باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 95 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
آخرين تهديدهاي نظم نوين
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 

منبع: ماهنامه - همشهري ديپلماتيك - 1382 - شماه 8، نيمه اول اسفند - تاريخ شمسی نشر 16/12/1382

   ● نويسنده: اليسون - بيلز

مترجم: سعيد - علوي نائيني

 
 



هنگامي كه به دنبال شاهد و مدركي براي «نظم» جهاني بگرديم، اكثريت اروپاييان تمايل دارند نيمه پر ليوان را ببينند تا نيمه خالي آن را. ما مي توانيم در پي توضيحات عرفاني، فلسفي براي اين موضوع باشيم، زيرا براي مثال مي توان اشاره كرد كه تمام ديدگاهها و مفاهيم مسلط جهاني كه در خاك اروپا ريشه دوانيده- از مفهوم «كاسموس» يونان باستان گرفته تاكنون- يا روي هدف «نظم» تاكيد ورزيده اند، يا روي كيفيت ذاتي كيهان، و يا روي هر دوي آنها.


و نيز سنخيت دارد كه بگوييم هر گاه رژيمها يا فلسفه هاي اروپايي طوري ظهور كرده اند كه خود را برتر از «نظم» سنتي ديده اند، يا بر آن شده اند كه آنرا براندازند- مثلا در عصر مدرن فاشيسم و كمونيسم- سبب رنج و زجر فراوان هم در اروپا و هم در جهان شده اند.


از اين رو، بسياري از اروپاييان زياد از حد مايل به باور كردن فجر «نظم نوين جهاني» (نوع مثبت آن) پس از فروپاشي ديوار برلين و پايان جنگ سرد بودند و شگفت انگيز نيست كه آنان احساس رهايي از تهديدهاي جدي و بارهاي سنگيني كه اين رخدادها براي قاره ما (اروپا) به ارمغان آورد، مي كردند. جنگهاي بالكان كه در پي آمد، به ويژه دردناك بود، زيرا اين ديدگاه را به چالش طلبيد، اما اين جنگها به طور فوق العاده محدود بودند و به خصوص مانع از پيشرفت مداوم بيشتر كشورهاي اروپاي مركزي پس از كمونيسم به سوي يكپارچگي در نظامهاي يكدست «ناتو» و «اتحاديه اروپا» نشدند.


در مورد اتحاديه اروپا، درست است  كه اين يكپارچگي نگراني برخي كشورهاي اروپاي غربي را كه فكر مي كنند «نظم» خودشان را رقيق تر مي كند برانگيخت و هنوز هم بر مي انگيزد.


اما از ۱۱ سپتامبر به اين سو، بهتر مي توان ديد كه گسترش اصول و نظم و ترتيب «هسته  مركزي» سازمانهاي اروپايي در سرزمينهاي هر چه بيشتر تا آنجا كه ممكن است،  بهترين راه براي تامين «دفاع عميق» براي همه كشورها و جوامع اروپايي بر ضد دشمنان داخلي و خارجي است.


 


آخرين تهديدهاي «نظم»


پس مساله چيست؟ مساله را واقعا مي توان به عنوان تركيب سه روند در نخستين سالهاي قرن بيست و يكم مشاهده كرد:


- برجستگي بيشتر،  يا دست كم تاكيد روي نيروهاي مخالف نظم و آنهايي كه در واقع از ساختارهاي نظم (بازار مشترك اتحاديه اروپا، شن گن، يا جهاني شدن) برضد ما استفاده مي كنند: تروريزم، تبهكاري، گسترش سلاحهاي نابرابر بالقوه و كشورهايي كه تمام اين چيزها را حمايت كرده و اجازه مي دهند.


- ناتواني موسسات امنيتي و قوانين نظم تثبيت شده براي دست و پنجه نرم كردن با اين چيزها،  به ويژه به خاطر اينكه: (۱) آنها براي دشمناني كه يك كشور را تشكيل نمي دهند طراحي نشده بودند و (۲) آنها در واقع محصول ابراز رضايت و خرسندي كشورهاي بخصوص هستند و عموما به خوبي براي رويارويي با بازيگران ناخرسند و مخالف به طور موثر چه از نظر ادراكي، سياسي و چه از لحاظ مادي آماده نيستند. گرچه برخي هنوز اين موسسات (امنيتي) را داراي مقام منحصر به فرد صدور فرمان استفاده از قواي مسلح در موارد افراطي مخالفت، مي دانند، اما هنوز اصلا روشن نيست كه آيا آنان داراي اراده قوي و هماهنگ هستند يا احتمالا مي توانند اين اراده قوي را داشته باشند!


- در مورد دو عامل نخستين، تنها ابرقدرت جهان- ايالات متحده- كه به ميزان فراواني رهبري ادراكي و سياسي غرب را فراهم مي سازد، روشهاي حفظ منافع حياتي خود را كه بسياري آنرا مخالف «نظم» مي  دانند برگزيده است. برخي سخنگويان آمريكايي به طور صريح دشمني خود را نسبت به محدوديتهاي موسسات و قوانين بين المللي بيان كرده، و بر حق عمل كردن يكجانبه (آن هم عمل پيشگيرانه) در دفاع از منافع ملي تاكيد ورزيده اند.


اين سخنگويان تبديل و تغيير «نظم» فعلي را بيشتر در كشورهاي عربي (به صورت تغيير رژيم) درخواست نموده و بر استفاده از نيروي نظامي ساده در رسيدن به اين اهداف تاكيد كرده اند.


از اين رو،  ميزان فراواني از نوشته هاي طنز آميز «بي نظمي نوين» و كوشش آمريكا براي به وجود آوردن «نظم جديد» مي بينيم- به نظر مي رسد بسياري از آنان فرض مي كنند اين كوشش هاي آمريكا موفق خواهد بود، چه بخواهند و چه نخواهند.


تصوير حاصل از اينكه «نظم جديد» به چه شكل خواهد بود ، هميشه به طور روشن بيان نشده، اما به نظر مي رسد سيطره آمريكايي تك قطبي با دوستانش در يك خط و حذف دشمنان آنها به روز پيش بيني گرديده است- اين حالت تا زماني است كه يك كس ديگر (شايد چين) ظهور كند و به قدر كافي قوي باشد كه با «گاو نر سلطه گر» سر شاخ شود. احتمال دارد كه با اين ديدگاه قوانين و موسسات زنده بمانند، اما آنها باقي مي مانند براي منفعلان و ضعيفان كه از آنها اطاعت كنند، اما نه اينكه براي قدرتمندان محدوديت ايجاد نمايند. اين ديدگاه ما از آينده را مي توان به صورت «نظم بدون ويژگيهاي آن» - يا نظم بدون انصاف، برابري، و شفافيت ناميد.


يك ديدگاه اروپايي


چون از من خواسته شده به عنوان يك اروپايي روي اين موضوعات نظر بدهم، براي يك بار مي توانم از ديدگاه لوكس و يكطرفه قضاوت كنم و تنها بحثهاي مخالف را پيش بكشم، يا سعي كنم ديدگاه ارائه شده بالا را با مباني منطقي اش تعديل نمايم.


اگر ما تنها به تهديدهاي نابرابر و فرامليتي جديد بنگريم،  مهم است كه ابتدا به تناسب آنها توجه كنيم. مشكل است از تخريب موذيانه «ابرتروريزم» جديد و با سادگي ظاهري اش كه در قويترين جوامع توسعه يافته نفوذ مي يابد، به انسان شوك وارد نشود.


اما ، شمار جنبش هاي شناخته شده ابرتروريستي مانند القاعده هنوز بسيار محدود است، و اين نوع تروريزم نسبت به كل فعاليتهاي تروريستي (و مرگ و مير حاصل از آن) محدود به قرائن ويژه سياسي، در درگيريهاي به شكل قديمي يا درون كشورهاي منفرد است. مجددا، نابرابري ذاتي تهديدهاي ابرتروريستي دقيقا شورش ضعيفان بر ضد قدرتمندان است و قدرت ما براي دست و پنجه نرم كردن با آن به ميزان فراواني افزايش يافته زيرا دشمنان پيشين يا بالقوه برابر ما - مانند روسيه و چين- در اين موضوع با ما همراه هستند.


وقتي موضوع يافتن راه درست مبارزه با تروريزم مطرح مي شود،  به نظر اندكي متناقض مي آيد تاكيد كنيم از يك سو كه اين تهديد چه تازه، موذيانه و نابرابر است، و سپس اعلان جنگ با روشهاي قديمي را كه وابسته به منابع نظامي است صادر كنيم.


يك رويكرد بهتر آن است كه تروريست ها را به عنوان دشمن برابر در يك ميدان جنگ،  بزرگ نسازيم، بلكه آنان را تبهكاراني به شمار آوريم كه هدف، حذف آنان به عنوان مجرمان و انگلهايي در نظم مشروع ما باشد.


عمل خشن براي منزوي كردن، نفوذ و جدا كردن سر از بدن جنبشهاي تروريستي بايد با كوششهايي تركيب شود كه هم اكثريت ميانه رو ( در تمام مناطق و مذاهب ) را همراه ما نگه دارد و هم، به هر وسيله ممكن اعتماد به نفس، آرامش و معمولي بودن اوضاع را در جوامع خودمان حفظ كند. وابستگي سرسختانه ما به نظمي كه بر پايه مباني حقوق بشر باشد، بهترين سلاح بر ضد تروريسم است و مسلما بهترين جايگاه براي تاكيد برتري اخلاقي ما بر آنهاست.


در نظر داشتن «تهديدهاي جديد» پس از ۱۱ سپتامبر در ضمن به اين معناست كه توجه لازم به ساير تهديدهاي جدي براي تمدن ما كه به همان اندازه جديد هم هست بشود- براي مثال جهش ژنتيكي بيماريهاي جانوران و انسان، تغييرات اقليمي، به زوال رفتن محيط زيست و اثرات تمام اين موضوعات روي مسائل فقر، توسعه نابرابر و مهاجرت بايد ارزشيابي شود.


اين مسائل در برخي ويژگيهاي نابرابري سهيم هستند؛ اما چيزي كه آمريكا اغلب نخستين كسي بوده كه تاكيد كرده، اين است كه آنها به هيچ وجه تابع راه حلهاي نظامي و جبري نيستند. تنها اميد، دست و پنجه نرم كردن با آنها در همكاري بين المللي گسترده،  صلح آميز،  منظم و اغلب به طور رسمي تنظيم شده است.


دوم، در حقيقت تا چه حد موسسات سنتي ما ناكافي هستند؟ در آغاز، كارهاي بزرگ آنها و كارايي شان نبايد براساس چند نفري كه مخالف آنان هستند اندازه گيري شود، بلكه بايد با اكثريت عظيمي كه از آنها اطاعت مي كنند و يا بر اساس كار كساني كه بهترين اميدها را به بهبود وضع اين موسسات بسته اند، سنجيده گردد.


رهاسازي نهادها و قوانين نظم،  خيانتي به اين اكثريت خوش رفتار است و تنها مي تواند خطر ريشه كني اعتماد به ارزشها و خردمندي ادامه رفتار خوب آنان را به همراه داشته باشد. ثانيا همانطور كه هم اينك اشاره شد، آمريكا خودش به مقدار فراوان اطمينان و انرژي در ساخت رويكردهاي چند جانبه سازماندهي شده براي چالشهايي مانند بيماري ايدز، سارس، و در حقيقت بسياري از جنبه هاي تروريزم ( مانند عمل سازمان ملل متحد بر ضد منابع مالي تروريستها،  كنترل چند جانبه و تقويت شده صادرات، همكاري در كنترل مهاجرت و امنيت هوانوردي و غيره...) ، سرمايه گذاري كرده است.


ثالثا،  در حقيقت ممكن است بازيگران غير دولتي را هدف قرارداده و تسليم كرد. اين كار با اقدامات موافقت شده از سوي نشست هاي بين كشورها انجام مي گيرد. به طور قابل ملاحظه اي با محدوديت هاي طرف عرضه كننده ( مسدود كردن منابع مالي، كنترل صادرات مواد و دانش خطرناك و غيره)، با موافقتنامه هايي كه حوزه هاي قضايي هماهنگ و سازگار در درون كشورها به وجود مي آورد، مي توان به طور جهاني رفتار تروريستي را محكوم و تبهكارانه خواند و اجازه نداد به صورت فردي يا گروهي و در سطح كشوري و شبه كشوري پخش گردند.


سرانجام، شواهد و مدارك فراواني هست كه از ۱۱ سپتامبر به اين سو، موسسات توانايي سئوال كردن،  دوباره اختراع كردن و وفق دادن خود را دارند. به طور نوآورانه و درست، مثال ها شامل پرسش كوفي عنان درباره آينده سازمان ملل متحد است.


گامهاي به جلو برداشته شده از سوي اتحاديه اروپا در توسعه و ساخت آموزه ها و نقش استراتژيك خود، و جهت دادن دوباره به منابع ناتو براي دست و پنجه نرم كردن با وظايف نظامي مربوط به تهديدهاي خارج از اروپا- بخشي از دوباره اختراع كردن موسسات است. در ضمن مي توانيم پيشرفتهاي مهم و موافقت شده در ساير سازمانهاي منطقه اي را نام ببريم.


سرانجام، ترس از اينكه آمريكا نوعي« رئيس جنگل» بشود و قانون جنگل را بر همه ما تحميل كند تا چه حد توجيه دارد؟ اگر ما اعمال آمريكا و نه حرفهاي آنرا ملاك قراردهيم، اين ديدگاه فورا به چندين دليل غلوشده به نظر مي رسد.


آمريكا روش اتكاء به زور، و تا اندازه اي دخالت نظامي پيشگيرانه را تنها در دو مورد از ۱۱ سپتامبر به اين سو - يعني افغانستان و عراق - انجام داده است،  و در مورد نخستين، با حمايت اكثريت كشورها و موسسات جهان همراه بوده است. مساله گسترش تهديدها را از سوي كره شمالي طوري ديگر و به طور روشن از راههاي غير نظامي حل كرده  است. ثانيا، شواهد و مداركي وجود دارد كه طي سال ۲۰۰۳ اگر ابر قدرتي نيروي بي حد و حصر يا در جهت خلاف بكار برد به سرعت واكنش نشان داده خواهد شد.


اين واكنش شامل محدوديتهاي مالي داخلي، حمايت سياسي و تحمل عمومي، و محدوديتهاي ذاتي واقعيت هاي خارجي است كه به هيچ وجه مطابق ميل آمريكا نبوده و تنها با نيروي نظامي تغيير شكل داده نمي شود.


در مورد عراق، مشكلات جدي ظهور كرده و آمريكا را به تفكر واداشته است، و حتي تقاضا نموده سازمان ملل متحد نقش بزرگتري بازي كند و طيف گسترده تري از شركا و نهادهاي بين المللي در آن درگير شوند.


بقيه جهان هم امروز لوح سفيد و زمينه  بازي براي هر بازيگري، هر قدر قدرتمند هم كه باشد، نيست كه بتواند اراده خود را تحميل كند ( چنانكه درباره رومي ها گفته شده «بياباني ساختند و نامش را صلح نهادند»).


شواهد فراواني هست، هم از اتحاديه اروپا و هم ساير منطقه ها، از گروههايي از كشورها كه سازماندهي شده و به طور منظم به يكديگر نزديك شده اند و از ۱۱ سپتامبر به اين سو همكاريهاي مربوط به امنيت خود را تحكيم بخشيده اند، به طوري كه همان اهداف آمريكا را دنبال مي كنند، اما احتمال دخالت اين كشور را در امورشان كمتر و حتي نشدني گرديده است. آمريكا البته ممكن است هميشه به اين عمل خوشامد نگويد و هميشه هم نتوانسته بالاتر از تاكتيك «تفرقه بينداز و حكومت كن» به طور مستقيم يا غير مستقيم عمل كند.


اما در تفرقه انداختن به ويژه براي مدت طولاني ممكن است موفق نباشد؛ و ثانيا اگر بتواند دو جانبه گرايي و تفرقه داخلي انداختن را در اتحاديه اروپا،  كشورهاي آمريكاي لاتين و يا منطقه آسيا- اقيانوس آرام وارد عمل كند ، درست همان گروههاي متصل به هم را كه نياز دارد با آنها متحد شده و ضد تهديدهاي جديد بكار برد درهم خواهد شكست، بدون اينكه بخواهيم از عملي بودن نظام تجارت بازار آزاد صحبتي به ميان آوريم.


در خاتمه اشاره هايي داريم به آينده دموكراسي، كه - لااقل تاكنون- بدون راه گريزي همراه توسعه نهادهاي نظم جهان، و رفتار منظم بين المللي بوده است. اول از همه،  بگذاريد روشن كنيم كه بدترين دشمنان و خطرات متوجه دموكراسي خارج از نيمكره  غربي و تا اندازه زيادي نيمكره شمالي قرار دارند. اما ممكن است تناقضي ميان تاكيد فزاينده بر جهاني شدن دموكراسي،  به عنوان يك هدف روشن سياست آمريكا و گزينش برخي ابزار و مفاهيم از سوي دولت فعلي آمريكا براي رسيدن به آن هدف وجود داشته باشد. تحميل ديپلماسي بر هر كشور يا دولتي با زور ( نظامي يا طور ديگر) يك تناقض لفظي است. سيطره جهاني يا قالب ريزي يكجانبه نظم جهاني، حتي از سوي دموكراتيك ترين كشور، بر ضد دموكراسي در سطح بين كشوري است.


درهم شكستن گروههاي منطقه اي متصل به هم و مستقل نيز يك گام به عقب خواهد بود، زيرا اين نه تنها ويژگي دموكراسي هاي بالغ است كه به جنگ يكديگر نمي روند، بلكه يك ويژگي آنهاست كه در همكاري با همسايگان شان اقدام مي كنند و در حالات چند جانبه اي سرمايه گذاري مي كنند كه ارزش آنها بالاتر از منافع ملي است.


براي خلاصه كردن، بايد بگوييم ديدگاه تثبيت شده نظم در سطح اجتماعي، ميان كشوري و جهاني حياتي بيش از آن در خود دارد كه مي توانيد از ديدگاه سبك روز ۱۱ سپتامبر نتيجه بگيريم. و گزينش ديگر اين ديدگاه يعني «نظم غير منظم» هنوز راه خيلي درازي دارد كه خوبي ها يا تهديدهاي خود را به كرسي بنشاند.


 


* مدير موسسه بين المللي پژوهش هاي صلح استكهلم


 


 

 

    210 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   تروریسم 
●   نظم نوين جهاني 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:16/12/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب