ميلاد
در سال 1152 ق. در شقراء از روستاهای جبل عامل (نواحی لبنان) و در خانواده ای اهل دين و دانش، نوزادی پا به عرصه هستی گذاشت كه او را جواد نهادند.
از همان آغاز زمزمه زلال قرآن در وجودش جاری گشت و روح پاكش را سيراب ساخت. نسبت او از طرف پدر به امام حسين عليه السلام و از طرف مادر به امام حسن عليه السلام و امام موسی كاظم عليه السلام می رسد.[1]
خانه سيد جواد همواره پايگاه و پناهگاه دوستداران و شيعيان اهل بيت عليه السلام بود و عالمان بزرگی از اين خاندان بپاخاسته اند و از آن جمله می توان به سيد محسن امين مولف كتاب ارزشمند اعيان الشيعه اشاره نمود.
به سوی مكتب
سيد جواد پس از آنكه دوران كودكی را پشت سر نهاد به مكتب رفت تا مقدمات علوم را از عموزاده اش ابوالحسن موسی فراگيرد. او در درس ها با علاقه زياد و شوق وافر شركت می جست و در اندك زمانی توانست دروس مقدماتی را بياموزد و همين كوشش بی وقفه ای كه از خود نشان می داد موجب گشت تا آشنايان او آينده بسيار روشنی را برايش پيش بينی كنند.
وی در آنجا با نسيم جانفزای دانشها و فرهنگ والا و جاويد اسلام آشنا گشت. پس از آنكه استادش دار فانی را وداع گفت و ديگری را يارای سيراب كردن عطش علمی وی نبود، برای رسيدن به اهداف عالی تصميم به هجرت گرفت.
هجرت علمی
سيد جواد در سال 1194 ق، با كوله باری از اميد راهی اعتاب مقدس عراق شد تا بتواند از خرمن دانش انديشمندان شيعی حوزه نجف خوشه چينی كند. قبل از رسيدن به حوزه بزرگ نجف وارد شهر كربلا شد تا نخست خود را از فرات عشق سيراب سازد ولی هنگامی كه با حضور استوانه های گران سنگی همانند آقا وحيد بهبهانی (متوفی 1205 ق) و سيد علی طباطبايی (متوفی 1231 ق) در كربلا مواجه شد در همانجا رحل اقامت افكند تا در جوار بارگاه ملكوتی امام حسين عليه السلام از محضر نورانی آن استادان بزرگ بهره ای علمی و عملی ببرد.[2]
اقيانوس بزرگ
آن روزها كه حوزه نجف به مثابه بزرگترين مركز علمی تشيع محسوب می شد و اساتيد و نام آوری در آن شهر به تدريس و تربيت دانش پژوهان علوم دينی اشتغال داشتند سيد محمد جواد نيز خود را به آن اقيانوس بزرگ رسانيد تا بتواند گامهای بيشتری در عرصه علم و اجتهاد بردارد.
ايشان در آغاز ورود به اين شهر شهرت والايی پيدا نمود و در آن حوزه عظيم درخشش بيشتری كرد. او علاوه بر ادامه پژوهش های خود به تدريس و تاليف نيز پرداخت.
زمانی كه سيد جواد به حوزه نجف آمد اساتيد والامقامی سكان كشتی حوزه كهنسال نجف را در دست داشتند و اين فرصت بسيار مغتنمی برای ايشان بود. اساتيدی كه سيد جواد در محضرشان زانوی شاگردی زد و از حضور پرفيضشان بهره های علمی و اخلاقی فراوان برد عبارتند از:
1. سيد بحرالعلوم (1154 - 1212 ق):
او از علمای بزرگ شيعه است و به موجب عظمت و مقام علمی و معنوی اش در ميان دانشمندان جايگاه خاصی دارد.
در ميان شاگردان بحرالعلوم سيد جواد از منزلتی ديگر برخوردار بود. نقل شده است كه وقتی سيد در حوزه با بركت نجف درس می گفت روزی برای تدريس نيامد، شاگردان ناراحت شدند. بدين سبب سيد جواد را كه مورد اعتماد بحرالعلوم بود، نزد ايشان فرستادند. سيد جواد علت نيامدن استاد را جويا شد. استاد فرمود من پس از نيمه های شب، برای سركشی به مدرسه می آيم و قدم می زنم. به تازگی وقتی آمدم سحرها چراغ حجره ها را خاموش ديدم و همه در خواب به سر می بردند و از تضرع آنهاخبری نبود. به همين علت من حاضر نيستم برای كسانی كه نماز شب و تضرع و ناله های سحرگاهی را ترك می كنند، درس بگويم!
می گويند وقتی اين كلام بحرالعلوم در ميان شاگردان زبان به زبان پيچيد صدای زمزمه های يا رب يا رب شاگردان ديگر بار در نيمه های شب به آسمان بالا رفت. سيد عاليمقام نيز مجددا با اطمينان خاطر بر كرسی تدريس شست.[3]
2. شيخ جعفر كاشف الغطاء (1154 - 1228 ق): او از استوانه های علم و علمای نام آور است و سيد جواد از ايشان چنين ياد می كند: امام، علامه مورد اعتماد و از بزرگترين دانشمندان است.[4]
3. شيخ حسين نجف (1159 - 1251 ق): وی از اسوه های فضيلت و تقوا و از عالمان كم نظير است. از ويژگيهای اين عارف نامی اين بود كه هيچ گاه لب به سخن نمی گشود مگر با اينكه با آيه يا روايت و سخن حكمت آميز. ديگر آنكه ناملايمات روزگار در وی تاثير نمی گذاشت. علمای بزرگ شيعه چون كاشف الغطاء و سيد بحرالعلوم احترام خاصی برای ايشان قائل بودند.
اسوه اخلاق
سيد جواد علاوه بر مقام والای علمی از نظر اخلاقی نيز قله نشين فضايل بود. چرا كه آنچه را می آموخت جامه عمل می پوشاند.
وی بسيار متواضع بود به طوری كه همه تحقيقات وزين و نوآوري های علمی خود را به استادانش نسبت می داد.[5] و برای استادان خود احترام زيادی قائل بود و همواره با تجليل فراوان از آنان ياد می كرد و بسيار خوش اخلاق و مهربان بود. اين اسوه اخلاق جان خود را پاكيزه ساخته و به عالی ترين مراتب معنوی و اخلاق نايل گشته بود.
نشانه های سبز
نوشته اند چون سيد بحرالعلوم اداره حوزه نجف را به عهده گرفت وظايف مهم حوزه را تقسيم كرد و هركدام را به دست افراد با كفايتی سپرد. از جمله كارهای تحقيق و تاليف را به سيد جواد واگذار نمود تا به پژوهش در علوم آل محمد صلی الله عليه و آله بپردازد. اين انديشمند عاليقدر نيز با توجه به اطلاعات فراوانی كه در اخبار و اقوال داشت، تاليفات پر ارجی از خود به يادگار گذاشت. آن آثار جاويد عبارتند از:
1. مفتاح الكرامه (اين كتاب گران سنگ شرحی به سبك نو بر كتاب قواعد الاحكام علامه حلی است و در واقع كليد اجتهاد است.)
2. تجويد قرآن
3. حاشيه بر باب طهارت از كتاب مدارك الاحكام
4. منظومه ای درباره زكات
5. شرح وافيه
6. منظومه ای درباره خمس
7. حاشيه بر كتاب روضه البهيه شهيد ثانی
8. حاشيه بر كتاب معالم
9. رساله ای در اصل برائت
10. حاشيه بر تهذيب
11. رساله ای در رد اخباريين
12. حاشيه بر كتاب فوائد الرجاليه
تدريس
فقيه نامی علامه سيد جواد عاملی پس از رحلت سيد بحرالعلوم و مسافرت علامه كاشف الغطا به ايران، بر كرسی تدريس نشست و به موجب تبحر در فقه و اصول و احاطه ای كه بر اقوال متاخرين و متقدمين داشت شمار زيادی از دانش پژوهان در درسهايش شركت می نمودند.
عده ای از پژوهش يافتگان مكتب علامه عاملی و درس آموزان «مفتاح الكرامه» او به مقامات عالی رسيدند و در دانش و درستكاری سرآمد عصر خويش گشتند. از جمله شاگردان نمونه وی افراد ذيل اند:
1. شيخ محمد حسن نجفی مولف كتاب جواهر الكلام (متوفی 1266ق.): او از عالمان والا مقام و مولفان كم نظير شيعه است كه سی سال از عمر شريفش را صرف گردآوری «جواهر الكلام» اين دايره المعارف فقه شيعه نمود.
2. صدر الدين عاملی: ايشان هنگامی كه دوازده ساله بود در درس سيد بحرالعلوم و آقا محمد باقر بهبهانی شركت می جست. در آن زمان سيد بحرالعلوم مشغول به نظم درآوردن كتاب «الدره النجفيه» بود. او هر چه را كه به نظم در می آورد به ايشان می داد تا اشكالاتش را مرتفع سازد.
3. شيخ مهدی ملا كتاب: او يكی ديگر از سيراب شدگان مكتب علمی و عملی سيد جواد عاملی است كه از نظر اخلاقی كم نظير و در واقع تنديس اخلاق بوده و از نظر معنوی به مقامات عالی رسيده است.
مشايخ اجازه
دانشمندان گرانقدری كه به علامه اجازه روايت داده اند عبارت اند از:
1. آيه الله محمد باقر بهبهانی (ره)
2. سيد محمد مهدی بحرالعلوم (ره)
3. ميرزای قمی (متوفی 1231 ق)
4. سيدعلی طباطبايی، مولف كتاب رياض المسائل
5. شيخ جعفر كاشف الغطاء
6. آيه الله مهدی شهرستانی
روايت كنندگان
عالمانی كه از علامه بزرگوار سيدجواد عاملی اجازه روايت اخذ كرده اند بدين قرارند:
1. شيخ محمد حسن نجفی
2. فرزند ايشان، آقا سيد محمد
3. شيخ رضا فرزند زين العابدين نوه علامه عاملی
4. محمد علی هزار جريبی
5. شيخ جواد ملا كتاب
6. شيخ حسن بن محمدعلی العبودی
7. ميرزا عبدالوهاب
در سنگر جهاد
اين عالم سخت كوش و خستگی ناپذير هنگامی كه وهابيون به نجف حمله بردند به صف مبارزان پيوست و علاوه بر اين با نوشتن رساله «وجوب الذب عن النجف الاشرف» مردم را به جهاد و دفاع ترغيب نمود و با قلم و شمشير، به دفاع از ارزشهای اسلامی پرداخت و در همان زمان نيز مشغول نگارش كتاب مفتاح الكرامه بود و با چنين كاری پيوندی ميان دانش و مبارزه ايجاد نمود. ايشان خود چنين گفته است: نبايد دفاع و مهيا كردن نيروها برای دفاع، مرا از تاليف و تصنيف باز دارد.[6]
گنجينه پرارج
يكی ديگر از يادگارهای با ارزش ايشان كتابخانه اش بود كه در آن بسياری از نسخ خطی علمای بزرگ از قرون پيشين را جمع آوری كرده بود و در آن زمان از كتابخانه های غنی به شمار می آمد. در اين گنجينه گران سنگ كتابهای نفيس فقهی، رجالی، حديثی و... نگهداری می شد. ايشان در كتاب مفتاح الكرامه به اين ذخاير ارزشمند اشاره كرده و بدون واسطه به آنها استناد جسته است.[7]
فرزندان
از علامه سيد جواد عاملی دو فرزند كه اهل علم و فضل بوده اند به يادگار ماند:
1. سيد محمد حسينی نجفی عاملی:
ايشان از عالمان صاحب نام در عصر خويش و از شاگردان افتخارآفرين پدر بزرگوارش بود و جمعی از علما از ايشان روايت نقل نموده اند. در سال 1269 ق. در شهر نجف به جوار رحمت الهی شتافت و در همان حجرهای كه پدر بزرگوارش مدفون است به خاك سپرده شد.[8]
2. دختر ايشان نيز بانويی عالم، مهذب و مورد اطمينان و اعتماد عالمان عصر خويش بود و در نزد فقيه بزرگ جواهر الكلام از احترام خاصی برخوردار بود. با اينكه حدود نود و پنج سال زندگی كرد در پيری هم از حواس و ادراك صحيح برخوردار بود.[9]
وفات
علامه سيد جواد عاملی در اواخر عمر مباركش نيز مشغول نگارش كتاب مفتاح الكرامه بود، او در آن لحظه های آخر چنين وصيت می كند: در حالی مشغول تاليف هستم كه وهابيها به عتبات حمله می كنند و مضافا اينكه در حال مريضی و ضعف جسم می باشم. پس شما را سفارش می كنم كه در هر حال در تحصيل علم تلاش و جديت كنيد.[10]
اين عالم فرزانه و محقق ژرف نگر و سخت كوش پساز عمری خدمت به شيعه، سرانجام در سال 1226 ق. به سوی معبود خويش پر كشيد و در جوار رحمت الهی ماوا گرفت و حوزه های علميه را در سوگ نشاند.
شايان ذكر است كه تعيين محل دفن ايشان نيز بر طبق وصيت خودشان بوده است زيرا در عالم رويا قبر خود را مشاهده می كند، پس از آن سفارش می نمايد كه او را در يكی از حجره های شرقی از طرف باب قبله روبروی مرقد مطهر اميرالمومنين علی عليه السلام دفن كنند و اكنون مزارش زيارتگاه عاشقان اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام است و در برخی از كتابها كراماتی برای تربت پاكش ذكر كرده اند.[11]
پی نوشت:
[1] اعيان الشيعه، محسن امين عاملی، ج 4، ص 288.
[2] مفتاح الكرامه، سيد جواد عاملی، ج 4، ص 771.
[3] مجله حوزه، شماره چهارم، سال پنجم، ص 55.
[4] مقدمه مفتاح الكرامه.
[5] ماكان فيه من تحقيق سمين فهو للاستاذ و ما كان فيه و من تحت فهولی، اگر در نوشته من يك مطلب تحقيقی با ارزشی بود از آن استادم است و اگر يك مطلبضعيفی ديدی از آن من است. مفتاح الكرامه، ج 4، ص 773.
[6] اعيان الشيعه، ج 4، ص 290.
[7] همان، ج 4، ص 293.
[8] اعيان الشيعه، ج 9، ص 410.
[9] مفتاح الكرامه، ج 4، ص 773.
[10] همان، ج 9، ص 210.
[11] اعيان الشيعه، ج 4، ص 288.
منبع: www.hawzah.net