باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 29 اسفند 1388 كاربران برخط 107 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
چرا براي اسلام و مقتضيات زمان، ديگر مطهري نداريم؟!
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: محمود - زارع

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 20/04/1384

 
 

شايد باشند كه تعدادي خويش را با اداء و ادعاي خردمندي و بصيرت در دين و معارف ديني در واقع تحميل كرده اند، و عناويني را هم، پرطمطراق براي خويش جعل كرده اند يا مريدانشان برايشان دست و پا كرده اند؛ وقتي به اينجا رسيده و اين استدلال را شنيده اند؛ بسرعت در ذهن و ضميرشان، آنرا هيچ مشكلي فرض نكرده و براحتي آب خوردن حل اين معضله را ساده دانسته و مخاطبين را به فيض اكمل برسانند!!!


 


چرا براي اسلام و مقتضيات زمان، ديگر مطهري نداريم؟!


اسلام و مقتضيات زمان را بمناسبتي بازخواني ميكردم و اما جداي از متن اين كتاب، من به شخصيتي متفاوت از خيلي ها پي بردم كه برايم راز تاييد بي قيد و شرط امام ازيشان و آثارشان مكشوف گشته ؛ در اين مقال كوتاه اينجانب اشاره اجمالي به مقدمه اين اثر گرانقدرداشته تا در ضمن آن باز بگويم كه چرا مطهري نداريم؟!


شهيد مطهري در مقدمه كتاب « اسلام و مقتضيات زمان » از قشر روشنفكر مسلمان بعنوان كساني ياد ميكند كه مهمترين مساله اجتماعي آنها همين موضوع اسلام و مقتضيات زمان است.


ايشان ضمن تاكيد و تاييد اين دغدغه از سوي روشنفكران مسلمان، به بيان دو ضرورت فوري كه بار مسئوليت سنگين و دشوار براي اين قشر مي باشد، پرداخته كه در آن دو ضرورت را چنين عنوان ميدارد:


1- ضرورت شناخت صحيح اسلام واقعي، بعنوان يك فلسفه اجتماعي و ايدئولوژي الهي و يك دستگاه سازنده فكري و اعتقادي همه جانبه!


2- ضرورت شناخت شرائط و مقتضيات زمان با ديد تفكيكي كه واقعيات ناشي از تكامل علم و صنعت را از پديده هاي انحرافي و عوامل سقوط و فساد را از هم جدا كند


وقتي بحث اسلام و مقتضيات زمان، بعنوان دو مقوله الف – دين اسلام ب – اقتضائات و شرائط عصر و زمان، در بادي امر چنين بنظر ميرسد كه دو گروه و دسته در برابر اين موضوع، دو گونه نظر و ديدگاه دارند. عده اي اين دو مقوله را سازگار و موافق با هم ميدانند و هيچگونه تضادي را بين آنها نمي بينند و تنها مشكل را در اين باره، عدم شناخت حقائق اسلام و نيز ناآشنائي و بي تميزي ميان عوامل توسعه و تحولات زمان با پديده ها و جريانات انحرافي كه گويا لازمه طبع بشر است، مربوط ميدانند كه بعضا بصورت معما جلوه ميكند، اما نه معمائي حل ناشدني.


در برابر اين گروه، افراد و طبقاتي هستند كه بهيچ وجهي امكان آشتي بين اين دو پديده را معتقد نيستند و آنها را در تضادي دائم با هم مي بينند، بطوريكه يا بايد اسلام را پذيرا باشي و معتقد و مسلمان ؛ و يا بايد متناسب با شرائط و اقتضائات روز و زمان حركت كرد.


البته كاش استاد شهيد، مراجع و آدرس اين گروهها را ( موافقين و مخالفين ) هم ميداد كه در مقدمه تنها به وجود آنها اشاره ميكند و نشاني از آنان نداده است.


اين گروه اخير در واقع اسلام را فاقد كشش و انعطاف لازم در پذيرش تحولات توسعه اي زمان ميدانند! هم اين گروه دين اسلام را متعلق به عصر و دوران گذشته و قديم ميدانند كه در سير تحولات علمي و اجتماعي بايد آنرا به بايگاني تاريخ سپرد!!


استاد شهيد روي كلام و نوشته خويش را در اين مقدمه متوجه همين گروه ميداند و به بررسي صحت و سقم استدلالات و نظريات آنها بطور موشكافانه اي مي پردازد. ايشان بطور بي طرفانه ايي در مقام تحقيق و تبيين استدلالات اين گروه؛ شآن تحقيقي و امانت داري خويش را در بيان استدلالات آنها مراعات كرده و چون مسلح به عقل و خرد و انديشه مي باشد، نيازي نمي بيند كه با تحقير و توهين و... يكطرفانه از همان ابتداء به كوبيدن مخالف بپردازد. بلكه با متانت خاصي، اس و اساس نظريات و محورهاي اعتقادات آنها را برميشمرد و سپس به ارائه پاسخهاي از روي استدلال و منطق مي پردازد. شخصيتي كه در واقع مبين پري، استغناء و بي ضعفي ايشان ميباشد. چرا كه باصطلاح،


دلائل قوي بايد و معنوي


نه رگهاي گردن بحجت قوي


 


استاد شهيد باصطلاح با رگ گردن خويش ( روشي كه متاسقانه در بين بعض از حوزويان بعد از انقلاب رواج دارد) با مخالفين و حتي معاندين، مواجه نميشوند، بلكه با بياني شيوا و از روي حساب و كتاب و منطق و بهره جوئي از انديشه هاي والاي خويش با آنها رويارو ميشود و اين نكته را ميتوان از وجوه مميزه و مشخصه حضرت استاد در مقايسه با خيلي ها كه باصطلاح سينه چاك دفاع از حريم دين و ارزشهاي ديني و بعض از مصاديق آن مانند ولايت و... ؛ خويش را جلوه مي دهند، دانست! بگذريم، كه داغ و حسرت فقدان چنين شخصيتهائي در حوزه معارف ديني بر دلمان مانده است!


او اصلي ترين استدلال اين گروه ( يعني همين گروه مخالف همسازي دين و مقتضيات زمان ) را در دين بودن و بويژه خاتميت و جاودانگي اسلام ( از جهت ثابت بودن و لايتغير بودن ) عنوان ميفرمايند كه ؛ اسلام بحكم اينكه دين است، بويژه كه دين خاتم است و دستوراتش جنبه جاودانگي دارد و بايد همانطور كه در ابتداء بوده، باقي هم بماند لذا يك پديده ثابت و لايتغير بوده و در مقايسه با زمان كه در طبع و بطن خويش متحرك و متغيرميباشد، هيچ تطابق و سازگاري ايي را ندارد.


زمان كه طبيعتش اقتضاي دگرگوني دارد، هر روز بل هر لحظه اوضاع و احوال و شرائط جديدي خلق ميشود، بسهولت با ديني كه در ذات خود ثابت و لايتغير است، توافق داشته باشد. آن سياليت و تغيير در زمان و اين ثبات و استحكام در دين چگونه با هم سازگار شوند و آشتي نمايند؟!


شايد باشند كه تعدادي خويش را با اداء و ادعاي خردمندي و بصيرت در دين و معارف ديني در واقع تحميل كرده اند، و عناويني را هم، پرطمطراق براي خويش جعل كرده اند يا مريدانشان برايشان دست و پا كرده اند؛ وقتي به اينجا رسيده و اين استدلال را شنيده اند؛ بسرعت در ذهن و ضميرشان، آنرا هيچ مشكلي فرض نكرده و براحتي آب خوردن حل اين معضله را ساده دانسته و مخاطبين را به فيض اكمل برسانند!!!


اما تواضع و حق گوئي، روشن بيني و فضيلت اصيل، شخصيتي همچو استاد فرزانه شهيد مطهري با آنهمه عظمت در حوزه تفكر ديني و معارف اسلامي، بعد از بيان اجمالي اين استدلال مخالفين، اعتراف ميكنند كه مشكلي است و حل آن هم چندان ساده نيست، عنوان ميدارند كه:


«... بايد اعتراف كرد كه مشكلي است و ارائه راه حل صحيح آن چندان ساده نيست...»


و بعد از اين اعتراف، شروع مي كند به نقد و بررسي منصفانه اين ديدگاه و پاسخهاي روشني را با قدرت انديشه نه قدرت چانه! مطرح مي نمايند!!


 


تماس با نويسنده:


http://sorbon.blogfa.com

 

    629 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   اسلام 

افراد و مشاهير
●  مطهري   مرتضي

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:20/04/1384
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب