باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 29 اسفند 1388 كاربران برخط 36 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
چگونه احمدی نژاد گوی سبقت را از هاشمی ربود
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
مروری بر دلایل و چرایی پیروزی دکتر احمدی‎نژاد در انتخابات گذشته


 
   ● نويسنده: علي - دارابي

منبع: هفته نامه - پنجره - 1388 - شماره 4  - تاريخ شمسی نشر 00/04/1388

 
 

با پیروزی احمدی‎نژاد در انتخابات نهمین دوره ریاست‎جمهوری که در رقابت با آیت‎ا... هاشمی رفسنجانی شکل‎گرفت، اولین نظریه‎ای که از سوی تحلیل‎گران و خبرنگاران خارجی عنوان شد، بحث پیروزی فقر بر ثروت و قیام توده‎ها بود.

این تفسیر بلافاصله از طرف برخی اصول‎گرایان داخلی مورد استقبال قرار گرفت و آن‎ها نیز انتخاب احمدی‎نژاد به‎سمت ریاست‎جمهوری اسلامی را اقدام توده‎های مسلمان و فقیر علیه صاحبان فاسد قدرت و ثروت در حکومت قلمداد کردند. احمدی‎نژاد، نامزدی که اغلب روزنامه‎نگاران و مفسران فاتحه او را در همان دوره اول خوانده بودند، با پیروزی در دور دوم انتخابات به‎عنوان رییس‎جمهور مدافع طبقات محروم، معرفی شد. افسانه‎ای که نه با واقعیات قبل از انتخابات می‎خواند و نه مورد تأیید آمار منتشر شده بعد از انتخابات بود. متأسفانه، بخش وسیعی از اصلاح‎طلبان حکومتی نیز در مقابل این نظریه تمکین کردند و آن را به‎عنوان توجیهی برای شکست خود پذیرفتند. این پذیرش، بیشتر ناشی از روان‎‎‎شناسی آن‎ها در این شکست انتخاباتی است تا حقایق عینی. بخش دیگری از اصلاح‎طلبان، هنوز هم دخالت بخش‎های نظامی امنیتی را در این پیروزی مؤثر می‎دانند.

بی‎شک، قشرهای فقیر و محروم جامعه ایران، در انتخاب شدن احمدی‎نژاد مؤثر بودند، اما نقش تعیین‎کننده نداشتند. آمار رسمی وزارت کشور نشان می‎دهد، احمدی‎نژاد 65 درصد از آرای استان‎های نسبتا مرفهی مثل قزوین، اصفهان، یزد، گیلان، قم، آذربایجان غربی و مازندران را به‎خود اختصاص داده است. وی در استان فقیر چهارمحال و بختیاری 70 درصد آراء را به‎دست ‎آورد، ولی در استان‎های فقیر ایلام، بوشهر، سیستان و بلوچستان، کردستان و لرستان، آرای او زیر 50 درصد باقی ماند. در استان‎های مرزی کشور مثل کردستان، کرمانشاه، آذربایجان شرقی و غربی و بلوچستان، مهمترین عامل تعیین‎کننده انتخابات، عامل قومیت است. او در دور اول، در هیچ‎یک از استان‎های فقیر و مرزی، آرای بالایی به‎دست نیاورد. در دور دوم، در بلوچستان، رفسنجانی بیشترین آراء را آورد و در کردستان و کرمان و کرمانشاه، که احمدی‎نژاد در آن‎جا برنده شد، آرای او زیر 50 درصد بود. باید در نظر بگیریم که کرمانشاه و کردستان دو استانی بودند که بیشترین آرای باطله و کمترین میزان مشارکت را داشتند.

این آمار نشان می‎دهد محمود احمدی‎نژاد در استان‎های فقیر، آن‎طور که طرفداران نظریه «قیام فقرا علیه ثروتمندان» ترسیم می‎کنند، چندان موفق نبوده است، به‎خصوص در دور اول که انتخابات از رقابتی جدی و مؤثر برخوردار بود. در دور اول، برنده آرای فقراء، مهدی کروبی بود. در دور دوم، آرای احمدی‎نژاد در همه سطوح اجتماع یافت می‎شود و این خود، اگر نفی نظریه چیره‎دستی فقرا نباشد، نشانی از ضعف بنیانی اصلاح‎طلبان در دور دوم است.

اصلاح‎طلبان حکومتی در جذب بخش‎های عمده فقیر روستایی و شهری به برنامه‎های خود ناتوان بودند و عملکرد اقتصادی دوران خدمتشان زمینه‎ای برای حمایت و امیداوری این طبقات به آن‎ها باقی نگذاشته بود. به‎ویژه که مشکلات اقتصادی و معیشتی، امکان دورنگری اقتصادی و انتظار را از این طبقات سلب می‎کرد.

هشت سال و در واقع، شانزده سال حکومت اصلاح‎طلبان، نتوانست خواست‎های عدالت‎طلبانه بخش عمده‎ای از طبقات و قشرهای متوسط را پاسخگو باشد، به‎طوری که بخش‎‎های عمده‎ای از این قشرها سرنوشت خود را به نامزدی نسبتا ناشناخته سپردند تا شاید تجربه جدید، دریچه امیدی بر ناامیدی‎های پی‎درپی شانزده سال گذشته (84 – 1368) بگشاید.

اصلاح‎طلبان حکومتی در دو انتخابات شوراهای دوم شهر و روستا و مجلس هفتم، شاهد سایه‎های دلسردی و رویگردانی مردم از کارکرد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود بودند؛ اما نه برای رفع این رویگردانی همت کردند و نه از تجربه شکست انتخاباتی خود برای انتخابات ریاست‎جمهوری نهم درس گرفتند. فرضیات غلط آنان نسبت به «اجتناب‎ناپذیری اصلاحات» و توهمشان در مورد مقبولیت خویش و تنفر عمومی از اصول‎گرایان، پاشنه آشیل آن‎ها در انتخابات شد. این اشتباهات، یا ناشی از خودشیفتگی نظری بود یا محصول بی‎تجربگی سیاسی یا ساده‎اندیشی درباره مخالفان و یا ترکیبی از آن‎ها.

مشکل دیگر اصلاح‎طلبان حکومتی این بود که نه دارای نظریه واحدی برای اصلاحات سیاسی ایران بودند و نه اتفاق نظری در استراتژی و تاکتیک خود برای پیاده کردن برنامه‎های سیاسی محدودشان داشتند. نظریات آن‎ها بیشتر ترکیبی از نظریات متفاوت توسعه و رشد در جوامع غربی بود. آن‎ها که در «ریاست‎جمهوری اول» با دولتی چپ‎گرا با برنامه‎های اقتصادی متمرکز همکاری کرده بودند، در بازگشت مجدد خود به قدرت، یک‎باره، طرفدار بی‎چون و چرای برنامه‎های اقتصادی «دولت سازندگی» شدند و همان راهی را پیش گرفتند که دولت خلف آن‎ها طی کرده بود. همان‎طور که پیروی آن‎ها در دهه اول انقلاب از برنامه‎های اقتصادی متمرکز، ساختارشکن و گریزان از سرمایه خارجی از روی تجربه و تحقیق نبود، چرخش یک‎باره آن‎ها در نیمه دهه دوم انقلاب به‎سوی تعدیل ساختاری اقتصاد، خصوصی‎سازی و رویکرد به سرمایه خارجی برای رشد و تحول اقتصادی جامعه هم خالی از تجربه و تحقیق بود. کپی‎برداری‎های ممتدی که جامعه ایران پس از انقلاب شاهد بوده است، چه در زمینه اقتصادی و چه در زمینه سیاسی، همه ریشه در سهل‎انگاری‎های نظری و ساده‎انگاری‎های آرمانی داشته و تا زمانی‎که این شیوه ادامه دارد، هیچ معلوم نیست که شیفتگی نسبت به «اصلاحات» هم از همان ساده‎انگاری و سهل‎انگاری‎ها مصون مانده باشد و جان کلام این‎که دور از حقیقت نخواهد بود اگر در یک جمله بیان کنیم: «احمدی‎نژاد محصول نفی گذشته بود نه اثبات حال.»

در مجموع ریشه‎ها و زمینه‎های پیروزی احمدی‎نژاد را باید در دلایل زیر جست‎وجو کرد.


1- خلقیات ایرانیان

ما ایرانیان خلقیاتی داریم؛ تنوع‎طلبیم و به‎دنبال تغییر و تحول هستیم. به‎جای روحیه کار جمعی، غالبا ترجیح می‎دهیم فردی کار کنیم. بر همین اساس است که فرهنگ کار مشارکتی و جمعی، که نماد آن احزاب و تشکل‎های سیاسی است، از سوی مردم کمتر مورد استقبال قرار می‎گیرد. حتی گاهی نوعی ضدیت با احزاب سیاسی آشکار و علنی است و مدافعان این دیدگاه به آن افتخار می‎کنند. بسیاری از ما ایرانی‎ها پنهان‎کاری را بر شفافیت ترجیح می‎دهیم. فرهنگ استبدادی و سانسور 2500 ساله شاهنشاهی تأثیر خود را این‎گونه بر روح و روان جامعه ما گذاشته است. در این ابراز عقیده و نظر صریح نیستیم و محافظه‎کارانه سخن می‎گوییم. در عرصه انتخابات در بسیاری از نظرسنجی‎های معتبر صورت گرفته، تعداد زیادی از جامعه آماری مورد پرسش درباره این گزاره که آیا در انتخابات شرکت می‎کنید و به چه کسی رأی خواهید داد؟ پاسخ «هنوز تصمیم نگرفته‎ام» را مشاهده می‎کنیم که این گزینه بیشترین تأثیر را بر انتخابات می‎گذارد.

حامی مظلومان و مخالف ریخت‎وپاش‎های تبلیغاتی هستیم. ما همواره از مظلومیت‎ها حمایت می‎کنیم. فراموش نکرده‎ایم صحنه‎ای که محمد خاتمی در دوره دوم انتخابات ریاست‎جمهوری به هنگام رأی‎دادن، در جلو دوربین تلویزیون گریست و مردم اشک‎های او را دیدند و یکی از فعالان بنام سیاسی منتسب به دولت اصلاحات گفت: «اشک خاتمی در موقع ثبت‎نام انتخابات، چندین میلیون رأی جذب کرد.» بی‎شک، تخریب‎هایی که طرفداران هاشمی نسبت به احمدی‎نژاد داشتند، حتی در میزگردهای تلویزیونی، این تخریب‎ها و تحقیرها را میلیون‎ها ایرانی مشاهده کردند. در حرف‎های رد و بدل شده مردم پس از پیروزی احمدی‎نژاد در انتخابات مطرح شده که: «مرعشی و نوبخت به احمدی‎نژاد خیلی خدمت کردند.»

حسین مرعشی (سخنگونی کارگزاران سازندگی) و محمدباقر نوبخت (دبیرکل حزب اعتدال و توسعه) از حامیان هاشمی رفسنجانی در دور دوم در میزگردی در شبکه دوم تلویزیون (گفت‎وگوی ویژه خبری 22:30) در برابر محمد خوش‎چهره و مهدی کلهر، دو تن از حامیان احمدی‎نژاد، آن‎قدر به تخریب و استهزاء احمدی‎نژاد پرداختند که در افکار عمومی پاسخ عکس داد و بخشی از مردم از لج آنان به احمدی‎نژاد رأی دادند. لذا وقتی احمدی‎نژاد پیروز شد، در حرف‎های یومیه مردم این سخن مطرح بود که دو نفر مذکور با اقدام خود به موفقیت احمدی‎نژاد کمک کردند.


2- تجربه انتخاباتی

تجارب و سوابق انتخابات، به‎خصوص انتخابات ریاست‎جمهوری نشان داده است که اکثریت مردم برای دو دوره ریاست‎جمهوری، جمعا هشت سال به فرد و تفکر سیاسی آن اعتماد می‎کنند.

این اعتماد به‎طور عمده ناشی از توجه مردم به استفاده از فرصت‎هاست. مردم همواره تأکید دارند که فرصت تکمیل برخی کارهای ناتمام و نیمه‎تمام دولت را در چهار سال اول با رأی‎دادن به او در دوره چهار ساله بعدی باید فراهم کرد.

به‎علاوه فضای تبلیغاتی، خبری و رسانه‎ای کشور به‎طور طبیعی در اختیار نامزد برتر (که رییس‎جمهوری دوره قبل است) قرار دارد و سایر کاندیداها و نامزدها فرصت برابر تبلیغاتی و رسانه‎ای برای حضور در رسانه و اطلاع‎رسانی ندارند و عمدتا در ایام تبلیغات انتخاباتی می‎توانند از فرصت رایگان تبلیغات میلیونی و جهانی رسانه ملی بهره بگیرند؛ در حالی که کاندیدای برتر که رییس‎جمهور دوره قبل است، به‎طور طبیعی این فرصت و بهره و امتیاز قانونی را دارد که از همه امکانات و ابزارها برای حضور، سخنرانی و گفت‎وگو سود جسته و عملکرد دولت خود را تشریح کند. افزون بر این انحصار، بودجه کشور برای توزیع و تخصیص در اختیار رییس دولت است و این امتیاز ویژه، امکان بس ویژه‎تری را برای او در حوزه خبرسازی و اطلاع‎رسانی فراهم می‎سازد.

ریاست‎جمهوری هشت ساله هاشمی رفسنجانی طی سال‎های 1384 تا 1376 گویای آن است که مردم در 16 سال در چهار دوره چهار ساله به دو فرد و تفکر متعلق به آن، براساس تجربه انتخاباتی اعتماد کردند و فرصت دادند.

معنای دیگر این سخن آن است که در پایان دو دوره رأی‎دادن به چهره و تفکر دیگری که مخالف با گذشته است در رفتار انتخاباتی شهروندان ایرانی امری عادی و طبیعی است. اگر خاتمی به‎عنوان مخالفت با دولت گذشته و نماد مخالفت با وضع موجود توانست در دوم‎ خرداد 76 رأی آورد، چرا احمدی‎نژاد در سوم تیر 84 با همین ژست (مخالفت با دولت گذشته و نماد مخالفت با وضع موجود) نباید رأی بیاورد!


3- عوامل سلبی پیروزی احمدی‎نژاد

در موفقیت احمدی‎نژاد در سوم تیرماه 84 (نهمین دوره انتخابات ریاست‎جمهوری) عوامل سلبی بیش از عوامل ایجابی، بر پیروزی او نقش داشت که اهم آن‎ها به شرح زیر است:


الف- «نه» به هاشمی رفسنجانی

تصمیم قاطع اکثریت رأی‎دهندگان در «رأی ندادن به هاشمی رفسنجانی»، به دلایلی که پیش‎تر بیان شد؛ از جمله اعتراض به عملکرد دولت هشت ساله، نارضایتی از کارها، حزب دولت‎ ساخته کارگزاران سازندگی، که حزب محوری در دوره هاشمی بود، عدم اعتماد به عملی شدن شعارها و برنامه‎های هاشمی، شناخت از هاشمی و افکارش در برابر احمدی‎نژاد که گمنام‎ترین کاندیدای انتخابات بود.


ب- تخریب‎های سازمان‎یافته علیه احمدی‎نژاد

این تخریب‎ها، که عمدتا استهزاء، تمسخر، تحقیر و کوچک شمردن احمدی‎نژاد را نشانه رفته بود و برخی از حامیان هاشمی هم رسما آن را ابراز می‎کردند، وی را در مظلومیت قرار داد و موجی علیه هاشمی برانگیخت که آرای قابل ملاحظه‎ای را به‎سمت احمدی‎نژاد گسیل کرد.


ج- ائتلاف بزرگ علیه احمدی‎نژاد

ائتلاف بزرگی از اپوزیسیون، نهضت آزدی، حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب، حزب‎کارگزاران سازندگی، جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و... که گویی همه بر روی «هاشمی» اجماع کرده بودند. در این میان، احمدی‎نژاد تنها کسی بود که از حمایت حزب مؤثری برخوردار نبود.


د- همه علیه یکی

همه کاندیداهای انتخابات دوره نهم علیه احمدی‎نژاد بودند. قالیباف، لاریجانی، حاضر نشدند در مرحله دوم از احمدی‎نژاد رسما حمایت کنند و سکوت را ترجیح دادند. حتی یکی از اعضای ارشد ستاد لاریجانی، در مصاحبه‎ای از حمایت ستادهای لاریجانی از احمدی‎نژاد سخن گفت، که بلافاصله با تکذیب رسمی روبه‎رو شد.

اگرچه در اردوگاه اصول‎گرایان عدم حمایت و سکوت از سوی نامزدهای اصول‎گرا همراه بود، سایر نامزدها (معین، کروبی و مهرعلیزاده) و ستادهای آن‎ها هم علیه احمدی‎نژاد بسیج شدند. این بسیج علیه یک نفر در لایه‎های زیرین، پیامی رازآلود و پر از ابهام به افکار عمومی منتقل می‎کرد که چرا همه علیه یک نفر گمنام بسیج شده‎اند و خود این عامل توجه بخشی به‎سمت احمدی‎نژاد بود.


4 – عوامل ایجابی پیروزی احمدی‎نژاد

در موفقیت و پیروزی احمدی‎نژاد در انتخابات دوره نهم عوامل زیر مؤثر بوده است:


الف- گفتمان‎سازی

گفتمان و شعارهای احمدی‎نژاد آشکارا نسبت به سایر کاندیداها برتری داشت. همگرایی با گفتمان مسلط و غالب جامعه، که رهبری تعیین کرده بود و «عدالت‎خواهی» و «مبارزه با فقر، فساد و تبعیض» کانون آن بود. به‎علاوه، گفتمان او دارای «هویت بومی» و بر عنصر اسلامیت و ایرانیت تأکید داشت و بالاخره آن‎که، بر نقد و نفی گفتمان دولت‎های پیشین مبتنی بود.


ب- سلوک فردی

ساده‎پوشی، ساده‎زیستی، سلوک مردمی، عملکرد گذشته احمدی‎نژاد در طول خدمت شهرداری تهران ملموس بود. مردم واقعا او را باور کرده بودند.


ج- سازمان رأی

شبکه اجتماعی، ستادها و سازمان رأی احمدی‎نژاد ویژگی‎ای داشت که در کمتر ستادی نشانی از آن بود. کم نبودند افرادی که با نذر و نیاز برای پیروزی احمدی‎نژاد و با قصد قربت در ستاد او کار می‎کردند. اگرچه روحانیون مبلغ احمدی‎نژاد از نظر شبکه کشوری گسترده و سرشناس نبودند، اما حلقه یاران مصباح یزدی در مؤسسه آموزشی و پژهشی اما خمینی(ره) به‎صورت بسیار گسترده در سراسر کشور به تبلیغ و شناساندن احمدی‎نژاد پرداختند. جوانان، دانشجویان، بسیجیان و نیروهای حزب‎اللهی موتور محرکه ستاد احمدی‎نژاد در سراسر کشور بودند. این جوانان بدون هیچ‎گونه چشم‎داشت، با عزم و اراده قاع به‎دنبال پیروزی احمدی‎نژاد بودند.


د- احمدی‎نژاد به‎مثابه یک رسانه

احمدی‎نژاد گمنام، به‎خوبی توانست از رسانه‎ها، به‎خصوص رسانه ملی که فرصت برابر و رایگانی برای کاندیدها فراهم کرده بود، سود برد. او اهمیت و تأثیر رسانه را درک کرد و با برقراری ارتباط کلامی و قلبی با مردم (حتی از قاب تلویزیون) با بیان ساده، پوشش ساده‎تر و بهره‎گیری از ادبیات کلامی امام و رهبری بر مطالبات مردم و به‎خصوص تأکید بر حفظ ارزش‎ها بپردازد.




 

 

    95 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   انتخابات رياست جمهوري ايران 

افراد و مشاهير
●  احمدي نژاد   محمود
●  هاشمي رفسنجاني   علی اکبر

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:26/06/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب