باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 21 بهمن 1388 كاربران برخط 76 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
نگاهي به موفقيت هاي استراتژيک انتفاضه دوم در فلسطين
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 

منبع: سایت های خبری - جام جم آن لاین - تاريخ شمسی نشر 03/03/1382

   ● نويسنده: گول - لافت

مترجم: نگاره - حسينيان

 
 
هفته گذشته در شرايطي که شارون و محمود عباس (نخست وزير دولت خودگردان) ، براي مذاکره درباره طرح «نقشه راه» (صلح گام به گام) با يکديگر قرار ملاقات گذاشته بودند ، مناطق مختلف سرزمين فلسطين ، شاهد حوادث عبرت آموزي بود. کالين پاول ، وزير امورخارجه دولت امريکا، نزديک به 10روز پيش براي ترغيب فلسطيني ها به پذيرفتن طرح نقشه راه ، به فلسطين سفر کرد؛ اگر چه او توانست موافقت محمود عباس را نسبت به اين طرح جلب کند اما گروههاي مختلف فلسطيني مخالفت خود را با اين طرح اعلام کردند؛ برخي از اين گروهها معتقد بودند که دولت شارون با هيچ طرحي براي صلح موافق نيست و تنها از اين مذاکرات براي خلع سلاح و عقب نشيني بيشتر فلسطيني ها استفاده مي نمايد. شاهد مثال اين مدعا، عدم پذيرش اين طرح توسط خود شارون بود. به اين ترتيب در شرايطي که ماه مي 2003 به پايان خود نزديک مي شود، از مذاکرات سياسي نتيجه اي حاصل نشده و هيچ نتيجه مثبتي عايد فلسطينيان نشده است . طرح انگليسي امريکايي «نقشه راه» ، پيشنهاد مي کرد که بحران فلسطين طي چند مرحله ، به فرجام انجامد. گام اول که مهلت آن ماه مي 2003 است ، به پايان دادن عمليات استشهادي ، پايان دادن به شهرک سازي ، عقب نشيني اسرائيل از مناطق تحت اختيار دولت خودگردان و برگزاري انتخابات در فلسطين اختصاص دارد. گام دوم که مهلت اجراي آن دسامبر 2004 است ، با تشکيل يک دولت مستقل فلسطيني و برگزاري کنفرانس بين المللي با شرکت روسيه و اتحاديه اروپا به همراه امريکا شکل مي گيرد و گام سوم که مهلت آن دسامبر 2005 است ، با امضاي توافقنامه نهايي صلح ميان طرفين ، تعيين مرزهاي قطعي فلسطين و امضاي قراردادهاي صلح ميان اعراب و اسرائيل تحقق پيدا خواهد نمود. امريکايي ها که تصور مي کردند دولت تحت رياست عرفات ، قبل از موافقت با گام اول ، متقاضي خروج نيروهاي اسرائيلي از مناطق فلسطيني نشين است ، کوشيدند با حمايت از محمود عباس ، موافقت دولت فلسطيني تحت رياست او را با اجراي گام نخست جلب کنند. اين کار البته انجام شد اما دولت شارون حاضر به اعطاي هيچ امتيازي نشده و جهاد اسلامي و حماس نيز مخالفت خود را با اجراي يک طرفه طرح نقشه راه اعلام کردند. در مقاله پيش رو، گول لافت ، يک افسر سابق ارتش اسرائيل ، کوشيده است ديدگاه هاي مردم فلسطين در اتخاذ شيوه هاي مقاومت عليه رژيم اشغالگر صهيونيست را تشريح کند. اين مقاله که در نشريه امريکايي فارن افرز (جولاي آگوست 2002) به چاپ رسيده ، نشان مي دهد که اکثر قريب به اتفاق فلسطيني ها معتقدند که از طريق مذاکرات صلح با دولتمردان اسرائيل چيزي عايد آنها نخواهد شد و تنها از طريق مقاومت و بخصوص از طريق توسل به عمليات استشهادي است که مي توانند حقوق از دست رفته خود را به دست آورند. ازآغاز انتفاضه دوم در سپتامبر سال 2000 ، دهها فلسطيني آماده مرگ ، با منفجر کردن بمبهايي که بر بدن خود بسته بودند، پايتخت دولت يهود را به لرزه درآورده اند؛ اين حادثه اي است که در طول تاريخ اسرائيل بي سابقه بوده است . تا يک سال پيش چنين تصور مي شد که اين اقدام خطرناک ، فعاليتي محدود از سوي گروههاي بسيار متعصبي است که در ميان ملت فلسطين جايگاه وسيعي ندارند، اما آنچه طي ماههاي گذشته روي داد، نشان مي دهد که عمليات انتحاري (شهادت طلبانه) در ميان تمام گروههاي مهم فلسطيني مقبوليت و مشروعيت دارد. اينک فلسطيني ها به اين نوع از عمليات به عنوان سلاحي استراتژيک مي نگرند که مي تواند ميان توان نظامي بسيار پيشرفته اسرائيل و نيروي نظامي اندک فلسطيني ها توازن ايجاد کند. فلسطيني ها بدين نتيجه رسيده اند که اگر در مبارزه سياسي از بمبهاي انتحاري (عمليات شهادت طلبانه) بصورتي سازمان يافته استفاده کنند، به نتايجي دست خواهند يافت که هيچ اسلحه ديگري توان تحصيل آن را ندارد. به اين ترتيب عمليات انتحاري (استشهادي) به نيروي بازدارنده اي در مقابل توان تهاجمي اسرائيل مبدل خواهد شد و در اين صورت احتمال توقف در استفاده از آن ، از سوي طراحان فلسطيني بسيار ضعيف خواهد بود. روي آوردن به چنين سلاح استراتژيکي از سوي فلسطينيان ، اقدامي شتاب زده نبود؛ پيش از آغاز انتفاضه دوم ، اين سلاح به عنوان يک استراتژي موفق توسط حزب الله لبنان مورد استفاده قرار گرفته و نتيجه اش خروج ارتش اسرائيل از جنوب لبنان و پايان دادن به 15سال اشغال سرزمين هاي لبناني بود. اين استراتژي ، ترکيبي بود از عمليات چريکي ، حمله به برجهاي ديده باني اسرائيلي و اخلال در وضعيت امنيتي نظاميان اسرائيلي . ظاهرا فلسطيني ها نيز بدين نتيجه رسيده اند که با «لبناني کردن» کرانه باختري و نوار غزه ، مي توانند فضايي از ناامني براي اسرائيلي ها فراهم ساخته ، از طريق ايجاد اين فضا آنان را وادار سازند تا از مناطق اشغالي عقب نشيني کنند. چنين پيداست که ياسر عرفات ، تقسيم کار ويژه اي را پذيرفته باشد. شاخه سياسي الفتح - سازمان تحت رهبري عرفات - به واحدهاي شبه نظامي خود اجازه داده تا به شهرک هاي يهودي نشين در مناطق اشغالي و پايگاه هاي نظامي اسرائيل در کرانه غربي و نوارغزه ، با اقدامات چريکي ضربه وارد سازند. در عين حال گروههاي ديگري چون حماس و جهاد اسلامي نيز اجازه يافتند تا حملاتي را عليه مراکز اسرائيلي در ديگر نقاط اين کشور سازمان دهي کنند. نتايج عمليات چريکي و عمليات انتحاري (استشهادي) کاملا متفاوت بود؛ آنچه توسط نيروهاي فلسطيني (تحت امر فتح) به انجام رسيد در قياس با آنچه توسط نيروهاي فلسطيني تحت امر حماس و جهاد اسلامي بوقوع پيوست بسيار ناچيز بود. در دوره مذکور، نيروها نخست در 1500مورد، اقدام به تيراندازي عليه خودروهاي اسرائيلي واقع در اراضي اشغالي کردند که نتيجه آن کشته شدن 75اسرائيلي بود. از سوي آنان 300نارنجک ضدتانک به اهداف نظامي اسرائيل پرتاب شد که تلفات چنداني نداشت و شليک خمپاره به سوي شهرکهاي يهودي نشين نيز چندان تاثيري نداشت . اما در مقابل واکنش اسرائيل بسيار تند و خشن بود. در طي اين مدت نيروهاي امنيتي اسرائيل ، بسياري از افراد مبارز فلسطيني را به قتل رساندند و ارتش اسرائيل با ناديده گرفتن مفاد موافقتنامه اسلو، با تجهيزات مخرب وارد مناطق تحت امر فلسطيني ها شد و بسياري از خانه ها و مراکز اداري فلسطيني ها را تخريب کرد.اما اقدامات حماس و جهاد اسلامي بسيار عميق و تاثيرگذار بود، آنها موفق شدند طي 39حمله انتحاري (استشهادي) بيش از 70اسرائيلي را به قتل برسانند و بيش از 1000 مجروح براي اسرائيل باقي بگذارند. اگر نتايج اين نوع عمليات را با اقدامات ديگر - از جمله حمله شبه نظاميان فلسطيني در برخورد با نيروهاي نظامي و امنيتي اسرائيل و پرتاب موشکهاي اسکاد از عراق بسوي اسرائيل - مقايسه کنيم درخواهيم يافت که چرا استفاده از اين روشها توسط فلسطيني ها با استقبال روبه رو شده است . فلسطيني ها به خوبي آگاهند که اسرائيل در مقابل اين اقدامات ، چه رنجهايي را بر آنان تحميل خواهد کرد اما علي رغم اين آگاهي ، اتخاذ اين استراتژي را کار مناسبي مي دانند. از نظر آنها نتايج اين استراتژي تنها به کشته شدن گروهي از يهوديان (صهيونيست) محدود نمي شود، بلکه نتيجه مهم آن فروپاشي اقتصاد اسرائيل ، انهدام صنعت توريسم و توسعه عدم امنيت رواني براي شهروندان کشور اشغالگر است . براساس يک نظرسنجي در سال 2002 ، بيش از دوسوم فلسطيني ها معتقدند که نتايج عمليات استشهادي پس از آغاز انتفاضه دوم به مراتب بيشتر از تمام نتايج حاصله از مذاکرات صلح با مقامات اسرائيلي است . تا قبل از انتفاضه دوم ، فلسطيني ها ميان ساکنين شهرکهاي يهودي نشين مناطق اشغالي ، نظاميان اسرائيل و ساکنين ديگر مناطق اسرائيل تفاوت قائل مي شدند، اما اين تفاوت اکنون از بين رفته است . البته حادثه 11سپتامبر در امريکا موجب شد که تبليغات به نفع عمليات خشونت طلبانه با مشکلاتي مواجه شود، چرا که فعاليتهاي آنان به راحتي (توسط دستگاه هاي تبليغاتي اسرائيلي و امريکايي) به عنوان اقدامات تروريستي محکوم مي شد. البته فلسطيني ها تفسير ديگري (به جز آنچه رسانه هاي غربي ارائه مي کنند) از تروريسم ارائه مي کنند. در يک نظرسنجي در دسامبر 2001 ، 94درصد از فلسطيني ها اظهار داشتند که هجمه هاي اسرائيل به مناطق فلسطيني ، عملياتي تروريستي است و گناه مرگ 21 اسرائيلي بر اثر انفجار يک ديسکوتک را به گردن اسرائيل انداختند. 94درصد از آنها استفاده احتمالي اسرائيل از سلاحهاي ميکروبي و شيميايي عليه فلسطينيان را اقدامي تروريستي دانستند و تنها 26درصد از آنها اقدامات فلسطيني ها عليه اسرائيل را با عنواني مشابه ناميدند. به عبارت ديگر هر چه احساس رضايت فلسطيني ها از اقدامات شهداي آنان بيشتر شده ، به همين نسبت نيز الفتح براي روي آوردن به اين نوع عمليات بيشتر تحت فشار قرار گرفته است . در سال 2002 رهبران الفتح به سوي روش مبارزه اسلامگرايان (حماس و جهاد اسلامي) روي آوردند و حتي عرفات نيز ناچار شد در مقابل احساسات ضداسرائيلي مردم کوچه و بازار سرتسليم فرود آورد. اقدام رسمي فتح در تاييد عمليات استشهادي در 29 نوامبر 2001 ، نشانه ديگري از گرايش فتح بسوي اسلامگرايان بود. حتي گروه گردانهاي الاقصي پا را فراتر گذاشت و زنان و دختران را براي ورود به صحنه عمليات استشهادي ترغيب کرد، هر چند حضور زنان و دختران در اين نوع عمليات مورد توافق گروههاي اسلامي نبود. اينک ، هم گروههاي اسلامي و هم گروههاي غيرمذهبي فلسطيني بدين نتيجه رسيده اند که رژيم اسرائيل در مقابل اين نوع از عمليات ، فاقد يک نظام تدافعي است . اسرائيل در مقابل موشکهاي اسکاد، سيستم دفاعي «آرو» را تدارک ديد که اگرچه 2ميليارد دلار هزينه داشت ، اما به هر حال نتيجه بخش بود، اما در مقابل عمليات استشهادي تنها مي تواند به ساختن يک ديوار بازدارنده اکتفا کند. بايد دانست که بمبهاي بشري بسيار دقيق تر و هوشمندتر از موشکهاي اسکاد عمل مي کنند و گرچه تعداد نيروهاي امنيتي اسرائيل در مجموع پزشکان و مهندسان اين کشور بيشتر است ، اما باز هم نمي توانند در مقابل اين بمبهاي هوشمند، کاري انجام دهند. اگر به عبرت آموزي از تاريخ پاي بند هستيم ، بايد دريابيم که در مقابل عمليات استشهادي نمي توانيم به قدرت نظامي ارتش اسرائيل بسنده کنيم . دولت اسرائيل با پذيرش اين واقعيت بسيار مخالف است و تصور مي کند عبارت «برد با ارتش است» ، در عمل نيز درست از کار درمي آيد. فلسطيني ها از سلاح «الله» استفاده مي کنند، حال آن که اسرائيلي ها به تانکهايشان مي نازند.
 

    233 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   انتفاضه 
●   نقشه راه 

مطالعات منطقه ای:
●   اسراييل 
●   فلسطين 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:03/03/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب