جمهوری اسلامی ایران نشان داده است ظرفیت مدیریت و عبور از بحران ها و فتنه ها را داشته و هر چند وضعیت فعلی از پیچیدگی های خاصی برخوردار است، اما قطعا با مرور زمان و با درایت نخبگان به ویژه نخبگان اهل اعتدال، قابل حل خواهد بود و کار به جایی نخواهد رسید که معارضان از آن به عنوان تکرار تاریخ تعبیر می کنند.
آن چه مورد اتفاق همه صاحبنظران است آن است که شرایط سیاسی کشور شرایطی مطلوب و حتی عادی نیست. برخی این شرایط را بحرانی خوانده و به ویژه به بحران اعتماد میان بخشی از نخبگان با حاکمیت و نیز گسست میان شماری از مردم با نظام اشاره دارند. برای برون رفت از این بحران راهکارهای متعددی در دستورکار نظام و نیز برخی نخبگان و خواص کشور اعم از موافق و معارض قرار گرفته است.
موضع رسمی نظام آن است که حوادث مربوط به انتخابات دهم ریاست جمهوری یک فتنه عمیق بود که گرد و غبار برخاسته از آن چشمان بسیاری از جمله خواص را به روی حقایق بست. طبعا راه مقابله با چنین فتنه ای در روشنگری و تبیین واقعیت های مربوط به حوادث مزبور خلاصه می شود. اما اگر این روشنگری ها به بصیرت نخبگان نینجامد، این افراد در امتحان دشوار فعلی مردود شده و چه باید بسا از گردونه نظام خارج شوند.
نظام در واکاوی این فتنه به اسباب و عوامل فراوانی اشاره می کند که دست آشکار و پنهان دشمنان در قالب توطئه «کودتای مخملی» یا «جنگ نرم» مهمترین شاخصه آن را تشکیل می دهد. قدرت طلبی و سازشکاری نیز از جمله آسیب های درونی است که نظام به معارضان نسبت می دهد و آنان را مجری طرح های دشمنان خارجی در داخل در جهت براندازی و استحاله حاکمیت دینی قلمداد می کند.
اما معارضان نه تنها این اتهامات را رد می کنند، بلکه به نظام و در راس آن رهبری اتهامات تازه ای وارد می سازند. تمامیت خواهی، استبداد دینی، فراقانونی بودن، انسداد سیاسی و فرهنگی و تمسک به تئوری «توهم توطئه» از جمله اتهامات معارضان به رهبری و نظام است، ضمن آن که سرکوب و خشونت را نیز از ویژگی های نظام استبدادی برشمرده و برای مثال به سرکوب خیابانی و بازداشت فعالان سیاسی و توقیف مطبوعات مخالف و یا اقدامات غیرقانونی علیه زندانیان اشاره می کنند.
این دو رویکرد کاملا متضاد حاکی از شکافی عمیق میان نظام و برخی از نخبگان است که گفته می شود دایره آن ها پس از حوادث اخیر گسترده تر شده است. در این میان برخی نخبگان با رویکردی معتدل در تلاش ایجاد نوعی مصالحه میان دو طرف و در نتیجه بازگشت اعتماد و آرامش به فضای سیاسی کشور هستند. برای مثال به آزادی زندانیان سیاسی و اعاده حیثیت از آسیب دیدگان حوادث اخیر فرامی خوانند و حتی برخی از آن ها خواهان بازگشت معارضان به گردونه نظام و کسب دلجویی از آنان هستند.
پاسخ رسمی نظام تاکنون به این گونه پیشنهادها منفی بوده و رهبری بر این باور است که این گونه اقدامات به معنای عقب نشینی در برابر معارضان (و در نتیجه دشمنان خارجی) وارائه امتیاز به آنان است. بر این اساس نه تنها نباید از معارضان و یا به تعبیری سران فتنه دلجویی نشود، بلکه قوه قضاییه باید به عنوان مجرم و برانداز به بازداشت و محاکمه آنان مبادرت نماید.
اما تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است، چرا؟
شاید بتوان پاسخ این پرسش را در همان شکاف نخبگان با نظام و رهبری جست و جو کرد. به دیگر عبارت نهادهای قانونی کشور و مسئولان عالی رتبه نظام نیز به نحوی دچار تردید و گسست شده و یا حداقل متاثر از فضای سنگین سیاسی کشور قادر به اقدامات قاطع علیه معارضان نیستند. شاید هم پایگاه و موقعیت سران معارض به گونه ای است که هر گونه برخورد قضایی با آنان را تبدیل به ریسکی بزرگ نموده و مسئولان از پیامدهای آن چه در داخل و چه در خارج واهمه دارند.
البته در سطح رسانه ای و تبلیغاتی حملات علیه فتنه و فتنه گران فراوان است و حلقه های نزدیک و و فادار به رهبری از جمله سپاه پاسداران و رسانه ملی (صدا و سیما) و روزنامه ها و سایت های دولتی هجمه سختی را علیه آنان سامان داده و به نوعی می خواهند زمینه دستگیری آنان را فراهم سازند. به اعتقاد آن ها اگر برخورد قانونی با سران فتنه تبدیل به مطالبه مردمی شود همه مشکلات حل خواهد شد، اما مشکل آن جاست که این حلقه های قدرت خود در مظان اتهامات فراوان بوده و در نتیجه در میان مردم و نیز نخبگان کشور همراه و مخاطبی نمی یابند.
آیا این سخنان به معنای آن است که برون رفت از بحران فعلی میسر نیست؟ و آیا ادامه بحران اعتماد به بروز بحران مشروعیت و در نهایت به فروپاشی نظام خواهد انجامید؟
تاریخ نشان داده است که سخت ترین بحران ها قابل عبور است، لیک این عبور نیازمند تدبیر صحیح و درک شرایط حساس زمانه و چه بسا مستلزم ازخودگذشتگی ها و تنازلاتی تلخ است. در چنین شرایطی خاص الخواص باید به میدان بیایند و تقش تاریخی خود را ایفا کنند، نقشی که امثال فروغی ها و قوام ها و مصدق ها در زمانه خود ایفا کرده و اکنون برخی معتقدند ظهور مجدد چنین شخصیت هایی را در چهره هایی چون هاشمی رفسنجانی می توان جست و جو کرد.
جمهوری اسلامی ایران نشان داده است ظرفیت مدیریت و عبور از بحران ها و فتنه ها را داشته و هر چند وضعیت فعلی از پیچیدگی های خاصی برخوردار است، اما قطعا با مرور زمان و با درایت نخبگان به ویژه نخبگان اهل اعتدال قابل حل خواهد بود و کار به جایی نخواهد رسید که معارضان از آن به عنوان تکرار تاریخ تعبیر می کنند.