكان، اگر با موازين اسلامى مخالف نباشد، اشكال ندارد.
برخی مسائل دیگر و پاسخ مراجع
«از آنجا كه در قرن بيستم شاهد رشد حيرت آور فناورى؛ خصوصا پيشرفتهايى در علم پزشكى حاصل شده است و يكى از آنها برآيندهاى مهم نوين، مهندسى ژنتيك و بدل سازى انسان (كلوناژ) مى باشد كه در علم وراثت مسائل مبهم و پيچيده اى پيدا شده است بفرماييد:
الف) اگر سلول جنسى در سردخانه براى مثلاً صد سال يا بيش از آن زنده نگاه داشته شود، سپس در رحم زنى كاشته و رويانده شود، آيا طفل ناشى از اين سلول پس از رشد و نمو و بلوغ مى تواند از بستگان و خويشان خود مطالبه ارث نمايد؟
ب) ممكن است با فناورى بدل سازى (كلوناژ)، چند نفر نسخه بدل يك اصل باشند. در صورتى كه جرمى ارتكاب شود از راه هاى اثر انگشت يا ديگر آثار جسمى يا علم قاضى اثبات شود يكى از اين افراد (اصل و فروع) مرتكب جرمند، كدام نسخه محاكمه و مجازات خواهد شد؟
ج) در صورتى كه دختر باكره اى با بهره گيرى از فناورى بدل سازى (كلوناژ) داراى فرزندى از سلول جنينى خود شود، در اين فرض آيا حامله شدن وى مشروع است؟ آيا فرزند به دنيا آمده نسخه بدل اوست يا همسانش يا دخترش؟
د) اگر خانواده اى نسخه اى از فرزندشان را در سردخانه نگهدارى كردند و پس از مرگ فرزندشان با فناورى بدل سازى (كلوناژ) نسخه بدل وى را در رحم مادر كاشتند و روياندند، در اين صورت آيا آفرينش انسانى براى هدفى كه به خاطر او مربوط نيست و نفعى نمى رساند، جايز است؟
ه) در صورتى كه فناورى بدل سازى (كلوناژ) به قدرى رشد كند كه مادران بتوانند با مشاهده فرجام فرزند پس از چند سال به كاتالوگهاى مختلف مراجعه و جنين را گزينش كنند (طفل ساليان رشد مى كند ولى نسخه هاى دست نخورده اش در سردخانه محفوظ مانده است.) چنين باردارى شرعا چه حكمى دارد؟»
جواب مراجع به اين سؤالها، به شرح زير است(14):
آيت الله مكارم شيرازى: الف) چنين نوزادى از كسى ارث نمى برد. ب) ديه در ميان آنها تقسيم مى شود. ج تا ه) اين عمل از نظر شرعى خالى از اشكال نيست و مفاسد زيادى بر آن مترتب مى شود. به همين جهت، حتى افرادى كه پايبند به دين و شريعت نيستند، به خاطر مفاسد اجتماعى آن به مخالفت با آن پرداخته اند.
آيت الله صافى گلپايگانى: اين موضوعات ظاهرا هنوز هم در دست تحقيق و تجربه است. اگر چه جواب على الفرض ممكن است ولى اولى اين است كه پس از تحقيق و تحقق كامل موضوع در خارج و ابتلا به آن، حكم آنها مورد سؤال واقع شود.
آيت الله بهجت: الف) وراثت نيست. ب) مثل ساير موارد اقامه بينه بر غير واحد و همچنين اقرار يا علم اجمالى است در احكام قصاص و ديه. ج) مانعى ندارد و به ولد اشبه است. د) مانعى ندارد. ه) از حيث تكليف، منعى بر آن ثابت نيست و از حيث صحت معامله، به نظاير آن مراجعه مى شود.
آيت الله سيستانى: الف) چنانچه تولد از منى شخص مذكور باشد، آن شخص پدر او محسوب مى شود و بستگان پدر، بستگان فرزند مى شوند. ب) در صورتى كه مشخص نشود، هيچ كدام مجازات نمى شوند. ج) مانعى ندارد. د) مانعى ندارد. ه) اشكالى ندارد.
همچنين آية الله معرفت(15) شبيه سازى انسان را فى نفسه حرام نمى داند ولى به حكم ثانوى، به دليل پيامدهاى منفى آن را حرام مى شمرد. همچنين آيت الله موسوى تبريزى(16) و آيت الله موسوى بجنوردى(17) شبيه سازى انسان را از نظر شرعى بلا مانع مى دانند. آيت الله سيد محمدحسين فضل الله(18) اصل شبيه سازى انسان را جايز مى داند و آن را «خلقت از عدم» نمى شمرد و نشانه اى بر قدرت انسان در كشف قوانين و نظامهايى مى داند كه خداوند در عالم خلقت گذاشته اند. البته ايشان هم، تكثير و رواج مسأله را جايز نمى داند و نيز در مورد اين كه جنين شبيه سازى شده را به قتل برسانند تا از اعضاى آن استفاده كنند حكم به حرمت داده است.
بر طبق آنچه نقل كرديم، اكثر علماى اسلامى اصل شبيه سازى انسان را جايز مى دانند ولى به حكم ثانوى به دليل مفاسدى كه در پى دارد جايز نمى شمرند.
ب) نظر علماى اهل سنت
هفته نامه المسلمون به نقل از ابن عثمين، عضو هيأت علماى سعودى مى نويسد: كمترين مجازات مبتكران بدل سازى با كلون كردن، بريدن دستان و پاهاى آنان مى باشد (مجازات مفسد فى الارض)؛ زيرا اين كار، بزرگترين فساد در زمين است.(19)
مجمع اسلامى الازهر كه بالاترين مرجع دينى اهل تسنن به شمار مى رود، شبيه سازى انسان را حرام اعلام كرده و يادآور شده است كه به هر وسيله اى كه شده، بايد جلوى آن را گرفت و در آخر نتيجه مى گيرد كه عمليات شبيه سازى انسان از لحاظ شرعى مثل اين است كه كسى شراب بسازد و يا از قانون علمى براى يك نتيجه مفسد استفاده كند.(20)
يوسف القرضاوى، مفتى مصر و مقيم قطر، به شدت شبيه سازى را محكوم و آن را مغاير با اختلاف و تنوع در خلقت همچنين قانون ازدواج دانست.(21)
اتحاديه عرب و سازمان كنفرانس اسلامى اخيرا با صدور بيانيه اى مخالفت صريح خود را با پروژه شبيه سازى اعلام كردند. «مجمع بررسيهاى اسلامى» كسانى را كه تكنولوژى شبيه سازى را بر روى انسان انجام مى دهند، محارب دانست.(22)
شبيه سازى از نظر اعتقادى
زمانى كه خبر شبيه سازى انسان اعلام شد، بيشترين مخالفتها از طرف گروهى از علماى مسيحى ابراز شد.(23) آنان شبيه سازى انسان را دخالت در كار خدا دانستند.
حال آيا واقعا شبيه سازى انسان دخالت در كار خدا محسوب مى شود؟
با كمى دقت مى توان گفت شبيه سازى هيچ مشكلى ايجاد نمى كند و دخالت در خالقيت خدا نيست؛ چرا كه اولاً: با دلايل عقلى و نقلى ثابت شده است كه خالق زمين و آسمان و همه موجودات، خداى متعال است؛ چنان كه قرآن كريم مى فرمايد: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الأَْرْضِ جَمِيعاً»(24) يعنى: او كسى است كه آنچه در زمين است، براى شما خلق كرد؛ «وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ»(25) يعنى: همه چيز را خداوند آفريده است. يا در جاى ديگر مى فرمايد: «الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَْرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيّامٍ»(26) يعنى: او كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه در آنهاست، در شش روز آفريده است.
آيات فراوان حكايت از اين مطلب دارد كه خالق تنها خداست؛ نه كس ديگر.
ثانيا؛ شبيه سازى، اصلاً آفرينش نيست بلكه اين عمل شبيه لقاح مصنوعى است. بنابراين، متخصص ژنتيك، فقط عاملى است براى اين نوع خلقت؛ نظير شخصى كه دانه اى را مى كارد و آن دانه رشد مى كند و به گياه تبديل مى گردد. كشاورز، مقدمات توليد را ايجاد مى كند؛ نه اين كه خالق و آفريننده گياه باشد؛ چنان كه قرآن كريم مى فرمايد: «أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ»(27) يعنى: آيا نديديد آنچه را كه در زمين كاشته بوديد؟! آيا شما آن دانه را از زمين رويانديد يا ما رويانديم؟!
همچنين پدر و مادر نيز در توليد فرزند نقش واسطه يا سبب را دارند؛ نه نقش خالق بودن را؛ چنان كه خداوند متعال مى فرمايد: «خَلَقَ الإِْنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ»(28) يعنى: (خدا) انسان را از نطفه آفريد. از اين آيه شريفه معلوم مى شود خالق انسان خداست، و نطفه، واسطه است.
بنابراين، توليد كردن مشابه انسان يا حيوان، با خداوندى خدا و خالقيت او هيچ منافاتى ندارد؛ زيرا اولاً دانشمند ژنتيك، فقط نقش واسطه را بازى كرده و با اجراى عمليات خاصى، اسباب توليد را ايجاد كرده است. ثانيا مواد اوليه همين عمليات نيز، در طبيعت موجود است (نظير تخمك، سلول و...) و آن دانشمند، براى توليد، از همان مواد طبيعى استفاده كرده و خالق مواد طبيعى نيست. ثالثا مهمترين بخش خلقت جانداران، خلقت روح آنهاست كه توليد اين بخش، از عهده بشر خارج است.(29)
آيت الله سيد محسن موسوى تبريزى تولد اين انسان را نه تنها دخالت در خلقت نمى داند بلكه بيان مى دارد كه خداوند به انسانها اين اجازه را داده است كه تا در اسرار طبيعت دست به كشف بزنند و از آن به نفع خود استفاده كنند.(30) آيت الله عبايى خراسانى معتقد بود كه اين اقدام به هيچ وجه مخالفت با مبانى خلقت و اسلام نيست؛ چرا كه خداوند به تصريح از خلقت حضرت آدم و حوا كه بدون پدر و مادر و همچنين حضرت عيسى كه بدون پدر متولد شده، در قرآن آورده است و در نهايت، آن را يكى از آثار نظام آفرينش و قدرت خداوند مى داند.(31)
همچنين آيت الله موسوى بجنوردى مى گويد:
«اگر در قرآن مجيد آمده است كه «انا خلقناكم من ذكر و انثى» اين به روش معمول اشاره مى كند؛ يعنى غالب مردم، از طريق تركيب اسپرم و تخمك پديد مى آيند. حال به روشى ديگر ما از مخلوق خداوند سبحان، انسان ديگرى پديد مى آوريم، اين انسان باز هم مخلوق خدا محسوب مى شود. در عالم خلقت، ما استقلال نداريم. ما از مخلوق خداوند سبحان استفاده مى كنيم. انسان دو حيات دارد: حيات حيوانى و حيات انسانى. قرآن مى فرمايد: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإِْنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً» خلقت اول، مراحل خلقت حيوانى را مى گويند و منظور از خلقت آخر، خلقت انسانى است كه همان نفس ناطقه يا روح است. انسان، روح را نمى تواند توليد كند. با كلون سازى يا هر شيوه ديگر، مقتضيات حيات حيوانى توليد مى شود اما روح را، نفس ناطقه را خداوند سبحان مى دهد.»(32)
بنابراين، شبيه سازى را دخالت در كار خدا شمردن، از منظر اسلامى به هيچ وجه صحيح نيست.(33)
شبيه سازى انسان از نظر حقوقى
شبيه سازى انسان، از نظر حقوقى ممكن است مشكلاتى را ايجاد كند، از جمله:
ـ از آنجا كه در شبيه سازى، فرد توليد شده، كاملاً شبيه فرد صاحب ژن خواهد بود؛ حتى خطوط سر انگشتان نيز از اين شباهت مستثنى نيستند (و اين خطوط، در هر فرد، منحصر به همان شخص بوده عامل مهمى براى يافتن مجرم است.) با اين عمل، شخص صاحب ژن مى تواند جرايمى را مرتكب شود و از چنگال قانون بگريزد، آنگاه عمل خويش را به فرد توليد شده، نسبت دهد يا برعكس. بنابراين، حقوق و آزادى طرفين، سلب خواهد شد؛ به علاوه، مجرم واقعى هم مشخص نمى شود و حق آن شخصى كه مورد ظلم و تعدى قرار گرفته از بين خواهد رفت.(34)
ـ انسانى كه از راه شبيه سازى به وجود مى آيد، نه پدرى دارد (چون از نطفه مرد نيست.) و نه مادرى (چون تركيب با نطفه ماده نيست.) و نه خواهرى دارد و نه برادرى و نه خويشاوندى و در رحمى پرورش پيدا كرده كه مادرش نيست، بلكه مادر جانشين است. خلاصه، فردى است فاقد نسب.(35)
ـ اگر زن باكره اى با بهره گيرى از شبيه سازى، داراى فرزندى از سلول جنسى خود شود، در اين صورت آيا حامله شدن وى مشروع است يا خير؟ و آيا فرزند به دنيا آمده، بدل اوست يا همسانش يا دخترش.
ـ فرد شبيه سازى شده، از چه كسى ارث مى برد.
ـ اگر كسى شخص شبيه سازى را به قتل برساند، حكمش چيست؟ ديه يا قصاص؟
ـ نفقه و حضانت فرد شبيه سازى شده، بر عهده چه كسى است؟
مشكلات حقوقى ديگرى نيز، مطرح شده است.
مشكلى در پاسخ به ابهامهاى مطرح شده نيست؛ زيرا (همان طور كه پيشتر نقل كرديم) فقهاى محترم به آنها پاسخ داده اند و نهايت اين است كه مى گويند كودك شبيه سازى شده هيچ حق و حقوقى در جامعه ندارد.
بحث بلاتكليفى چنين كودكى به اين دليل، مهم است كه اگر شبيه سازى، به توليد انبوه برسد، چنين كودكانى البته بايد مثل ساير انسانها حقوقى داشته باشند؛ و گرنه مشكلات فراوانى ايجاد مى شود و بايد جلوى توليد چنين موجودى را گرفت؛ حتى بعضى فقهاى محترم و حقوقدانان كه اصل شبيه سازى را حرام نمى دانند (حكم اولى)، به دليل عوارض سوئى كه توليد چنين موجودى در پى خواهد داشت با آن مخالفت مى كنند (حكم ثانوى).
شبيه سازى از نظر اخلاقى
در مورد اخلاقى يا غيراخلاقى بودن شبيه سازى انسان، بحثهاى زيادى صورت گرفته است. بعضى به دليل اخلاقى از شبيه سازى دفاع مى كنند اما بسيارى ديگر، به همين دليل مخالف آن هستند.
دلايل موافقان
ـ بعضى از ويژگيها، استعدادها و سجاياى اخلاقى از ژنها تأثير مى پذيرند. شبيه سازى انسان بالغى كه ويژگيهاى مطلوب را دارد، مى تواند به توليد كودكى با قابليتهاى مشابه منجر شود؛(36) مثلاً سلولهاى نوابغ را بگيرند و نگهدارى كنند و در هر عصر و زمانى، نوابغى توليد كنند.
ـ در مورد زوج نابارورى كه در آن، مرد به طور كامل نابارور است، شبيه سازى مى تواند به توليد بچه بينجامد. تخمك زن و سلولى از پيكره مرد با هم امتزاج مى يابند و به اين ترتيب، هر دو در توليد كودك دخيل مى شوند. مرد، اطلاعات ژنتيكى را فراهم مى سازد و زن كارخانه توليد سلول مى شود. اين وضعيت، بسيار اخلاقى تر از حالتى است كه چنين زوجهاى نابارورى، از اسپرم مرد ديگرى استفاده كنند.(37)
ـ به وجود آوردن انسانهاى سالم براى جبران خطرهاى ناشى از بيماريهاى ارثى نهفته در برخى تركيبهاى جنسى.(38)
ـ با شبيه سازى، حيواناتى به وجود مى آيند كه مى توان از اعضاى بدن آنها براى پيوند انسانها استفاده كرد و يا از طريق جراحى ژنتيك، سلولهاى سالم مانده از عضو آسيب ديده را به يك عضو كامل تبديل كرد و يا از موادى كه حيوانات در بدنشان توليد مى كنند، در داروسازى استفاده كرد.(39)
دلايل مخالفان
ـ اسلام، روابط انسانها را با يكديگر به عنوان يك اصل زندگى مذهبى تلقى مى كند و در واقع بر اساس حديثى از قول حضرت رسول، نه دهم مذهب، روابط انسانها با يكديگر را شامل مى شود و يك دهم آن، رابطه انسان با خدا. بحثى كه مسلمانان در اين مورد دارند، بيشتر مربوط به مشكلاتى است كه با دخالت تكنولوژى در رابطه اخلاقى ـ عاطفى مرد و همسرش و والدين با فرزندانش اثر مى گذارد.(40)
ـ اگر از طريق شبيه سازى، فرزندانى متولد شوند، ممكن است مسأله نكاح و ازدواج كه يك امر طبيعى است، به تدريج برچيده شود و نظام خانوادگى مختل گردد و بسيارى از زنان بى شوهر باردار شوند، يا زنى از خودش باردار شود كه به ظاهر آن دو مادر و فرزند هستند؛ولى به يك معنا دوقلو هستند. اخلاق جهانى، اين عمل را نمى پذيرد؛ زيرا باعث اضمحلال نظام خانواده در جوامع بشرى مى شود.(41)
ـ اين شيوه اگر به علاج نازايى منتهى شود، نيل به مطلوب از راهى نادرست و ناشايست است. اين شيوه به وجود جنينهاى اضافى خواهد انجاميد؛ جنينهايى كه در برابرشان جز مرگ يا كاشت در رحم ساير زنان، راه ديگرى وجود ندارد. گزينش مرگ به معناى ايجاد زندگى براى تسليم كردن به مرگ خواهد بود و در صورتى كه در رحم زنان ديگر گذاشته شوند، مفاد آن پذيرش جنينى ناشناخته توسط زنى ديگر است؛ جنينى كه در محدوده ازدواج به دست نيامده است.(42)
ـ اگر اين فناورى به همين صورت ادامه يابد، چه بسا روزى در دستان ديكتاتورى بيفتد كه از آن بر ضد بشر بهره بگيرد. در حال حاضر بسيارى از اكتشافات بشر براى نابودى انسان به كار گرفته مى شود. بمبهاى هسته اى انبار شده در دنيا، به تنهايى مى توانند ده بار زمين را از بين ببرد. خونخوارانى كه امروز بر جهان حكومت مى كنند، بسيارند و همه در آرزوى جاودانگى و حاكميت مطلق و هميشگى هستند.(43)
موارد ياد شده، جزئى از عقايد طرفداران و مخالفان طرح شبيه سازى انسان از نظرگاه اخلاقى است. شايان ذكر است كه مخالفان اين طرح، با اصل قضيه مخالف نيستند، ولى شيوع آن را مشكل ساز مى دانند.
واكنشهاى جهانى در مورد شبيه سازى
در مورد شبيه سازى نگرانيهايى در سطح جهان به چشم مى خورد كه از صحبتهاى عده اى از افراد سرشناس بين المللى كاملاً نمايان است؛ حتى برخى از مجريان شبيه سازى را به واكنش واداشته است؛ به عنوان مثال، آقاى ريون در مورد احتمال پيشگيرى و منع وى از انجام عمليات شبيه سازى مى گويد: «اگر در خشكى براى من ممكن نباشد در آبهاى اقيانوسها عمل شبيه سازى را به انجام خواهم رساند.»(44)
ژاك شيراك، رئيس جمهور فرانسه، همانندسازى انسان را يك اقدام جنايت كارانه خواند و خوا |