باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 87 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
دموكراسي
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ

مردم سالاري

واژه دموكراسى از لفظ يونانى دموكراتيا (Demokratia) گرفته شده است. اين اصطلاح از دو واژه دموس (Demos) به معناى مردم و كراتوس (Kratein) به معناى حكومت كردن، تشكيل شده است. بدين ترتيب دموكراسى از نظر لغت به معناى حكومت به وسيله مردم (حكومت مردم بر مردم) است.


البته دموس به معناى اراذل و اوباش، توده عوام، اقشار فرودست و ضعيف، و كليه شهروندانى كه در پاليس(1) يا دولت شهر زندگى مى كنند، نيز آمده است. كراتوس نيز به معناى قدرت و قانون بكار مى رود.(2)


تعاريف فراوانى براى دموكراسى مطرح شده است(3)؛ اما در يك تعريف جامع مى توان گفت: دموكراسى حكومتى است كه به نوع تصميم گيرى جمعى تعلق دارد. در اين حكومت نمايندگانى از سوى اكثريت مردم انتخاب مى شوند، تا بر آنان حكومت كنند. نمايندگان برگزيده مردم پس از مشورت و بررسى طولانى، قوانينى را تصويب كرده به آگاهى مردم مى رسانند؛ به طورى كه بر هيچ كس پوشيده نباشد، تا بدين وسيله آزادى و برابرى را در جامعه پياده كنند.


دموكراسى در مفهوم خود بيان گر اين آرمان است كه: تصميمهايى كه بر اجتماعى به عنوان يك مجموعه اثر مى گذارند، بايد با نظر كليه افراد آن اجتماع گرفته شوند. هم چنين، كليه اعضا بايد از حق برابر براى شركت در تصميم گيرى برخوردار باشند.


در واقع وجود دموكراسى مستلزم دو اصل كلّى است:


الف. نظارت همگانى بر تصميم گيرى جمعى؛


ب. داشتن حق برابر در اِعمال اين نظارت.


هر اندازه كه اين دو اصل در تصميم گيريهاى يك اجتماع بيشتر تحقق يابد، آن اجتماع دموكراتيك تر خواهد شد.(4)


 


تاريخچه دموكراسى


پيشينه دموكراسى به دولت شهرهاى يونان باستان از سده پنجم قبل از ميلاد و زمان افلاطون و ارسطو بر مى گردد؛ بطورى كه آنان در كتابهايشان به طور مفصل به اين موضوع پرداخته اند.(5) در آنجا شهروندان ـ به جز زنان و بردگان ـ در امر حكومت و وضع قوانين مشاركت مستقيم داشتند. در جمهورى روم نيز ـ پيش از پيدايش دوره امپراطورى ـ ابعادى از دموكراسى به چشم مى خورد.


در اروپاى غربى، اين نظام حكومتى با شكل نوين نمايندگى (پارلمانى)، همراه با پيدايش دولت در قرن شانزدهم ظهور يافت. در انگلستان، با انقلاب 1688م عقيده به اينكه سلطنت يك «حق الهى» است مردود شمرده شده و پارلمان بر شاه برترى يافت.


در آمريكا، انقلاب 1776م مبتنى بر اصول قرارداد اجتماعى، و نيز قانون اساسى ايالات متحده (1787م) از ديگر زمينه گستران و پيش برندگان تفكر دموكراسى بوده اند.


در فرانسه، انقلاب كبير (1789م) با شعارهاى دموكراسى (آزادى، برادرى، برابرى) در پيروزى و پى ريزى دموكراسى نوين تأثير بسزايى داشت.


به هر حال، سرانجام تا نيمه هاى قرن نوزدهم، اكثر كشورهاى غربى نهادهاى دموكراسى را پذيرا شدند. با اين وصف تا اوايل قرن بيستم، عده زيادى از شهروندان از مشاركت سياسى محروم بودند؛ در انگلستان كارگران، تا 1867م و زنان تا 1918م حقّ رأى نداشتند.


دانشمندان فراوانى در گسترش بعد فكرى و نظرى دموكراسى تأثير داشتند؛ مانند: جان لاك، ژان ژاك روسو، مونتسكيو، جان استوارت ميل، جان ديويى، ويليام جيمز، هارولد لاسكى، ژوزف شومپيتر، آيزايابرلين و... .(6)


 


اصول و پايه هاى نظام دموكراسى


1. اصل مقبوليت و رضايت: مفهوم رضايت و پذيرش شهروندان در تبعيت از حكومت و حاكمان، از عناصر اساسى در فلسفه سياسى دموكراسى است.


2. اصل حاكميت ملّى و مشاركت عمومى: مقصود آنست كه سازمانها و تصميمات حكومت، مستند به رأى مردم باشد و به شخص معيّن و يا طبقه حاكمه متّكى نباشد؛ يعنى حاكميت و سيادت از آنِ تمامى مردم است و مردم با انتخاب نماينده و نظارت بر عملكرد او، از هر گونه انحصار در روند تصميم سازى و چيرگى گروه و فكر خاص جلوگيرى مى كنند. اين از اصول دموكراسى است، كه در واقع تمام اصول و مؤلفه هاى ديگر، جلوه هاى جزئى تر آن هستند.


3. اصل برابرى: از اركان و پايه هاى نظام دموكراسى، برابرى است؛ يعنى همه افراد جامعه بايد در برابر قانون يكسان و برابر بوده، از حق شركت در وضع قوانين دولتى يا نقد آنها برخوردار باشند. براساس اصل مساوات، بايد به تمامى اعضاى جامعه فرصت كافى داده شود تا در عرصه هاى مختلف سياسى، اقتصادى، آموزشى و پرورشى، به ميزانى كه مى خواهند دخالت كنند.


4. اصل آزادى(7): يعنى، افراد بايد حق آزادى بيان، آزادى رأى، آزادى عقيده و انتقاد و... در تمامى شئون حكومتى، فردى و اجتماعى را دارا باشند.


5. حاكميت قانون: در تمام عرصه ها فقط قانون حاكميت دارد؛ قانونى كه به دست نمايندگان خود مردم وضع شده است.


6. حكومت اكثريت: يعنى بايد تمامى تصميمات دولت در هر امرى، موافق با اراده اكثريت افراد جامعه باشد، و اگر در ميان ملّت در امرى اختلاف نظر پيدا شد، دولت بايد اراده و نظر اكثريت را ملاك عمل قرار دهد.


7. سيستم نمايندگى: هيئت نمايندگان بايستى حق قانونگذارى، حقّ رأى در مورد مالياتها، نظارت بر بودجه، حق استيضاح و پرسش از تصميمات دولت را داشته باشد.(8)


 


مدلهاى دموكراسى(9)


محققين و نظريه پردازان سياسى، با عنايت به مفهوم دموكراسى، از جنبه هاى گوناگون تقسيماتى را براى دموكراسى بيان كرده اند كه هر كدام مفهوم خاصى از آن را تداعى مى كند:


 


1. دموكراسى مستقيم:


در اين نوع دموكراسى، عموم مردم ـ كه عنوان شهروند بر آنها اطلاق مى شود ـ بطور مستقيم در وضع قوانين و تعيين حاكمان شركت مى كنند؛ به اين صورت كه همه مردم در مجامع عمومى حاضر مى شوند و درباره مسائل كشورى اظهار نظر كرده و تصميم مى گيرند. اين نوع دموكراسى در يونان باستان و بعضى از نواحى سوئيس وجود داشت؛ امّا در حال حاضر به جهت كثرت جمعيت شهرها و كشورها، عملاً امكان پذير نيست.


 


2. دموكراسى نمايندگى يا پارلمانى:


در اين نوع دموكراسى، تصميمات سياسى كشور توسط شهروندان صورت مى پذيرد، اما نه بطور مستقيم بلكه از طريق نمايندگانى اجرا مى شود كه بوسيله آنان انتخاب شده اند. بدين ترتيب مردم به طور غيرمستقيم در امور جارى كشور دخالت كرده و به مطالبات خود مى رسند.


 


3. دموكراسى ليبرال:


مردم سالارى ليبرال يا ليبرال دموكراسى، شكلى از حكومت مى باشد كه نماد آن معمولاً مردم سالارى نمايندگى يا پارلمانى است كه به اصطلاح قدرت اكثريت در چارچوب قانون اعمال مى شود، البته قانونى كه از بيان اراده عامه مردم صورت مى پذيرد.


در اين نوع مردم سالارى، آزادى نسبت به همه ارزشهاى سياسى ديگر اولويّت دارد و آزادى را بالاتر از برابرى، فضيلت مدنى، رفاه و غير اينها مى دانند. قانون در اين تفكّر در استخدام حفظ آزاديهاى فردى است و قانون اساسى تا جايى مطلوب است كه به حقوق فرد و سلايق افراد دست اندازى نكند.


اين الگو از دموكراسى هيچ ايدئولوژى و چارچوبى را، بر اراده آزادانه افراد تحمّل نمى كند و با جديت به توزيع قدرت و تفكيك قوا مى انديشد. اين مدل از حكومت تقريبا از انگلستان در قرن هفدهم شروع شد و مردم انگليس براى نخستين بار طى مبارزاتى، حكومت استبدادى پادشاهى را در هم كوبيده و اين چنين حكومتى را پايه گذارى كردند.


 


4. دموكراسى سوسياليستى:


مردم سالارى سوسياليستى تركيبى از نظام سياسى و اجتماعى با نظام اقتصادى و اجتماعى است (يعنى، تركيبب دموكراسى و سوسياليسم). اين نوع دموكراسى بر خلاف دموكراسى ليبرال، نگران تأثير نامطلوب نابرابريهاى اقتصادى، بر روى برابرى سياسى است، و به همين جهت بر دخالت جدّى دولت در امور اقتصادى تأكيد دارد، و بيش از آنكه بر آزادى تأكيد كند، طرفدار برابرى است، و به توزيع عادلانه ثروت توجه دارد.


پس از جنگ جهانى اول، اين انديشه در روسيه و پس از پايان جنگ جهانى دوم در اروپاى شرقى، چين و ويتنام شمالى و برخى كشورهاى غربى نفوذ كرد. و امروز به دليل متلاشى شدن اين انديشه در كشور روسيه، غالب كشورها از آن رويگردان شده اند.


 


5. دموكراسى كثرت گرا (پلوراليستى):


اين مدل از دموكراسى يكى از گرايشهاى نوين سنّت ليبرالى است و هدف آن توزيع قدرت و نفى قدرت متمركز است. طرفداران اين دموكراسى، حضور سليقه هاى مختلف و متكثّر را در بالاترين سطح آن خواستارند. بر خلاف بسيارى از مدلهاى پيشين، اين دموكراسى طالب يك نظام حكومتى است كه ايدئولوژى خاصّى بر آن حاكم نباشد.


 


6. دموكراسى مشاركتى:


اين نوع دموكراسى در واقع تركيبى از دموكراسى مستقيم و نمايندگى است. تأكيد هواداران اين نوع حكومت، بر مشاركت هر چه بيشتر مردم در صحنه هاى سياسى و اقتصادى است. اين گروه معتقدند همان طورى كه مشاركت فعال مردم در صحنه هاى اقتصادى باعث رونق اقتصادى مى گردد، كليه شهروندان مى بايست در عرصه هاى سياسى نيز، نه تنها در زمان انتخابات بلكه در هر زمان مشاركت فعال داشته باشند.


 


7. دموكراسى چند حزبى:


اين مدل از دموكراسى همان است كه در حال حاضر در اكثر كشورهاى غربى وجود دارد. يعنى تمام كسانى كه داراى حق رأى هستند، با توجه به برنامه هاى مختلفى كه از سوى احزاب گوناگون در مورد مسائل مختلف سياسى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى، و بين المللى عنوان مى گردد، به كانديداى حزب مورد نظر خود رأى مى دهند.


 


البته مدلهاى ديگر مردم سالارى و دموكراسى مانند: دموكراسى مشروطه اى، دموكراسى مطلقه، دموكراسى عامه گرا و... در نظامهاى سياسى جهان مطرح است.


 


پی نوشت:


1. پاليس: به يك ادراك، برنامه عمل يك فرد، يك گروه يا يك دولت اطلاق مى شود. «دموكراسى و توتاليتاريسم، ريمون آرون، ترجمه عباس آگاهى، اصفهان، دانشگاه اصفهان، ص ع.»


2. آنتونى آربلاستر، دموكراسى، ترجمه حسن مرتضوى، انتشارات آشتيان، ص12.


3. ر. ك: دوره كامل آثار افلاطون، ج2، كتاب هشتم؛ فرهنگ انگليسى آكسفورد، ذيل كلمه democracy، به نقل از آزادى و دمكراسى از ديدگاه اسلام و ليبراليسم، على ربانى گلپايگانى، مؤسسه آموزشى پژوهشى مذاهب اسلامى، 1382، چ1، ص63؛ نظام حكومتى و ادارى در اسلام، باقر شريف القرشى، ترجمه عباسعلى سلطانى گلشيخى، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد مقدس، 1379، چ3، ص102؛ فرهنگ عميد، ج1، ص267.


4. ر.ك: ديويد بيتهام و كوين بويل، دموكراسى چيست؟، ترجمه شهرام نقش تبريزى، انتشارات ققنوس، 1379، ص17.


5. ر.ك: دوره كامل آثار افلاطون، ترجمه محمدحسن لطفى، خوارزمى، تهران، 1367، چ2، ج2، كتاب جمهورى8 (1127 ـ 1213)؛ ارسطو، كتاب سياست، ترجمه حميد عنايت، انتشارات آموزش انقلاب اسلامى، تهران، 1371، چ3، ص150 ـ 234.


6. ر.ك: درآمدى بر مكاتب و انديشه هاى معاصر، 271 ـ 273.


7. ارسطو مى گويد: دموكراسى دو خصيصه دارد: يكى انديشه حاكميت اكثريت مردم و ديگرى آزادى، و آزادى را چنين تعريف مى كنند كه هر كس بتواند به دلخواه خود زيست كند. از اينجاست كه در دموكراسيها هر كس مى تواند هر گونه كه دلخواهش است رفتار كند و به گفته «اورى پيد» به همه آرزوهاى خود برسد. «كتاب سياست، ص234.»


8. ر، ك: نظام حكومتى و ادارى در اسلام، 105 ـ 107؛ درآمدى بر مكاتب و انديشه هاى معاصر، ص 273 ـ 275.


9. براى مطالعه بيشتر در اين زمينه مى توانيد به كتابهاى زير مراجعه كنيد:


ـ ديويد هلد، مدلهاى دموكراسى، ترجمه عباس مخبر، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، 1369.


ـ مصطفى كواكبيان، دموكراسى در نظام ولايت فقيه، سازمان تبليغات اسلامى.


ـ درآمدى بر مكاتب و انديشه هاى معاصر، عبدالرسول بيات و همكاران.


ـ ولايت و حكومت حكيمانه، اسماعيل منصورى لاريجانى، انتشارات خادم الرضا عليه السلام ، قم، 1382.


ـ جى. 1. شومپيتر، كاپيتاليسم، سوسياليسم و دموكراسى، ترجمه حسن منصور، انتشارات دانشگاه تهران، 1354.



 

    47128 بازديد     0 امتياز     395 مطلب

افراد و مشاهیر
●      دموكريتوس

عناوين به ترتيب تاريخ
   
 


←  «دموكراسي و اقتصاد» به قلم‌ علي ميرزايي منتشر شد  
24 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  تحزب، فرزند پدركش دمكراسي  / نام گفت و گو شونده:  محمد فاكر ميبدي
10 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  آمريکا در حال حرکت به سوي تزاريسم و دور شدن از دموکراسي است / نويسنده:  ديويد سيروتا
14 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  روزنامه‌نگاری شهروندی و دموکراسی کامل  / نويسنده:  تژا ميرفخرايي
27 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  آزادی چیست، دموکراسی چیست؟  / نويسنده:  شاهرخ شهرابی
115 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  اسلام و دموكراسى  / نويسنده:  سيد محمد ثقفى
47 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  ظهور کاپیالیسم بی نیاز از دموکراسی / نام گفت و گو شونده:  اسلاوي ژيژك
47 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  حکومت علي و مردمسالاري  / نويسنده:  مهدى غنى
355 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  "دموکراسی معرفتی" منتشر شد  
134 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  "آیا دموکراسی اینجا ممکن است؟" منتشر شد  
95 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  مذهب و دموکراسی در سه قاره(2) / سخنران:  ایان باروما
1358 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  مذهب و دموکراسی در سه قاره(3) / سخنران:  ایان باروما
1119 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  مذهب و دموکراسی در سه قاره(1) / سخنران:  ایان باروما
1091 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  دموکراسي ايراني، يک دهه در بحران  / نويسنده:  اميرحسين دهقان
285 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  تأثير تلويزيون ماهواره‌اي بر رويکرد دنياي عرب نسبت به دموکراسي / نويسنده:  عبدالله اسکليفر
273 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  نبردهای اجتماعی از وراي دمکراسي / نويسنده:  آندره بلون
129 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  "دموکراسی‌ چیست‌؟" منتشر شد 
260 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  دموكراسي محدود  / نويسنده:  فريدون مجلسي
192 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  مردم، يگانه قدرت موسس  / نويسنده:  سيد جواد طباطبايى
114 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  دموكراسي به سبك چيني  / مترجم:  ليلا ايمنى
255 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  نسبت انتخابات و دموکراسی بررسی می‌شود 
146 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  ابرشرکت‌ها در برابر دموکراسي / نويسنده:  ند رسنيکوف
110 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  خلاء فرهنگ در پروسه دموکراتيزاسيون / نويسنده:  سروش ملت پرست
124 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  دموکراسي و آموزش و پرورش / نويسنده:  فيليپ کواچز
356 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  جهاني‌سازي و دموکراسي / نويسنده:  ميشل پرنتي
146 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  "فلسفه و دموکراسی" منتشر شد 
154 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  دموکراسی برای اعراب / نويسنده:  مایکل مندل بوم
203 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  حقیقت و ماهیت دموکراسی به قلم زرشناس منتشر شد 
133 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  آزمون دموكراسى در آناتولى 
165 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

←  در نفي رويکرد بت انگارانه به دموکراسي / نويسنده:  سروش ملت پرست
116 بازديد - 0 تعداد نظر - 0 امتياز

اين آرشيو هم اکنون داراي 395 مطلب در 14 صفحه مي باشد.

►  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب