باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 21 اسفند 1388 كاربران برخط 48 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
آدم ها و موزه ها
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
گفت و گو با فدريكو مايور ساراگوسا


 

منبع:  - تاريخ شمسی نشر 29/10/1382 - به نقل از world press revie

   ● سخنران: فدريكو - مايور ساراگوسا

مترجم: مهرداد - ميردامادي

 
 

فدريكو مايور ساراگوسا در روزگار تروريسم و جنگ هاي پيشگيرانه فردي غير عادي و غير متعارف جلوه مي كند. او همچنان مدافع سرسخت صلح است و بدان اعتقادي راسخ دارد. مايور از ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۹ مدير كل سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد (يونسكو) بود سازماني كه در دوران تصدي وي به شكلي اساسي و بنيادي دستخوش تحول و اصلاح شد. او در حال حاضر رئيس بنياد فرهنگ صلح (Fundacion Cultura de Paz) در مادريد است كه خود در سال ۲۰۰۰ آن را بنياد نهاد.مايور بيوشيميست است و در اواخر دهه ۷۰ ميلادي با در اختيار گرفتن چندين پست وزارتي در دولت اسپانيا در جريان گذار اين كشور به دموكراسي، وارد سياست شد. بعدها به سمت نمايندگي در پارلمان اروپا برگزيده شد. علاقه اصلي مايور كارهاي انسان دوستانه و ترويج و تشويق راه هاي چندجانبه گرايانه براي مشكلات و مسائل جهاني است. مايور علاوه بر بنياد فرهنگ صلح، مؤسسه اُبانتو (Ubuntu) يعني تريبون آزاد جهاني براي شبكه هاي جامعه مدني، را نيز تاسيس كرده است.


 


- شما علناً عليه جنگ عراق سخن گفته ايد و در اساس با هرگونه برخورد نظامي شديداً مخالفت كرده ايد. يكي از استدلال هاي اصلي دولت بوش در موافقت با جنگ آن بود كه از تمام ابزارهاي ديپلماتيك براي مبارزه با صدام استفاده شده و چون اين ابزارها جواب نداده براي حصول امنيت، صلح و آزادي جنگ امري الزامي است. به نظر شما چگونه مي توان رهبران جهان را با وجود اختلافات زيادي كه با يكديگر دارند به گفت وگو براي رسيدن به صلح متقاعد كرد؟


من به آمريكايي ها خواهم گفت كه ما طرح آشتي آمريكايي ۱۹۴۵ را مي خواهيم و از راه حلي كه در سال ۲۰۰۳ به جهان ارائه دادند متنفريم. بعد از جنگ جهاني دوم اين آمريكايي ها بودند كه گفتند بايد در سطح جهاني به دنبال دستورالعمل و چارچوبي دموكراتيك براي همزيستي جهاني باشيم.آمريكايي ها سازمان ملل را در سانفرانسيسكو به وجود آوردند؛ برتون وود سيستم جاي خود را به بانك جهاني داد كه در ابتدا بانك بازسازي و توسعه خوانده مي شد كه البته بيشتر ما اين نام را فراموش كرده ايم. سازمان ملل دقيقاً به اين دليل وجود دارد، زيرا «ما مردم تصميم گرفته ايم كه فرزندانمان را از ترس و وحشت جنگ مصون بداريم.» اين چيزي است كه بايد از آن با تحسين و تمجيد ياد كنيم، چون آمريكايي ها نگفتند «ما جنگ را برديم» آنها به واقع به وراي اين حرف و سخن نظر داشتند.


 


- پس چگونه است كه پس از گذشت سال ها آمريكا سازمان ملل را به حاشيه رانده است و هرگاه كه بخواهد از آن استفاده مي كند؟


آمريكا نمي تواند از سازمان ملل به گونه اي استفاده كند كه گويي آژانسي براي ارائه كمك هاي بشردوستانه است. سازمان ملل بايد پاسخي روشن به آمريكا بدهد: «نه، ما آژانسي براي بازسازي و ارائه كمك هاي بشردوستانه نيستم. ما هستيم و وجود داريم تا رهنمود و دستورالعمل بدهيم و عمل كنيم، و بگوييم كه ما اين امر واقع را كه شما در راه سازمان ملل گام ننهاديد محكوم مي كنيم.»


 


- آيا به نظر شما جنگ در عراق شكستي براي نهادهاي بين المللي به خصوص سازمان ملل محسوب مي شود؟ بسياري از مفسران و تحليل گران گفته اند كه سازمان ملل تضعيف شده است زيرا آمريكا بدون منتظر ماندن براي قطعنامه اين سازمان به عراق حمله كرد.


نهادهاي بين المللي به خصوص سازمان ملل پيش از اين تضعيف شده بودند. اين نهادها قبل از جنگ تضعيف شده بودند و اكنون آسيب پذيرتر شده اند. در سطح جهاني ما اكنون شاهد بخشودگي و مصونيت كامل از مجازات هستيم: پناهگاه هاي فراوان براي فرار از ماليات و عوارض، انواع مختلف قاچاق و همه آن چيزها كه باعث شرمندگي است از جمله جنگ با عراق.از نظر من ايالات متحده اكنون داراي مسئوليت بسيار بزرگي است چون انتظار دارد كه ديگران به هنجارهاي سازمان ملل احترام بگذارند در حالي كه خود چنين احترامي براي آنان قائل نيستند. ايالات متحده از عراق مي خواست كه اين هنجارها را مراعات كند در حالي كه مي داند اسرائيل همان هنجارها را هر روز زير پا مي گذارد.


 


- راه حلي كه شما براي برخورد و درگيري در عراق در نظر داريد چيست؟


اگر جامعه جهاني به اين اعتقاد برسد كه شخصي مثل صدام بايد از قدرت بركنار شود چون مستبد و خودكامه است، اولين كار آن خواهد بود كه يك گروه حقيقت ياب به وجود آيد، بعد مطابق نظام سازمان ملل مي توانيم به دنبال محاكمه وي باشيم.آمريكا پيشينه استفاده از زور را در تاريخ خود دارد. به طور مثال در دهه ۷۰ ميلادي ايالات متحده فكر مي كرد كه سالوادور آلنده هر چند كه به شكلي دموكراتيك انتخاب شده بود رهبر خوبي براي شيلي نيست. ايالات متحده آلنده را بر كنار كرد و به جاي وي ژنرال پينوشه را به قدرت رساند. در نيكاراگوئه با آناستازيا سوموزا و در آرژانتين باخورخه رافائل ويدلا هم همين كار را كرد. . .آنچه من و بسياري از مقامات دولت ها و مردم عادي مي گوئيم آن است كه «دموكراسي؟ بله البته اما در سطح و مقياسي جهاني و نه تنها در سطحي محلي و منطقه اي» ايالات متحده بايد اولين كشوري باشد كه دموكراسي را در سطح جهاني مي پذيرد. ايالات متحده نمي تواند انتظار پيروي از معاهده ژنو را از ديگران در مورد زندانيان آمريكايي داشته باشد در حالي كه خود، زندانياني افغاني در گوانتانامو دارد و با آنان رفتاري غير انساني دارد.


 


- بسياري از جمله كوفي عنان دبيركل سازمان ملل اعتقاد دارند كه سازمان ملل نيازمند آن است كه از اساس اصلاح شود و تغيير پيدا كند. به نظر شما حق وتو گره اصلي است كه بايد گشوده شود؟


نه فكر نمي كنم كه اين مسئله اصلي در اين بين باشد. حق وتو نيز مانند بسياري از جنبه ها و ابعاد سازمان ملل بايد اصلاح وتصحيح شود هر چند بايد اذعان كرد كه هيچ كس نمي داند اين عمل چگونه بايد صورت بپذيرد. در سي سال گذشته يا بيش از آن صدها مطالعه و تحقيق و پيشنهاد در جهت جايگزين كردن حق وتو و اطمينان از اينكه كشورهاي قدرتمند نتوانند نفوذ و تاثيري نامتناسب بر سازمان داشته باشند، پيشنهاد شده است. به عنوان نمونه يكي از اين پيشنهادات آن است كه حق وتو فقط براي موارد استثنايي استفاده شود؛ پيشنهاد ديگر آن است كه شوراي امنيت مجدداً سازماندهي شود. اين امري غير قابل تصور است كه كشورهاي پرجمعيتي مانند هند، برزيل و نيجريه كه نماينده اي در شوراي امنيت ندارند در جريان تصميم گيري ها قرار نگيرند.همه اين موارد موضوع تحقيق و پژوهش بوده است، اما از اواخر دهه ۷۰ ميلادي موضع ايالات متحده آن بوده است كه «ما ترجيح مي دهيم بدون سازمان ملل عمل كنيم، ما شيوه آمريكايي را مي پسنديم.» اين ريشه هژموني حاكم و غالب كنوني است.


 


- يونسكو بازوي علمي فرهنگي سازمان ملل است، شما نقش آن را در دنياي درگيرجنگ كنوني چگونه مي بينيد؟


در طول زماني كه من افتخار كار با يونسكو را داشتم به موزه ها توجه چنداني نداشتم. براي من تنها انسان ها مهم هستند. صادقانه بگويم جداً تاسف مي خورم وقتي مي بينم كه يونسكو در مورد چيزهايي مثل غارت موزه هاي بغداد اين همه سر و صدا به راه مي اندازد اما در مورد افراد بسياري كه در اين درگيري ها كشته مي شوند چيزي نمي گويد.يونسكو در حكم وجدان سازمان ملل است. در منشور يونسكو آمده است: «اين سازمان بايد از يكپارچگي و همبستگي اخلاقي و فكري انسانيت پاسداري كند.» وقتي از غارت هايي كه در عراق صورت گرفت اطلاع يافتم اولين چيزي كه به ذهنم رسيد آن بود كه «مايه تاسف است كه به كشورها حمله مي كنند، اما نيروي حفاظتي در مقابل ورودي موزه ها نمي گذارند.» صادقانه بگويم براي من غارت موزه ها امري تخصصي و فني است، من هيچ وقت به اين چيزها اهميت نمي دادم. چند سال پيش كسي به من گفت كه «گوش مجسمه ابوالهول شكسته است.» پاسخ من آن بود كه «خب، نگران نباشيد روزي آن را ترميم مي كنيم.» خوشبختانه سنگ را مي توان ترميم كرد و نتيجه كار بسيار خوب است. اما نمي توان جان انساني را كه از دست رفته احيا كرد.


 


- به نظر شما قدم هاي لازم براي برقراري صلح بين فلسطيني ها و اسرائيلي ها چيست؟


تنها راه حل، پيش بردن روند صلح است روندي كه هيچگاه نبايد متوقف شود. نبايد فراموش كنيم كه بعد از ملاقات هاي اوليه صلح در كاخ سفيد اولين ملاقات بين طرفين در گراناداي اسپانيا و به لطف يونسكو برپا شد. بايد به افرادي نظير آريل شارون گفت كه از طريق انجام اقدامات تحريك  آميز و تروريسم دولتي نمي توان مشكلات را حل كرد. به كساني كه خود را قرباني مي كنند به افراطي هايي كه جان خود را تلف مي كنند تا چند اسرائيلي را بكشند بايد گفت كه اين راهي رو به جلو نيست اين تنها كاري است در جهت تكميل چرخه خشونت.حكايت جالبي را برايتان نقل مي كنم تا جان كلام خود را به درستي بيان كرده باشم. روزي مشغول بازديد از بيمارستان حدثه در بيت المقدس بودم و مدير آن بخش هاي مختلف بيمارستاني را به من نشان مي داد. از آنجايي كه مي دانست من سررشته اي از مسائل تخصصي اش دارم بيشتر دوست داشت تا حد ممكن من را در جريان جزئيات قرار دهد. در اين ميان پزشكي را ديديم كه در پشت پاراوان داشت زني را معاينه مي كرد. يكي از همكاراني كه با من بود گفت « دكتر! آن زن مگر فلسطيني نيست؟» مدير بيمارستان به سمت آن زن برگشت و نگاهي به وي انداخت و به همكارم گفت «نمي دانم ما اينجا فقط بيمار مي پذيريم.» زيباست، نه؟ اين دقيقاً همان كاري است كه ما بايد بكنيم، بايد متوجه باشيم كه با يكديگر برابريم و بر اين اساس با يكديگر رفتار كنيم.در ۱۹۸۸ شيمون پرز كه آن زمان معاون نخست وزير و وزير امور خارجه اسرائيل بود چيزي را با من در ميان گذاشت كه همه بايد آن را بدانند، «عاقبت صلح برقرار خواهد شد چون بايد در صلح زندگي كرد.» در اواخر ۱۹۸۷ براي اولين بار ياسر عرفات را در تونس ديدم او نيز به من گفت «صلح برقرار خواهد شد زيرا بايد با يكديگر زندگي كنيم. ما نمي توانيم با آنهايي كه با هم در يك خانه بر روي يك زمين زندگي مي كنيم بجنگيم.»


 


- كار و ظيفه اصلي بنياد فرهنگ صلح، كه شما در حال حاضر رئيس آن هستيد چيست؟


كار اين بنياد عملي كردن بيانيه اي است كه به اتفاق آرا در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سپتامبر ۱۹۹۹ به تصويب رسيد. زماني كه در يونسكو بودم به اين نتيجه رسيدم كه همگي ما هر روز شاهد سوءاستفاده از قدرت و خواسته معدودي به بهاي ناديده گرفتن حقوق اكثريت هستيم. فكر كردم ديگر زمان آن فرارسيده كه بگوييم ديگر كافي است جان انسان هاي بسياري از بين رفته و مصيبت ها فراتر از تحمل است بايد كه با كمك يكديگر براي هميشه به خشونت و سركوب پايان دهيم. بايد اعلان كنيم كه تمام انسان ها در شأن و منزلت و در آزادي با يكديگر برابرند و همان گونه كه در ماده اول اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده همه ما بايد «با روحيه اي برادرانه با هم زندگي كنيم.» همين. همه چيز بسيار ساده است و در عين حال بسيار پيچيده هم.من نمي توانم ديگر بپذيرم كه برخي از رهبران جهان به نام مردم و به نام دموكراسي همچنان از زور و قدرت استفاده كنند. در آغاز قرن و هزاره جديد بايد تنها به گفت وگو پرداخت تا راه حل هاي منسجم و عملي به دست آيد.


 

 

    327 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   تروریسم 
●   جنگ عراق 

مطالعات منطقه ای:
●   اسراييل 
●   فلسطين 
●   آمریکا 

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:29/10/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب