كيلومترها اين سو و آن سوي شهر رفتن و سرگردان شدن، آنجا هم كه صف است با دلواپسي مضاعف، آيا همه كالاها را دارد؟ به فروشگاه مي رسيم. پرس و جو مي كنيم، مي گويند «تمام شده، نداريم» حس خستگي دوباره گشتن، پوسته حمايتي يارانه را مي چروكاند.
مرد براي رسيدن به صف اتوبوس تقلا مي كرد. ملاحظه عبور ماشين ها از عرض خيابان را از ياد برد و خود هم رعايت خطوط سفيد را فراموش كرد... خودرويي شيك و گران قيمت با صداي ترمزي گوش خراش، او را پراند. عابر كمي سكندري رفت. آسيب نديد. نگران از رفتن اتوبوس، بلند شد، دويد و پريد داخل اتوبوس. هرچه جيب هايش را مي گشت اثري از تنها بليت اش نبود! راننده در جمع داد زد: «بليت تو بده...»
يك بحث اساسي در چگونگي پرداخت يارانه كالابرگ ها در شرايط كنوني اين است كه چرا افراد متمول و پردرآمد هم مانند مردمان بي بضاعت و كم درآمد، مشمول دريافت يارانه مساوي اند؟! با اين تضاد، آيا شيوه فعلي نياز به بازنگري عدالت گرايانه ندارد؟
كارشناسان بر اين باورند كه استمرار تخصيص يارانه در قالب توزيع كالابرگ، الزاما در گرو تحقق يك هدفمندي صحيح و اصولي است. به اين معنا كه طي مراحل پلكاني، فهرست افراد و خانواده هاي كم درآمد و تهي دست بر اثر زمينه سازي استثنايي و خودكفايي از حمايت مالي دولت كاهش يابد.
در دو شماره گذشته اين گزارش، جايگاه و تاثيرگذاري مثبت پرداخت يارانه ها در خانواده هاي كم بضاعت و به اصطلاح يك لاقبا، موضوع حذف احتمالي سيستم كوپني توزيع كالا در كلان شهرها، هدفمندي كلان يارانه ها و فرآيند توسعه زيربنايي را به اجمال مورد توجه و تاكيد قرار داديم.
در اين شماره گزارش با توجه به موارد يادشده، مباحثي پيرامون مشكلات مزمن نابساماني توزيع، پراكندگي جايگاه هاي عرضه كالاي كوپني مطرح مي شود. سؤال اينكه چه راهكارهايي تعادل بخش، محقانه، تحول ساز و عدالت گرا براي استمرار حمايت از قشرهاي آسيب پذير خواهند بود؟
مشكلات تهيه جنس كوپني
خانم و آقاي نسبتا مسن خود را «تهراني» معرفي مي كنند، آن ها به يك شعبه فروشگاه زنجيره اي... كه فقط كالاي مشمول كوپن شهري عرضه مي كند و فروش به نرخ آزاد همين نوع اجناس را هم انجام مي دهد، آمده اند. آنها دو كيسه حاوي قند و شكر روي پيشخوان فروشگاه دارند. مي پرسم: «كوپن ها تان تبديل به قند و شكر شده است: «خانم مي گويد بله، اما فقط شكر مي خواستيم كه گفتند تنها شكر داده نمي شود. نصف قند نصف شكر داده اند. «زمان اعلام توزيع شكر، ماه هاي دي و بهمن سال گذشته (85) بوده است. آنها پيشتر به فروشگاه زنجيره اي ديگر رفته بودند كه كالاي كوپني مورد نيازشان را نداشته است. اين زوج مي گويند كه سالها پيش راحت تر اجناس كالابرگ را تهيه مي كرده اند به دليل آن كه غير از فروشگاه هاي زنجيره اي مغازه هاي زياد ديگر (خواربارفروشي) كه زياد هم از محل مسكوني يا محل كار مردم فاصله نداشته است، كالاي كوپني هم عرضه مي كردند. حالا بسياري از آن مغازه ها اجناس كالابرگ ندارند. اين كمبود شديد مراكز توزيع كالاي يارانه اي، يك مشكل مهم و عمومي مردم است.
«جعفر نيكوكار» كه به تازگي وارد فروشگاه شده است، به جمع ما مي پيوندد و مي گويد «بايد وقت گذاشت و پياده محله به محله را زير پا گذاشت تا به يك دكان يا يكي از فروشگاه هاي زنجيره اي كه جنس كوپني هم مي فروشند، رسيد. در اين حال زياد اتفاق افتاده و مي افتد موقعي كه به يك مركز مورد نظر براي دريافت كالاي يارانه مي رسيم، اگر اين كالا را داشته باشند، بعضا دو مشكل پيش روي مان است يكي اين كه تنها يك قلم كالاي مربوطه را دارند كه باز دنبال جنس ديگر مثلا روغن برويم.
جمع و جور كردن كوپن ها براي دريافت مثلا يك حلب روغن هم مشكل ديگر ماست. بعضا مجبوريم كوپن را از دلال بخريم! گاهي هم روغن مايع مي خواهيم كه فروشگاه ها ندارند
نشاني مراكز عرضه را مي دانيد؟
خانم و آقاي تهراني پيشنهاد مي كنند «مغازه هاي عرضه كالاي يارانه اي همانند سالها پيش دور و اطراف مناطق مسكوني دائر شوند. يا لااقل درهر منطقه محدوده شهرداري ها باشند. دوري راه براي افرادي كه سن شان بالا است و بروبچه هاي جوان ندارند تا بفرستند جنس كوپني تهيه كند، واقعاً طاقت فرسا است اين فروشگاه چند مدتي است كه دائر شده است. ما زياد دور نيستيم. راحت مي آييم.
كوپن ها را جمع كنند
«با اين مشكلات هميشگي، بهتر است كوپن ها (كالابرگها) را جمع كنند و...» پاسخ «علي غلامعلي كه خود را شاغل مطبوعاتي (در يك بخش توزيع) معرفي مي كند، به اين سؤالم كه چه نظري درباره كم و كيف روند تهيه و توزيع كالا برگها دارد؟ خوانديد. وي راجع به مشكلات مي گويد: «وقتي ميزان توزيع كالا هنگام اعلام آن، به حدكافي مصرف عمومي نيست. ناچار بايد وقت بگذاريم و بگرديم تا شايد دكان يا فروشگاهي كه كالاي موردنيازمان را داشته باشد پيدا كنيم. اگر وقت نگذاريم يا نگرديم، نگران ابطال كوپن مي شويم.»
وي از اين كه كالابرگ هايش باطل شده است انتقاد مي كند. زيرا يا وقت كافي براي گشتن و پيدا كردن مركز توزيع عرضه اجناس يارانه اي نداشته و يا زماني به چنان مراكزي رسيده كه كالاي موردنظرش تمام شده است!
دلايلي براي ابطال كوپنها
مسلما مقدار اجناس كوپني كه به فاصله هاي بلند مدت اعلام و توزيع مي شود، برابر مصرف نياز خانواده ها نيست. بيشتر مواقع برخي از همين قبيل كالا را از بازار آزاد تهيه مي كنيم، مثل پنير كه ظاهرا از اقلام كوپني مدتهاست حذف شده و روغن كه مصرف زياد در هر خانواده است.»
«خانم جمالي» كه كارمند است، مي گويد كالاي كوپني مثل سالها پيش نيست كه در اكثر دكان هاي حوالي محل و يا خانه به دست مي آمد. جماعت كارمند فرصت مناسب و پياپي براي پيدا كردن مغازه اي كه جنس كالابرگ توزيع مي كند، ندارند. بنابراين، معمولا برخي كوپن ها كه شامل مرور زمان مي شوند، باطل و فاقد اعتبار مي شوند كه به زيان مردم است.
مرد سالمندي است. نمي تواند راحت قدم بردارد چه رسد به اين كه در خيابان ها و محله به محله راه بيفتد تا شايد جايي پيدا كند و شانس اش بلند باشد كالاي كوپني آن مغازه يا فروشگاه زنجيره اي، تمام نشده باشد.
افرادي مثل «آذري» كم نيستند كه درعين كهولت و مشكلات جسمي توانسته باشند كالاي يارانه اي شان را به آساني و به موقع به دست بياورند.
مي گويد پيشترها كه فروشگاه شهر و روستا در برخي خيابان ها دائر و فعال بود، راحت مي توانسته كالايش را تهيه كند. آنجا كه چند سال است بسته شده است و دور و اطراف محل خانه شان هم دكان يا شعبه اي از فروشگاه هاي زنجيره اي كه كالاي يارانه عرضه كنند نيست، بالاجبار پيش از ظهرها كه شيفت كاري ندارد كوچه و خيابان هاي زيادي را مي گردد. گاه سر از «اتكا» نبش خيابان معلم و يا حوالي ميدان شهدا در مي آورد. روزي و يا هفته اي ديگر به سوي فروشگاه سپه پيچ شميران و فروشگاه خيابان استاد نجات اللهي مي رود. «راه ما به اين محل ها دور است. با هر وسيله اي هم كه بروم معلوم نيست فلان فروشگاه كالاهاي اعلام شده را دارد يا تمام كرده است. توان جسمي و وقت هم مي خواهد گشت تا يكبار مثلا قند يا برنج و... به دست آيد. بعد هم خستگي ناشي از حمل كالا چه پياده و چه سواره است. «آذري» هم از همان سنخ صحبت هاي ديگران درباره مشكل مغاير بودن ميزان كوپن سهميه برخي خانواده ها با مقدار روغن بسته بندي شده. او اصرار دارد كه اين مشكلات همه مردم كم درآمد در روزنامه منعكس شود تا شايد فلان سازمان و يا فلان مسئول كاري در جهت سهولت تامين و رفع مشكلات كالابرگها كنند. جالب است وقتي در پايان درد دل او مي گويم قرار است كوپن ها در شهرهاي بزرگ حذف شود. پس از لحظه اي كه مات نگاهم مي شود قاطع مي گويد: «جمع كنن!...» حس مي كنم خيلي خسته تر از آن شده است ديگر با «يارانه» هم كالا بگيرد...
يارانه بگير را نمي شناسيم
چگونه ممكن مي شود يارانه به قشر نيازمند واقعي تعلق گيرد؟
حذف و هدفمندي كلان يارانه به عنوان توسعه و ساختارهاي زيربنايي توليدي با چه معيار و گزينه است؟
اصلا تخصيص يارانه كالا برگها چرا و تاكي؟
يك استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي در پاسخ به پرسش هايم مي گويد: «واقعيت اين است كه افراد، خانوار و حتي فرد چه در شهر و چه در روستاها هستند كه زير خط فقر قرار دارند: اينها مستحق دريافت يارانه ها هستند، منتهي مشكلاتي كه پرداخت يارانه ها- از جمله يارانه كالاهاي كوپني- داريم. در وهله نخست، اين يارانه چه به صورت جنسي يا نقدي داده شود، هر كدام يك مزايا و يك معايب دارد. مثلا براي دولت آسوده خواهد شدكه يارانه نقدي شود. اگر صورت جنسي يابد هزينه هاي مختلف از جمله انبارداري، حمل ونقل، توزيع و اداري دارد ضمن آن كه در بعضي از اين سيستم، فساد بيشتر يا در برخي كمتر است.»
دكتر خرمي معتقد است «در مورد پرداخت يارانه، ابتدا بايد مسئله شناسايي افراد مستحق كه مشمول يارانه مي شوند حل شود كه هنوز چنين اتفاقي محقق نشده است. در سيستم حمايتي، بخش اعظم يارانه ها را براي قند، گوشت، برنج انرژي، آرد، بنزين و... اختصاص مي دهيم اما در حقيقت به كالا يارانه مي دهيم نه به افراد. در حالي كه اين كالاها را تمام قشرهاي جامعه مصرف مي كنند. بنابراين مشاهده مي شود مسئله عدم شناسايي قشر آسيب پذير، هنوز لاينحل است.» به گفته اين استاد دانشگاه، افراد داراي درآمد نبايد مشمول يارانه شوند.وي مي گويد: «اما مشكل اين است كه به همه افراد يارانه مي دهيم. اين شيوه، هم ناكارآمدي و هم بي عدالتي مي شود و چنين است كه ما در پرداخت يارانه مشكلات زيادي داشته و داريم كه به راحتي حل نمي شود.»
«فرهاد خرمي» ادامه بيان نظرات شان رويكردي است به گفتار كساني كه معتقد به حذف يارانه هاي خرد و تجميع و هزينه آنها براي ساختارهاي زيربنايي در بخش هاي توليدي هستند. وي در اين باره مي گويد: از آنها كه مي گويند يارانه ندهيم، پالايشگاه بسازيم، بايد سوال كرد من نوعي كه الان گرسنه هستم، اين نياز را صبر كنم تا آن زمان كه فلان تاسيسات راه اندازي شود؟... ما نياز فعلي و مشكلات روزمره داريم.»
استاد دانشگاه علامه طباطبايي، معتقد است كه هدف دولت هميشه مي بايد معطوف به اين نكته باشد تا افراد تحت پوشش يارانه، كم شوند و اين زماني تحقق مي يابد كه براي چنين افراد اشتغال مكفي ايجاد شود. بتوانند امرار معاش كنند و سياستگذاري ها مبتني بر برنامه هاي كوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت باشند تا مشكلات حل شوند. وي شيوه پلكاني چنين برنامه ها را اين گونه ترسيم مي كند؛ در كوتاه مدت قوت و غذا: گوشت و نان روزمره نيازمندان تامين شود در برنامه ميان مدت آدمها شناسايي شوند و به كساني كمك شود كه نيازمند واقعي هستند و در بلندمدت اصلا بايد برنامه ريزي هدفمند طوري باشد و به حدي برسد كه در بودجه سالانه كمك به عده افراد نيازمند به واسطه اينكه صاحب درآمد شده اند، كم شوند و ديگر احتياج به يارانه نداشته باشند.»
فروش كالاي كوپني سودآور نيست
«فروش كالاهاي كوپني براي ما و ساير فروشندگان سود ندارد.»
اين جمله را «هدايت» مسئول شعبه ... يكي از فروشگاه هاي زنجيره اي عرضه كالاي يارانه اي مي گويد. علتش آن است كه در اين شعبه كه به شكل غرفه اي در يكي از ميادين تره بار دائر است فقط كالاي كوپني فروخته مي شود. به گفته وي از مجموع كالا برگها، اينك تنها سه قلم شامل قند و شكر، روغن و برنج توزيع مي شوند. پنير از حدود دو سال پيش از چرخه اين كالا خارج شده است.» در اين فروشگاه جمع و جور مي بينم روغن مايع حتي يك ليتري هم عرضه مي شود. بنابراين، تقريبا همه كساني به آن محل مراجعه مي كنند مشكل اشاره شده يعني جمع و جور نبودن سهميه كوپن با ميزان روغن هاي جامد بسته بندي 5/4 كيلويي و يا نبود روغن مايع يك ليتري و...، نخواهند داشت.»
چند ديدگاه متفاوت
مترجم زبان روسي و كارمند يك كارخانه بوده است. الان دوران بازنشستگي را مي گذراند. خود را «محمد» معرفي مي كند مي پرسم «تاثير كالابرگها در اقتصاد خانوادگي عمومي چيست؟» مي گويد: تاثير چنداني ندارند. در حال حاضر بعضا حذف شده است. مثلا ديگر پنير داده نمي شود. كيفيت برنج خارجي جالب نيست. (يك دلال مي گفت اين برنج زياد طالب ندارد. كمتر خريدار بازار آزاد دارد). كوپن ها بيشتر خريد و يا فروش مي شود. به نظر من كوپن نباشد هم مهم نيست. مجبوريم حالا هم مثل بسياري كالاي ديگر همين تعداد كالا را از بازار آزاد تهيه كنيم.» اين شهروند در حوالي صادقيه ساكن است. فاصله محل سكونتش تا مركزي كه كالاي يارانه اي عرضه مي كند حدود دو كيلومتر است مي گويد: «اكثر اوقات كالاي كوپني ندارد.» اما به رغم نظرات اين مترجم كه در اول صحبت خود مي گفت چندان در امور مربوط به زمان اعلام و نوع كالا و داد و ستد آن اطلاع ندارد، مي گويم پس كم و بيش در جريان كم و كيف كالاي يارانه اي هستيد. كمي مي خندد: «طلايه دار و پيشقراول خبردار شدن اعلام و زمان كوپنها هستم.»
جاي خالي مدير پاسخگو
الزام پاسخگويي سريع، جامع و شفاف هر مقام و مسئول به پرسش ها و مسايل مبتلا به مردم و هر مخاطب ديگر يك وظيفه اصيل است. در اين ارتباط، رسانه هاي جمعي فراگيرترين پل ارتباطي بين مديريت ها و افكار عمومي هستند. اما متاسفانه كمبود جسارت مسئولانه و «ملاحظات» گاه اين پل ارتباطي لرزان و گاه اصلا شكسته مي شود.
مديراني كه فرصت چنداني ندارند و يا به دليل مصلحت انديشي ها نمي توانند «تصميم گيري» -اصلي ترين وظايف شان- را نسبت به معضلات و سوالات مردم در هر زمينه و هر شرايط، برتابانند، آيا بار گراني بر دوش كشور و جامعه نخواهند شد؟