باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 26 اسفند 1388 كاربران برخط 40 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
فرهنگ و روابط بين الملل
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
فرهنگ مشاركت سلسله مراتب بين المللي عليه تروريسم


 
   ● نويسنده: محترم - ذكرياپور صياد

منبع: ماهنامه - همشهري ديپلماتيك - 1382 - شماه 8، نيمه اول اسفند - تاريخ شمسی نشر 10/12/1382

 
 

فرهنگ و روابط بين الملل يكي از نگرش هاي كاربردي براي مطالعه لايه هاي ساختار نظام بين الملل و نيز نقش بازيگران آن در تدوين و توسعه سياست خارجي فرهنگي low-policy است.


ساختار نظام بين الملل دو قطبي ۱۹۴۵-۱۹۹۲، چند قطبي ۱۹۹۲-۲۰۰۰ و تك قطبي ۲۰۰۰ تاكنون از منظر فرهنگ و روابط بين الملل به ترتيب شامل فرهنگ ايدئولوژيك زايي Hard- Power فرهنگ تجارت گرايي low- Power و فرهنگ ميليتاريستي Weaponization بويژه پس از ۱۱ سپتامبر قابل تشريح و تحليل است.


پروفسور فرد هاليدي و ساموئل هانتينگتون به ترتيب در كتب: بازنگري در روابط بين الملل و ابعاد نرم و سخت قدرت در نظام بين الملل با متدولوژي فرهنگ و روابط بين الملل به مطالعه دقيق لايه هاي ساختار نظام بين الملل و كالبدشكافي نقش قدرت هاي بزرگ پرداخته اند.


پروفسور والراشتاين مطرح مي كند كه تمام ملتها و جوامع در سطوح داخلي و بين المللي به فرهنگ به عنوان نوعي قدرت و نفوذ نياز دارند. منظور از فضاي فرهنگي حاكم بر روابط بين الملل به منزله فضاي نورماتيو حاكم بر روابط و سياست بين الملل است. از منظر پاراديم نئورئاليسم فضاي نورماتيو فرهنگي روابط بين الملل بر ايستارها و اجزاي سيستم اثرات مثبت و منفي دارد. ادراكات و رفتار خارجي دولتها نيز بشدت تحت تاثير فضاي نرماتيو حاكم بر سيستم بين المللي قرار مي گيرد.


فضاي نورماتيو حاكم بر نظام بين المللي پس از ۱۱ سپتامبر اتحاد و ائتلاف به رهبري آمريكا براي مبارزه بين المللي عليه تروريسم است از طرف ديگر فضاي نورماتيو مذكور نيز به سه زير مجموعه فرهنگي شامل فرهنگ اتحاد و ائتلاف،  نقش فرهنگ سياسي آمريكا در رهبري آن و نيز فرهنگ ضدتروريسم است.


نقش رهبري آمريكا در گسترش و تعميق فرهنگ اتحاد و ائتلاف و نيز اشاعه فرهنگ ضدتروريسم به تعريف دوستان و دشمنان جديد واشنگتن مي پردازد . اما به موازات تشكيل ائتلاف مذكور يك محور ضد ائتلاف شامل برخي كشورهاي اروپاي غربي، روسيه و حتي برخي از متحدان سنتي واشنگتن در منطقه بوجود آمده است.


حلقه كليدي و اتصال اتحاد و ائتلاف به رهبري آمريكا عليه تروريسم و نيز محور ضد اتحاد و ائتلاف مذكور حول محور فرهنگ مشاركت Partnership مي چرخد.


پروفسور گلين پالمر از دانشگاه دولتي پنسيلوانيا؛ سياست خارجي اتحاد و ائتلاف كشورها را براساس تفاهم و تعامل مشترك و اختيار و آگاهانه ذكر مي كند. به عبارت ديگر؛ ادراكات مشترك در بين بازيگران يك مجموعه موجب تدوين و توسعه رفتار مشترك از جانب آنها مي شود.


از ميان تعاريف موجود درباره سياست خارجي مشاركت مي توان به تعريف:  برعهده گرفتن آگاهانه امري در شكل همكاري با ميل و رغبت و نياز به بهبود وضع موجود يا تغيير آن استناد كرد. از نظر هانتينگتون و نلسون مشاركت بطور اعم في نفسه هدف محسوب نمي شود و معمولا تابعي از تصميمات نخبگان حاكم و سياست آنها مي شود . يكي از مشخصات اين تعريف بويژه از نظر لستر ميلبرات؛ سلسله مراتب مشاركت است. ايالات متحده بر اساس سلسله مراتب مشاركت بين المللي با هدف گسترش و تعميق اتحاد و ائتلاف عليه تروريسم به ايفاي نقش رهبري پرداخته است. كشورهاي مذكور عضو محور ضد اتحاد و ائتلاف نيز اين نوع مشاركت را از نوع مشاركت غير اختياري توام با سلسله مراتبي ناميده اند. بي جهت نبود كه ژنرال دونالد رامسفلد رئيس پنتاگون در اثناي مخالفت كشورهاي روسيه، فرانسه و آلمان با حمله نظامي به عراق از جانشيني اروپاي جوان به جاي اروپاي پير سخن به ميان آورد.


عنصر نورماتيو سود و زيان نيز موجب تداوم و تشديد محور ضد اتحاد و ائتلاف آمريكا در قبال مشاركت غير اختياري و توام با سلسله مراتبي شده است. فرانسه، آلمان و روسيه مخالفت خود را با اين نوع مشاركت براساس فرهنگ كمي سود - زيان توجيه و تفسير مي كنند. از طرف ديگر شمشير دولبه فرهنگ كمي سود و زيان نيز معيار كمي آمريكا براي صدور مجدد به ساير كشورها جهت فعاليت در پروژه بازسازي عراق شده است. ايالات متحده شرط ورود كشورهاي فرانسه، روسيه و آلمان در پروژه بازسازي عراق را بخشش حجم عظيمي از بدهي هاي عراق به آن كشورها ذكر كرده است.


همچنين منشا نگرش سود- زيان مذكور ناشي از فرهنگ سياسي يكجانبه گرايي دولت آمريكا است. به عبارت ديگر؛ فضاي نورماتيو/ فرهنگي بين المللي اتحاد و ائتلاف به رهبري آمريكا عليه تروريسم موجب تغيير و تحول در قواعد بازي روابط بين الملل معطوف به يكجانبه گرايي در قبال چند جانبه گرايي شده  است. قواعد بازي چند جانبه گرايي داراي بار فرهنگي- ارزشي دوستانه و همچنين يكجانبه گرايي نيز داراي بارفرهنگي - ايدئولوژيك خصمانه است.


در فضاي فرهنگي خصمانه يكجانبه گرايي قدرت بين المللي به سوي امنيتي شدن سيستم بين المللي و مشاركت محدود نهادها و سازمانهاي بين المللي از جمله سازمان ملل متحد منتهي مي شود. در فضاي فرهنگي مذكور نگرش سياسي بازيگران بويژه قدرت هاي بزرگ بر اساس حاصل جمع صفر و نگرش سود- زيان است. يكي از عوارض و آسيب هاي ناشي از فضاي فرهنگي/ ايدئولوژيك خصمانه يكجانبه گرايي گسترش و تعميق فرهنگ سياسي آناركي بين المللي است.


نقطه ثقل آسيب شناسي مذكور رابطه ميان آناركي و فرهنگ سياسي حاكم بر سيستم بين المللي پس از ۱۱ سپتامبر مبتني بر مشاركت سلسله مراتب بين المللي برهبري آمريكا عليه تروريسم است. با اذعان به اينكه فرهنگ، ارزش ها و قدرت از عناصر مهم و بهم پيوسته در سيستم بين المللي هستند. براي بررسي و شناخت دقيق آناركي بين المللي مطالعه بهم پيوسته و يكپارچه اين عناصر ما را در درك و فهم شرايط بين المللي عليه تروريسم معطوف به مشاركت سلسله مراتب بين المللي ياري مي كند.


مشاركت بسته قدرت بين المللي، تقابل ارزش ها و فرهنگ سياسي حاكم بر نظام بين المللي بتدريج آناركي بين المللي را فرهنگ رايج و مسلط بر روابط و سياست بين المللي مي كند. در ادبيات سياسي روابط بين الملل آناركي به معناي فقدان اقتدار توانمند بيروني و قدرت حاكم بر سيستم بين المللي است. هنجار هاي موجود در سيستم بين المللي اعضاي آنرا بهم متصل مي كند و اين حالت تا زماني تداوم دارد كه اعضاي سيستم در تصميم گيري هاي سياسي مستقل، صاحب اختيار و بر اساس حاصل جمع غير صفر بيانديشند. به اعتقاد اكثر پژوهشگران روابط بين الملل، آناركي مي تواند تحت تاثير تنگناهاي محيطي و شرايط و اوضاع و احوال حاكم بروز كند. از اين رو در مطالعاتي كه حول محور آناركي بين المللي دور مي زند شناخت فرهنگ سياسي حاكم بر سيستم بين المللي به عنوان ركن اساسي نظام آناركي بين المللي ضروري به نظر مي رسد.


فرهنگ سياسي مشاركت سلسله مراتب بين المللي به رهبري آمريكا عليه تروريسم موجب ظهور قدرت بسته بين المللي،  تقابل ارزش ها و پيدايش فرهنگ هاي موازي و حتي خرده فرهنگ هاي منطقه اي مخالف استراتژي سياست خارجي يكجانبه گرايي آمريكا شده است.


از اين رو پژوهشگران مطالعات بين المللي توجه ويژه اي به خطرات چندجانبه امنيتي ناشي از شيوع فرهنگ آناركي بين المللي مبذول داشته اند. اگر تعريف آناركي را به معناي فقدان نهادهاي اقتدارگراي بين المللي چون سازمان ملل بدانيم، آنگاه بايد به اين مسئله نيز توجه داشته باشم كه عدم وجود قدرت فائقه بين المللي در محيط بين المللي متلاطم پس از ۱۱ سپتامبر بر وخامت اوضاع سياسي، نظامي،  امنيتي، اقتصادي و فرهنگي بين المللي و حتي كشورهاي عضو سيستم بين المللي خواهد افزود. بي جهت نيست كه ايالات متحده پس از فروپاشي رژيم صدام حسين و هدايت سينوسي اوضاع پيچيده و سيال عراق مترصد دخالت سازمان ملل متحد براي تدوين و توسعه سرنوشت سياسي كشور بحران زده عراق شده است.


همچنين طبق برداشت رئاليستي، اعضاي سيستم بين المللي در شرايط آناركي زماني به جنگ هاي متفاوت روي  مي آورند كه جنگ تنها راهكار ممكن براي حفظ منابع باشد. تئوري هاي مبتني بر فرهنگ تقارن در نظام بين الملل،  تهديدات و نگراني هاي امنيتي را منبع مهم آناركي معرفي مي كند. قدرت هاي مسلط بين المللي بويژه قدرت بين المللي معطوف به سياست يكجانبه گرايي براي حفظ منابع حياتي خود به تدوين و توسعه استراتژي جنگي مبادرت مي ورزد.


از طرف ديگر آلرژي ناامني در فرهنگ تقارن بين المللي نيز تفكرهمگاني هابزي مبتني بر جنگ عليه جنگ  را توصيه مي كند و نتيجه آن گسترش ناامني، امنيتي شدن فضاي بين المللي، توسعه و تكميل پروژه هاي مدت دار تسليحاتي و غير قابل پيش بيني بودن وضعيت حاضر و تلاش براي وضعيت مطلوب بين المللي است.


يكي ديگر از آثار سوء و آسيب  هاي ناشي از آناركي بين المللي و آلرژي همگاني ناامني ، بسط و توسعه سمبل هاي كاذب فرهنگي، باورها و اخلاقيات تصنعي و احساسات و هيجانات هدايت شده است. باورها و سمبل ها در حفظ انسجام گروهي افراد و اعضاي يك سيستم از جمله اعضاي سيستم بين المللي نقش اساسي دارند. در اين صورت نمادسازي با ارزش است زيرا تنها اعضا را با باورهاي مطمئن آشنا مي سازد و ضمن هماهنگي اعضاي سيستم، هنجارهاي مفيد و مطلوب را به آنها مي آموزد و آنها را در فرآيند تصميم گيري مستقل و صاحب اختيار در مي آورد. در جامعه آناركي بين المللي، نمادسازي تصنعي فرهنگي موجب بهم خوردن اعتقادات، ارزش ها و نظم موجود مي شود. به عبارت ديگر ؛ مشاركت سلسله مراتب بين المللي عليه تروريسم متاثر از نمادسازي فرهنگي يكجانبه گرايي موجب حذف اعتقادات و ارزش هاي طرف هاي ديگر مي شود و بجاي يك ديالوگ بين المللي عليه تروريسم نوعي منولوگ سلسله مراتب بين المللي با نگرش حاصل جمع صفر بوجود مي آورد. بي جهت نيست كه در شرايط ناامني فردي، گروهي،  اجتماعي، ملي و بين المللي بايد رفتارهاي جنگ ،آزموده و بررسي شود تا برحسب اين رفتارها، اخلاقيات، ارزش ها و راهكارهاي موجود برآورده شود. گفته مي شود كه قانون روشمند در اين باره قانوني است كه بتواند رابطه منطقي ميان رفتارهاي جنگي و نمادگرايي فرهنگي ايجاد كند و صرفا به بيان رفتارها و نمادهاي جنگ ستيزانه اكتفا نكند. بي جهت نيست كه كشور هاي آلمان، فرانسه و روسيه خواستار قانون روشمند بين المللي با مركزيت سازمان ملل متحد براي برآورد رفتارهاي جنگي اعضاي ائتلاف بين المللي از يك سو و كشورهاي هدف در مبارزه بين المللي عليه تروريسم شده اند.


 

 

    662 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   روابط بین الملل 
●   فرهنگ 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:10/12/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب