باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 22 اسفند 1388 كاربران برخط 85 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
مردي به بزرگي يک امت و امتي در هيئت يک مرد
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: عبدالعزيز - رنتيسي

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: سایت - مرکز اطلاع رسانی فلسطین - تاريخ شمسی نشر 23/09/1382

 
 

اين روزها که با سالگرد تأسيس جنبش مقاومت اسلامي "حماس" مصادف است، تصميم گرفتم گوشه هايي از زندگي سراسر حماسه و جهاد رهبر و بنيانگذار اين جنبش يعني استاد مجاهد شيخ احمد ياسين را تشريح کنم. زندگي مردي که دشواريهاي راه فقط به عزم و اراده و پافشاري ايشان بر ادامه راه مي افزايند. او همچنان در راه ايثار و جانفشاني گام بر مي دارد تا آنکه اهدافي را که اين جنبش جهادي و اسلامي به خاطر آن تأسيس شد، محقق سازد.


هدف من از نوشتن اين مقاله غوطه ور شدن در درياي اين مرد نيست، زيرا من هنوز در آن آرام نگرفته ام، چون که درياي وجود اين مرد بسيار عميق است و به همين دليل نه در يک مقاله و نه در يک کتاب نمي توان مناقب و ويژگيهاي ايشان را بر شمرد. حتي دهها جلد کتاب هم نمي تواند آنگونه که شايسته اين بزرگوار است حقايق مربوط به او را بيان کند. من بر اين باورم که تاريخ در گزارش و تحليل زندگي اين رهبر مسلمان و مجاهد فلسطيني قضاوت دقيق تري خواهد کرد. به همين سبب تصميم گرفتم که به گوشه هايي از برخي زواياي زندگي و صفات و سيرت ايشان که به نظرم، ما امروز به شدت نيازمند تخلق به آن هستيم و لازم است که در جسم و روح و وجدان نسلهاي آينده امت اسلامي پرورش داده شود، بپردازم. اين رهبر بزرگ عزمي خلل ناپذير دارد. اراده اش چون کوه استوار است و شکست در آن راه ندارد. ترس در وجودش معنا ندارد و قدرتش، ناتواني را از خود نااميد کرده است.


شيخ احمد ياسين در پانزده سالگي و آنگاه که ابتداي بهار جواني خود را مي گذراند هنگامي که با يکي از دوستانش يعني شهيد عبدالله عصام به صورت دوستانه کشتي مي گرفت، صدمه ديد. با آنکه اين آسيب براي وي بسيار دردآور بود، اما علل حادثه را از خانواده اش پنهان کرد تا آنکه مبادا موجب بروز اختلافات خانوادگي ميان خانواده او و شهيد صيام شود. به همين سبب به خانواده اش گفت که به هوا پريده و با سر به زمين افتاده و اين حادثه رخ داده است. ايشان دليل حقيقي حادثه را پس از 40 سال از وقوع آن در سال 1990م. هنگامي که من به همراه ايشان در زندان بودم براي من شرح داد و اظهار داشت که اين اولين باري است که اين مسئله را براي فرد ديگري بازگو مي کند و تاکنون در اين باره به خانواده اش هيچ نگفته است. آن حادثه موجب شد که شيخ احمد ياسين در نخاع آسيب ببيند و فلج شود و اکنون ديگر پاها و دستهاي ايشان حرکت نمي کنند. بديهي است کساني که اين چنين آسيبي مي بينند ضعيف مي شوند و خود را تسليم ناتواني مي کنند. اين گونه افراد در زندگي منزوي مي شوند و جريانات زندگي نه تحت تأثير آنان قرار مي گيرد و نه تأثيري بر آنان مي گذارد و به اين ترتيب چنين فردي به وبال گردن جامعه و مشکلي براي بستگان خود تبديل مي شود.


اما مسئله شگفت آور و جالب توجه اين است که شيخ احمد ياسين فلج خود را به "حرکت" و ناتواني خود را به توانايي و سستي و ضعف خود را به نيرو و قدرت تبديل کرد و اراده معنوي اش بر ضعف جسماني غلبه کرد. او به تحصيل خود ادامه داد و به شغل معلمي روي آورد. پس از آن به منابر سخنراني گام نهاد و به يک مربي بزرگ و دعوتگري بصير و آگاه تبديل شد. او جوانان مسلمان را براي به دوش گرفتن مسئوليت دعوت به سوي خداوند متعال و مقابله با دسيسه چينيها بر ضد ملت و آرمان فلسطين مهيا کرد و کار به آنجا رسيد که حکومت آن زمان مصر شيخ را دستگير کرد. پس از شکست عربها در سال 1967م. شيخ تصميم گرفت که فعاليت جنبش اخوان المسلمين را در نوار غزه احيا کند. او با صبر و استقامت و پافشاري بر ادامه راه که نمونه آن در جهان معاصر بسيار کم و نادر است به اين مهم نايل آمد. چنين موفقيتي به ويژه در اين زمان که امتهاي عرب و مسلمان در خواب عميقي به سر مي برند و ضعف و احساس شکست و نا اميدي بر آنان چيره شده، کاري سترگ است. شيخ شبانه روز تلاش و کوشش کرد به اين اميد که امت اسلامي را از خوابي که در آن فرو رفته است، بيدار کند. او پس از آنکه موفق شد جنبش اخوان المسلمين را در فلسطين احيا کند، تلاش خود را براي دستيابي به موفقيت ديگري جهت بهره مندي ملت و آرمان فلسطين و حتي امت عربي و اسلامي از فوايد آن، آغاز کرد. هدف ايشان چيره شدن بر ضعف و بيدار کردن مجدد امت بود. او ايمان داشت که اگر امت اسلامي عزم و اراده خود را براي بيرون آمدن از دايره شکست و گسستن طوق تقليد و پيروي از دشمنانش باز يابد و بکار گيرد، مي تواند به پيروزيهاي بزرگي دست پيدا کند. شيخ احمد ياسين به همين منظور درصدد برآمد مقدمات نبردي طولاني را فراهم کند که جنبش اسلامي مي بايست بر ضد صهيونيستها که تجاوز همه جانبه اي را بر ضد ملت فلسطين و امت عربي و اسلامي آغاز کرده بودند، آغاز کند. او شاخه نظامي جنبش اسلامي را براي رسيدن به اين هدف تأسيس کرد، اما تقدير چنين بود که اين کار مدتي به تعويق افتد. شيخ احمد ياسين سه سال پيش از آغاز انتفاضه و در سال 1984م. به دست اشغالگران اسير و در هنگام بازجويي توسط بازجويان يهودي به شدت تحت شکنجه و آزار و اذيت قرار گرفت. اشغالگران او را به 13 سال حبس محکوم کردند. اما پس از گذراندن 11 ماه از آن و در سال 1985م. در تبادل اسيران ميان احمد جبريل دبير کل جبهه خلق و دشمن صهيونيستي، آزاد شد. پس از خروج از زندان عزم و اراده و اصرارش بر جهاد دو چندان شده بود.


شيخ اندکي پيش از اعلام انتفاضه فلسطين در سال 1987م. شاخه نظامي جنبش حماس را که بعدها گردانهاي شهيد عزالدين قسام لقب گرفت، تأسيس کرد تا آنکه اين جنبش به همراه شاخه نظامي اش و ملت فلسطين جنگي فرسايشي بر ضد دشمن وحشي را آغاز کنند و از اين راه اصل "توازن بازدارندگي" را در سايه نبود "توازن قدرت" به وجود آورند.


ايشان در سال 1987م. جنبش مقاومت اسلامي حماس را تأسيس کردند. همزمان با آن، قيام ملت فلسطين بر ضد ستم و تجاوز و تحقير نمود يافته در اشغال فلسطين به وسيله صهيونيستها، آغاز شد. صهيونيستها در راه اشغال فلسطين، حرمت مقدسات اسلامي و در رأس آنها حرمت مسجد مبارک الاقصي را شکستند. کودکان و زنان و سالخوردگان و حتي جنينهاي درون شکم مادران را قتل عام کردند. شهرها و روستاها را تخريب و خانه ها را بر سر صاحبان و ساکنانشان ويران و درختان را ريشه کن کردند و زمينهاي زراعي را از بين بردند و زندگي اين ملت را در همه زمينه ها نابود ساختند. شيخ احمد ياسين دريافته بود که اين دشمن جنايت پيشه و وحشي و فاسد براي تحقق اهداف تجاوزگرانه صهيونيستي اش بر سياست ترور تکيه دارد. ايشان همچنين دريافتند که دشمن جنايتکار تا زماني که تاوان سنگيني براي جنايتهايش نپردازد از ارتکاب به انواع گوناگون جنايت دست نمي کشد. دشمن صهيونيستي هم بيکار ننشست و در سال 1989م. شيخ را براي دومين بار دستگير و به حبس ابد محکوم کرد. ايشان پس از گذراندن 8 سال در جريان عمليات نافرجام تروريستي عوامل موساد در اردن براي ترور برادر مجاهد خالد مشعل رئيس دفتر سياسي جنبش حماس، آزاد شدند.


شيخ از زندان بيرون آمد تا به همه جهانيان بگويد که جهاد تا آزادي آخرين وجب از خاک پاک فلسطين، ادامه خواهد داشت و از ذره اي از خاک اين وطن چشم پوشي نمي شود و هيچ يک از حقوق ملت فلسطين و در رأس آنها حق بازگشت آوارگان فلسطيني به دياري را که به سبب اقدامات تروريستي صهيونيستها از آنها رانده شده اند، نمي توان ناديده گرفت. ايشان همچنين با تمام توان همه طرحهاي سازشکارانه و توافقاتي را که به صرف نظر از جزئي از خاک اين سرزمين به نفع يهوديان صهيونيست و دزد و حاميان کينه توز صليبي شان مي انجامد، رد کردند.


کينه توزي اشغالگران صهيونيست بر ضد اين شيخ مجاهد همچنان ادامه يافت تا آنجا که آنان تشکيلات خودگردان را نيز بر ضد شيخ شوراندند. طولي نکشيد که شيخ به حبس در منزل و اقامت اجباري محکوم شد. تشکيلات خودگردان هم در اجابت اين خواسته صهيونيستها ترديدي به خود راه نداد، اما عموم فلسطينيان مانع از ادامه اين وضع شدند و شيخ بار ديگر با عزمي راسخ تر و ايماني استوارتر به جهاد، به صحنه بازگشت. وحشيگريهاي صهيونيستها تا بدانجا رسيد که قصد جان ايشان کردند و براي عملي کردن اين نيت شوم و پليد خود منزلي را که شيخ در آن حضور داشتند با بمبي 250 کيلويي هدف قرار دادند، اما تقدير خداوند غير از آن چيزي بود که صهيونيستها در صددش بودند؛ با وجود تخريب گسترده اي که در خانه به وجود آمد، شيخ احمد ياسين کاملاً سالم از خانه خارج شد. پس از آنکه از اين تلاش نافرجام متجاوزان صهيونيست هم به سلامت گذشت، عزم و اصرارش بر ادامه راه جهاد و مبارزه دو چندان شد. آري، سختيها جز به ايمان و يقين و اصرار و پايبندي اين مرد بزرگ بر حقوق و اصول ميهنش نيفزودند. آري، اين شيخ احمد ياسين است، مردي به بزرگي يک امت و امتي در هيئت يک مرد.


 


 


 

 

    216 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   حماس 

افراد و مشاهير
●  ياسين   شيخ احمد

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:23/09/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب