باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 21 بهمن 1388 كاربران برخط 102 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
شكاف در صفوف پيشتازان- صف بندي جديد پيرامون طرح صلح خاورميانه
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 

منبع: روزنامه - همشهری - تاريخ شمسی نشر 06/02/1382

   ● نويسنده: بلال - الحسن

مترجم: عبدالهادي - طرفي

 
 

اغلب گروه هاي مبارز فلسطيني در طول دوران مبارزاتي خويش از سال ۱۹۶۳ تا به حال به شاخه هاي متعددي تقسيم شدند مثلاً جبهه خلق به دو شاخه تقسيم شد؛ جبهه دموكراتيك (نايف حواتمه) و جبهه انقلابي (أبوثائر ـ عراقي) بعد از مدتي حزب فدا (ياسر عبدربه ـ صالح رأفت) از جبهه دموكراتيك سر درآورد. فرماندهي كل جبهه خلق نيز دچار جدايي شد و جبهه آزاديبخش فلسطين (ابوالعباس) از درون آن پا به عرصه وجود نهاد. جبهه آزاديبخش خود نيز بعد از سال ۱۹۸۳ به سه سازمان تقسيم شد. جبهه مبارزه خلق (سمير غوشه) نيز به شاخه هاي متعددي تبديل شده بود. جنبش فتح بارها با خطر شكاف روبه رو بود ولي همچنان يكپارچگي خود را حفظ كرده است. به نظر مي رسد بعد از بالا گرفتن اختلافات بين ياسر عرفات و محمود عباس (ابومازن) جنبش فتح برسر دوراهي جدايي قرار گرفته است.


چرا جنبش فتح در طول دوران فعاليت خويش دچار شكاف نشد؟ و چرا به نظر مي رسد كه اين جنبش بعد از روي كار آمدن ابومازن به از هم گسيختگي و شكاف نزديك مي شود؟ بعضي به جنبش فتح به عنوان يك نيروي افسانه اي مي نگرند و اعتقاد دارند كه شكاف در جنبش فتح امري محال است ولي اين اعتقاد سطحي و از منطق و تحليل كارشناسانه به دور است. جنبش فتح ويژگي هايي دارد كه آن ويژگي ها جز در شرايط خاص از جمله اختلاف در كابينه دولت فلسطين مانع از شكاف در درون آن جنبش مي شدند. ساختار سازماني احزاب و از جمله آنها گروه هاي مبارز فلسطيني معمولاً به صورت مدل هرمي است، كه از رأس تا قاعده و يا از مركز تا مناطق مختلف، سازمان يافته است. گروه هاي مبارز فلسطيني مانند ساير تشكل ها معمولاً چارچوب فكري مشخصي دارند (جز در مورد تشكل هاي كوچكي كه رهبري و منافع مشترك ندارند). همچنين احزاب و از جمله آنها گروه هاي مبارز فلسطيني در مورد تحولات و اتفاقات روز ديدگاه هاي سياسي مشخصي دارند كه اعضاي آن سازمان ها هرجا كه باشند يك صدا و هماهنگ ديدگاه هاي سياسي خود را بيان مي كنند. به همين دليل اگر آن سازمان ها دچار بحران فكري و يا سياسي شوند آثار اين بحران ها از رأس به قاعده و از مركز به نقاط ديگر سرايت مي كند و بدين ترتيب ديدگاه هاي مختلف در دوره تشكل ها طرفداران و مخالفاني را به وجود خواهند آورد و هنگامي كه اين دو طيف طرفدار و مخالف ديدگاه هاي خود را مطرح مي سازند شكاف به وجود خواهد آمد و اين شكاف از رأس هرم آغاز و به طبقات پايين منتهي مي شود سپس همه حوزه هايي را كه سازمان در آنها فعاليت مي كند، تحت تأثير قرار مي دهد. اين توصيف ساده و روند معمول شكاف و فروپاشي داخلي در احزاب و تشكل ها بر جنبش فتح صدق نمي كند چرا كه ساختار سازماني اين جنبش هيچ گاه هرمي و بر اساس فرمول هماهنگي از مركز به شاخه هاي مختلف نبوده و ساختار اين جنبش به گونه اي است كه گفتمان هاي سياسي درون آن مي توانند در مورد مسائل گوناگون تحليل و ارزيابي كنند. جنبش فتح از آغاز تأسيس تا به حال براساس مجموعه كوچكي از گفتمان ها و اصول ساده و فراگير به وجود آمد؛ گفتمان فعاليت براي آزادسازي فلسطين، گفتمان مبارزه مسلحانه، گفتمان قبول عضويت همه افرادي كه ديدگاه هاي فكري و وابستگي هاي حزبي مختلفي دارند به شرطي كه قبلاً از آن تشكل ها جدا شوند و به جنبش بپيوندند. اين گفتمان ها مانع از هم گسيختگي جنبش فتح شده اند هرچند كه اختلافات فكري در درون اين جنبش هويدا است.


تركيب شوراي رهبري جنبش فتح ابتدا شامل ۱۲ عضو بود ولي در سال ۱۹۹۰ در كنفرانسي كه در تونس برگزار شده بود به ۲۱ عضو تبديل شد.


جنبش فتح از ابتدا فعاليت خويش را به صورت منطقه اي انجام داد اين جنبش در مناطق مختلفي چون لبنان، سوريه، اردن و. . . نمايندگاني دارد كه توسط كميته مركزي جنبش تعيين مي شوند و در حوزه فعاليت خويش بر امور اداري و لجستيكي و سازماني اشراف كامل دارند بدون اينكه كسي در كارهايشان دخالت كند و يا اينكه از مناطق مختلف دستور بگيرند. علاوه بر اين براي نظارت بر سازمان هاي تابع جنبش فتح نمايندگاني تعيين شده اند كه معمولاً عضو كميته مركزي جنبش فتح هستند مانند صلاح خلف (ناظر امنيتي)، كمال عدوان (مسئول اطلاع رساني)، محمديوسف النجار (متصدي امور مالي) و خالد الحسن (مسئول سازماندهي و جذب نيرو) و هركدام از اين مسئولان در حيطه كاري خويش اختيار تام دارند و هيچ كس در كارهايشان دخالت نمي كند.


بدين ترتيب به نظر مي رسد جنبش فتح با ساير گروه هاي مبارز اختلاف بزرگي دارد. يعني در اين جنبش، «سازمان» كه اساس فعاليت حزبي و مبارزاتي است تنها شاخه اي از جنبش فتح به شمار مي آيد كه در كنار تشكل هاي مالي و اطلاع رساني و نظامي قرار دارد و آن اساس شكل گيري جنبش فتح به حساب نمي آيد. (به استثناي تشكل هاي دانشجويي و تشكل هايي كه در كشورهاي دور از جمله ايالات متحده وجود دارد. )


به دليل ساختار خاصي كه اين جنبش دارد همه اختلافاتي كه ممكن است باعث به وجود آمدن شكاف در اين جنبش شوند به لايه هاي پايين تر سرايت نمي كند مثلاً اگر در كادر رهبري اين جنبش اختلافي به وجود آمد هيچ ساختار هرمي وجود ندارد كه اختلافات را به طبقات پايين تر منتقل كند و يا اگر در منطقه اي اختلافي به وجود آمد آن اختلاف از مرزهاي آن منطقه فراتر نمي رود چرا كه هيچ وسيله اي براي انتقال آن به مناطق مختلف وجود ندارد. نمايندگي كوچك نيز از اين قاعده مستثني نيستند. آيا اين رويدادها ثابت مي كند كه جنبش فتح به هيچ عنوان دچار شكاف و دودستگي نمي شود؟ قطعاً خير؛ با اين توضيحات، شكاف و دودستگي در جنبش فتح فقط در يك مورد اتفاق خواهد افتاد؛ هنگامي كه اختلاف بر سر يك مسئله ملي است. چرا كه مسئله ملي همه اعضاي جنبش را از نمايندگان مناطق مختلف گرفته تا گروه هاي مختلف فكري در برمي گيرد و اين مسئله مي تواند از حدود سازماني و جغرافيايي خارج شده و وارد مرحله جديدي شود. اين دقيقاً همان چيزي است كه هنگام تشكيل كابينه دولت فلسطين اتفاق افتاد و هم زمان با آن در مورد مسئله ملي و اينكه بايد به چه شكلي اداره شود در درون جنبش فتح اختلاف به وجود آمد. اين اختلافات باعث شكاف و دودستگي در رهبري جنبش فتح مي شود و به همه اعضاي جنبش سرايت مي كند. براي درك بهتر اين رويدادها بايد دو مسئله زير را مدنظر قرار دهيم:


۱ـ نحوه عملكرد سازماني جنبش فتح در كرانه غربي و غزه با مناطق مختلفي كه اين جنبش در آنها به فعاليت مي پردازد اختلاف دارد و اين اختلاف ناشي از شرايط و نحوه اشغال آن مناطق است به طوري كه در اين مناطق شرايط اقتضا مي كند كه نحوه عملكرد در آن جا سري باشد و اين سازمان براي انجام ماموريت هاي خويش در اين مناطق افراد خاصي را به كار گماشته است. و به دليل موقعيتي كه اين سازمان ها در اين مناطق دارند روابط دوجانبه آنها با رهبري جنبش جنبه خاصي دارد. وجود چنين سازمان هايي با اين موقعيت هاي خاص به جريان انتقال افكار و بحث و بررسي در مورد آنها و قبول و رد طرح ها كمك كرده است. تشكيل كابينه جديد دولت فلسطين نمونه بارزي از يك مسئله ملي و سياسي در فلسطين است.


۲ـ اوضاع فلسطين يك ويژگي منحصر به فرد دارد و آن اين است كه اختلافات بين گروه هاي مبارز فكري و سياسي و يا در مجموعه هاي بزرگ و موثري چون جنبش فتح محدود به آن گروه ها و مجموعه ها نمي ماند بلكه افكار عمومي و ملت فلسطين را نيز در برمي گيرد و طولي نمي كشد كه آن اختلافات در ميان توده هاي مختلف فلسطيني سرايت مي كند و اين مسئله قبلاً بارها اتفاق افتاده است. مثلاً در دوره تشكيل (جبهه رد) يا زمان مطرح شدن شعار تشكيل دولت در فلسطين يا هنگام امضاي قرارداد اسلو يا هم زمان با كنفرانس وحدت ملي در قاهره و اخيراً هنگام بحث و گفت وگو پيرامون تشكيل كابينه دولت فلسطين جنبش فتح (و گروه هاي مختلف ديگر و افكار عمومي در فلسطين) در مورد مسائل ملي كشورشان در معرض شكاف و از هم گسيختگي بودند. آنها به دليل واسطه مستقيم مصر و تعهدات اخلاقي كه در ميانشان وجود داشت از اين مرحله گذشتند ولي اين قضيه ـ مسئله ملي ـ همچنان قابل بحث و بررسي است.

 

    308 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   صلح خاورميانه 
●   نقشه راه 

مطالعات منطقه ای:
●   اسراييل 
●   فلسطين 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:06/02/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب