سرانجام همانطور که انتظار میرفت، کمکهای مالی عظیم دولت اوباما، در قالب طرح نجات و احیای صنعت خودرو آمریکا، کارگر نیفتاد و جنرالموتورز - غول خودروساز آمریکاییها - اعلام ورشکستگی کرد. این حادثه عظیم که به اعتقاد بسیاری، بزرگترین ناکامی در تاریخ صنعت آمریکا محسوب میشود، در شرایطی اتفاق میافتد که باراک اوباما که از ابتدای ورود خود به کاخ سفید، تلاشهای فراوانی را برای سرپا نگاه داشتن این کارخانه انجام داده بود تا بتواند با تزریق منابع هنگفت، بدهی سنگین این کارخانه را تصفیه کند، حال که این اقدامات مؤثر نیفتاده و ورشکستگی محقق شده، تصمیم گرفته است این اسب نیمهجان اقتصاد و صنعت ایالات متحده را تحت مالکیت دولت در بیاورد و اکثر سهام این شرکت را در اختیار دولت بگذارد. قرار است اوباما با اختصاص بیش از 30 میلیارد دلار تا سقف 60 درصد سهام جنرالموتورز را به تملک دولت در بیاورد و برنامهای 90 روزه را برای احیای این شرکت به کمک مدیران آن تهیه و تدوین کند. ورشکستگی جنرالموتورز سومین ورشکستگی بزرگ تاریخ اقتصاد آمریکا، بعد از ناکامی بانک برادران لمان و شرکت مخابراتی وورلد کام محسوب میشود.جنرالموتورز زمانی بزرگترین شرکت خودروساز جهان محسوب میشد و تولیدات شعب مختلف آمریکایی و اروپایی آن، بیشترین میزان فروش را در بازارهای جهانی به خود اختصاص داده بودند. با وجود این، اما روند ناکامیهای این شرکت که از اواخر دهه 80 میلادی در بازارهای بورس آغاز شده بود، سرانجام به اینجا رسید که در سال 2008 تویوتای ژاپن با فروشی بیشتر نسبت به جنرالموتورز، به سلطنت 77 ساله این شرکت آمریکایی در بازار خودرو جهان پایان داد.
هزاران نفر از کارگران جنرالموتورز در آمریکا و اروپا، کار خود را از دست دادند و بعد از اعلام خبر ورشکستگی، 20 هزار نیروی کار دیگر در معرض بیکاری قرار گرفتند. این شرکت در سال گذشته، ضرری بالغ بر 30 میلیارد دلار را تجربه کرد که یکی از بدترین دورههای مالی آن به حساب میآید. حال اگرچه نمایندگان کمیته سهامداران این شرکت بهطور جسته و گریخته اعلام کردهاند که حاضرند برای احیای جنرال موتورز تا ده درصد از سود سهام خود صرفنظر کنند، اما در عمل، اینطور که پیداست بسیاری قصد دارند، پس از اعلام ورشکستگی در دادگاه حاضر شوند و سود سهامهای خود را مطالبه کنند.اگرچه رکود اقتصادی شدید آمریکا و نوسان فراوان بازارهای مالی این کشور، تأثیر عمدهای در اعلام ورشکستگی این کارخانه داشته است، اما سیاستهای غلط این کارخانه و اتکا به روابط پشت پرده مالکان و سهامداران آن نیز در این مسئله بیتأثیر نبوده است. برای مثال، در حالیکه در سالهای گذشته، بسیاری از خودروسازان معتبر جهانی، تلاش خود را بر تولید خودروهای کم مصرف و یا سوختهای جایگزین متمرکز کردهاند تا بتوانند سهم بیشتری از بازار در حال رکود فعلی را داشته باشند، جنرالموتورز با اصرار بیفایده بر تولید محصولات پرمصرف، عملا مجال رقابت در بازار فعلی را از خود گرفت و در روزهای بیپولی مشتریان آمریکایی و عدم تمایل آنها به خرید خودروهای گرانقیمت، این شرکت مجبور شد بهجای اتکا به محصولات خود، برای جبران بدهیها به فروش داراییهای مختلف در آمریکا و دیگر نقاط جهان بپردازد.