باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 21 اسفند 1388 كاربران برخط 47 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
اوباما پس از يک سال
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: سيامك - باقري

منبع: خبرگزاری - ایرنا - تاريخ شمسی نشر 06/11/1388

 
 
يکسال پس از دوره رياست جمهوري اوباما جا دارد که سياست ها و اقدامات وي مورد ارزيابي و محک قرار بگيرد.
رئيس جمهور آمريکا در دوران مبارزات انتخاباتي با شعار تغيير در همه موضوعات داخلي و رفتارهاي خارجي آمريکا وارد صحنه شد و به جهت همين شعار هم توانست رأي مردم آمريکا را به دست آورد. بالطبع مردم آمريکا و جهانيان هم انتظار تغييراتي محسوس و بنيادي از سوي اوباما در عرصه هاي مختلف، به ويژه در حوزه روابط بين الملل و رفتارهاي قبلي آمريکا در دوران بوش را مي کشيدند. سياست هاي خارجي آمريکا همواره تأثير مهمي در نوع اقبال و ادبار مردم به يک کانديدا در انتخابات رياست جمهوري آمريکا داشته است و از سوي ديگر تبليغات و فعاليت هاي رسانه ها در اين زمينه بي تأثير نيست و نيز اين که نظام سياسي آمريکا يک نظام سياسي دو قطبي است و مراکز بسيار قدرتمند و فراساختاري در آن وجود دارد و تنظيم کننده سياست هاي بسيار کلان آمريکا مي باشد و هر وقت آنها نياز ببينند جهت تحول در حوزه سياسي آمريکا اقداماتي را طراحي و انجام مي دهند که منجر به پيروزي رئيس جمهوري باشد که بتواند منافع کلان آمريکا در روابط بين الملل را به پيش ببرد، شعار تغيير اوباما، در داخل آن کشور عمدتاً در دو حوزه کلان دور مي زد. يکي در حوزه مسائل و مشکلات اقتصادي که اوباما تغيير و بهبود اين مسائل را در شعار تغيير خود گنجانده بود و ديگري تغيير در مسائل و مشکلات اجتماعي لاينحل آمريکا، که مردم هم براي رفع اين مشکلات به او رأي دادند. مسئله بعد در حوزه مسائل سياست خارجي اوباما اين گونه برداشت مي شد که بحث تغيير يک بخش مهم آن در حوزه ميليتاريستي (نظامي گري) سياست خارجي اوباما است که اوباما بنا دارد آن را دنبال کند و اساساً نگرش سخت افزاري نومحافظه کاران آمريکايي را از سطح سياست خارجي و رفتار خارجي آمريکا، پاک نمايد و نکته ديگر در شعار تغيير اوباما در حوزه بين الملل، بحث مناسبات آمريکا با جهان بوده که مناسبات يک جانبه گرايانه را مورد تغيير قرار خواهد داد و سياست هاي چند جانبه گرايانه و ديپلماسي سازماني را بيشتر مورد توجه قرار خواهد داد. يکي ديگر از مباحثي که در اين حوزه بسيار مهم بود تغيير در مناسبات با ايران بود که به نظر مي رسد که برداشتي که جهانيان از اين شعار در حوزه روابط با ايران مي کردند اين بود که به نظر مي رسد اوباما تغييرات محسوسي در ارتباط با ايران و متفاوت با آن چيزي که در دوره بوش اتفاق افتاد را به انجام مي رساند، اما تا حالا که يک سال از دوران آن شعارها گذشته است، ارزيابي ها نشان مي دهد که شعار تغيير اوباما نه تنها تغييري در سياست هاي آمريکا ايجاد نکرده، بلکه احساس مي شود که کار اوباما تقريباً اصلاح آن ديکته اي بوده که آقاي بوش براي حوزه هاي داخلي و خارجي نوشته بود. تغييري در ماهيت و دگرگوني و تحول در دکترين کاخ سفيد در حوزه هاي داخلي و بين المللي و همچنين در راهبردها و استراتژي ها و حتي تاکتيک ها و سياست هاي کاخ سفيد، نسبت به دوران قبل ديده نمي شود و مي توان ادعا کرد که اوباما مسيري را دارد طي مي کند که اين مسير تشديد شده پروژه هاي بوش و نومحافظه کاران در حوزه هاي مختلف، خصوصاً بين المللي است که مصاديقي هم دارد. به عنوان نمونه، اوباما در بحث تغيير خود، شعار کاهش ماهيت ميليتاريستي سياست خارجي آمريکا را اعلام کرده بود و مصاديق آن را بازگشت نيروهاي نظامي آمريکا از منطقه خاورميانه بود، اما در عمل مي بينيم که نه تنها برنگشته اند بلکه افزايش اين نيروها را هم شاهد هستيم و اين گسيل نيروها همچنان ادامه دارد و بلکه باز کردن جبهه هاي جديد نظامي را در خاورميانه از سوي آمريکا را هم شاهديم، مانند جبهه يمن و افزايش نيرو در افغانستان و حمله به پاکستان و حتي خارج از خاورميانه مثلاً در کشور هائيتي.
اين مطلب بيانگر افزايش نظامي گري در سياست خارجي آمريکا است که خلاف شعار اوباما بوده است و کشته هاي اين سربازان در دوران اوباما نسبت به دوره هاي قبل بسيار افزايش پيدا کرده است که گفته مي شود حدود 50 درصد تلفات نظاميان آمريکا افزايش داشته است. در حوزه هاي ديگر هم شاهد عملکردي خلاف شعارهايي که اوباما داده بوده، نبز هستيم. از جمله در بحث مناسبات با کشورهاي جهان ما شاهد دخالت هاي مضاعف دولت اوباما در کشورهاي مختلف هستيم. دخالت آشکار در کشورهاي آمريکاي لاتين. مثل، دخالت در ونزوئلا، آرژانتين، کلمبيا، کوبا، بوليوي و... که به هيچ وجه تغييري نسبت به زمان دوران بوش پيدا نکرده و حتي حمايت آشکار از کودتاچيان در هندوراس را هم شاهد هستيم که نشان از حرکت اوباما و در همان مسير گذشته را دارد. نکته بعدي در بحث ارزيابي سياست هاي اوباما حمايت بي چون و چراي او از رژيم صهيونيستي است. او که در شعارهاي خود به گونه اي القا مي کرد که موضوع فلسطين را به صورت عادلانه حل خواهد کرد و اين گونه القا شده بود که او در خاورميانه يک تحول متفاوت را به انجام خواهد رساند، اما شاهد اين بوديم که در طول يکسال رياست جمهوري اوباما، کمک ها و حمايت هاي آمريکا در همه زمينه ها از رژيم صهيونيستي به طور قابل ملاحظه اي افزايش يافت و فشارهاي افزونتري به فلسطينيان را شاهد هستيم. حمايت از برنامه هاي غيرقانوني هسته اي رژيم صهيونيستي هم که در اين دوران در مجامع بين المللي و آژانس انرژي هسته اي قابل ملاحظه است، مورد ديگري است که مي توان به آن اشاره کرد که هيچ گونه تغييري در سياست هاي اوباما نسبت به دوران بوش صورت نگرفته است. بحث اقدامات غيرقانوني و ايجاد زندان هاي مخوف و شکنجه گاههاي مخوف و به اصطلاح قرون وسطايي است که علي رغم سردادن شعار تغيير توسط اوباما، نه تنها اين زندان هاي غيرقانوني مثل گوآنتانامو را جمع نکرد که حتي در خود کشور آمريکا و در خارج از آن اقدام به تشديد اين شکنجه ها نموده و آدم ربايي ها و زندان نمودن هاي غيرقانوني افراد را شدت بخشيد. در همين ارتباط شاهد اقدامات غيرقانوني در دزديدن شهروندان کشورهاي مختلف ادامه پيدا کرد و هواپيماهاي جاسوسي آمريکا هم در حريم هوايي ساير کشورها اقدامات خود را انجام دادند و باز شاهد محدوديت آزادي هاي مدني در خود آمريکا بوديم. که شنودهاي تلفني و کنترل پيام ها و نامه هاي الکترونيکي و بازرسي هاي بدني طولاني و زشت از اين اقدامات است. نکته بعدي توسعه دادن به بحث اسلام هراسي است که به طور فوق العاده نسبت به دوران بوش توسعه داده شده است، به گونه اي که مسلمانان در سفر به آمريکا با توهين و تحقير و محدوديت هاي مدني زيادي روبه رو مي شوند.
اما مهمترين بحثي که مي توان در حوزه سياست هاي اوباما در مسائل بين الملل مطرح نمود. در ارتباط با ايران است. شواهد و ادله اثبات مي کند که تلاش هاي خصمانه صورت گرفته آمريکا در دوره اوباما نه تنها کاهش پيدا نکرده بلکه بسيار شدت پيدا کرده است. از جمله تشديد فعاليت هاي جاسوسي عليه ايران را که در اين دوره شدت گرفت. دزديدن شهروندان و دانشمندان هسته اي ايراني و در دستور ترور قراردادن دانشمندان هسته اي ايران که صورت عملي به خود گرفت. تکرار ادبيات نظامي گرايانه آمريکا نسبت به ايران، دخالت ها و کارشکني هاي آمريکا در زمينه فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران. تشديد تحريم هاي اقتصادي عليه ايران علاوه بر تمديد تحريم هاي اقتصادي که در گذشته داشته اند. دخالت هاي آشکار اوباما و تيم او براي تغيير رژيم در ايران با حمايت هاي گسترده از آشوبگران پس از انتخابات ايران که کاملاً در مخالفت با شعار تغيير اوباما بوده است و حتي خروج منافقين از ليست تروريست ها به جهت افزايش حمايت هاي آشکار از اين گروه براي دست يابي بهتر به دگرگوني در جمهوري اسلامي و دهها اقدام ضد ايراني ديگر اين ها گوشه هايي از مسائلي است که بيانگر اين بحث مي باشد که در دوره اوباما هيچ تغييري نسبت به استراتژي هاي سياست خارجي وي نسبت به ساير روساي جمهوري آمريکا بوجود نيامده است. و اگر يک ارزيابي خلاصه اي را بخواهيم ارائه دهيم. در واقع اوباما روي ديگر سکه بوش هست. به عبارت ديگر نئومحافظه گران همچنان در لباس دموکرات ها در حال نقش آفريني در جهان هستند و همان سياست هاي استکباري و توسعه گرايانه را در نظام بين الملل دنبال مي کنند. در حوزه داخلي هم اوباما نتوانست به موفقيتي دست پيدا کند و خيلي از شعارهايي که او در حوزه رفاه اجتماعي داده بود اصلاً محقق نشده و بحران مالي و اقتصادي آمريکا نه تنها بهبود نيافت که حتي بدتر از گذشته شد. اين موارد و ساير سياست هاي ناکارآمد اوباما در داخل و سياست هاي استکباري وي باعث شده که محبوبيت اوباما در داخل آمريکا به طور چشم گيري کاهش پيدا کند و در نظرسنجي ها محبوبيت اوباما در واقع به زير 50 درصد تنزل پيدا کرده که ادامه اين روند، اوباما را در موقيعت بسيار شکننده و پرتگاه قرار خواهد داد که تاکنون هيچ رئيس جمهوري در آمريکا به آن دچار نشده است.


 

    12 بازديد     0 امتياز     0 نظر


افراد و مشاهير
●   اوباما   باراک

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:08/11/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب