● به نام خدا - امروز ، جمعه 12 شهريور 1389 - كاربران برخط: 246   باشگاه را خانه خود بسازيد   در سایت عضو شوید   نام کاربری   کلمه عبور  


  
  
    
پس از 2010 (1)
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
سناریوهایی برای عراق تحت اشغال


دیکتاتوری وحدت ملی نماینده نخستین رهبر عراق بعد از صدام است که کشور را برای برخورد شدید با شورشیان خشن، یکپارچه و متحد می سازد و دارای توانایی برای اقدام و عمل علیه اختلافات مرگبار قومی و مذهبی در عراق است.
 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 17/06/1386 - به نقل از ww.scps.nyu.edu/global.affairs

مترجم: كيانوش - كياكجوري

 
 
درآمد مترجم

اساساً طرح ها و راهبردها و برنامه هاي ميان مدت و بلند مدت هر كشوري محصول دانشگاه ها، مؤسسات تحقيقاتي و مراكز پژوهشي است كه معمولاً به دور از هياهوها و جنجال هاي تبليغاتي و رسانه اي و نيز اقدامات شتابزده سياستمداران و دولتمردان، ‌با در نظر گرفتن تمامي جوانب و زواياي يك موضوع، برنامه ها و طرح هاي خود را براي نوع برخورد با پديده ها در آينده پي ريزي مي كنند. مطلبي كه پيش رو داريد، نمونه اي از همين طرح هاي پيشنهادي است كه توسط "مركز امور جهاني دانشگاه نيويورك" تهيه شده و به تفصيل، سه سناريوي محتمل و قابل اجرا توسط دولت ايالات متحده طي چند سال آينده را مورد بررسي قرار داده است. طراحان اين سناريوها با دقت نظر در تمام جنبه هاي موضوع به شكلي واقع گرايانه، آينده عراق را زير ذره بين قرار داده و سناريوهاي مختلفي را براي هر مورد طراحي نموده اند. البته در برخي فرازهاي اين مطلب، زياده گويي ها و مبالغه هايي در مورد نقش جمهوري اسلامي ايران و ديگر بازيگران صورت گرفته، اما نكته قابل توجه و در حقيقت، مهم ترين نقطه قوت اين مطلب، واقع گرايي كم نظير آن است، ‌ضمن اين كه به دليل تأثيرگذار بودن اين قبيل طرح ها در سياست هاي آينده ايالات متحده، به عنوان مهم ترين چالش پيش روي كشورمان، مطالعه و دقت نظر در اين مطلب براي پژوهشگران و علاقمندان مفيد خواهد بود.

 

 

سناریوی نخست: دیکتاتوری وحدت ملی: ثبات عراق، ثبات منطقه

یک رهبر ملی گرا از درون ناآرامی های عراق ظهور خواهد کرد. رهبری که برای ایجاد اعتبار داخلی به عنوان یک چهره متحد کننده به اندازه کافی مستقل از بازیگران خارجی، ایران، القاعده، دولتهای عرب و... است.

 

سناریوی دوم: مهار مشکل: عراق بی ثبات، منطقه بی ثبات

در حالی که عدم همگرایی درونی عراق به سوی جنگ داخلی در حرکت است، کشورهای همسایه – که پتانسیل سرایت، رادیکالیزه شدن و تهدید برای رژیم هایشان را درک کرده اند- برای اجتناب از وخیم تر شدن شرایط، حتی هنگامی که آنها جنگ نیابتی را در خاک عراق تعقیب می کنند، به طور جمعی عمل می کنند.

 

سناریوی سوم: اشاعه: عراق بی ثبات، منطقه بی ثبات

جنگ داخلی عرق از طریق جریان پناهندگان، رشد رادیکالیزه شدن جمعیت اعراب، تشدید تروریزم و تلاش های عامدانه رقبای منطقه برای بی ثبات کردن دولتهای دیگر.

 

مقدمه:

این فرایند به عنوان یک تبادل نظر آزاد در خصوص آینده قابل قبول برای منطقه خاورمیانه بعد از پایان اشغال عراق توسط آمریکا است. این طرح یک شبیه سازی رسمی با محول کردن نقش ها و یک مذاکره از پیش نوشته شده نیست، بلکه یک گفتگوی تسهیل شده میان کارشناسان سیاست خارجی آمریکا و خاورمیانه برای تصور منطقه ای بدون رد پای بزرگ آمریکا در عراق است. به منظور اجتناب از تمرکز بر روی مسائل فوری این موج و اثرات کوتاه مدت آن. ما از یک دوره زمانی کاهش شدید نیروهای آمریکایی، که ما آن را 2010 فرض کرده و احتمالا تا 2015 هم ادامه خواهد یافت، آغاز کردیم. این طرح برخی نیروهای باقی مانده آمریکا و حضور چشمگیر در منطقه را در بر می گیرد.

شش سناریو به شرح ذیل می باشد:

- تاکید بر ملی گرایی عراق، در سایه خروج نیروهای آمریکایی در ساختار تقسیم قدرت سیاسی، امنیت مرزها و حفظ حاکمیت نمود خواهد یافت.

- عدم حل مناقشه بر سر توزیع قدرت و ثروت منجر به انحصار دولت توسط شیعیان، تشدید خشونت های فرقه گرایی می شود. اما کنترل کامل مرزهای عراق از طریق تلاش های قدرت های منطقه ای، باقیمانده نیروهای آمریکایی و سازمان های چند جانبه امکانپذیر است.

- درگیری های داخلی منعکس کننده رقابت های فرقه ای در عراق و مداخله و کنترل توسط قدرت های خارجی است. در حقیقت یک جنگ نیابتی سرزمین عراق را محدود کرده است.

- گسترش مناقشات منطقه ای که به شدت میان ارتباطات شیعه و سنی شکاف انداخته، به ترتیب پیرامون عربستان سعودی و ایران سازمان یافته است؛ خشونت را میان مخالفان و رقبا ایجاد کرده و چالش های داخلی را برای همه دولت ها افزایش داده است.

- تعادل قوای دو قطبی میان دو ائتلاف رقیب، تحت رهبری عربستان سعودی و ایران، به همراه اجتناب از درگیرهای عمده از طریق بازدارندگی و دیپلماسی.

- یک تعادل قوای چند قطبی انعطاف پذیر میان بازیگران منطقه ای که در حفظ استقلال دولت ها و جلوگیری از جنگ موفق عمل کنند.

این مفاهیم مورد تبادل نظر قرار گرفته و به سه سناریو تقلیل یافته است که به آزمایش اعتبار (نه احتمال) می پردازد و برای منطقه و منافع آمریکا مهم است. این سه سناریو به طور کلی در برگیرنده یک رشته وسیع از شرایط، از جمله شامل مواردی می شوند که از احتمال کمی برخوردار بوده اما تاثیرگذاری زیادی دارند و مفروضات و اولویت های ما را به چالش می کشند. در این جا هدف پیش بینی نیست چرا که پیش بینی این شرایط بسیار متغیر پر مخاطره است، بلکه هدف درک آن چیزی است که ممکن است به عنوان اثرات غیر طبیعی اشغال عراق اتفاق بیفتد.

مفاهیم این سه سناریو برای تفصیل و تشریح مفروضات انتخاب شده اند:

 

سناریوی نخست: دیکتاتوری وحدت ملی

 

خلاصه:

مواجهه با واقعیات مربوط به تداوم رقابت های فرقه ای و درگیری های مذهبی در عراق و با توجه به کاهش نیروهای آمریکایی در عراق، توجه بازیگران محلی به ایجاد مجدد نوع قابل قبولی از حاکمیت (صدام) حسین معطوف شده است. نظر به جلوگیری از گسترش جنگ داخلی نوپای عراق به منطقه، یافتن یا تسهیل ظهور رهبری مرکزی متحد و نیرومند ضروری است و ایالات متحده که از ایجاد دموکراسی در عراق ناامید و مایوس شده است، کم و بیش در این هدف سهیم است.

دیکتاتوری وحدت ملی راغب و قادر به تعلیق قانون اساسی به منظور تاکید بر فقدان نظم و قانون است. چرا که این امر منجر به آن شده است بسیاری از عراقی ها از کشور فرار کنند یا از گروه های شورشی یا شبه نظامیان فرقه گرا حمایت کنند. این دیکتاتوری وحدت ملی همه عناصر بدنام کننده حاکمیت عراق مانند شورشیان سنی، القاعده ی عراق، نیروهای آمریکایی، و جدایی طلبان کرد را درون ملی گرایی عراق متحد خواهد کرد.

دیکتاتوری وحدت ملی ضرورتا یک رهبر سکولار نیست و احتمالا از میان همه گروه های قومی و جناح های مذهبی که در حال حاضر عراق را تقسیم کرده اند، انتخاب می شود. این رهبر یک ملی گرای عراقی است نه یک ملی گرای عرب؛ و بعد از خروج نیروهای آمریکایی از عراق، احتمالا بین 2010 و 2012 ظهور خواهد کرد.

دیکتاتوری وحدت ملی نماینده نخستین رهبر عراق بعد از صدام است که کشور را برای برخورد شدید با شورشیان خشن، یکپارچه و متحد می سازد و دارای توانایی برای اقدام و عمل علیه اختلافات مرگبار قومی و مذهبی در عراق است.

رهبری که از میان این گروه ها انتخاب می شود احتمالا یک شیعه است که دارای روابط خوبی در میان این گروه هاست و می تواند تنش های میان رهبران قبائل و نیروهای جهادی خارجی را خاموش سازد؛ و به دنبال خارج ساختن تروریست های القاعده از عراق و استقرار مجدد ثبات در عراق در تلاش برای وحدت کشور است.

هرگونه تلاش آمریکا برای روی کار آوردن یک رهبر دوست برای این نقش، نتیجه معکوس خواهد داد.

در مقابل، ظهور این رهبر یک شگفتی خواهد بود. در جنگ های داخلی اغلب رهبران نظامی – نه سیاسی – هستند که قادر به تحکیم و تثبیت قدرت و رشادت خود در نبرد می شوند. این روند فی نفسه غیر قابل پیش بینی و ضروری است که دیکتاتوری وحدت ملی نباید به عنوان ابزار فرمان و دستور آمریکا نگریسته شود. به این معنی که آمریکا منتظر باشد تا وی به صورت مستقل ظاهر شود و سپس حمایت او را کسب نماید.

دیکتاتوری وحدت ملی تا اندازه ای برای آمریکا با ارزش است که قادر به حفظ کشور باشد و از سرایت ناآرامی کنونی در عراق به منطقه جلوگیری کند. خروج نیروهای آمریکایی برای ظهور دیکتاتوری وحدت ملی ضروری است اما کافی نیست. بخش مهم دیگر این سناریو، ارتش عراق است که باید به نیرویی تبدیل شود که نماینده همه کشور بوده و برای مهندسی مهمترین مسیر احتمالی برای کسب قدرت توسط دیکتاتوری وحدت ملی به اندازه کافی نیرومند باشد. لازمه فراهم ساختن شرایطی که دیکتاتوری وحدت ملی بتواند ظهور کند آن است که آمریکا باید توازن ظریفی را میان عراق و سایر کشورهای منطقه برقرار سازد.

 

ادامه دارد ...

 
 

    744 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   جنگ 
●   روابط بین الملل 

مطالعات منطقه ای:
●   عراق 
●   خاورميانه 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:17/06/1386
   
 ارسال پیام l ارسال خبر l ارسال م
     

تماس با ما  l ارسال مطلب l درباره سایت l آمار سایت l ارزش سایت