باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 26 اسفند 1388 كاربران برخط 46 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
امام سجاد(ع) و واقعه‌ي كربلا
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: جميله - مهدوي نيا

منبع: روزنامه - اطلاعات - تاريخ شمسی نشر 17/11/1388

 
 
امام سجاد(ع) از زماني كه پدر بزرگوارشان حضرت امام حسين(ع) به سوي مكه و از آنجا به كربلا، حركت كردند، همراه كاروان بودند و همه‌ي مصيبت‌ها و سختي‌ها را ديدند و پس از روز عاشورا، آن حضرت‌همراه اسرا بودند.
امام زين‌العابدين(ع) فرمودند: شبي كه فرداي آن پدرم به شهادت رسيد، من به سختي بيمار بودم و عمه‌ام زينب(س) از من پرستاري مي‌كرد.
پس از حادثه‌ي جانگداز روز عاشورا كه امام‌حسين(ع) و هفتاد و دو تن از ياران او به شهادت رسيدند، بقيه‌ي خاندان و بستگان آن حضرت‌از جمله امام سجاد(ع) را از كربلا به كوفه و از آنجا به شام به اسارت بردند. آنان امام سجاد(ع) را برشتر برهنه سوار كردند و برگردن آن حضرت(ع) غل و زنجير بستند و وارد شهر كوفه كردند.
اسراي كربلا به خصوص امام سجاد(ع) و حضرت زينب‌كبري(س) در پيام رساني و افشاگري نهضت و قيام امام حسين(ع) نقش اصلي را داشتند.
اگر حضرت سجاد(ع) و حضرت زينب(س) چهره‌ي زشت و پليد يزيد را معرفي نكرده بودند، در تاريخ از تاثير گزاري حماسه عاشوراخبري نبود.
كربلا در كربلا مي‌ماند اگر زينب نبود
نور قرآن در خفا مي‌ماند اگر زينب نبود
خشك مي‌شد چشمه‌ي اشك يتيمان در سفر
ناله‌ها در سينه‌ها مي‌ماند اگر زينب نبود
شعله بردل‌ها نمي‌افكند، هرم خطبه‌ها
كربلا نا آشنا مي‌ماند اگر زينب نبود
از پيامبر صبر و ايثارش ولايت ماندني‌ست
مكتب لابي‌ولا مي‌ماند اگر زينب نبود
امام سجاد(ع) خطبه‌‌اي در مجلس يزيد در دمشق ايراد فرمودند. آن حضرت كه از نسل حيدر كرار، معدن علم، شجاعت و سخنوري و بردباري بودند، بالاي منبر رفتند. پس از حمدوستايش خداوند يكتا فرمودند: اي جماعت! اگر مرا مي‌شناسيد كه مي‌شناسيد و اگر نمي‌شناسيد، بگذاريد خودم را به شما معرفي كنم.
من پسر مكه و منايم، من پسر مروه و صفايم. من پسر محمد مصطفايم. من پسر آن كسي هستم كه به عرش خدا رفت و به مقامي رسيد كه فرشتگان پشت سرش نماز خواندند. من پسر كسي هستم كه از مسجدالحرام به مسجدالاقصي و از آنجا به معراج رفت.
اي مردم! من پسر فاطمه‌ي زهرايم. من پسر خديجه‌ي كبرايم. من پسر آن كسي هستم كه سرش را از قفا بريدند. اي مردم! من پسر كسي هستم كه فرشتگان آسمان و مرغان زمين در مصيبتش گريه كردند. من پسر آنم كه زنان و اهل بيت او را از عراق به شام به اسارت بردند.
مردم! رستگاري، عدالت و پرهيزكاري، مخصوص خاندان ماست و گمراهي و ذلت، مخصوص دشمنان ما است. اي مردم! خداوند متعال، شش ويژگي به خاندان ما عنايت كرده است:
1- بردباري 2- دانش 3- دلاوري 4- بخشش 5- دل مؤمنان را جايگاه‌ دوستي‌ها قرارداد 6-فرشتگان در خانه‌هاي ما فرود مي‌آيند.
سخنان گهربار و آتشين امام سجاد(ع) در مردم دمشق اثرگذاشت، يزيد ترسيد مردم برعليه او قيام كنند. براي آنكه سخنان امام سجاد(ع) و افشاگري‌هاي آن حضرت را قطع كند، به مؤذن خود دستور داد تا اذان بگويد؛ اما امام (ع) فرمودند: اي يزيد! آيا محمد(ص) جد من است يا جد تو؟ پس چرا فرزندش حسين(ع) را كشتيد و زنان او را به اسارت گرفتيد؟!
همچنان افشاگري، امام سجاد(ع) ادامه داشت. ايشان با اين افشاگري رسالت خود را كه آگاه سازي مردم بود، به نحو شايسته انجام دادند و سخنان و خطبه‌هاي آتشين و منطقي آن بزرگوار موجب پيدايش شك و ترديد نسبت به حكومت يزيد شد.



 

    61 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   عاشورا 

افراد و مشاهير
●  امام سجاد   

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:20/11/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب