| يكي از مقوله هاي بسيار با ارزش و حائز اهميت در وزارت آموزش و پرورش به عنوان ركني از اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه بحق مي تواند موجبات استقلال كشور را رقم بزند، امور پرورشي است كه ضرورت توجه مضاعف به آن با توجه به تعاليم عاليه قرآن كريم كه مي فرمايد: «ويزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه...» بر هر روشنفكري پر واضح است. در واقع پرورش مقدم بر آموزش به حساب مي آيد.
حال اگر «پرورشي» را آنچنان كه هست يك علم به حساب آوريم، تعريفي اينچنين بر آن مترتب خواهد بود كه:
«پرورشي عبارت است از علم شناخت و شكوفايي استعدادهاي انسان در تمام ابعاد آن»
از آيه شريفه قرآن كريم و تعريف فوق مي توان به اهميت بسزاي امور پرورشي در سعادت فراگيران امروز و سازندگان فرداي جامعه پي برد و چنين استنباط كرد كه از ديدگاه قرآن كريم و توجه ويـژه آن به تزكيه نفس يا پرورش در راستاي اصل هدايت بشريت بسوي سعادت، مقدم بر آموزش است هر چند كه در اين راستا امور آموزشي نيز به عنوان وسايل و اسباب نيل به سعادت در پي امور پرورشي مورد توجه قرار گرفته است چرا كه امور آموزشي و ابعاد مختلف آن به دنبال ايجاد گذرگاه هايي امن براي طي طريق سعادت و رسيدن به قله آن است و از ديدگاه علوم مرتبط ديگر از جمله علم روان شناسي نيز شكوفايي استعدادها در مراحل و مقاطع مختلف سني بخصوص دوران كودكي، نوجواني و جواني نشان از تكامل نسبي روح بي نهايت طلب انسان و تعميق شناخت او از خود و پيرامون خود است كه در نهايت به مثابه حديث ارزشمند مولاي متقيان و امير مؤمنان امام علي عليه السلام كه فرمودند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» به شناخت پروردگار خويش منتهي شده و سپس در سايه ايجاد شناخت قلبي، به مقام قرب و رضوان الهي كه عين سعادت است نايل مي گردد كه اين نتيجه حاصل از توجه آيات و احاديث و علم النفس به امور پرورشي آنهم بنا به شرايطي كه در ذيل خواهد آمد مي تواند زنگ خطري بر اهمال انديشان به امر پرورش درنظام تعليم و تربيت باشد.
لذا نگارنده، جهت معرفي وضعيت كنوني شاخه تربيتي آموزش و پرورش از جهات اعمال سياستهاي غلط، روش هاي اجراي متفاوت و مختلف، بكارگيري نيروهاي غيرمرتبط و ناكارآمد و...و همچنين راهكارهاي ايجاد تحول براي گام نهادن در مسير تربيت اسلامي و ديني فرزندان عزيز ميهن اسلاميمان، مقاله خود را با عنوان ضرورت مهندسي در امور پرورشي كه منطبق با هندسه قرآني مي باشد، در دو بخش مجزا به عرض مي رساند.
شرايط موجود «هست ها و نيست ها»
متأسفانه درچند سال اخير و با فاصله گرفتن از دوران بنيانگذاران نهاد مقدس امور تربيتي «شهيد بزرگوار رجائي و باهنر رحمه ا... عليهما» امور پرورشي از سطوح عاليه تا سطح آموزشگاه ها مورد بي مهري زائد الوصفي واقع شده كه بر هيچ فرهنگي مطلع واقع بين پوشيده نيست. از جمله آن مي توان به نمونه هاي مشهود و ملموس زير اشاره كرد كه توجه به آن خالي از لطف نيست:
1) حذف پست معاونت پرورشي و مربي امور تربيتي و پـرورشي از مدارس؛ اعمال اين سياست غلط در زمان زمامداري دولت موسوم به دولت دوم خرداد از بزرگترين ظلم مشهود درتاريخ انقلاب اسلامي نه تنها به امور پرورشي بلكه مجموعه تعليم و تربيت اسلامي محسوب مي شود. زيرا حضرات بنا به دلايل
غير كارشناسي و نامعقول و بلكه به دليل عدم توانمندي متصديان امر جهت رفع مشكلات موجود تربيتي نوجوانان و جوانان و عدم مقبوليت عملكرد كوتاه مدت آنان درمواجهه با چالش هاي موجود مدارس در ابتداي تصدي امور مربوطه؛ به جاي حل مسئله، صورت مسئله را پاك كردند تا شايد از مشكلات آن رهايي يابند. در صورتيكه نتيجه معكوس آن سبب زوال روحيه نشاط و بلكه سلب انگيزه دانش آموزان نسبت به درس و محيط مدرسه و درنتيجه افت شديد تحصيلي در مدارس طي چند سال منتهي به سال تحصيلي 85-84 و پيدايش و گسترش مدال ها و الگوهاي مختلف غربي در ظاهر و لباس دانش آموزان و اثرات مخرب تربيتي در جامعه شد كه در اين راستا مراجع عظام و دلسوزان انقلاب هرچه فرياد كردند به گوش آنان نرفت كه نرفت. زيرا شايد مصداق آيه شريفه قرآن شده بودند كه مي فرمايد: «ختم الله علي قلوبهم و علي سمعهم و علي ابصارهم غشاوه...»شايد هم امور تربيتي را مانع و سدي بزرگ درمسير اهداف سياسي اسلام آمريكايي تصور مي كردند!
2) پـافشاري مسئولان ارشد آموزش وپرورش دراجراي سياست هاي اشتباه و نسنجيده بدون توجه به تبعات منفي و مخرب آن درسال تحصيلي 88-1387؛ از حداقل تبعات اجراي مصرانه اين سياست مدرن! مي توان به موارد زير اشاره كرد:
الف) سلب انگيزه كار و فعاليت از مربيان واقعي و دلسوز و عاشق امور پرورشي
ب) شادي متصديان ناآگاه درپست هاي امور تربيتي و وامداران برخي از مديران ومسئولان، در پست هاي معاونت پرورشي يا به اصطلاح خودشان پست هاي حياط خلوت؛ زيرا آنان الفباي امور تربيتي را نيز نمي دانستند لذا از هر گونه فعاليت شغلي كه شرعاً به عهده آنان بود، فقط به دليل حمايت هاي اداري حضرات، معاف بودند.
البته لازم به ذكراست اين نابساماني آشكار در طرح به اصطلاح ساماندهي نيروهاي پرورشي بدليل عدم بررسي دقيق تعداد نيروي انساني متخصص مورد نياز، زمينه ورود افراد ناتوان و ناكار آمد به حيطه پرورشي را فراهم كرده و علاوه بر كسب كمترين بازدهي ممكن، اعتبار مالي بسيار زيادي از بودجه آموزش وپرورش را نيز هزينه اين عمل كارشناسي نشده كردند.
3) اقدامات برخي از مديران غير مسئول در قبال تعليم و تربيت آينده سازان -متاسفانه برخي از مديران مدارس به علت دلدادگي و علاقه وافر به معاونان خود يا به اصطلاح صرفه جويي در استفاده از نيروها و درراستاي اجراي سياست سامان دهي، آنجا كه مجبور به حذف يكي از معاونين خود بعلت پايين بودن نرم دانش آموزي بودند براحتي با اعمال سليقه شخصي مغاير با اصول و هدف هاي تربيتي و با علم به عدم درايت، تخصص و توانمندي فرد مورد نظر دراين پست حساس و شايد با اطمينان از عدم نظارت رده هاي بالا و رفتار نامسؤلانه تأييد كنندگان نهايي در ادارات، با مبادرت به انتصاب وي به عنوان معاون پرورشي تمامي دانش آموزان را فداي اين علاقه شخصي به يك نفر نمودند و صدالبته آب از آب تكان نخورد كه نخورد.
كم توجهي به عزل و نصب ها و اولويت ها
4) بي مهري برخي ديگر از مديران محترم مدارس نسبت به امور پرورشي در قالبي ديگر و جالب با اداي دين به معاونين آموزش زحمتكش! متأسفانه در موارد زيادي شاهد عزل و نصب هايي بر مبناي حب و بغض مسئولان از سطح مديريت مدارس تا سطوح بالاتر بوده و هستيم كه چيزي جز افزايش شتاب براي تخريب درون سازماني و برون سازماني مجموعه و آسيب جدي به تعليم و تربيت دانش آموزان بي گناه درپي نداشته است. ليكن آنچه بسيار جالب به نظر مي رسد اين است كه مسئولان امر براي حل مشكلات و معضلات آموزش و پرورش با بكارگيري تمام توان فكري خود راه چاره اي كشف كرده اند و آن عبارتست از بكارگيري معاونين آموزشي در نوبت مخالف بعنوان معاون پرورشي با هر رشته اي كه دارند. آنهم صرفا با نيت خيرخواهانه براي معاونان عزيز نه براي دانش آموزان، چون خيلي مهم نيست و البته بخاطر جبران ضرر مالي اين عزيزان زحمتكش بخاطر قبول زحمت معاونت بوده حتي اگر به قيمت «امور تربيتي فداي سرشما» تمام شود. جالب تر آنكه مديران محترم معتقدند فقط معاونان محترم آموزشي، مادران مدرسه هستند و بقيه همكاران دايه اي بيش نيستند! البته خداي ناكرده فكر نكنيد آقاياني كه بايد صلاحيت ها را بررسي و اعلام نظر كنند چنين مي كنند. مطمئن باشيد فرصت انديشيدن براي آموزش و پرورش را ندارند.
5) بي مهري مسئولان ذيربط و بي ربط در اولويت گذاري و ترجيج نيروهاي غيرمرتبط ناتوان در كلاسداري، بجاي نيروهاي مرتبط متأسفانه از مدت ها پيش يك فرهنگ غلط در نظام آموزش و پرورش ما رخنه كرده و آن سياست زدگي برخي مسئولان اصطلاحا فيلتر و صافي است كه هم مغاير با فرمايش گهربار مولايمان امام علي عليه السلام است كه فرموده اند: «لاتنظر الي من قال بل انظر الي ما قال» و هم عقلا مردود است چرا كه آنچه در نظام تعليم و تربيت اسلامي بعنوان ويژگي هاي يك مربي امور تربيتي يا پرورشي بايد مدنظر باشد تخصص در امور تربيتي و پرورشي و تعهد در ايمان و اعتقاد راسخ به نظام اسلامي و ولايت فقيه و اطاعت از دستورات مقام معظم رهبري و قانونمندي در راستاي شرح وظايف محوله و امثال اين ويژگي ها باشد نه ركوع و تعظيم در برابر مديران بالاتر.
علي ايحال موارد فوق الذكر نمونه هايي از رفتار دست اندركاران دلسوز تعليم و تربيت از گذشته تاكنون در ارتباط با شاخه مظلوم امور پرورشي بوده است. حال قضاوت منصفانه با شما كه ببينيد «با صدقه جاريه شهيدان رجائي و باهنر «رحمه الله عليهما» چه شده است؟»
شرايط مطلوب «بايدها و نبايدها»
از آنجا كه نگارنده معتقد است حيطه امور پرورشي را نبايد با كلاس هاي آموزشي صرف مقايسه كرده و به كلاس درس محدود كرد بلكه اين امور را از كلاس شروع، در خارج از كلاس تمرين و در اجتماع و طول زندگي بايد به كار بست؛ از اين رو موارد زير بعنوان قسمتي از بايدها و نبايدها مطرح مي نمايم:
1) اين شاخه از تعليم و تربيت نياز به مربياني زبده و كارآزموده، علاقه مند، خلاق، عاشق، دلسوز، متخصص و متعهد دارد تا در راستاي ويژگي هاي ياد شده، با انجام خدمات شايسته به نونهالان و نوجوانان و جوانان موجبات تحقق اهداف عاليه تربيت اسلامي را فراهم كنند.
2) براي جلوگيري از سوء-استفاده تصميم گيران در استفاده ابزاري از مربيان تربيتي انتصابي، بايد معاونت تأمين و تربيت نيروي انساني وزارت آموزش و پرورش براي تامين و تربيت نيروهايي با ويژگي هاي مذكور در بند فوق الذكر به فكر چاره اي باشند تا از اعمال سليقه شخصي مبتني بر تفكرات انتفاعي و اجحاف به امور پرورشي جلوگيري شود.
3) بايد مربيان اين پست حساس كه پس از دوره اي طولاني ركود و افول ناشي از سياست زدگي آموزش و پرورش در دوران قبل از دولت عدالت محور، بطور مجدد احياء شده است با شرح وظيفه اي مدون و مشخص و به دور از هرگونه ابهام، ضمن آشنايي كامل با اهداف شغلي، وظايف و اختيارات خود توان اجراي برنامه هاي پرورشي در سه بعد آموزش در كلاس، ارتقاء مهارت در عمل و ايجاد توان كاربرد در زندگي را براي متربيان خود، به نمايش گذاشته و محقق سازند زيرا آنان با متربيان خود علاوه بر تعامل مستقيم و سيستماتيك در انتقال تئوري هاي تربيتي، در يك تعامل غيرمستقيم و بلكه تربيت غيركلامي قرار دارند لذا جنبه تربيت غيركلامي و نقش الگويي آنها موجب مي شود مربيان قبل از شروع به كار در اين پست و حيطه حساس به تمام توانمندي هاي لازم مجهز شوند تا بتوانند متربيان خود را براي جامعه پذيري و حضور در جمع و تعاملات اجتماعي آماده كنند.
4) براي تبيين جايگاه حقيقي امور پرورشي در سعادت دانش آموزان لازم است متوليان امر اقدام به تاليف و تدوين كتابي منسجم، هدفمند و متناسب با فرهنگ ملي و منطقه اي در سراسر كشور براي ساعات پرورشي دانش آموزان كنند تا علاوه بر اينكه بر مبناي سلسله هدف هاي تربيتي هدايتگر دانش آموزان در مسير سعادت آنان باشند، از ظلم مديران مدارس به بعد پرورشي با تخصيص زنگ پرورشي به جبراني دروس ديگر از قبيل رياضي، زبان و... نيز جلوگيري كنند. البته در صورت وجود توان نظارت!
ضرورت بازنگري در امور پرورشي
5) در صورت تحقق بند فوق كه مقدمه تحولي ريشه اي در آموزش و پرورش به خصوص شاخه پرورشي خواهد شد لازم است زمينه اي فراهم شود تا مربيان تربيتي «به روز» باشند زيرا هر فرد آگاه به شرايط و مقتضيات زمان، بدون ترديد مويدنظر نگارنده خواهد بود. مبني بر اينكه تغييرات اساسي و ريشه اي ايجاد شده در ذهنيات و نگرش هاي دانش آموزان امروز ديگر پذيراي روش هاي تربيتي سنتي ديروز نبوده بلكه نيازمند مطالب و پاسخ هاي منطقي و اقناعي به پرسش ها و نيازهاي روزمره خود هستند. در اين راستا ضروري است كه مربيان پرورشي براي اداره كلاس هاي خود و تدريس مطالب تئوري مسلط به روش هاي تدريس نوين، خلاق، فعال و مشاركتي باشند.
6) بر متوليان امر تعليم و تربيت لازم است در تصميم سازي و طراحي برنامه هاي تربيتي باسعه صدر و كارشناسي امور و بازنگري مجدد و در نظر گرفتن تبعات و آثار برنامه ها اقدام به صدور بخشنامه كنند تا خداي ناكرده به سرنوشت مشابه طرح سامان دهي سال 88-1387 مبتلا نشوند. لذا پيشنهاد مي شود در اين زمينه قبل از قطعيت اجراي برنامه ها، با كارشناسي هاي ادارات مناطق و حتي تعدادي از مربيان مجرب مشورت به عمل آورند و شوراي برنامه ريزي نيز در مقابل تئوري هاي تئوريسين هاي پشت ميزنشين بي خبر از مسائل تربيتي دانش آموزان در مدارس و اجتماع، با برخورد انقلابي مانع از هرج و مرج در سامان دهي نيروهاي تربيتي و سوءاستفاده از اين پست حساس شوند.
7) جهت تحقق آرمان هاي شهيدان رجائي و باهنر «رحمه ا... عليهما» پيشنهاد مي شود رياست محترم و شجاع جمهوري اسلامي ايران با دستور موكد، وزير محترم آموزش و پرورش و روساي سازمان هاي آموزش و پرورش را ملزم به دقت كافي در نصب شخصيت هاي متخصص در امور پرورشي و متعهد به آرمانهاي امام و انقلاب در سمت معاونت پرورشي وزارت و سازمان ها نمايند تا شاهد پيشرفت هاي جهشي در بعد تربيت اسلامي دانش آموزان و بيمه ميهن اسلامي از آسيب ها و ترفندهاي ضدانقلابي فرصت طلبان ملعون باشيم «ان شاءا...»
|