باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 29 اسفند 1388 كاربران برخط 108 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
صندلی خالی
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
مروری بر فیلم‎های تبلیغاتی ساخته شده برای نامزدهای ریاست‎جمهوری


 
   ● نويسنده: سعید - مروتی

منبع: هفته نامه - پنجره - 1388 - شماره 4  - تاريخ شمسی نشر 00/04/1388

 
 

1- همه‎چیز از بهار 76 شروع شد؛ زمانی که علی‎اکبر ناطق‎نوری، سیدمحمد خاتمی، محمد ‎محمدی ری‎شهری و مرحوم سیدرضا زواره‎ای کاندیدای ریاست‎جمهوری شدند. در این دوره بود که فیلم تبلیغاتی برای اولین‎بار در رقابت‎های انتخاباتی، کارکرد یافت؛ فیلم‎هایی که از رسانه ملی پخش شدند و تأثیرشان را نمی‎شد در جذب آراء انکار کرد.

ناطق‎نوری پرامیدترین چهره برای پیروزی در انتخابات به‎نظر می‎رسید و بهزاد بهزادپور، کارگردانی فیلم تبلیغاتی او را عهده‎دار شد و با توجه به فضای موجود، پرداختی حماسی را در دستور کار خود قرار داد، با این هدف که ناطق را فردی مقتدر نشان دهد. با این رویکرد بود که بخش قابل توجهی از فیلم را اظهار‎نظرهای حمایتی بسیاری از مسئولان تشکیل می‎داد یا در صحنه‎ای دیگر، ناطق نوری در حال حرکت بود در حالی‎که موسیقی حماسی همراهی‎اش می‎کرد. در احوالی که پیروزی ناطق در انتخابات، قطعی به‎نظر می‎رسید، فیلم تبلیغاتی این نامزد نیز چنین قطعیتی را به تصویر می‎کشید.

به این ترتیب، فیلم تبلیغاتی ناطق نوری کاندیدای پرامید آن دوره، در عمل کارکردی ضد‎تبلیغاتی یافت. تلاش کارگردان این فیلم برای نمایش نوعی اقتدار، ناخواسته همسو با شایعاتی شد که ناطق را برنده بی‎گفت‎وگوی رقابت‎های ریاست‎جمهوری معرفی می‎کرد.

در همان ابتدای فیلم، فیلم‎ساز بی‎مقدمه از تصویر آیت‎ا... جوادی آملی استفاده کرده بود که ناطق را به‎عنوان کاندیدای اصلح معرفی می‎کند و در پی آن، شاهد اظهارنظرهای حمایتی مسئولان از ناطق هستیم، با تصاویری کوتاه که با ریتم تند همراه شده‎اند. در واقع بهزادپور قبل از این‎که خود را ملزم به معرفی کاراکتر فیلمش بداند، او را نامزد اصلح و شایسته سمت ریاست‎جمهوری اعلام می‎کرد، روشی که ناخودآگاه دافعه‎برانگیز هم شد. از طرفی ساختار تکنیکی فیلم نیز مغشوش و متصنع بود؛ استفاده بی‎دلیل از تراولینگ که اغلب فاقد منطق و دلالت فرمی بود و زوم‎های مکرر و مؤکد روی چهره یا عکس ناطق، به‎مرور بر اثر تکرار، تأثیرشان را از دست می‎دادند. کارگردان به سوابق مبارزاتی ناطق نوری اشاره می‎کند و حتی یک سکانس زندان را هم با تکنیکی قابل قبول در دل فیلم قرار می‎دهد، ولی با این تمهید، مخاطب به نامزد مورد نظر نزدیکی «حسی» پیدا نمی‎کند، چراکه فرم بیش از حد رسمی و لحن حماسی فیلم، اجازه چنین کاری را نمی‎دهد.

اگر در فیلم تبلیغاتی ناطق، این «عظمت» بود که حرف اول و آخر را می‎زد، در فیلمی که برای خاتمی ساخته شد، ایجاد حس صمیمیت در دستور کار قرار داشت.

سیف‎ا... داد به همراه فیلم‎سازانی چون بهروز افخمی و احمد مرادپور، کارگردانی فیلم تبلیغاتی خاتمی را عهده‎دار بودند. حضور چند فیلم‎ساز باتجربه و ایده‎های تازه‎ای که در ساخت فیلم تبلیغاتی خاتمی، به خرج دادند، این فیلم را به اثری مؤثر در جذب آراء بدل کرد. فیلم قرار بود از این کاندیدای نه‎چندان پرامید ریاست‎جمهوری در آن روزها، چهره سیاستمداری متفاوت را ارایه دهد. این‎گونه بود که خنده‎های خاتمی توسط دوربین‎ها شکار شد. مردی که لحن حرف زدنش، چهره خندانش، حضورش میان مردم به شکلی شکیل ارایه می‎شد و روی مخاطب تأثیر می‎گذاشت.

اما مهمترین تصاویری که در فیلم خاتمی به چشم می‎‎خورد، سفر او به استان‎ها با اتوبوس و حضور بی‎واسطه میان هوادارانش بود، چیزی که شاید امروز بسیار کلیشه‎ای به نظر برسد، ولی 12 سال پیش، نمونه‎اش را نمی‎شد در فیلم تبلیغاتی هیچ سیاستمدار دیگری مشاهده کرد.

در دیگر فیلم‎ها، نامزدهای ریاست‎جمهوری، رو به دوربین سخن می‎گفتند ولی در فیلم خاتمی، شاهد گفت‎وگوی دو نفره او با مهدی حجت بودیم که به‎عنوان پرسش‎گر ظاهر شده بود و البته بیشتر سؤالاتش هم شخصی بود تا سیاسی؛ روشی که باعث شد تا مخاطب با خاتمی احساس صمیمت و نزدیکی کند.

در فیلم تبلیغاتی مرحوم زواره‎ای حتی از تمهیدات تکنیکی فیلم ناطق نوری هم خبری نبود؛ فیلمی ساده که قرار بود سادگی و صداقت مرحوم زواره‎ای را به نمایش بگذارد. ابتدا قرار بود رسول صدر عاملی کارگردان فیلم باشد ولی در عمل، گروهی کم‎تجربه این فیلم را ساختند. حاصل کار یک گزارش تصویری ساده و بدون خلاقیت از آب درآمد که با نمایش زادگاه زواره‎ای آغاز می‎شد و پس از معرفی او و شرح سوابقش، به سراغ تصاویر آرشیوی می‎رفت و در دقایقی که برای چنین فیلمی بسیار طولانی به نظر می‎رسید، نطق‎های زواره‎ای را در مجلس، به نمایش می‎گذاشت. تأکید فیلم بر ساده‎زیست بودن آقای زواره‎ای با ارجاع‎های مکرر به فضای روستا مؤکدتر می‎شود. مصاحبه‎های مردمی هم که در فیلم گنجانده شده، به لزوم شرکت در انتخابات و برگزیدن نامزد اصلح تأکید دارند که کلی‎تر از آن است که به کار فیلم انتخاباتی یک نامزد خاص بخورد.

ساخت فیلم تبلیغاتی محمدمحمدی ری‎شهری، نامزد «جمعیت دفاع از ارزش‎های انقلاب» را سه کارگردان با تجربه تلویزیون، یوسف مناجاتی، حسین فردرو و اسدا... ایمن بر‎عهده گرفتند، فیلمی که فراتر از یک رپرتاژ معمولی تلویزیونی از کار در نیامد.

شروع فیلم با تصویری از کعبه و زایران، به سابقه آقای ری‎شهری در سازمان حج و زیارت تأکید داشت که افتتاحیه مناسبی برای فیلم محسوب می‎شد. در ادامه، فیلم، انبوهی از مصاحبه‎ها، اظهارنظرهای مردمی و تصاویری کلیپ مانند را با انبوهی از افکت‎های کامپیوتری به هم متصل می‎ساخت و شبیه کارهای تلویزیونی مرسوم و معمول آن دوران عمل‎ می‎کرد که تکراری و کهنه به‎نظر می‎رسید.

حاصل کار سه کارگردان قدیمی تلویزیون، نشان از آن دارد که شناخت درستی از مقوله فیلم تبلیغاتی نداشته‎اند و فیلم در معرفی درست ری‎شهری ناتوان است و نمی‎تواند مخاطب را متقاعد کند به این‎که او نامزد اصلح انتخابات است. از طرفی، نوعی اغتشاش تکنیکی بر فیلم حاکم بود که در آن تصور شده بود هر حرف و تصویری را به مدد مونتاژ و استفاده از موسیقی می‎توان در ساختار اثر گنجاند.

به این ترتیب، از چهار فیلم تبلیغاتی که در انتخابات ریاست جمهوری دور هفتم ساخته شد، تنها فیلم خاتمی اثری خوش‎ساخت و تأثیرگذار از کار درآمده بود.


2- چهار سال بعد، هنگام برگزاری هشتمین انتخاب ریاست جمهوری، دیگر همه به اهمیت نقش و تأثیر فیلم تبلیغاتی پی‎برده بودند. در این دوره، صدا و سیما نیز به شکل قابل توجهی، حجم برنامه‎های مربوط به انتخابات را افزایش داد و در برنامه‎های زیادی به پوشش رخدادهای انتخاباتی پرداخت. در این دوره تعداد نامزدها به شکل بی‎سابقه‎ای افزایش یافت و شاهد حضور ده نامزد بودیم، ده نامزدی که ده فیلم تبلیغاتی برایشان ساخته شد. میان این‎ها، فیلم‎هایی که برای سیدمحمد خاتمی، احمد توکلی و علی فلاحیان ساخته شدند، بیشتر سروصدا به پا کردند.

اگر در دوره هفتم، در فیلم تبلیغاتی آقای خاتمی کوشیده می‎شد تا بر «لبخند» او تأکید شود، این‎بار استفاده از «اشک» کارساز شد. فیلمی که احمدرضا درویش با همراهی چند فیلم‎ساز دیگر برای خاتمی کارگردانی کرد قصد معرفی او را نداشت، چراکه او چهار سال رییس‎جمهور بود و بی‎نیاز از معرفی می‎نمود. در عوض، تمرکز فیلم روی این نکته قرار گرفته بود که چرا خاتمی برای دومین‎بار وارد عرصه انتخابات ریاست‎جمهوری شده است.

فیلم به مشکلاتی که خاتمی در طول چهار سال اول ریاست‎جمهوری‎اش داشته، اشاره می‎کرد و حتی از قول مردمی که درباره‎اش نظر می‎دهند، چنین عنوان می‎کند که: «اگر جای او بودند، دیگر وارد عرصه نمی‎شدند.» فیلم حتی به نقد عملکرد دولت خاتمی به انتظاراتی که برآورده نشد می‎پردازد، شروعی جذاب و شاید مغایر با اهداف یک فیلم تبلیغاتی که در ادامه فیلم، به‎دلیل استفاده هوشمندانه‎ای از این نکته می‎شود، بسیار تأثیرگذار هم از کار درمی‎آید. تصویر خاتمی که برای ثبت‎نام آمده بود و بغضی که هنگام صحبت کردن داشت، در فیلم مورد استفاده قرار می‎گیرد. فیلم از میانه و با نمایش میتینگ انتخاباتی خاتمی، صحبت‎های او و ابراز احساسات هوادارانش، ریتم تندی به خود می‎گیرد و در انتها باز هم به سراغ لحظات ثبت‎نام و اشک ریختن خاتمی می‎رود.

فیلم تبلیغاتی احمد توکلی شروعی قابل توجه داشت. دختر جوانی که ظاهر امروزی هم دارد، حرف‎های تندی در نقد شرایط اجتماعی – اقتصادی می‎گوید و بعد هم می‎زند زیر گریه. شروعی غافل‎گیر کننده برای فیلم نامزدی که با نقد دولت‎ خاتمی به میدان آمده است. ضیاءالدین دری، کارگردان فیلم تبلیغاتی احمد توکلی به‎سراغ مردم و بیشتر جوان‎ها می‎رود که تمامشان به شرایط موجود اعتراض دارند. معرفی احمد توکلی و تشریح سوابقش در کنار گفت‎وگوی او با اکبر نبوی قرار می‎گیرد و به شکلی موجز، دیدگاه‎های انتقادی توکلی نسبت به دولت اصلاحات بیان می‎شود. ایراد فیلم این است که بیشتر از آن‎که توکلی را معرفی و به تبلیغ دیدگاه های او و برنامه‎هایش برای اداره کشور بپردازد، به نقد دولت خاتمی اختصاص یافته است، هرچند که سر و شکل فیلم، حرفه‎ای است و اغلب تصاویر به لحاظ فنی خوش‎ترکیب و سینمایی و تأکیدهای دوربین برچهره توکلی حساب شده‎اند و از حضور کارگردانی در پشت دوربین خبر می‎دهند که در ترکیب‎ نماها و توالی کنار هم قرار دادنشان مهارت فنی قابل توجهی دارد. این توانایی تکنیکی اگر به‎جای نقد رقیب، به معرفی بیشتر و بهتر توکلی می‎پرداخت، قطعا می‎توانست کارکرد مؤثری داشته باشد.

ضیاءالدین دری کارگردانی فیلم دیگری را هم برعهده داشت. او برای فیلم تبلیغاتی علی فلاحیان هم ساختاری روایی را انتخاب کرده بود، هرچند که این فیلم پس از جنجال‎های بسیار سرانجام پخش هم نشد. در ابتدای فیلم تلفن زنگ می‎خورد و از بازیگر جوانی (شراره یوسف‎نیا) برای بازی در فیلم تبلیغاتی علی فلاحیان دعوت به‎عمل می‎آید.

از این‎جا به بعد فیلم به جنجال‎های پیرامون وزیر اطلاعات دولت هاشمی می‎پردازد و به ماجرای دادگاه میکونوس، قتل‎های زنجیره‎ای و... به‎صورتی تیتروار می‎پردازد. فیلم، معرفی نامزد مورد نظرش را این‎چنین آغاز می‎کند و سپس افشاگری‎های فلاحیان در خصوص قتل‎های زنجیره‎ای خط سیر فیلم را در بر می‎گیرد، نکته‎ای که گویا دلیل اصلی عدم پخش فیلم تبلیغاتی او از تلویزیون هم شد.

سؤال پرسشگر (همان بازیگر جوان ابتدای فیلم که می‎گفت: حاضر به حضور در فیلم تبلیغاتی فلاحیان نیست) از مردم و تأکید بر این جمله که «عالی‎جناب خاکستری را می‎شناسید؟» در کنار صحبت‎های صریح فلاحیان، این فیلم تبلیغاتی را که «گل آفتابگردان» نام داشت، به متفاوت‎ترین فیلم نامزدهای هشتمین دوره انتخابات ریاست‎جمهوری تبدیل کرده بود.

فیلم‎های تبلیغاتی علی شمخانی، عبدا... جاسبی، محمود کاشانی، حسن غفوری‎فرد، منصور رضوی و شهاب‎الدین صدر دیگر نامزدهای ریاست جمهوری دوره هشتم، کارکردی مناسب نیافتند و به دلیل ساختار کلیشه‎ای فاقد تأثیرگذاری بودند. فیلم مربوط به شهاب‎الدین صدر، بیشترین لطمه را از ضعف تکنیکی خورده است و پر است از حرکت‎های زاید دوربین‎. در بسیاری از نماها، اصلا کاندیدای مورد نظر یا در کادر نیست، یا در میان حرکت‎های مداوم دوربین، از زوایایی نامناسب به تصویر کشیده می‎شود. تصنع در فیلم موج می‎زند و تلاش فیلم‎ساز برای ایجاد حس نزدیکی میان شهاب‎الدین صدر و مخاطب، با بردن دوربین به خانه قدیمی او و گفت‎وگو با مادرش، به دلیل ضعف در پرداخت، فاقد تأثیر است. زمان‎بندی نماها هم درست صورت نگرفته و فیلم خیلی زود در دام اطناب و ملال می‎افتاد.

فیلم تبلیغاتی دکتر غفوری‎فرد، نیز ساختاری به‎شدت کهنه و تکراری دارد. تأکید فیلم‎ساز به دوران مدیریت غفوری‎فرد در ورزش و نشان دادن تصاویری از او کنار ورزشکاران، به‎عنوان المانی تبلیغاتی، طبیعی به نظر می‎رسد، ولی این کار بدون ظرافت صورت می‎گیرد. گفت‎وگو با غفوری‎فرد نیز یاد‎آور فیلم‎های تلویزیونی نامزدهایی بود که رو به دوربین سخن می‎گفتند و هیچ‎ ظرافت تصویری و نمای تأثیرگذاری در این فصول به چشم نمی‎خورد. غفوری‎فرد لحن آرامی دارد که فیلم‎ساز می‎توانست از آن استفاده مطلوبی کند، ولی در عمل، پرداخت تصویری به گونه‎ای بود که خیلی زود همه‎چیز یکنواخت و کسل‎کننده از کار درمی‎آمد. تصاویر غفوری‎فرد در کنار شهید رجایی، میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و... نشان می‎دهد که قرار است بر حضور او در دوران مختلف دولت‎های جمهوری اسلامی، دلالت داشته باشد، ولی این نماها اغلب بدون ظرافت در کنار هم قرار گرفته‎اند.

در فیلم تبلیغاتی سید منصور رضوی قرار بود که نوعی صمیمیت به مخاطب القا شود اما لحن نامناسب و تصنعی پرسشگر مانع آن می‎شد.

با وجود تک لحظه‎های مؤثری که در فیلم به چشم می‎خورد (مانند اینسرتی از دستی که کبریتی را روشن می‎کند) چند پارگی و فقدان انسجام ساختاری به آن لطمه زده بود. فیلم، شناختی از نامزد مورد نظرش به‎دست نمی‎داد و در دقایقی صرفا به طرح مشکلات می‎پرداخت و اغلب هم پاسخی برای رفع آن‎ها ارایه نمی‎کرد.

فیلم تبلیغاتی محمود کاشانی را می‎توان ضعیف‎ترین فیلم تبلیغاتی آن دوره دانست. تقریبا تمام فیلم به صحبت‎های کاشانی رو به دوربین اختصاص یافته و کارگردان هیچ خلاقیتی در به تصویر کشیدن صحبت‎های او از خود نشان نداده است، ضمن این‎که مضمون صحبت‎ها هم به‎جای آن‎که به معرفی نامزد ریاست‎جمهوری و برنامه‎های او اختصاص داشته باشد، به مرور رخدادهای تاریخی از جمله ملی شدن صنعت نفت و اشاره به حضور مؤثر آیت‎ا... کاشانی پدر محمود کاشانی در این مسیر می‎پردازد.

استفاده از موسیقی «فتح بهشت» هم کارکردی کلیشه‎ای و تکراری دارد و فیلم تبلیغاتی کاشانی را به رپرتاژهای تلویزیون درباره اهمیت شرکت در انتخابات نزدیک می‎کند، ولی تأثیری بر مخاطب نمی‎گذارد و در برانگیختن او برای رأی دادن به کاشانی ناموفق می‎ماند.

در فیلم تبلیغاتی دکتر عبدا... جاسبی، به محبوبیت او در میان دانشجویان دانشگاه آزاد تأکید می‎شود، در حالی‎که در اذهان عمومی تصوری خلاف آن وجود دارد. در جای جای فیلم، جاسبی درباره مسایل مختلف اشعاری را می‎خواند. به این ترتیب، به نظر می‎رسد که هدف سازنده فیلم، ترسیم چهره‎ای فرهنگی از این کاندیدای ریاست‎جمهوری بوده است. استفاده از تصاویر افتتاح شعبه‎های مختلف دانشگاه آزاد، درکنار تصویر او همراه با علی پروین، از درک کلیشه‎ای و کهنه کارگردان فیلم از مقوله تبلیغات خبر می‎دهد؛ او به کرات به استفاده از عناصری می‎پردازد که در گذشته بی‎تأثیریشان روی مخاطب ثابت شده است.

فیلم تبلیغاتی علی شمخانی با تصاویری مختلف از طبیعت و نقاط مختلف ایران آغاز می‎شود که ترکیب تصاویر، همخوانی مناسبی با یکدیگر دارند و در ادامه استفاده از عکس‎های دوران حضور شمخانی در جبهه هم کارکردی معنادار می‎یابند. استفاده از جملاتی که خاتمی هنگام معرفی شمخانی به مجلس برای تصدی وزارت دفاع ادا می‎کند نیز می‎تواند تأثیرگذار باشد، ولی هنگامی که خاتمی خود نیز کاندیدای ریاست‎جمهوری است، استفاده از تصویر او برای تبلیغ کاندیدایی دیگر، نوعی نقض غرض به‎شمار می‎َآید. فیلم، خیلی زود انسجام خود را از کف می‎دهد و شاهد تصاویری می‎شویم که برخلاف شروع فیلم، ارتباط درستی با یکدیگر ندارند و به شکلی بی‎ظرافت مونتاژ شده‎اند.

تصور شده که استفاده از موسیقی گوش‎نواز و تأثیرگذار می‎تواند اغتشاش حاکم بر تصاویر را بپوشاند ولی در عمل چنین اتفاقی نمی‎افتد.

فیلم تبلیغاتی مصطفی هاشمی‎طبا از سویی متفاوت‎ترین فیلم تبلیغاتی دوره هشتم بود و از سوی دیگر ناموفق‎ترین آن‎ها. فیلمی که در آن هاشمی‎طبا می‎خواهد کل تاریخ و تمدن و فرهنگ و رخ‎دادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را با لحنی که قرار است صمیمی باشد، شرح دهد و در این مسیر چنان به افراط می‎افتد که فراموش می‎شود که او نامزد ریاست‎جمهوری است!

در مجموع، اغلب فیلم‎های تبلیغاتی این دوره، آثاری کلیشه‎ای و غیرمؤثر از کار در آمده بودند؛ فیلم‎هایی که نشان می‎دادند، هنوز کارکرد تصویر در معرفی و تبلیغ یک چهره سیاسی، نزد برخی جدی گرفته نشده است.


3- زمان‎ برگزاری نهمین دوره انتخابات ریاست‎جمهوری، پای فیلم‎سازان حرفه‎ای زیادی به ساخت فیلم‎های تبلیغاتی باز شد. سعید ابراهیمی‎فر فیلم مصطفی معین را ساخت، بهروز افخمی فیلم مهدی کروبی، رسول صدرعاملی و کمال تبریزی هرکدام یک فیلم برای هاشمی رفسنجانی ساختند و احمدرضا درویش هم فیلم قالیباف را جلوی دوربین برد. همچنین جواد شمقدری فیلم احمدی‎نژاد، محرم زینال‎زاده فیلم محسن مهرعلی‎زاده و مهدی فخیم‎زاده فیلم علی لاریجانی را ساختند و رسول ملاقلی‎پور هم فیلم محسن رضایی را کارگردانی کرد.

بهروز افخمی که سابقه نمایندگی مجلس ششم را داشت، در حالی ساخت فیلم تبلیغاتی مهدی کروبی را بر عهده گرفت که بنا به سابقه‎اش خیلی‎ها انتظار داشتند که او کاری متفاوت و تأثیرگذار ارایه کند. فیلم افخمی البته سروشکل حرفه‎ای داشت، ولی بیشتر براساس گفت‎وگو جلو می‎رفت و بیشتر به وعده‎های انتخابی کروبی می‎پرداخت.

استفاده مهدی فخیم‎زاده از دانیال حکیمی بازیگر تلویزیون، در فیلم تبلیغاتی علی لاریجانی، کارکرد مناسبی نیافت و به طور کلی لحن خشک و رسمی بر فیلم حکم‎فرما بود، فیلمی که آشکارا نشان می‎داد کارگردان با‎سابقه‎اش شناختی از ساخت فیلم تبلیغاتی سیاسی ندارد.

در فیلم مصطفی معین، چیزی که کاملا مشهود بود، بسته بودن دست کارگردان و محدود شدن فعالیت او به دکوپاژ صحنه‎های گفت‎وگو بود. در واقع تصاویر فیلم، بیشتر حاصل سلیقه ستاد تبلیغاتی معین بود و شامل حرف‎ها و انتقادهای تند و تیز او در میتینگ‎های انتخاباتی و همچنین صحبت‎های دیگران در تأیید شخصیت و دیدگاه‎‎های او بود.

ابراهیمی‎فر بعدها از دخالت‎های مشاوران و اطرافیان معین در ساخت فیلم تبلیغاتی گلایه کرد و گفت که تصور و انتظار از کارگردان این نوع فیلم‎ها، چیزی در حد یک تکنیسین است.

زنده‎یاد ملاقلی‎پور در فیلم تبلیغاتی محسن رضایی، ساختار ساده را انتخاب کرده و کوشیده بود تا به ارتباطی بی‎واسطه و صمیمی با فرمانده سابق سپاه پاسداران برسد و مخاطب را نیز در این حس شریک کند.

گفت‎وگوی خودمانی ملاقلی‎پور با رضایی و لحن ساده و بی‎تکلف فیلم‎ساز و برخی پرسش‎هایی که مطرح می‎کرد، جالب توجه بود، ولی چهره‎ بیش از حد رسمی محسن رضایی، تناسبی با چنین پرداختی نمی‎یافت.

در فیلم تبلیغاتی قالیباف، ترکیبی از حس و تکنیک مشاهد می‎شد و به مدد تصاویر خرد خوش‎منظره قرار بود مخاطب به همدلی با قالیباف برسد. در عوض، جواد شمقدری، سادگی را انتخاب کرد. می‎توان گفت فیلم تبلیغاتی احمدی‎نژاد، از فیلم‎های تمام نامزدهای دوره نهم، ساده‎تر بود. این سادگی چه در پرداخت تصویری و چه در لحن صحبت‎های احمدی‎نژاد قابل مشاهده بود و همین هم تأثیر خود را بر مخاطب گذاشت.

فیلم شمقدری، در معرفی محمود احمدی نژاد و برنامه‎هایش موفق عمل کرد و با وجود ضعف‎های تکنیکی، در رساندن پیام خاص نامزد مورد نظرش استفاده مطلوبی از عنصر صراحت، کرد.

موفق‎ترین و بهترین فیلم تبلیغاتی دوره نهم را کمال تبریزی برای هاشمی رفسنجانی ساخت. در حالی که فیلم ساخته شده توسط صدر عاملی، متصنع از کار در آمده بود، تبریزی موفق شد از شناخته‎شده‎ترین نامزد ریاست جمهوری، تصویری تازه و متفاوت نشان دهد. نزدیک شدن به هاشمی، مسایل شخصی و خانوادگی‎اش و همچنین احساساتی شدن، این سیاستمدار‎ با تجربه و کهنه‎کار در مقابل دوربین و در قابی که تاکنون دیده نشده بود، قابل‎توجه به‎نظر می‎رسید.


4- حالا در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست‎جمهوری هستیم. چهار نامزد و چهار فیلم تبلیغاتی دیگر. جواد شمقدری مانند دوره پیش فیلم تبلیغاتی احمدی‎نژاد را می‎سازد، فیلمی که گفته می‎شود بیشتر براساس تصاویر موجود از سفرهای استانی احمدی‎نژاد شکل گرفته است و در قسمت‎هایی هم رییس‎جمهور مقابل دوربین به صحبت با مردم می‎پردازد.

محمدعلی فارسی کارگردان فیلم تبلیغاتی محسن رضایی است. فیلم کروبی را هم مانند چهار سال پیش بهروز افخمی می‎سازد. کارگردان فیلم تبلیغاتی میرحسین موسوی هم مجید مجیدی است ولی به‎جز مجیدی، بیژن میرباقری، مهدی کرم‎پور و چند فیلم‎ساز دیگر هم درباره میرحسین فیلم‎هایی گرفته‎اند و همچنین صحبت از ساخت فیلم دیگر درباره نخست‎وزیر دوران جنگ، توسط احمدرضا درویش شده و حتی پای داریوش مهرجویی نیز به میان آمده است. به این ترتیب به‎نظر می‎رسد که در میان فیلم‎سازان، میرحسین موسوی جذاب‎ترین سوژه برای تجربه ساخت فیلم تبلیغاتی – سیاسی است.

امسال نسبت به دوره قبل، تعداد نامزدهای ریاست‎جمهوری کمتر است و باید دید فیلم‎سازان این‎بار چه تصویری از نامزدها ارایه می‎دهند. آیا شاهد تصاویری خلاقانه، متفاوت و تأثیرگذار خواهیم بود یا باز هم قرار است فیلم‎سازان به سراغ کلیشه‎های آشنا بروند؟

نمی‎توان ارزیابی دقیقی از تأثیر فیلم تبلیغاتی یک نامزد در میزان جذب آراء داشت ولی سابقه نشان داده که در اغلب موارد، فیلم‎هایی که معرفی درستی از کاندیدای ریاست جمهوری ارایه داده‎اند، بیشتر به توفیق رسیده‎اند.




 

 

    36 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   انتخابات رياست جمهوري ايران 
●   تبلیغات 
●   سینمای ایران 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:26/06/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب