باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 29 اسفند 1388 كاربران برخط 69 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
اصل عليت
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ

اصل عليت عبارت است از قضيه‏اى كه دلالت بر نيازمندى معلول به علت دارد و لازمه‏اش اين است كه معلول بدون علت تحقق نيابد اين مطلب را مى‏توان در قالب قضيه حقيقيه به اين شكل بيان كرد هر معلولى محتاج به علت است و مفاد آن اين است كه هرگاه معلولى در خارج تحقق يابد نيازمند به علت‏خواهد بود و هيچ موجودى نيست كه وصف معلوليت را داشته باشد و بدون علت بوجود آمده باشد پس وجود معلول كاشف از اين است كه علتى آن را بوجود آورده است.


اين قضيه از قضاياى تحليلى است و مفهوم محمول آن از مفهوم موضوعش بدست مى‏آيد زيرا مفهوم معلول چنانكه توضيح داده شد عبارت است از موجودى كه وجود آن متوقف بر موجود ديگر و نيازمند به آن باشد پس مفهوم موضوع معلول مشتمل بر معناى احتياج و توقف و نياز به علت است كه محمول قضيه مزبور را تشكيل مى‏دهد و از اين روى از بديهيات اوليه و بى‏نياز از هر گونه دليل و برهانى است و صرف تصور موضوع و محمول براى تصديق به آن كفايت مى‏كند.


اما اين قضيه دلالتى بر وجود معلول در خارج ندارد و به استناد آن نمى‏توان اثبات كرد كه در جهان هستى موجود نيازمند به علت وجود دارد زيرا قضيه حقيقيه در حكم قضيه شرطيه است و بخودى خود نمى‏تواند وجود موضوعش را در خارج اثبات كند و بيش از اين دلالتى ندارد كه اگر موجودى به وصف معلوليت تحقق يافت ناچار علتى خواهد داشت.


اين اصل را مى‏توان بصورت ديگرى بيان كرد كه دلالت بر وجود مصاديق موضوع در خارج داشته باشد مانند اين شكل معلولهايى كه در خارج وجود دارند نيازمند به علت مى‏باشند اين قضيه را نيز مى‏توان از قضاياى بديهى دانست زيرا منحل به دو قضيه مى‏شود كه يكى همان قضيه سابق و از بديهيات اوليه است و ديگرى قضيه‏اى كه دلالت بر وجود معلولاتى در خارج دارد و آن هم با علم حضورى به معلولات درونى بدست مى‏آيد يعنى از قضاياى وجدانى و بديهى مى‏باشد.


ولى اين قضيه هم نمى‏تواند مصاديق معلول را تعيين كند و همين اندازه دلالت دارد كه موجوداتى در خارج هستند كه داراى عنوان معلول بوده نيازمند به علت مى‏باشند اما كداميك از موجودات خارجى داراى چنين عنوان و حكمى هستند از خود اين قضيه بدست نمى‏آيد.


به هر حال شناختن مصاديق علت و معلول جز آنچه با علم حضورى درك مى‏شود بديهى نيست و احتياج به برهان دارد و نخست بايد اوصاف علت و معلول را تعيين كرد و با تطبيق آنها بر موجودات خارجى مصاديق علت و معلول را در ميان آنها تشخيص داد.


بعضى از فلاسفه غربى كه مفاد اصل عليت را درست درنيافته‏اند پنداشته‏اند كه مفاد آن اين است كه هر موجودى نيازمند به علت است و از اين روى به گمان خودشان در برهانى كه بر اساس اصل عليت براى اثبات وجود خداى متعال اقامه شده مناقشه كرده‏اند كه طبق اصل مزبور خدا هم بايد آفريننده‏اى داشته باشد غافل از اينكه موضوع اصل عليت موجود بطور مطلق نيست بلكه موجود معلول است و چون خداى متعال معلول نيست نيازى هم به علت و آفريننده نخواهد داشت


 


ملاك احتياج به علت


فلاسفه اسلامى بحثى را تحت عنوان ملاك احتياج به علت مطرح كرده‏اند كه نتيجه آن تعيين موضوع براى اصل عليت است و حاصل آن اين است.


اگر موضوع اين قضيه موجود بطور مطلق باشد معنايش اين است كه موجود از آن جهت كه موجود است نياز به علت دارد و لازمه‏اش اين است كه هر موجودى نيازمند به علت باشد ولى چنين مطلبى نه تنها بديهى نيست بلكه دليلى هم ندارد و بالاتر آنكه برهان بر خلاف آن داريم زيرا براهينى كه وجود خداى متعال را اثبات مى‏كنند بيانگر اين مطلب هستند كه موجود بى‏نياز از علت هم وجود دارد پس موضوع قضيه مزبور مقيد است اكنون بايد ببينيم كه قيد آن چيست.


متكلمين پنداشته‏اند كه قيد آن حادث است‏يعنى هر موجودى كه حادث باشد و در يك زمانى موجود نباشد و بعد بوجود بيايد نيازمند به علت‏خواهد بود و از اين روى موجود قديم را منحصر به خداى متعال دانسته‏اند و چنين استدلال كرده‏اند كه اگر موجودى ازلى باشد و سابقه عدم نداشته باشد نيازى ندارد كه موجود ديگرى آن را بوجود بياورد.


در برابر ايشان فلاسفه معتقدند كه قيد موضوع در قضيه ياد شده ممكن است‏يعنى هر موجودى كه ذاتا امكان عدم داشته باشد و فرض نبودن آن محال نباشد نيازمند به علت‏خواهد بود و كوتاه بودن يا دراز بودن عمرش او را بى‏نياز از علت نمى‏سازد بلكه هر قدر عمرش طولانى‏تر باشد نياز بيشترى به علت‏خواهد داشت و اگر فرض شود كه عمر آن بى‏نهايت باشد نيازش هم به علت بى‏نهايت‏خواهد بود بنا بر ابن عقلا محال نيست كه موجود معلولى قديم باشد.


ولى بايد دانست امكانى كه بعنوان قيد موضوع و ملاك احتياج به علت ذكر شده صفت ماهيت است و بقول فلاسفه ماهيت است كه خود بخود اقتضائى نسبت به وجود و عدم ندارد و به ديگر سخن نسبتش به وجود و عدم يكسان است و بايد چيز ديگرى آن را از حد تساوى خارج سازد و آن چيز همان علت است و از اين روى ملاك احتياج به علت را امكان ماهوى قلمداد كرده‏اند.


اما اين بيان با اصالت ماهيت‏سازگار است و كسانى كه قائل به اصالت وجود هستند سزاوار است كه تكيه‏گاه بحثهاى فلسفى خود را وجود قرار دهند و به همين جهت است كه صدرالمتالهين فرموده است كه ملاك احتياج معلول به علت نحوه وجود آن است و بعبارت ديگر فقر وجودى و وابستگى ذاتى بعضى از وجودها ملاك احتياج آنها به وجود غنى و بى‏نياز مى‏باشد پس موضوع قضيه مزبور موجود فقير يا موجود وابسته خواهد بود و هنگامى كه مراتب تشكيكى وجود را در نظر بگيريم كه هر مرتبه ضعيفترى وابسته به مرتبه قويتر است مى‏توانيم موضوع قضيه را موجود ضعيف قرار دهيم و ملاك احتياج به علت را ضعف مرتبه وجود بدانيم.


با دقت در بيان صدرالمتالهين بدست مى‏آيد كه اولا رابطه عليت را بايد در ميان وجود علت و وجود معلول جستجو كرد نه در ماهيت آنها و اين همان نتيجه طبيعى قول به اصالت وجود است بر خلاف كسانى كه پنداشته‏اند كه علت ماهيت معلول را محقق مى‏سازد و يا آن را متصف به موجوديت مى‏كند و به اصطلاح جعل به ماهيت تعلق مى‏گيرد و يا به اتصاف ماهيت به وجود و اين هر دو قول مبتنى بر اصالت ماهيت است و با ابطال آن جايى براى اينگونه نظرها باقى نمى‏ماند.


ثانيا معلوليت و وابستگى معلول ذاتى وجود آن است و وجود وابسته هيچگاه مستقل و بى‏نياز از علت نخواهد شد و بعبارت ديگر وجود معلول عين تعلق و وابستگى به علت هستى‏بخش است و بر اين اساس است كه وجود عينى به دو قسم مستقل و رابط تقسيم مى‏شود و اين همان مطلب نفيسى است كه قبلا به آن اشاره كرده‏ايم و آن را از ارزشمندترين ثمرات حكمت متعاليه دانسته‏ايم و در اين مبحث بايد به تبيين آن بپردازيم.


 


خلاصه


1- اصل عليت اصلى عقلى و متافيزيكى است و از راه تجربه بدست نمى‏آيد.


2- استفاده از تجربه در صورتى ممكن است كه وجود اشياء مورد تجربه يقينى باشد و شناخت دقيق آنها نيز ميسر باشد و اثبات يقينى اين دو مطلب نيازمند به قبول اصل عليت و قوانين فرعى آن است.


3- از سوى ديگر تجربه تنها مى‏تواند تقارن يا تعاقب پديده‏ها را در قلمرو خودش اثبات نمايد ولى نه عليت مساوى با تقارن يا تعاقب است و نه با تجربه مى‏توان امكان تصادف را در خارج از حوزه اشياء تجربه شده نفى كرد.


4- بنابر اين كسانى كه عليت را بمعناى تقارن يا تعاقب پديده‏ها دانسته‏اند و همچنين كسانى كه گرايش پوزيتويستى دارند نمى‏توانند هيچ قانون كلى و قطعى را ثابت كنند.


5- اين قضيه كه هر معلولى نيازمند به علت است قضيه‏اى تحليلى و از بديهيات اوليه و بى‏نياز از برهان است.


6- وجود موجود معلول و وابسته را مى‏توان فى الجمله با علم حضورى دريافت و با تركيب كردن مفاد آن با قضيه بالا قضيه بديهى ديگرى به اين مضمون بدست آورد معلولاتى كه در خارج وجود دارند نيازمند به علت هستند.


7- اما هيچكدام از اين دو قضيه نمى‏توانند مصاديق علت و معلول را تعيين كنند.


8- بعضى پنداشته‏اند كه موضوع اصل عليت مطلق موجود است و از اين روى بر برهان عله العلل خرده گرفته‏اند كه طبق اصل عليت بايد خدا هم آفريننده‏اى داشته باشد غافل از اينكه موضوع اصل مزبور موجود معلول است نه مطلق موجود.


9- متكلمين موضوع اين قضيه را موجود حادث گرفته‏اند و موجود قديم را منحصر به خداى متعال دانسته‏اند به گمان اينكه اگر موجودى هميشه باشد نيازى به ايجاد كننده نخواهد داشت.


10- فلاسفه معتقدند كه موضوع اصل مزبور موجود ممكن است و بر اين اساس هر موجود ذى‏ماهيتى را محتاج به علت مى‏دانند هر چند از نظر زمانى قديم باشد.


11- صدرالمتالهين ملاك احتياج به علت را فقر وجودى دانسته موضوع اصل عليت را موجود فقير شمرده است و اين بيانى است كه با اصالت وجود سازگار است.


12- لازمه بيان مزبور اين است كه اولا رابطه عليت در وجود دانسته شود نه در ماهيت و ثانيا فقر و وابستگى براى موجود معلول امرى ذاتى و تخلف ناپذير باشد.



 

    3581 بازديد     0 امتياز     14 مطلب

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 


←  تبيين اصل عليّت در فلسفه اصالت وجودى صدرايى / نويسنده:  موسي اكرمي
51 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  علیت در فلسـفه شـرق و جنوب شرقی آسیا  
248 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  آيا در تاريخ چيزى علت چيز ديگرى است / سخنران:  حسين شيخ رضايى
208 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  او تمام علت هاست / نويسنده:  مهدي عباس زاده
121 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  علیت در نگاه علامه طباطبایی / نويسنده:  رهام برکچی زاده
304 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  سیری انتقادی در برهان نظم / نويسنده:  رهام برکچی زاده
239 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  يك مفهوم و هزار معنا / نويسنده:  مهدي عباس زاده
152 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  «أمر بين الأمرين» در ترازوى براهين عقلى و آيات قرآن / نويسنده:  ایوب اکرمی
165 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  عليت در فيزيك كلاسيك / نويسنده:  رضا عليزاده
330 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  تبيين اصل عليّت درفلسفه اصالت وجودي صدرايي / نويسنده:  موسي اكرمي
701 بازديد - 0 تعداد نظر - 4 امتياز

←  نمودهای کلامی و قرآنی انکار علیت توسط اشاعره / نويسنده:  صدرالدین طاهری
657 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  عليت‌؛ غزالي‌ و نظريه‌ كوانتوم‌ / نويسنده:  كرن‌ هاردينگ‌
180 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  حذف عليت، يعني حذف عقل / نويسنده:  سيد يحيي يثربي
402 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  نقد اصوليان بر عليّت فلسفي / نويسنده:  رضا برنجكار
609 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

اين آرشيو هم اکنون داراي 14 مطلب در 1 صفحه مي باشد.
 
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب