دولت جمهوری اسلامی ایران براساس اصل سوم قانون اساسی، وظایف مهم و سنگینی را به عهده دارد. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل، مبارزه با فقر و تبعیض، بالابردن سطح آگاهی مردم، آموزش و پرورش، تأمین آزادی و استقلال، پیریزی اقتصاد صحیح و عادلانه، تأمین خودکفایی و در یک کلام، ایجاد جامعهای مبتنی بر پیشرفت و عدالت، بخشی از این وظایف است.
برای تحقق این اهداف و وظایف در قالب نظام دینی، ولیفقیه عادل و آگاه در رأس حکومت قرار دارد تا سه قوه مقننه، مجریه و قضاییه زیر نظر وی و براساس اصول قانون اساسی و به طور مستقل از یکدیگر فعالیت کنند.
در قانون اساسی، قوای مجریه و مقننه دارای وظایف مشخصی هستند که اجمالا قانونگذاری و نظارت بر آن بهعهده مجلس و اجرای آن بهعهده قوه مجریه است.
بیشک، این فرایند بایستی با یک نگاه سیستمی دیده شود، چراکه بدون تعامل، همکاری و همدلی دو قوه، این موضوع در راستای تحقق اهداف فوق نخواهد بود. هم مجلس و هم دولت وظیفه مصرح در اصل سوم را بهعهده دارند. مطابق اصل 58 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «اعمال قوه مقننه از طریق مجلس شورای اسلامی است که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل میشود و مصوبات آن پس از طی مراحلی که در اصول بعدی میآید، برای اجرا به قوه مجریه و قضاییه ابلاغ میگردد.»
در واقع تشخیص نیاز تقنینی، نقطه آغاز این اقدام است که با ابلاغ مصوبه پارلمان به قوه مجریه پایان مییابد. این مدل یک مدل خطی است.
این شیوه، فاقد نگاه سیستمی، پویا، زنده و واقعبینانه است. واقعیت این است که نگاه سیستمی، قانونگذاری را یک فرآیند بههم پیوسته و مرتبط میداند. اساسا یک سیستم، مجموعهای از اجزاست که در ارتباط و تعامل متقابل، یک کلیت را تشکیل میدهد و هدف واحدی را دنبال میکند.
تعامل و ارتباط آگاهانه، زمینه اطلاع از نقایص و خطاها و امکان جبران و اصلاح آنها را فراهم میکند. از این منظر، تکلیف قوه مجریه و مقننه در همه مراحل تعامل، گام به گام و همدل حرکت کردن است؛ حرکتی که باید در قبال آن پاسخگو باشند. (شکل 2)
علاوهبر قانونگذاری، مسئله نظارت بر قانون نیز موضوعیت دارد؛ نظارت بر کلیت و جامعیت قانون که هماره با داوری مبتکرانه باشد، بهترین نظارت است. قانونگذاری و نظارت همچون دو کفه یک ترازو مکمل یکدیگر هستند.
رصد اهداف قانون و ارزیابی اثربخشی آن بحثی و توان مجری در اجرای آن بحث دیگری است. اگر قانون با توجه به محدودیت منابع قوه مجریه تنظیم نشده باشد و مجریان نسبت به اجرایی بودن آن تردید داشته باشند و یا بار مالی لازم دیده نشده باشد، قطعا مجریان اگر بخواهند هم نمیتوانند آن را اجرا کنند.
قوای مقننه و مجریه باید در چارچوب اسناد بالادستی نظام، مانند چشمانداز، قانون اساسی و رهنمودهای مقام معظم رهبری، چالشها و مشکلات را بشناسند و برای حل آنها تلاش کنند.
در هر دوره بین مجلس و دولت در این رابطه چالشهایی ساختاری، رفتاری و عملکردی وجود داشته است. دولت نهم با باور مجلس و اتخاذ رویکرد اصولگرایی با مجلسهای هفتم و هشتم تعامل داشته است. آنجا که این تعامل در حد اعلا بوده، کشور دستاوردهای خوبی داشته است و در جایی که تعامل ضعیف بوده است دولت و مجلس و نهایتا مردم ضرر کردهاند.
ذیلا به برخی مصادیق اشاره میشود:
1- رویکرد دولت نهم و مجلس هفتم و هشتم، حفظ ارزشها، دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی، همدلی و همراهی با این گفتمان، ایجاد فضای اصولگرایی، آرامش و عدالتمحوری و مردمی بودن بود که روحیه کار و تلاش و مسابقه در خدمت به کشور را حاکم کرد، در حالیکه در گذشته هر روز شاهد یک بحران و فضای سیاسی تنشآلود بودیم.
2- رویکرد استقلالطلبی، مبارزه با سلطه و دفاع از ملت مظلوم فلسطین و آرمان آن باعث انسجام ملی و دفاع همهجانبه از مردم غزه و لبنان شد؛ بهطوریکه جایگاه بینالمللی و منطقهای ایران را بهشدت ارتقاء داد.
3- همدلی و هماهنگی در بحث هستهای؛ مجلس با تصویب قوانین لازم از یکسو و دولت با حمایت جدی از مجلس از سویی دیگر شرایطی را فراهم آوردند تا ایران هستهای به رسمیت شناخته شود و آمریکا و اروپا، بهجای تهاجم و جنگ با ایران بهفکر مذاکره باشند.
4- تصویب لایحه اجرایی سیاستهای اصل 44 قانون و اجرای آن، زمینه و بستر مناسب واگذاری و کوچکسازی شرکتهای دولتی و آزادسازی اقتصادی را فراهم کرد. امروز کشور با سرعت بهسمت فضای اقتصادی مناسب متکی بر دو اصل پیشرفت و عدالت حرکت میکند. در این فضا مردم با مشارکت گسترده، نقش اصلی را ایفا خواهند کرد و دولت نقش هدایت، سیاستگذاری و نظارت به اجرا را بر عهده خواهد گرفت.
5- تهیه لایحه و تصویب و اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری.
6- توجه به طبقات محروم مانند بازنشستگان، وظیفه بگیران و تحتپوششهای کمیته امداد و بهزیستی.
7- همدلی و همراهی نمایندگان در سفرهای استانی دولت نهم، حمایت جدی مجلس امور زیادی را باعث شد: شکسته شدن ساختارهای متمرکز ارتباط مدیران و مردم، افزایش اعتماد عمومی، ایجاد امید و نشاط در مردم و بدنه اجرایی، اتمام بسیاری طرحهای نیمه تمام، شناسایی استعدادها و ظرفیتهای هر منطقه و... .
8- اجرای طرح جامع حمل و نقل عمومی بهویژه گسترش آن، بهبود تکنولوژی تولید خودرو و سهمیهبندی بنزین، از اموری بود که بیش از شانزده سال بخشی از تکالیف دولتها بود. دولت نهم با همکاری مجلس، سهمیهبندی بنزین را اجرا نمود. از حداقل آثار آن میتوان به صرفهجویی بیست میلیون لیتر بنزین در روز اشاره کرد، اجرای کارت هوشمند خودروهای سنگین گازوییلسوز و توسعه مترو نیز از نتایج این همدلی است. بیشک آنجا که دولت و مجلس با یکدیگر همراهی نداشتند، نه قانون خوبی به تصویب رسید و نه قانون بهخوبی اجرا شد. امید است دولت و مجلس با رویکرد اصولگرایی در آستانه تدوین برنامه پنجم به دو محور پیشرفت و عدالت در دهه چهارم انقلاب با تدوین قانون برنامهای کارآمد و مؤثر و نظارت سیستمی، گام مهمی برای تحقق چشمانداز بردارند.