| رفتارشناسی سیاسی امام، با مطالعه موضعگیریهای ایشان در مقاطع مختلف روشن میشود. یکی از مهمترین مؤلفههای اندیشه سیاسی امام در خصوص جهان اسلام، بازگشت به اسلام ناب و تکیه بر ملت و مردم است. بیگانهستیزی و عدم اعتماد به نظام سلطه، از اولویتهای تبیینی و ترویجی امام در جهان اسلام محسوب میشود. متن زیر، برخی از سرفصلهای آن نظام فکری را بهصورت موردی بیان میکند.
دعوت امام از ملتهای مسلمان برای بازگشت به اسلام به معنای واپسگرایی نبود، بلکه یک راهبرد و راهکار عملی برای رهایی از وابستگی بهغیر و بیهویتی و بازیابی یک هویت اصیل اسلامی با اندیشهای مترقیانه بود. از اینرو میفرمود: «ما میخواهیم به عدالت هزار و چهارصد سال پیش برگردیم، نه اینکه زندگیمان، زندگی آن وقت بشود. نه ما همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم، لکن اینهایی که ترویج و تبلیغ میشود، مظاهر تمدن نیست... دولت اسلامی، قهقراگرا نیست و با همه مظاهر تمدن موافق است، مگر آنچه که به آسایش ملت لطمه وارد ساخته و با عفت عمومی منافات داشته باشد.»
از نگاه امام خمینی، ارزشهای ثابت دینی چون عدالت اجتماعی، توجه به معنویت و... با همه اعصار سازگار است و امروزه اسلام مظلوم واقع شده است. ایشان قایل است که دکترین اسلامی برای آبادانی دنیا و آخرت مسلمین است که با اهتمام و توجه آنها به راهبردهای اساسی اسلامی تلازم دارد.
بیداری و رشد سیاسی
امام، تسلط استعماری غرب بر سرزمینهای اسلامی را ناشی از غفلت و عدم رشد سیاسی ملل شرقی میدانست، لذا اولین قدم را در راه رسیدن به استقلال و رهایی از سلطه، در بیداری مسلمانان برشمرده است؛ چنانکه میفرمود: «اگر ملتی بخواهد سر پای خود بایستد، لازم است اول بیدار شود.» یعنی قدم اول رهایی از سلطه و هژمونی غرب، این است که «ما بیدار شویم، بفهمیم که ما هم از جنس بشر هستیم و ممالک دیگر و رژیمهای دیگر و نژادهای دیگر، برتر از ما نیستند.» سفارش ایشان به جوانان تحصیلکرده این است که: «از این هیاهوی اجانب خود را نبازید و سعی کنید اشخاص بیدار تولید مثل کنند و هرچه بیشتر همفکر و همقدم پیدا کنند.»
ایستادگی در برابر سلطه استعماری غرب
قدم بعدی برای رهایی از سلطه غرب، پس از آگاهی از هویت خودی و ماهیت و عمل کرد استعماری قدرتهای خارجی، این است که مسلمانان در برابر ستمهای دیگران ایستادگی نمایند و در برابر هرگونه سلطهجویی خارجی قیام کنند زیرا «خودخواهی و ترک قیام برای خداست که ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده است.» از طرفی دیگر «امروز روزی نیست که با سکوت و کنارهگیری انتظار داشت کاری پیش برود، همهچیز را از دست خواهیم داد.»
اتحاد برای مقابله با سلطهجوییهای استعماری
لازم است مسلمانان در این مسیر، اتحاد و همبستگی داشته باشند. فقدان اتحاد و انسجام در بین مسلمین از عوامل سلطه غرب بر کشورهای اسلامی خواهد بود. «در آنچه بر سر مسلمین آمده است، از این قدرتهای بزرگ است و آنچه باید این مشکلات را حل کند، وحدت کلمه مسلمین است.» چراکه «تا وحدت کلمه پیدا نشود، مسلمین نمیتوانند سیادت پیدا کنند.»
امام خمینی با همین راهکار عملی بود که توانست نهضت ضد استبدادی و ضد استعماری ملت ایران را به پیروزی برساند و استقلال و آزادی را در این کشور محقق کند.
خوداتکایی
ملل اسلامی باید تلاش کنند که از وابستگی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی به قدرتهای بزرگ اجتناب ورزند، زیرا «رشد و استقلال و آزادی با وجود دخالت اجنبی، از هر جنس و مسلک و مکتب، در هر امری از امور کشور، خواب و خیالی بیش نیست.»
تمام گرفتاری مسلمانان تاکنون از وابستگی به خارج ناشی شده است؛ لذا مسلمانان باید سعی کنند کشور خود را با استقلال تمام، بدون وابستگی در هیچ امری از امور، اداره کنند.
اساس خوداتکایی، به رهایی از وابستگی فکری است، به این معنی که استقلال فکری، شرط اول خوداتکایی است؛ بنابراین امام توصیه میکند که «بروید دنبال اینکه فکرتان را مستقل کنید. دانشگاهها بروند دنبال اینکه جوانهای ما را مستقل به بار بیاورند، تربیت کنند که بفهمند خودشان یک فرهنگ دارند. بفهمند که ما خودمان میخواهیم خودمان را اداره کنیم.»
سادهزیستی و پرهیز از تجملات
یکی دیگر از راهکارهای عملی دولتمردان اسلامی برای مواجهه با سلطهجویی قدرتهای استعماری، سادهزیستی و اجتناب از تجملات است. بنابراین «اگر بخواهید بیخوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاحهای پیشرفته آنان و شیاطین آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به سادهزیستی عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید.»
دلیل وابستگی خارجی این است که انسان و جامعه هنوز از قید نفس و شیاطین آزاد نشدهاند، از اینرو، برای مقابله با سلطهجوییها و زورگوییها باید مجهز به سلاح اعتماد بهنفس و عدم رغبت به دنیا شد.
تربیت صحیح نسل جوان
از دیگر راهکارهای عملی این است که «دولتهای اسلامی اگر بخواهند کشورشان مبتلا به استعمار و استثمار جهانخواران نشود، در تربیت صحیح اسلامی، ملی و انقلابی ملت کوشش کنند و دانشجویان نیز با کوشش فراوان و با راهنمایی اساتید، مربیان و معلمان، در ساختن خویش تلاش کنند.»
«اگر نوباوگان در مراکز آموزشی تربیت صحیح شوند و حیلههای استعمارگران را احساس و توطئههای همهجانبه آنان را لمس کنند، عمال استعمار توفیق کمتری حاصل خواهند کرد... استقلال و آزادی کشور در آینده منوط به تربیت صحیح آنان است.»
امام خمینی تلاش ملتهای مسلمان و دولتمردان اسلامی را در تربیت صحیح نسل جوان، جهت تداوم مسیر عزت و سربلندی امت اسلام، ضروری و لازم میداند و از آن بهعنوان شاخص رشد و توسعه فرهنگی یاد میکند.
|