باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 29 اسفند 1388 كاربران برخط 39 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
چارچوب محيطي و تعيين توانايي دفاع و پشتيباني
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
درآمدي بر رابطه علوم نظامي و جغرافيا


 

منبع: روزنامه - رسالت - تاريخ شمسی نشر 05/05/1388

   ● نويسنده: لوئيس سي. - پلتي ير / جورج اتسل - پي يرسي

مترجم: يعقوب - نعمتي وروجني‌

 
 

بايد دانست كه در مورد نقل و انتقال صرفا هوايي نيز، تفاوت هاي آب و هوايي به تفاوت هايي در قابليت دسترسي دلالت دارد، تا جاييكه آب و هوا مي تواند مانع يا كمك كار انجام پرواز شود. ترابري هوايي به “يون نان” [استاني در جنوب چين]در خلال جنگ جهاني دوم در شرايط وجود مخاطراتي براي پروازها، انجام مي گرفت. از اين لحاظ، “يون نان” به اندازه ظهران يا كراچي، قابل دسترسي نبود. نزديكي دشمن به كنار دريا و اين شانس كه مه ممكن بود مهاجمان را پنهان سازد، بر مخاطرات مسير مورمانسك [روسيه] مي افزود، و از اين جهت، قابليت دسترسي مورمانسك از سمت غرب را كمتر مي كرد. از اين رو چارچوب محيط پيراموني يك كشور توانايي آن براي پشتيباني و دفاع از اهداف بين المللي اش را تعيين مي كند. هزينه هاي عملياتي نيز تا حدود زيادي به محيط بستگي دارد.

بطور خلاصه، چارچوب محيطي، بر قدرت ملي، مفيد بودن تجهيزات نظامي، كارآمدي توان نظامي، و نهايتا قابليت يك كشور براي اعمال قدرت و توان آن براي دستيابي به اهداف ملي، تاثير مي گذارد. كاربست ارزيابي محيطي يك محل يا منطقه، با جغرافيا پيوند پيدا مي كند.


چارچوب عملياتي

اقدام در چارچوب اين محيط كلي بگونه اي كه بحث شد، مي تواند در گستره ي چارچوب عملياتي قرار گيرد. تا جاييكه به امور نظامي ارتباط دارد، بطور كلي اغلب فعاليت ها در چهار دسته طبقه بندي مي گردند:

1. مي خواهيم بمنظور تعيين محل اهداف، ارزيابي اوضاع، و انتقال اطلاعات، درخواست وسايل، و دستورات، مشاهده كرده، تشخيص داده و ارتباط برقرار سازيم.

2. قصد داريم جنگ افزارها را چه بطور مكانيك با يك سرنيزه، بمب هوايي، يا نارنجك و يا بطور پرتابي با يك گلوله توپ يا راكت، منتقل كنيم. حركت نيروها در مانور يا استقرار و حمل و نقل افراد به منظور جابجايي سلاح، بخشي از انتقال اسلحه مي باشد.

3. در نظر داريم تا مهمات را توليد، منتقل و توزيع كرده و پشتيباني هاي ديگري كه در كارآيي تاثير دارد را فراهم سازيم.

4. برآنيم تا از غيرنظاميان، محافظت و پشتيباني نموده و بر اقدامات مردم تاثير بگذاريم. اين كاركردها، دفاع غير نظامي، اقدام پليسي، و بازسازي اقتصاد از هم گسيخته از يك سو و راهبري جنگ اجتماعي، اقتصادي، سياسي و رواني بمنظور تاثير بر روحيه جنگيدن از سوي ديگر را در بر مي گيرد.

در اصل، اين ماموريت هاي اساسي و ديرين، بواسطه سنت و رسومات، بطور گسترده مورد قبول هستند. با اين حال در سال هاي اخير، در نتيجه پيشرفت در فناوري نظامي و تحول در رويكردهاي جنگ، گرايشاتي به سوي تغيير در ماموريت هاي مذكور مشاهده است. بواسطه تحولاتي در نظارت و ارتباطات، قدرت موثر دستورات فرماندهان، افزايش يافته است. در قرن هجدهم و حتي قرن نوزدهم، فرماندهان مي توانستند بر فراز تپه اي ايستاده و ميدان نبرد را مشاهده كنند. در خلال جنگ داخلي آمريكا، از بالون هاي مهارشده براي نظارت استفاده مي شد. در زمان جنگ جهاني اول، نظارت هوايي به خوبي گسترش يافت. اين امر، پيش در آمدي بر فنون پروازهاي شناسايي سازمان يافته در حين جنگ جهاني دوم بود. امروزه، از طريق حس گرهاي الكترونيك، هواپيماهاي دورپرواز و ماهواره، اين نظارت در عرصه جهاني قابل انجام است.

علاوه بر اين، توسعه [فناوري] ارتباطات، از پيشرفت هاي قابل توجهي حكايت مي كند. گرچه اغلب پيشرفت ها از 1800 به بعد بوده، ولي از زمان دونده در ماراتن و علامت هاي دور دست آتش در سواحل مديترانه، راه زيادي را پيموده ايم. در حدود اوان قرن نوزدهم، سيستم علامت رله شامل استفاده از كد سمافور [نوعي سيستم پيام رساني بوسيله دو پرچم] در فرانسه مورد استفاده قرار مي گرفت. اين روش ارتقا يافته، قاصدان اسب سوار را به شدت تحت الشعاع قرار داد. در اواسط قرن نوزدهم، تلگراف سيمي و پيك سوار بر واگن راه آهن نيز پا به عرصه گذاشتند و در عين حال در حدود اوايل قرن بيستم، ارتباطات بي سيم و تلفن نيز ايجاد شدند. تا اواسط قرن بيستم سيستم هاي راديويي با قابليت اطمينان متفاوت در سراسر دنيا گسترش يافت و پيك ها فاصله زيادي را از طريق هوا پيمودند. امروزه، ارتباطات تلويزيوني نيز ايجاد شده و سيستم هاي بازپخش ماهواره اي را نيز تجربه مي كنيم.

درنتيجه ي اين تحولات مستمر در امر ارتباطات و نظارت، ديگر لزومي ندارد كه فرماندهان خود را به خط محدود نبرد يا عرصه كوچك عمليات ها، محصوركنند. فرماندهي مي تواند بر مبناي جهاني صورت پذيرد. بنابراين عملكرد تشديد يافته، گسترش ميادين نبرد و در پي آن دامنه عمليات ها را بدنبال داشته است.

گستره ي در حال تغيير علوم نظامي، تا حدود زيادي به افزايش قابليت فرماندهي نسبت داده مي شود، كه آن نيز هم بواسطه پيشرفت هايي در برد سلاح ها و تحت شرايطي خاص در تحرك نيروها، تقويت شده است. اين تحولات به تغييراتي در ابعاد جغرافياي منجر شده است كه شايسته توجه مي باشد. علي القاعده، اسب به جاهايي مي تواند برود كه انسان مي تواند بدون استفاده از دست هايش صعود كند. چرخ و موتور احتراق داخلي، [قابليت] چندكارگي را به مانور و پشتيباني، اعطا مي كنند. با گسترش جاده هاي آسفالته، قواعد قديمي تخمين فاصله يك نيرو از طريق گردوخاك آن به يك كنجكاوي تاريخي بدل گشته است.

پيشرفت فناوري هاي سلاح، وسايل نقليه و دستگاههاي الكترونيك، بطور غير مستقيم روابط نيروهاي مسلح و غير نظاميان را تغيير داده است. در حاليكه زماني يك تعداد آهنگر و شكارچي، قادر بودند نيازهاي پشتيباني يك ارتش را تامين كنند، نيروهاي مسلح مدرن چندان با توان نيروهاي غير نظامي شركت كننده در توليدات نظامي و ديگر كارهاي پشتيباني قابل مقايسه نيستند. امروزه بخش فزاينده اي از كل نيروي كار، مستقيما وارد جنگ مي شوند. آلمان در دوران جنگ جهاني دوم، صراحتا به خدمت فراگير در راستاي كمك به اهداف نظامي اش، اعتراف كرد. همچنين، ارزيابي ميزان تاسيسات نظامي، بي معني تر شده است. بخاطر اين شرايط متغير جنگ، تداوم ثبات اقتصادي و سياسي در ميان جمعيت غير نظامي كشور، براي وضعيت نظامي اهميت زيادتري از قبل يافته است. به همين دليل، نيروهاي مسلح بايد با امور غير نظامي سروكار داشته باشند. و از اين روست كه بسياري از ابعاد جغرافياي غير نظامي، بايستي در مبحث علوم نظامي مورد توجه قرار گيرد.

اخيرا تحول در ساختار نظامي-غيرنظامي وضعيت دفاعي، تغييراتي در خصوصيات منازعه، پديد آورده است. جنگ ها نسبت به و مستقيما بر ضد آنها انجام مي گيرند. بنظر مي رسد كه جنگ رواني و تبليغاتي افزايش يافته و بيشتر و بيشتر بر روي اراده مقاومت غير نظاميان معطوف مي شود (به عنوان نمونه و با آثاري نه چندان زياد مي توان حملات برق آسا به شهرهاي انگليس در طي جنگ جهاني دوم را نام برد.) جنگ اقتصادي نيز همانند خرابكاري و حمله راهبردي، مي تواند متوجه اقتصاد غيرنظامي شود. حمله براندازانه به سازمان هاي اجتماعي، منزوي كردن اقليت ها، تحريك نا آرامي، بيشتر از نهادهاي نظامي به حملات بر روي غير نظاميان افزوده مي شوند. فرسايش همبستگي سياسي و اجتماعي و دفاع در برابر آن، به عنوان جبهه راهبردي جديدي در جنگ هاي قرن حاضر، پديدار شده است. به همين دليل حتي به اندازه دو يا سه دهه قبل، تمايز روشني بين جغرافياي نظامي و جغرافياي سياسي به چشم نمي خورد.


بحث كلي علوم نظامي

همانطور كه در اين مقال مطرح شد، اساسا بحث كلي يا نظريه علوم نظامي بطور مفصل به يك تعريف دوسويه مبتني است؛ اين مطالعه بايد به محل ها و مناطق، ويژگيها و تمايزات - مادي و اجتماعي - آنها بپردازد؛ و از سوي ديگر بدليل تفاوت محل ها [ي مختلف] با يكديگر، شيوه هايي كه بر كارآمدي اقدامات يا راه حل هاي نظامي براي مشكلات نظامي تاثير مي گذارد را مورد توجه قرار دهد. گوادالكانال، كيسكا، العلمين، باستوگن، و لنينگراد، بوضوح تفاوت هاي بارزي با يكديگر دارند. پرسش هاي بجا، به تاثير تفاوت هاي مذكور و بهترين نحوه پيش بيني اين تاثيرات، مي پردازد. آيا مي توان اصولي را استنباط كرد كه به سازماندهي ماموريت، تدوين برنامه آموزشي، طراحي وسايل، يا تهيه تداركات براي مناطق خاص، كمك كند؟ ما فكر مي كنيم اينگونه است. آيا از اين طريق مي توان امتياز كارايي عملياتي را بدست آورد يا از اين اصول براي ارزيابي قابليت ها بهره جست؟ از نظر ما اينگونه است. فرض بنيادين مطلب حاضر اين است كه با كاربست علوم جغرافيايي، علوم نظامي مي تواند دقت و قابليت پيش بيني بدست بياورد.

در كل علوم نظامي را مي توان به مثابه تركيبي از جغرافياهاي راهبردي، تاكتيكي، و لجستيك در چارچوب سطحي از توسعه تكنولوژيك، معرفي مي نمايد. مناسبات نظامي غيرنظاميان نيز به دليل الحاق عميق شان به جنگ مدرن، بايد در كانون توجه قرار گيرد. همانطور كه از ابتدا آشكار بود، اين بحث، طيفي از كلي تا خاص را دربرگرفته، و در ميان راهبرد كلان يا ملي، راهبرد ميدان [جنگ] يا منطقه اي، و جغرافياي ميدان نبرد يا تاكتيكي در نوسان است.

رويكرد مذكور به نظرات ذيل دست يافته است: پشتيباني لجستيك، ضروري است؛ امتياز تاكتيكي، فوق العاده مطلوب است؛ قابليت تاكتيكي، امكان پذيري راهبردي را تعيين مي كند؛ دسترسي راهبردي، براي يك برنامه، ضروري مي باشد؛ و طرح اصلي يا خط مشي ملي بايد بواسطه يك توان واقعي، مورد پشتيباني قرار گيرد.

بنابراين، بحث كلي اين مطلب، سير مشخصي از استدلال را دنبال مي كند:

1. ويژگيها و منابع ملي، خواسته هاي ملي را مشروط مي كنند.

2. اهداف ملي در واكنش به خواسته هاي ملي ايجاد شده و مسير راهبرد كلان ملي را تعيين مي كنند. برخورد راهبردهاي ملي و فروپاشي مناسبات غيرنظامي در راستاي تعقيب راهبرد ملي به تعقيب اهداف ملي از طريق ابزارهاي نظامي منجر مي گردد. ‌

3. ويژگيهاي ميادين عمليات، بر سازماندهي، تجهيزات، آموزش، و ملزومات لجستيكي نيروها در آنجا تاثير گذاشته و بالتبع اين ميادين نيز بر عملي بودن راهبردهاي نظامي گوناگون اثر مي گذارند. ‌

4. شرايط خاص ميدان نبرد، بر تاكتيك هاي مورد استفاده تاثير مي گذارد. احتمال نسبي وقوع شرايط مختلف ميدان نبرد در عرصه عمليات، بر سازماندهي، تجهيزات، و آموزش نيروهاي نظامي، موثر است.

5. ويژگيهاي اجتماعي، اقتصادي، و سياسي محيطي منطقه احاطه كننده ي نيروهاي نظامي تاثير بسيار زيادي بر مناسبات نظامي-غيرنظامي مي گذارد. ‌

6. تكنولوژي با شتاب فراوان در حال تحول است؛ در نتيجه، شيوه هايي كه محيط يا موقعيت بر فعاليت هاي نظامي اثر مي گذارد نيز تغيير مي كند. تغييرات مذكور، به تحول در دامنه عمليات ها كمك مي نمايد. از اين رو، تحولات تكنولوژيك، تغييراتي را به ارزيابي نظامي منطقه تحميل مي نمايد. ‌

7. كليه اين تاثيرات گوناگون و پيچيده در فعاليت هاي نظامي، مجموعا تاثير خالص محل بر قابليت پشتيباني از خط مشي ملي را ايجاد مي كنند. تا جاييكه چارچوب محيطي بر كارايي نظامي تاثير مي گذارد، جغرافياي نظامي هم به عنوان عنصر تغيير دهنده ارزيابي امكان پذيري راهبردي، عمل مي كند.




 

 

    114 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   جنگ 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:14/05/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب