باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 99 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
مدرسه شوک
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


بازديد از مدرسه پر سر و صداي «روتنبرگ سنتر» که براي آموزش به دانش‌آموزان استثنايي توسط يک روان شناس يهودي به نام ماتيو اسراييل در ايالت ماساچوست تأسيس شده، بهانه نگارش اين مقاله است. در اين مدرسه، از سه دهه پيش با استفاده از يک دستگاه مخصوص، در صورت انجام کاري اشتباه از سوي هر يک از دانش‌آموزان، يک شوک الکتريکي دو ثانيه‌اي به مچ‌ها و يا پاهاي وي وارد مي‌شود. البته در پاره‌اي از موارد از شوک‌هاي تنبيهي پيش‌گيرانه نيز استفاده مي‌شود. نويسنده با اشاره به ساير روش‌هاي تنبيهي مورد استفاده نظير تظاهر به خفه کردن، سيلي زدن، گرسنه نگاه داشتن و يا استفاده از مواد بد بو و بد طعم، معتقد است که در هنگام اجراي تئوري‌هاي علمي، بايد اصول اخلاقي نيز مورد توجه قرار گيرد تا شاهد چنين روش‌هاي غير انساني‌اي نباشيم.

 
   ● نويسنده: جرت - مورفي

منبع: ماهنامه - سياحت غرب - 1387 - شماره 65، آذر  - تاريخ شمسی نشر 00/09/1387 - به نقل از WWW.MotherJones.com

 
 

در آخرين روزهاي فصل تابستان، دانش‌آموزان مدرسه «روتنبرگ سنتر» که يک مدرسه خصوصي براي دانش‌آموزان استثنايي در ايالت ماساچوست است، شادمانه به بازي مشغولند. البته جدا از نوع آموزش‌هاي ويژه‌اي که به آنان ارائه مي‌شود، يک تفاوت ديگر نيز ميان آنها و ساير دانش‌آموزان وجود دارد: وجود يک مجموعه سيم که از پشت آنها تا مچ‌هاي دست‌هايشان نصب شده است. بر روي هر دو مچ آنها يک صفحه دايره‌اي نقره‌اي به اندازه يک سکه يک دلاري به چشم مي‌خورد که به وسيله آن سيم‌ها، به يک کيت مخصوص الکترونيکي متصل است. در اين کيت‌ها نيز يک باتري و يک ژنراتور به اندازه يک فيلم وي.اچ.اس وجود دارد. البته براي عده‌اي از آنها، اين صفحات بر روي بازوها و يا پاها نصب مي‌شود. هدف از اين کار چيست؟ وارد کردن يک شوک دو ثانيه‌اي به دانش‌آموزان استثنايي، در صورت عدم انجام کار خواسته شده از آنان از سوي مربيان آنها.

اين طرح براي اولين بار از سوي مؤسس و مدير اين مدرسه آقاي دکتر ماتيو اسراييل طراحي و اجرا شد. يک پيرمرد هفتاد و سه ساله خوش‌اندام و با موهايي سفيد که يک کت اسپرت سفيد و پيراهن مشکي بر تن دارد. اين روان‌شناس فارغ‌التحصيل از دانشگاه «‌هاروارد»، به آرامي اما با قاطعيت، از طرح شوک درماني پوستي در مدرسه خود دفاع مي‌کند. وي معتقد است که در طراحي اين کيت، از انديشه‌هاي روان شناس برجسته حوزه علوم رفتاري، پرفسور بي.اف.اسکينر استفاده کرده است.

آقاي اسراييل در مدرسه خود دويست و سي مربي و دانش‌آموز تمام وقت دارد که از عقب‌ ماندگي‌هاي ذهني و جسمي و يا بيماري‌هايي نظير اوتيسم (در خودماندگي)، افسردگي و شيزوفرني رنج مي‌برند. اکثر اين دانش‌آموزان از شهرهاي بوستون، نيويورک و حتي کاليفرنيا به اين مدرسه شبانه‌روزي آمده‌اند. گفته مي‌شود، اين تنها مدرسه‌اي است که از روش شوک درماني استفاده مي‌کند. و البته بايد با موجي از انتقاداتي که اين روش را بي‌رحمانه و دردناک مي‌خوانند، مقابله کند. اسراييل مي‌گويد: «آنها در واقع اين موضوع را نمي‌فهمند... چرا که اين بچه‌ها را نمي‌توان با هيچ روش ديگري هدايت و يا تنبيه کرد.»

گفته مي‌شود که در سی و پنج سال اخير‌ تلاش‌هايي براي تعطيل کردن مدرسه وي انجام شده است؛ چرا که روش‌هاي کنوني به کار گرفته شده جهت تنبيه دانش‌آموزان معلول و استثنايي نظير سيلي زدن، قرار دادن يخ در لباس‌هايشان، نيشگون گرفتن، تظاهر به خفه کردن با دست براي چند ثانيه، استفاده از مواد بدبو و بدطعم، گرسنه نگاه داشتن و عدم اجازه خوابيدن به آنها، در مدارس مشابه آمريکا، همواره با اعتراضاتي رو به‌ رو بوده است؛ اما به دليل آزادي‌هاي کنوني قانوني، بهره‌گيري از اين روش‌ها همچنان ادامه دارد.

در گذشته، تعدادي از اين روش‌هاي تنبيهي به آثار ناگواري نظير نابينايي منجر شده که حتي اعتراض کارکنان مدرسه را به دنبال داشته است. افرادي هم سرهاي خود را به ميزهاي کلاس‌ها مي‌کوبند و حتي موجبات خونريزي خود را فراهم آورده‌اند؛ اما اسراييل همچنان معتقد است که روش شوک درماني پوستي به بهبود رفتارهاي کودکان منجر مي‌شود.

در همه نقاط کلاس‌ها، خوابگاه‌ها و زمين‌هاي ورزشي، دوربين‌هاي مدار بسته قرار دارد و تعدادي از مسئولان، بر اثر بخشي رفتارهاي کارکنان خود نظارت همه‌جانبه‌اي دارند. گفتني است که دانش‌آموزان در همه ساعات حضور خود، بايد کيت شوک درماني را به همراه داشته باشند و هر يک از معلمان مي‌تواند همزمان، حداکثر به هفت دانش‌آموز شوک وارد کند. مي‌توان دريافت که افراد بيروني قادر به درک آثار اين روش‌ها نيستند، مثلاً کاترين، دختر نوجوان اين مدرسه، چندي پيش با يک سي د‌ي شکسته قصد داشت که سر يک دانش‌آموز ديگر را از تنش جدا کند. خانم پارکر، مدير برنامه‌ريزي آموزشي اين مدرسه که دو دهه تجربه کاري در پرونده خود دارد، بر روي دست‌ها و صورتش آثار جراحت متعددي ناشي از حملات کودکان به وي، به راحتي قابل مشاهده مي‌باشد. وي معتقد است که چنين بچه‌هايي، حتي ممکن است ديگران را بکشند.

در اين مدرسه، عدم وجود مرکز مشاوره روان شناسي، يک علامت سؤال بزرگ را در اذهان به وجود مي‌آورد. به علاوه، از روش‌هاي گروه درماني و معاينه دوره‌اي بچه‌ها نيز استفاده نمي‌شود. پس از گشت و گذاري در اين مرکز، به وجود تفاوت در کلاس‌هاي مختلف آن پي مي‌بريم. مثلاً دانش‌آموزان ديرآموز از آموزش‌هاي کامپيوتري بهره مي‌گيرند، ولي در تعدادي از کلاس‌ها، دانش آموزان داراي سوء رفتارهاي مختلف، با زنجير به نيمکت‌هايشان بسته مي‌شوند تا از زد و خوردهاي احتمالي جلوگيري شود. در همه کلاس‌ها نيز يک کمد جايزه قرار دارد که با توجه به نظر معلمان، هر يک از بچه‌هاي داراي عملکرد خوب، مي‌تواند براي چند دقيقه با اسباب‌بازي‌هاي موجود بازي کند يا بخشي از يک کارتون را تماشا کند.

آقاي اسراييل به ما مي‌گويد که يک دستگاه شوک ديگر نيز با قدرتي چهار برابر نمونه مورد استفاده کنوني، براي استفاده در منازل به شرکت سازنده آنها سفارش داده‌ايم، اما سازمان غذا و داروي آمريکا (FDA) تاکنون به اين دستگاه، مجوزهاي قانوني لازم را اعطا نکرده است. اين کيت در هر بار، چهل و پنج ميلي‌آمپر جريان برق به سطح پوست افراد و به دنبال آن روانه مغز فرد مورد نظر مي‌کند که برابر با جريان برق مورد استفاده در يک لپ‌تاپ مي‌باشد.

گفتني است که در سی و پنج سال اخير، پنج نفر از دانش‌آموزان معلول آقاي اسراييل در مدرسه جان خود را از دست داده‌اند؛ اما وي معتقد است که چنين اتفاقاتي غير قابل اجتناب بوده و اين مرگ‌ها اتفاقي مي‌باشد و همچنان مدير اين مدرسه کودکان استثنايي، از عملکرد دستگاه‌هاي شوک درماني خود دفاع مي‌کند.

آقاي اسراييل يادآوري مي کند که استفاده از اين وسيله، به دليل تنبيه سريع فرد در صورت انجام کاري نامناسب، مي‌تواند منافع تربيتي و آموزشي زيادي به همراه داشته باشد. او براي ما توضيح مي‌دهد که قريب به اتفاق دانش ‌آموزان از جاي خود بلند نمي‌شوند، دستان خود را بي ‌جهت بالا نمي‌آورند و از پرخاشگري خود داري مي‌کنند.

البته در صورت پرخاشگري شديد اين کودکان و يا حمله به ديگران، از اتاق ويژه‌اي استفاده مي‌شود که پس از بستن فرد به مدت حداکثر سی دقيقه، به صورت متناوب از طريق پنج صفحه فلزي، به بخش‌هاي مختلف بدن وي شوک وارد مي‌شود. از سوي ديگر، مربيان اين مدرسه از روش منحصر به فرد ديگري نيز استفاده مي‌کنند: تنبيه پيش‌گيرانه کودکان استثنايي به دليل عدم انجام کارهاي اشتباه خود در آينده. يکي از مربيان به من مي‌گويد که در صورت مشاهده مکرر استفاده کودک از يک وسيله تيز و يا خطرناک، يک چاقوي پلاستيکي بر روي ميز قرار داده مي‌شود و از کودک خواسته مي‌شود که آن را بردارد. به محض انجام اين کار، شوک الکتريکي به بدن وي وارد مي‌شود.

نيم قرن پيش و همزمان با آغاز جنگ سرد، آقاي اسراييل، نبردهاي فکري دو ابرقدرت شرق و غرب را با دقت دنبال مي‌کرد: سرمايه ‌سالاري دموکراتيک در برابر مادي ‌‌گرايي کمونيستي. وي به يک نکته ديگر نيز در گفت وگوهايش با ما اشاره مي‌کند: «آقاي اسکينر بارها به ما مي‌گفت که يک انسان، اصولاً نه خوب و نه بد است... بلکه هر فردي در قالب محيط و خصوصيات ژنتيکي‌اش، رفتارهايي را از خود بروز مي‌دهد.» اين ايدئولوژي، در همه سال‌هاي عمر، بر اقدامات وي تأثيرات زيادي بر جاي گذاشته است.

آقاي اسراييل پس از کسب مدرک دکتراي خود در سال 1960 ميلادي،‌ ابتدا بر روي ساخت يک ماشين يادگيري به فعاليت پرداخت. در اواخر دهه شصت ميلادي، به تأسيس مرکزي در جهت توسعه تکنيک‌هاي رفتاري دست زد. سپس به دليل ناموفق بودن کسب وکار تجاري مربوط به ساخت ماشين‌هاي آموزش، تأسيس يک مدرسه را در دستور کار خويش قرار داد. نام کنوني اين مدرسه نيز به افتخار قاضي ارنست روتنبرگ که توانست مجوزهاي لازم در جهت استفاده از اين روش‌هاي شوک ‌آور را براي آقاي اسراييل به دست آورد، انتخاب شده است. بايد دانست که اين‌گونه روش‌ها ابتدا بر روي حيوانات مورد آزمون قرار گرفته‌اند. همچنين بعدها براي درمان همجنس‌بازان نيز از روش شوک درماني استفاده شده است. ولي رويکردهاي دکتر اسراييل عموماً بر روش‌هاي تنبيهي و نه تشويقي استوار بوده است. دکتر اسکينر نيز از چنين مدارسي به عنوان اتوپياي تربيتي ياد نمي‌کرد، ولي اعتقاد داشت که دانش‌آموزان مي‌توانند در چنين مراکزي، ساده‌ترين وظايف مورد نياز خود را بياموزند.

اين‌گونه رويکردها در سطح جهان پذيرفته شده نيست. انجمن بيماري‌هاي مزمن مغز و اعصاب آمريکا (AAMR) از اين روش‌ها به عنوان اقداماتي غير انساني نام برده و خواهان توقف آنها شده است. پژوهشگران زيادي هم اعتقاد دارند که به دليل قديمي و ناکارا بودن چنين اقداماتي، روش شوک درماني تنها بايد در مواردي بسيار اندک و در برخورد با معلولان ذهني داراي رفتارهاي مخاطره‌آميز، مورد استفاده قرار گيرد. چرا که استفاده از اين جريان‌هاي الکتريکي شوک‌آور بر روي يک انسان که ممکن است به مرگ وي بيانجامد، حتي در صورت عدم وجود منع قانوني، عملي غير اخلاقي مي‌باشد.

من بايد به يک نکته مهم ديگر اشاره کنم: اغلب دانش‌آموزان اين مدرسه،‌ آموزش‌هاي خود را در مدارس محلي ويژه آغاز کرده اند و به دنبال عدم توانايي کنترل آنها، اين کودکان روانه مدارس خصوصي موجود نظير مدرسه کودکان استثنايي روتنبرگ مي‌شوند. البته مسئولان ايالت‌هاي اين کودکان، کليه هزينه‌هاي مربوطه را تا بيست و يک سالگي آنان پرداخت مي‌کنند و تنها در صورت اقدام به يک تجاوز جنسي و يا مشکلات خاص درماني، ممکن است فردي از اين مدرسه اخراج شود.

در مجموع، اگرچه اکثر روان‌شناسان از اين روش‌ها به عنوان آخرين گزينه موجود در موارد ويژه ياد مي‌کنند، اما پافشاري آقاي اسراييل بر روي چنين روش‌هايي با ادعاي صد در صد موفقيت کامل، مخالفان زيادي در سراسر ايالات متحده دارد. تئوري آموزشي آقاي اسراييل بر اين اساس است که با ارائه شوک در صورت انجام رفتارهايي مخاطره‌آميز، مربي فرد مي‌تواند زمان مناسبي را براي آموزش رفتارهاي مثبت به دست آورد تا کودک چگونگي کنترل خود را بياموزد. در پايگاه اينترنتي مدرسه نيز به مواردي اشاره شده که کودکان آموزش ديده توانسته‌اند بعدها به مدارس ابتدايي و دبيرستان ويژه افراد معمولي و حتي دانشگاه راه يابند.

آقاي اسراييل مي‌گويد: « بقيه اين بيماران، هيچ گاه فردي عادي و اثربخش و ماليات ‌دهنده نخواهند شد. اما امکان شاد کردن آنها و به وجود آوردن رفتارهاي خوب در ميان چنين بيماراني وجود دارد.»

به دنبال بازرسي مقامات شهر نيويورک از اين مدرسه، آنان نسبت به فقدان ارائه آموزش‌هاي لازم جهت مربيان، اعتراض کردند. به علاوه اعلام کردند که بسياري از اين شوک‌هاي الکتريکي، فاقد دليل مناسب و موجه بوده است. از سوي ديگر، عدم ارائه غذا به عنوان تنبيه، مي‌تواند آثار ناگواري به همراه داشته باشد.

مقامات مدرسه ادعا مي‌کنند که افراد بازديد کننده، تحت تأثير حرف‌هاي روان شناسان مخالف قرار گرفته‌اند. چندي پيش نيز گزارشي به پليس منطقه تسليم شد که حکايت از سوزاندن عمدي يک دانش‌آموز معلول در اين مدرسه مي‌کرد. يکي از مادران نيز سوگند ياد کرده که پسرش پس از چند ماه حضور در اين مدرسه، با آسيب‌هاي متعدد جسمي و ناراحتي‌هاي رواني مختلف رو به ‌رو شده است. يکي از قانون گذاران ايالتي در نيويورک هم از تهيه طرح ممنوعيت شوک درماني و تصويب آن در آينده‌اي نزديک خبر مي‌دهد.

مديران اين مدرسه اعلام کرده‌اند که چنين مقرراتي، دست آنها را براي آموزش کودکان عقب‌ مانده ذهني و معلولان خواهد بست. تعدادي از اولياي اين دانش‌آموزان نيز با حضور در ديوان عالي قضايي ايالتي، خواهان تداوم شرايط کنوني شده‌اند.

با وجود رويکردهاي تهاجمي اين مرکز نظير شوک‌هاي الکتريکي، اين سؤال به وجود مي‌آيد که چنين شوک‌هايي براي چند روز، هفته، ماه و يا سال بايد تداوم يابد؟ اگر اين روش براي مشکلات جدي رفتارهاي نامناسب، نتايج خوبي به بار مي‌آورد، آيا نمي‌توان در مورد همه رفتارهاي جزيي نيز از اين وسيله بهره برد؟

من معتقدم که با مطالعه باليني، مي‌توان پاسخ اين سؤالات را دريافت. بسياري از کارشناسان معتقدند که ما در اين موارد، تنها با روش‌هاي علمي مواجه نيستيم، چرا که نگراني‌هاي اخلاقي نيز بايد در هنگام استفاده از تئوري‌هاي علمي مورد توجه قرار گيرد.




 

 

    162 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   آموزش 
●   مدرسه 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:10/05/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب