باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 2 فروردين 1389 كاربران برخط 102 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
گوانتانامو در بي قانوني مطلق
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 

منبع: ماهنامه - لوموند دیپلماتیک - 2004 - ژانويه - تاريخ شمسی نشر 15/10/1383

   ● نويسنده: اوگوستا - كنچيگيلا

مترجم: مرمر - كبير

 
 

از نزديك به دو سال پيش ، بالغ بر 660 نفر ،از « دشمنان محارب » ، ايالات متحده كه در افغانستان يا پاكستان دستگيرشده ويا توسط كشور ديگري تحويل داده شده اند ، در پايگاه نظامي آمريكا ، گوانتاناموي كوبا ، در انزواي كامل زنداني ميباشند . اين عمل كه كليه قوانين بين المللي را نقض مي كند تنها بر پايه حكمي از رئيس جمهور ايالات متحده استوار است كه به بهانه وضعيت جنگي عليه تروريسم ، دربند كشيدن اين افراد را در واقع توجيه مي كند . هنوز هيچ كيفر خواست رسمي عليه زندانيان اعلام نشده است و كميسيونهاي نظامي اي كه از سال 2001 براي رسيدگي به كار زندانيان ، وعده داده شده بود، هنوز تشكيل نشده اند .


عليرغم حضور چند روزه در پايگاه نظامي ، اجازه تماس با هيچ يك از زندانيان به ما ( روزنامه نگاران) داده نشد . مامورين ژنرال جيوفري ميلر ، فرمانده اردوگاه و مسئول هماهنگي نيروهاي ضربتي كه مستقيما از پنتاگون دستور مي گيرد ، بر اجراي اين دستور نظارت داشتند .


ورود روزنامه نگاران به منطقه تحت حفاظت ممنوع بود وتنها اجازه داشتند زندانيان اردوگاه شماره 4 را كه گفته ميشود بيشتر « همكاري » مي كنند، از دور نظاره كنند . صحبت كردن با آنها يا پاسخ به سوالات آنها اكيدا ممنوع بود .


پايگاه گوانتانامو رو به ويراني بود ، از اواخر سال 2001 و با شروع جنگ افغانستان، رونق و وسعت پيدا كرد، و جمعيت نظامي و غير نظامي آن 3 برابر شد و به 6 هزار نفر رسيد . واحدهاي وابسته به نيروهاي ضربتي و زندانها در نواحي حاشيه اي مستقرند و در نقشه پايگاه نظامي هيچ اثري از وجود زندانها و مراكز متعدد حول آنها به چشم نمي خورد .


هنگامي كه به نزديكي مناطق تحت حفاظت مخصوص مي رسيم ، موانع نارنجي رنگ ، ماشينها را متوقف و ادامه راه را فقط به صورت زيگزاك ممكن مي كنند . اين شيوه به مامورين كمك مي كند تا خورودها را بدقت بازرسي كنند . موازين ايمني پس از دستگيري موذن مسجد اردوگاه و مترجمين متهم به جاسوسي دوبرابر شده اند ، هر چند اتهامات بي پايه بودند . (1)


اردوگاه دلتا كه به 4 منطقه تقسيم شده است تا 1000 نفر را ميتواند در خود جاي دهد . اردوگاه هنگام بازديد ما 660 زنداني از 42 مليت مختلف را در خود مي گنجاند . دور تا دور اردوگاه ، با سيم خاردار مجهز به جريان الكتريسيته، احاطه شده است و پلاستيك سبز رنگي سقف آنرا مي پوشاند . ميله هاي فلزي دور تا دور مجموعه كشيده شده اند . زندانيان در سلولهايي كه حتي شبها نيز روشن مي ماند محبوس و تحت نظارت نگهباناني هستند كه كشيك 24 ساعته مي دهند و دائما حضور دارند .


شرايط به صورتي است كه تاكنون 32 اقدام به خودكشي ( كه توسط 21 زنداني انجام گرفته ) به ثبت رسيده است . بنا به اظهارات فرمانده جان اوموندسون ، جراح مدير بيمارستان اردوگاه ، 110 زنداني يعني يك ششم اسيران ، داراي ناهنجاريهاي رواني بوده و تحت نظر مي باشند . اكثر آنها دچار افسردگي هستند ، 25 نفر از داروهاي روانگردان استفاده مي كنند . يك زنداني هم كه از يكسال پيش در اعتصاب غذاي دوره اي بسر مي برد هنگام بازديد ما در بيمارستان بستري بود و با سرم تغذيه مي شد .


حداقل 3 اردوگاه از 4 اردوگاه موجود داراي شرايط زيستي غير قابل قبول مي باشند . اين اردوگاهها شامل بندهايي با 48 سلول كه در دو رديف 24 تايي سازمان دهي شده اند، هستند و هر سلول به سختي 2 متر در 2 متر و نيم وسعت دارد . ديوارها و درهاي سلولها از ميله هاي آهني ساخته شده كه وجود هيچ فضاي خصوصي را براي زنداني مقدور نمي سازد . روال عادي زندگي زنداني ها تنها با هواخوري مجرد 20 دقيقه اي در منطقه اي سيماني بر هم مي خورد ، اين امر 3 بار در هفته با غل و زنجير و دستبند بر دست و پا انجام ميشود و هر بار استفاده از دوش به مدت 5 دقيقه هنگام انتقال برايشان مجاز ميباشد .


در اردوگاه شماره 4 ، گروه اسيراني كه ما حق داريم از دور نظاره كنيم ، داراي سني يكدست هستند و زير 30 سال دارند، مرداني ريشو با پارچه اي بر سر. 129 زنداني اين اردوگاه در دسته هاي كوچك زندگي مي كنند ، سلولهايشان تا 10 تخت را در بر ميگيرد . برعكس ديگر اردوگاهها ، آنها حق دارند غذا بخورند و چند بار در روز به منطقه اي حول سلولها براي قدم زدن بروند . پوسترهاي تبليغاتي در مورد سازندگي افغانستان زينت بخش ديوارهاي اين منطقه است .


زندانيان اردوگاه شماره 4 مثل ساير زندانيان لباس نارنجي بر تن ندارند ، آنها از سر تا پا سفيد پوشيده اند . يكي از نگهبانان با افتخار مي گويد : « سفيد ، زيرا در اسلام رنگ پاكي و خلوص است » . او ادامه مي دهد كه اين زندانيان براي اقامه نماز فرشهاي واقعي دارند و به دنبال اعتصاب غذايي كه يك هفته پس از ورود به اردوگاه كردند (2) به همه آنها قرآن داده شد.


پنتاگون براي اصلاح تصوير منفي ماههاي اول به خبرنگاران اجازه بازديد داد . ما را به اردوگاه ايگانا بردند ، خانه اي كه در بالاي صخره اي قرار دارد كه دور تا دورش را سيمهاي خاردار گرفته است. در اين خانه 3 نوجوان كه جزء « دشمنان محارب » محسوب ميشوند اسيرند كه بين 13 تا 15 سال سن دارند ! آنها انگليسي مي آموزند ، فوتبال بازي مي كنند و حق دارند چند كاست ويدئو تماشا كنند . البته به ما اجازه داده نشد آنها را ببينيم و يا حتي از مليت آنها با خبر شويم .


دست آخر اجازه دادند دوري هم در اطراف اردوگاه « ايكس ري » بزنيم، همان محلي كه زندانيان در ابتدا به آن جا منتقل شدند و تصوير غير قابل تحمل آن كه مرداني را نشان ميداد كه روي زانو كشيده مي شدند در دنيا به نمايش درآمد . در تصوير زندانيان با لباسهاي نارنجي و به زور اسلحه زندانبانها با چشم بند و گوشي بر زمين كشيده مي شدند .


 


اردوگاه شماره 5 يا اطاق مرگ


اين اردوگاه در اصل براي زنداني كردن « كشتي نشينان » سركش اهل هائيتي تعبيه شده بود و در نظر داشتند مهاجرين هائيتيايي ناقل ايدز را در آن اسير كنند اما امرزو اردوگاه « ايكس ري » از خزه و گياهان سبز پوشيده شده و كسي در آن بسر نمي برد. اردوگاه دلتا نيز به زودي دچار همين سرنوشت خواهد شد چرا كه اردوگاه شماره 5 در دست ساختمان است و قرار است در ماه ژوئيه 2004 كار احداث آن به پايان برسد . اين اردوگاه زنداني واقعي است كه قرار است گنجايش صد نفر را داشته باشد و براي اسيراني تدارك ديده ميشود كه كميسيون نظامي قرار است حكم محكوميتشان را صادر كند . اين اردوگاه داراي اطاقي موسوم به اطاق مرگ براي كساني كه به اشد مجازات محكوم شده اند، خواهد بود .


درست روز 13 نوامبر 2001 ، يعني روي به قدرت رسيدن ائتلاف شمال در افغانستان ، حكم رياست جمهوري آمريكا مبني بر تشكيل مركز بازداشتگاه گوانتانامو صادر شد . بايد راه حلي براي افرادي كه رئيس جمهور آمريكا « دشمنان محارب » مي ناميد پيدا مي شد كه بتواند وراي قوانين آمريكا و قوانين بين المللي عمل كند . (3)


خانم وندي پاتن مدير بخش حقوقي سازمان ديده بان حقوق بشر اعلام كرد : دستگاه بوش حاضر نيست اين « دشمنان محارب » را به مثابه اسير جنگي تلقي كند ، در عين حال حاضر نيست تا دادگاهي معتبر وضعيت اين افراد را روشن سازد ، هم آنگونه كه كنوانسيون ژنو الزام دارد، كه آمريكا نيز جزء امضا كنندگان آن ميباشد.(4) كميسيون هاي نظامي كه درخواست تجديد نظر در دادگاههاي مستقل را به رسميت نمي شناسند ، متضمن رعايت حق برخورداري از محاكمه عادلانه نيستند .


دولت آمريكا براي دفاع از اين كميسيونهاي نظامي مطرح مي كند كه هدف جلوگيري از درز اخبار حساس به خارج از دادگاههاست . آقاي اوژن فيدل ، وكيل سابق نظامي و رييس انجمن ملي قضاوت نظامي اين ادعا را چنين رد مي كند : « دو راه حل پيش روي ما بود . دادگاههاي كيفري مثل دادگاهي كه در سال 1993 تروريستهاي دست اندر كار عمليات عليه برج تجارت جهاني را محاكمه كرد يا دادگاه نظامي مثل دادگاهي كه رئيس جمهور پاناما آقاي مانويل نوريگا را به محاكمه كشيد» . (5)


فردي كه مبتكر اين كميسيونهاي نظامي است ، پل ولنر و تيز ميباشد . اوقرار است قاضي - دادستان را شخصا انتخاب كند و رئوس محكوميتها را تعريف نمايد . هم اوست كه قرار است دو نفري كه متهمين مي توانند از آنها تقاضاي فرجام نمايند را تعيين كند و شخص او دست آخر نظرات قاضي ها را بررسي و راي نهايي را صادر مي كند.


لرد جان ستين ، حقوقدان انگليسي ، در بيانيه تندي عليه آنچه « حفره سياه حقوقي گوانتانامو» (6) مي نامد چنين مينويسد : « نظاميان به مثابه بازجو ، دادستان ، مشاور دفاعي ، قاضي و اگر حكم مرگ صادر شود ، جلاد قرار است عمل كنند . آنها تنها در مقابل پرزيدنت بوش پاسخگو خواهند بود» .


بيست ماه پس از تشكيل اسارتگاه گوانتانامو و در حاليكه دولت آمريكا هيچ نرمشي در مقابل مخالفتهاي وكلاي بين المللي غربي از جمله فرانسه كه چند تن از اتباعش جزء زندانيان مي باشند ، نشان نمي داد ، بالاخره حركت جديدي بوجود آمد .


ابتدا پذيرش بررسي پرونده 16 زنداني توسط ديوان عالي ، از ميان اين زندانيان كه خانواده هايشان پيگيري كرده بودند ، 12 نفر كويتي ، 2 نفر انگليسي و 2 نفر استراليايي ميباشند . بالاخره روز 10 نوامبر 2003 ، بالاترين مرجع قضايي ايالات متحده قبول كرد تا تعيين كند آيا دستگاه قضايي آمريكاصلاحيت دارد كه در مورد اتباع خارجي اي كه در كشور ديگري طي درگيري هاي نظامي دستگير شده اند ودر گوانتانامور نگهداري مي شوند، قضاوت كند ؟


ديويد كول ، استاد حقوق در دانشگاه جرجتان واشنگتن و نويسنده چندين اثر حقوقي، نگراني خويش را از زياده روي هاي بعد از 11 سپتامبر مطرح كرد (7) و گفت : تنها 2% تقاضاهاي فرجام به ديوان عالي ارجاع ميشود و آنها تنها در مواردي ابراز نظر مي كنند كه مراجع قضايي « پايين تر» داراي آراي متضادي باشند .


اما اينبار دو مرجع حقوقي « پايين تر» از ديوان عالي داراي نظري يكسان بودند :« پايگاه نظامي گوانتانامو در خاك كوبا واقع است و خارج از حيطه قانوني ايالات متحده ميباشد» .


بلاخره 9 نوامبر گذشته آلبرت گور سكوت سياستمداران دمكرات را در هم شكست و در كنفرانسي در مركز بررسي حقوق اساسي واشنگتن چنين گفت : « مسئله زندانيان گوانتانامو چهره آمريكا را در سراسر جهان و حتي در نزد متحدينش خدشه دار كرد ... وضعيت خارجياني كه در گوانتانامو اسير ميباشند بايد توسط مراجع حقوقي ، همانطور كه در كنوانسيون ژنو پيش بيني شده است ، بررسي شود . شيوه اي كه آقاي رامسفيلد براي حل اين مشكل در نظر گرفته است همانقدر فكر شده و دقيق است كه برنامه او براي بعد از جنگ در عراق ... ».


البته قبل از آقاي گور ، سناتورهاي دمكراتي مثل آقاي پاتريك ليهي (8) از قوه مجريه در مورد وجود شكنجه عليه اين زندانيان سوال كرده بودند ، از جمله در مورد باز پس فرستان برخي از زندانيان به كشورهاي خاورميانه كه در آنها شكنجه رايج است ، يا در مورد مرگ مشكوك 2 افغاني در پايگاه نظامي باگرام در افغانستان و همچنين در مورد بازجويي هاي همراه با ضرب وشتم كه به آنها در زبان نظامي بازجويي همراه با فشار وزور مي گويند (9). آقاي ليهي بدون حاشيه روي به ما گفت : « زندانيان گوانتانامو بايد به عنوان اسير جنگي تلقي شوند». و « مطابق رهنمودهاي كنوانسيون حقوق بشر با آنها رفتار انساني به عمل آيد» . البته نظرات او مدتها در ميان سياستمداران آمريكايي منزوي بود. وكلاي برخي خانواده ها از ابتدا حداكثر تلاش را كرده اند ، از آنجمله آقاي تام ويلز عضو دفتر مشاوره در واشنگتن بنام شرمن وسترليگ كه مدافع خانواده كويتي ها بود ، به همه رسانه ها و شخصيت هاي ممكن رجوع كرد .


آقاي ويليام راجر ، يكي از دو معاون وزير سابقي كه تقاضاي تجديد نظر در مورد زندانيان را به ديوان عالي كرده است (10) در ملاقاتي كه در ماه نوامبر با ما در واشنگتن انجام داد گفت :« من از فقدان آگاهي نسبت به وخامت اين امر، در جامعه آمريكا متاسفم . حقوق و مشروعيت نبايد به بهانه مبارزه با تروريسم زير پا نهاده شود ، برعكس ما بايد حاميان دفاع از اصول و حقوق بين المللي در مقابل اين زياده روي ها باشيم» . آقاي راجر ، كه در زمان جرالد فورد وزير بوده است با لحن تندي مي گويد :« پس از مك كارتيسم يكي از سياه ترين دورانهاي تاريخ آمريكا را زندگي مي كنيم ، امروز با همان شيوه هاي سركوب و بي قانوني مواجهيم كه در آن زمان وجود داشت».


يكي ديگر از تقاضا كنندگان تجديد نظر ، دونالدگوتر است كه از يكسال پيش بازنشسته شده و سابقا رييس بخش قضايي نيروي دريايي آمريكا بود. او كه خود جزء تصميم گيرندگان انتقال زندانيان به پايگاه نظامي گوانتانامو بود ، روز 9 اكتبر گفت : « بردن زندانيان به گوانتانامو در آن زمان به دلايل امنيتي معنا داشت ، اما امروزاحتمال دارد با حكم زندان ابد در مورد برخي از اسيران آنهم بدون تشكيل دادگاه صالح مواجه شويم».


قضات و دادستانهاي ديگري به ديوان عالي يادآوري كردند كه اصول مندرج در كنوانسيون ژنو جزء لاينفك قوانين ارتش آمريكاست و ناديده گرفتن آنها غير قانوني است .


در پايان بايد از ابتكار يك آمريكايي ژاپني تبار ياد كنيم . آقاي فرد كرماتسو متولد 1942 در بحبوحه جنگ دوم جهاني ميباشد ، او نيز به ديوان عالي شكايت كرده زيرا قبلا هم به همين ديوان عليه مشروعيت حكم بازداشت 120 هزار شهروند ژاپني در زمان جنگ دوم جهاني شكايت كرده بود . او توضيح داد كه اينكار را وظيفه خود ميداند زيرا نمي خواهد آمريكايي ها آن بخش از تاريخ پرحادثه خود را به فراموشي بسپارند .


 


نخستين رسوائي هاي كاخ سفيد


ديوان عالي كيفر در استدلالات خود براي پذيرش تقاضاهاي تجديد نظر كه توسط دادستان عمومي تئودواسون ارائه شد ، در واقع قصد داشت به نوعي به دولت نيز پاسخ دهد ، زيرا دولت خواسته بود تا تقاضاي فرجام به سادگي رد شود و استدلال كرده بود :« در دوران جنگ ، قوه قضائيه چنان كه مرسوم است، در امور قوه مجريه مداخله نمي كند ». بدون پيش داوري در مورد نتيجه حكم ديوان عالي كه در ماه ژوئن 2004 اعلام ميشود ، تنها بايد مشاهده كرد كه ديوان عالي نشان داد كه تنها مرجعي است كه ميتواند « قانون را تعريف كند » و اين كار در حيطه قدرت دولت نيست .


از نوامبر 2003 مسئله گوانتانامو از سكوت خارج ميشود ، در خود ايالات متحده، افكار عمومي، از برخورد صريح كميته بين المللي صليب سرخ، كه معمولا بي طرف مي ماند، متعجب شد . كميته به سختي وضعيت نااميد كننده زندانيان كه در فقدان كامل دورنما به سر مي برند را محكوم كرد . بلاخره دولت نتوانست همچنان در مقابل انتقادات بي تفاوت بماند . اواخر ماه نوامبر 2003 ، پنتاگون اعلام كرد كه بزودي 100 تا 140 نفر آزاد ميشوند . البته هنوز منتظر اين امر هستيم- در عين حال وكيلي نظامي را براي دفاع از يك زنداني استراليايي بنام ديويد هيكز تعيين كردند . اين زنداني كه در شرايط دشواري اسارت مي كشيد، دست به اعتصاب غذا زده بود . عليرغم موازين كميسيون نظامي ، بالاخره پنتاگون به او اجازه داد تا خودش يك وكيل غير نظامي كه اصل سريت بازجويي ها را رعايت كند، انتخاب نمايد. اين گشايش به دليل وجود توافقنامه اي بين ايالات متحده و استراليا عملي شد كه مشابه آن چند ماه قبل با انگلستان منعقد شده بود و محكوميت اعدام را براي اتباع اسير انگليس لغو مي كرد. وكلاي 4 اسير از 6 زنداني فرانسوي ، از جمله وكيل شهرپاريس، آقاي پل آلبرت ايونز نيز اميد وارند بتوانند به توافقنامه اي مشابه دست يابند . البته تاكنون عليرغم فشارهاي وزارت امور خارجه فرانسه موفق نبوده اند.


پس از زنداني استراليايي ، ديويد هيكز ، يا سرحمدي، شهروند آمريكايي، توانست با وكيلي تماس بگيرد . او كه در افغانستان اسير شده بود به گوانتانامو منتقل شد تا زماني كه نظاميان متوجه شدند آمريكايي است . در آوريل 2002 او را به زندان نظامي نورفلك واقع در ايالت ويرجينيا منتقل كردند كه از آن زمان در آنجا اسير است و با هيچ كس تماسي ندارد . چندي بعد دولت كه قبلا گفته بود كميسيون هاي نظامي تنها براي رسيدگي به موارد مربوط به خارجيها تشكيل ميشوند اعلام كرد : مفهوم قضاوت نظامي شامل اتباع آمريكايي كه بطور يكجانبه جزء« دشمنان محارب » محسوب شوند نيز ميشود (12). به اين ترتيب براي خود اين حق را قايل شدند تا اين زندانيان را در زندانهاي نظامي و بدون تماس با خارج براي مدتي نامعلوم نگهدارند.


با اينحال آقاي والكر ليند ، « طالبان آمريكايي » كه در افغانستان همزمان با آقاي حمدي دستگير شده بود ، در دادگاه جزايي الكساندري واقع در ويرجينيا محاكمه شد و توانست از تمام قوانين حقوقي ايالات متحده بهره مند شود(13).


آقاي حمدي ، درست يك روز قبل از پايان موعد ارسال پرونده اش به ديوان عالي جهت تجديد نظر ، توانست حق برخورداري از مشاوره حقوقي را بدست آورد . ... واقعيت آن است كه در بند نگهداشتن او و يكي ديگر از اتباع ايالات متحده ، آقاي خوزه پاديلا (14) ، باعث دردسر وزير دادگستري جان آشكورت است . يكي از مشاورين سابق وزير ، پرفسور ويت وين ، كه در نگارش قانون ضد تروريستي نقش فعال داشت ، از ابتدا مخالفت خود را با شيوه برخورد با اتباع آمريكايي ابراز كرده بود و از تغييرات حاصله دراين برخورد ابراز خشنودي كرد . اما آقاي دني آرچر ، رييس انجمن وكلاي آمريكا كه داراي 40000 عضو است ابراز تاسف كرد كه چرا پنتاگون پذيرش اين اصل ، يعني برخورداري از وكيل مدافع را عموميت نبخشيد .


وندي پاتن از سازمان ديده بان حقوق بشر توضيح مي دهد كه :« دستگاه دولتي آمريكا از حق خود سوء استفاده مي كند . پنتاگون هنوز مي گويد كه "دشمنان محارب" كه توسط ايالات متحده دستگير شده اند هيچ حق قانوني جهت برخورداري از وكيل مدافع ندارند و ما براي موارد مذكور ارفاق قايل شديم زيرا بازجويي ها به اتمام رسيده بود . ما حاضر نيستيم بپذيريم كه حق برخورداري از دفاع حقي شناخته شده است و اين مسئله به اراده دستگاه دولتي وابسته نيست» .


هر چند كاخ سفيد در جدال با روزنامه نگاران آمريكايي در حال شكست است ، هنوز هم پشتيباناني در بين آنها دارد ، مثل وال استريت جورنال خدشه ناپذير!


اين نشريه مالي به انتقادات كميته بين المللي صليب سرخ پاسخ مي دهد و آنها را متهم به « زير پا گذاشتن اصل بيطرفي » و ورود به عرصه سياسي مي كند (15) . مطابق نظر نشريه « دشمنان محارب » بايد تا پايان جنگ عليه تروريسم اسير بمانند. « اين نبردي بي پايان و قابل مقايسه با مبارزه با جنايت و فقر نيست . اين جنگي بين ايالات متحده و القاعده ، گروههاي وابسته به آن و دولتهايي كه حمايت از آنان را انتخاب كرده اند ، ميباشد . اين نبرد هنگامي پايان مي يابد كه القاعده كاملا له شده باشد و ديگر قادر به حمله عليه اهداف آمريكايي نباشد ...» .


نظر خانم بئاتريس مژوان روگو ، نماينده كميته بين المللي صليب سرخ در اروپا و آمريكا ، كاملا متفاوت است . بنظر او، در اين به اصطلاح جنگ بين ايالات متحده و القاعده ، تنها ازجنگ افغانستان به مثابه يك درگيري مسلحانه بين المللي واقعي مي توان نام برد :« اين جنگ در چارچوب سومين كنوانسيون ژنو انجام شد و 19 ژوئن 2002 با تشكيل لويا جرگه و دولت رسمي آقاي كرزاي پايان گرفت . قوانين انساني بين المللي (16)مقرر مي سازند كه پس از خاتمه جنگ، تنها افرادي كه جرائم معيني انجام داده اند، آنهم در چارچوب تضامين حداقل سومين كنوانسيون ژنو ، در اسارت بمانند . براي افرادي كه پس از 19 ژوئن 2002 در درگيريهاي داخلي كه هنوز در افغانستان ادامه دارد ، اسير شده اند نيز قوانين انساني بين المللي و تضمين هاي اساسي وجود دارد كه مي بايد شامل اسراي گوانتانامو بشود . بطور خلاصه ، با آنكه اجباري مبني بر آزاد سازي همه اسراي گوانتانامو وجود ندارد ، رعايت موازين حقوقي مبتني بر قواعد بين المللي و داخلي اجباري است . امروز اين افراد ماهها و يا شايد سالهاست در خلا كامل قانوني اسير ميباشند . ما اين امر را غير قابل قبول مي دانيم . اعلام اين نظر به هيچ وجه موضع گيري سياسي نمي باشد و كاملا در چارچوب وظايف انسان دوستانه قرار دارد ».


در حاليكه صداي اعتراض ، البته هنوز قدري ضعيف ، از طرف مخالفين آمريكايي بر عليه استثنائات قانوني بلند ميشود، آيا دولت آقايبوش كه با مخالفت بخش مهمي از دستگاه قضايي ، سازمانهايبشردوستانه و رسانه ها مواجه است، كه زير پا گذاشتن حقوق اسراي گوانتانامو را محكوم مي كنند ، نمي بايست زندانيان را از حفره سياهي كه در آن اسيرشان كرده آزاد سازد و به قوانين بين المللي احترام بگذارد، آنهم در شرايطي كه يكسال بيشتربه انتخابات نمانده .


 


پي نوشت:


1- اتهام و دستگيري به جرم جاسوسي لغو شد و موذن مسجد آزاد شد و منتظر دادگاه است .


2- برخي از زندانيان اصلا اعلام كرده اند كه ديني ندارند و برخي هم مسيحي ميباشند .


3- مقاله "زندانيان بي حق" در لوموند ديپلماتيك آوريل 2002 و مقاله انجمن آمريكايي وكلا در مورد "دشمنان محارب"


4- اين انجمن قوانين بعد از 11 سپتامبر و حقوق اسراي گوانتانامو را بررسي ميكند .... www.hrw.org


5- مردمي كه حقوقشان فراموش شده ، جيمز ميك ، گاردين ، لندن 3 دسامبر ‏2003 ‏ 6- لرد ستين نقش مهمي درلغو مصونيت حقوقي پينوشه ايفا كرد . مقاله 2 نوامبر 2003 در اينترنشنال هرالد تريبون را بنام " گوانتانامو هيولاي تخلف حقوقي" مطالعه كنيد .


7- “ دشمنان محارب” در نيو پرس نيويورك 2003 و همراه با جيمز دمپسي مقاله تروريسم و مشروعيت نيوپرس 2003


8- سناتورلهي رييس كميسيون بودجه سنا و يكي از 12 سناتور مخالف قانون اكتبر 2003 است كه به موجب آن 87 ميليارد دلار براي بازسازي عراق تخصيص داده شد .


9- واشنگتن پست 26 دسامبر 2003


10- الكساندر واتسن نفر دوم است كه توانست 6 تجديد نظر به اضافه تقاضاي خانواده ها بدست آورد


11- كينگ ريدر 9 اكتبر 2003 در نيوز پيپر


12- داويد كل ، " دشمنان محارب "


13- ليند كه قبلا به جرم همكاري با القاعده دستگير شده بود ، بعد از محاكمه به جرم نقض قانون تحريم طالبان و تحويل اسلحه به آنها به 20 سال زندان محكوم شد .


14- خوزه پاديلا كه ماه مه 2002 در فرودگاه شيكاگو دستگير شد ، متهم به جمع آوري اطلاعات براي القاعده ميباشد . هر چند دادگاه از وزارت دادگستري تقاضا كرد ممنوعيت تماس با وكيل مدافع را لغو كند ، هنوز حكم صادر نشده ، تقاضاي تجديد نظر در اين مورد به كميته وكلاي حقوق بشر ارجاع شده است .


15- محاكمه گوانتانامو ، وال استريت جورنال نيويورك 15 نوامبر 2003


16- مطابق كنوانسيون ژنو مصوب 2 اوت 1949 مصوب 191 كشور


 

 

    216 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه ای:
●   آمریکا 
●   گوانتانامو 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:15/10/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب