مرور مواضع کساني که با قرار گرفتن در صف اسلام ستيزان بر همه سوابق درخشان خود خط بطلاني کشيدند، علاوه بر پرده برداري از حرکت فتنه انگيزي دشمنان انقلاب موجب شد حقانيت دکترين جمهوري اسلامي در برابر چشمان جهانيان بيش از پيش به معرض نمايش گذارده شود.
ايام متعلق به دهه چهارم انقلاب در حالي سپري مي شود که برگ برگ آن حاوي آموزه هاي ماندگاري است که چنانچه از سوي نخبگان به درستي مورد مطالعه قرار گيرد مي تواند تهديدات پيش روي جمهوري اسلامي را به فرصتي مهم بدل سازد و دشمنان قسم خورده اين مرز و بوم را همانند گذشته پريشان حال نمايد.
انقلاب اسلامي ايران در شمار انقلاب هاي بزرگ جهان جاي دارد، زيرا از يک سو، تغيير در اساس و نوع حکومت را سبب گرديد و از سوي ديگر، به تحول در ايدئولوژي و گفتمان غالب و رسمي کشور و خطمشيهاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي در ابعاد داخلي و خارجي انجاميد. امامخميني(ره) در دوران مبارزه، گفتمان خويش را بر محور «نفي سلطنت» و «تبيين نظريه حکومت اسلامي بر پايه ولايت فقيه» قرار دادند و با اتخاذ سازکارهايي به عنوان استراتژي مبارزه سياسي، انقلاب را هدايت نموده و با همراهي مردم به پيروزي رساندند.
پژوهشگران سياسي در تحليل گفتمان هاي مختلفي که پس از پيروزي انقلاب اسلامي در فضاي سياسي کشور ظهور و افول يافته اند، به چهار نوع دسته بندي رسيده اند که نگارنده به منظور نتيجه گيري مناسب مخاطب از مطالب عنوان شده در ادامه به اختصار اشاره اي گذرا به گفتمان هاي مطرح در طول سه دهه عمر نظام مقدس جمهوري اسلامي مي نمايد.
در پرتو اولين گفتماني که در رده گفتمان هاي پس از انقلاب تعريف کرده اند مفاهيمي چون آخرت جويي، معنويت طلبي، ميل به ايثار و شهادت، دين باوري، و تقدم منافع جمعي بر منافع فردي، به مثابه يک باور در ميان مردم و مسئولان مورد تکريم قرار گرفت. در حقيقت آنچه که فضاي دهه اول کشور را پس از پيروزي انقلاب اسلامي تحت تاثير خود قرار داد، برگرفته از مفاهيمي بود که در پرتو گفتمان دفاع مقدس تجلي مي يافت. گفتماني که روزگاري در اين سرزمين مرداني از جنس چمران ها، همت ها، باکري ها و جمعي از بهترين و پاک ترين فرزندان اين آب و خاک را به خود ديد و موجبات خلق حماسه آفريني هايي در 8 سال عاشوراي ملت ايران گرديد. امروز وجب به وجب خاک غرب و جنوب کشورمان گواه نسلي است که شانه هاي ستبر خود را در پرتو اين گفتمان در برابر تجاوز بالا آورد و در فضايي آسماني، سدي از ايمان در برابر استکبار ايجاد نمود و تومار روياهاي تجزيه بخشهايي از خاک کشور و شکست آرمان هاي مردم را در هم پيچيد به گونه اي که کلمات قادر به وصف آن حماسه ها نيستند.
پس از ارتحال امام خميني(ره) و پايان يافتن جنگ، لزوم بازسازي و ترميم خرابي هاي ناشي از جنگ و ساخت زيربناها به عنوان يک راهکار نجات بخش براي دهه دوم انقلاب مورد توجه قرار گرفت. در پرتو گفتمان اين دوره که به عنوان \"گفتمان سازندگي\" از آن ياد مي شود، پيشرفت هاي قابل توجهي براي کشور حاصل گشت. اما گذشته از اين توسعه طلبي ها و بازسازي ها، نکته حائز اهميتي که مي توان از آن بعنوان نقطه ضعف تامل برانگيز اين گفتمان برشمرد، تکيه صرف بر توسعه اقتصادي و بي توجهي به \"عدالت و معنويت\" و به حاشيه راندن فرهنگ و آزادي بود.
ايراد مهم ديگري که بر اين گفتمان ذکر شده اين است که دولت در آن دوره تلاش نمود خود پرچم داري گفتمان سازندگي را بر عهده گيرد و متاسفانه نصايح و تذکرات دلسوزانه مقامات عاليرتبه نظام براي تصحيح برخي از اشکالات بنيادي اين گفتمان آنگونه که انتظار مي رفت، در عمل به کار بسته نشد. نهايتا جامعه به تدريج بي رغبتي خود را نسبت به ناکارآمدي گفتمان مذکور با راي قاطع خود اعلام نمود.
در تعريف سومين گفتماني که صاحبنظران بر شمرده اند مي توان به حادثه دوم خرداد 76 اشاره کرد. در دهه سوم انقلاب مجددا اين دولت بود که در تکرار اشتباه دولت قبلي اش تلاش خود را صرف اين نمود که پرچمداري گفتمان سازي را در دست گيرد. آزادي، مشارکت مردم، انتخابات، انفتاح فضاي سياست خارجي و همچنين گسترش ارکان دموکراسي از جمله شعارهايي بود که در گفتمان موسوم به اصلاحات مطرح گرديد. به رغم برخي دستاوردهاي مثبتي که اين گفتمان به همراه داشت، اشکالات عديده اي بر آن وارد است. در گفتمان مختص اين دوره، دين و معنويت به دليل غلبه نوعي نگاه شبه سکولار، به حاشيه رانده شد و عمده تلاش مسئولان دولت وقت صرف آوردن \"دموکراسي غير بومي\" بر سر سفره مردم گرديد. در اين دوره مقام معظم رهبري بارها بحث ضرورت توجه بر اصلاحات بومي و تفکيک آن از اصلاحات آمريکايي را به رئيس دولت موسوم به اصلاحات گوشزد مي نمودند، اما تجديدنظر طلبان و دگرانديشان مجال اصلاح را از مقامات و مسئولان نظام گرفته بودند. نهايتا پس از 8 سال گفتماني که به دنبال مشارکت مردم در اداره امور بود، با رويگرداني و عدم رغبت مردم روبه رو گرديد.
در ادامه لازم به ذکر است که دو گفتمان \"سازندگي\" و \"اصلاحات\" به نوعي آميخته با الگوهاي وارداتي بودند که هدايت و اداره آنها بر دوش دولت هاي وقت قرار گرفته بود. در اين بين هر يک از اين دو گفتمان به رغم داشتن افتراق ها در يک نقطه به اشتراک رسيدند و آن فروکاهيدن از آرمانها و هنجارهاي ديني منبعث از گفتمان دفاع مقدس بود. گفتماني که پرچمداري آن بر دوش بنيانگذار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) قرار داشت و مردم بطور گسترده از آن حمايت نموده بودند.
در ساليان اخير گفتمان فراگير و مهمي که مفهوم پيشرفت و آباداني را از گفتمان سازندگي و مفهوم اصلاحات بومي را از گفتمان اصلاحات اخذ کرده بود، با وديعه گرفتن ساختار و عناصر خود از گفتمان دفاع مقدس، نويد بخش گفتماني ترکيبي و غالبي شد که از آن به \"اصولگرايي\" ياد مي شود.
متاسفانه گاها چنين پنداشته ميشود که اصولگرايي مستلزم ايستايي و رکود يا حتي عقبگرد و بازگشت به گذشته است. اين پندار خودبخود نوعي واکنش منفي را در برابر گفتمان مذکور به دنبال خواهد داشت، چراکه علاقه به پيشرفت و گرايش به دگرگوني مثبت و تحول سازنده، به خصوص در عرصههاي اجتماعي و اقتصادي، امري فطري است که در همه انسانها و جوامع بشري ريشهدار ميباشد و بديهي شمرده ميشود.
کاملا روشن است که اصولگرايي در عين حال که خط تمايز خود را آشکارا با تحجر، واپسگرايي، بنيادگرايي و محافظهکاري اعلام کرده است، خط مشي و الگويي اصلاحطلبانه که خواهان نوآوري و شکوفايي در چارچوب قانون اساسي و آرمانهاي بلند انقلاب اسلامي مي باشد را در خود جاي داده است.
مفاهيم مورد نظر اين گفتمان، مباني توحيدي و اعتقادياي است که خاستگاه منطقي و استدلالي دارد و بازتاب ريشههاي واقعي عالم هستي ميباشد. حال آنکه اصول موردنظر در بنيادگراييهاي متحجرانه يا سلطهجويانه، اصول متعصبانه و بدون ريشه در حقايق عالم هستي است که فقط برتريجوييهاي قومي يا استکباري را توجيه ميکند و اهداف نامشروع آن را محقق ميسازد.
گفتمان اصولگرايي تلاش مي کند با تبيين و بازپيرايي توانمندي فکري جمهوري اسلامي، پايههاي خود را بر نقاط قوت گفتمان هاي گذشته قرار دهد. در يک نگاه کلي شاخصه هاي اين گفتمان عبارتند از:
1ــ عدالتخواهي و عدالتگستري، 2ــ فسادستيزي (سلامت اعتقادي و اخلاقي مسئولان کشور، 3ــ التزام به اسلام، 4ــ سادهزيستي و مردمداري، 5ــ تواضع و نه غلطيدن در گرداب غرور، 6ــ اجتناب از اسراف و ريخت و پاش، 7ــ خردگرايي و تدبير و حکمت در تصميمگيري و عمل، 8ــ مسئوليتپذيري و پاسخگويي، 9ــ اهتمام به علم و پيشرفت علمي، 10ــ سعه صدر و تحمل مخالف، 11ـ اجتناب از هواهاي نفس، 12ــ شايستهسالاري، نظارت بر عملکرد زيرمجموعه و تلاش بيوقفه براي اين خدمات، 13ــ انس با خدا و قرآن و استمداد دائمي از خدا [1]
از اين روي گفتمان اصولگرايي به دليل توانايي و قابليت در تجميع نقاط مثبت ساير گفتمان ها قادر خواهد بود دامنه دربرگيري و قلمروي جغرافيايي خود را بيش از وضعيت کنوني گسترش دهد و در صورت کارآمدي بهتر مجريان و منتسبان به اين گفتمان بايد گفت گفتمان مسلط ايرانيان در دهه آينده خواهد بود.
با عنايت به مطالب عنوان شده اکنون که دهه چهارم انقلاب از يک سو حرکت خود را بر محور\"عدالت و پيشرفت\" تنظيم نموده و از سوي ديگر احياء \"گفتمان امام و انقلاب\" از جانب آحاد مردم بعنوان مهمترين خواسته مورد مطالبه واقع شده، ديگر نمي توان شاهد سهل انگاري در مقابل لغزش ها و انحرافات کوچکي بود که مي تواند زمينه ساز انحرافات بزرگ و سقوط نهايي گردد. چرا که به فرموده رهبر معظم انقلاب \"لغزش ها، تدريجاً انسان را از درون فاسد مي کند و اين فساد، به انحراف در عمل و گاه به انحراف در عقيده منجر مي شود. \" [2]
بررسي مواضع ساختارشکنانه گروه ها و عناصري که در طي ماه هاي اخير به بهانه \"انتخابات\" آشکارا عناد خويش با ماهيت انقلاب اسلامي و اصل مترقي ولايت فقيه را به اثبات رساندند و با قرار گرفتن در صف اسلام ستيزان بر همه سوابق درخشان خود خط بطلاني کشيدند، علاوه بر روشنگري حرکت فتنه عميق موجب شد حقانيت دکترين جمهوري اسلامي بيش از پيش در برابر چشمان جهانيان به معرض نمايش گذارده شود.
بايستي از اين پس همه گروه ها و افراد معتقد و ملتزم به مباني والاي جمهوري اسلامي بيش از هر زمان به منظور فتح قله هاي \"عدالت و پيشرفت\" دوشادوش يکديگر با محوريت و فصل الخطاب دانستن فرمايشات رهبر عزيز انقلاب با وجود سلايق مختلف وحدت رويه اي اتخاذ نمايند که همچون گذشته دشمنان اصلي انقلاب اسلامي را حيرت زده نموده و قلب همه دوستداران جمهوري اسلامي ايران را در سراسر جهان شاد نمايند. انشاءالله
پي نوشت:
[1]- بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با رئيسجمهور و اعضاي هيات دولت
[2]- خطبه دوم نماز جمعه تهران مورخ 20/6/88