در حدود یکسال از صدور بخشنامه پر سر و صدای بانک مرکزی که تصریح میکرد: «پرداخت هرگونه وام به شرط سپردهگذاری در تمام بانکها و مؤسسات مالی و اعتباری کشور ممنوع است»، میگذرد و علیرغم فتاوی صریح مراجع عظام خصوصا رهبری انقلاب مبنی بر ربوی بودن این نوع عملیات اقتصادی، همچنان پرداخت تسهیلات مشروط در قالب نامها و نشانهای رنگارنگ و فریبنده ادامه دارد.
برخلاف تصور عمومی که تحلیل این امر را در حوزه تعامل سرویسها و صفحات و نویسندگان و تحلیلگران اقتصادی با «رجالالاقتصاد»ی میجویند که ظواهر عالم را با صفر و یکها و فرمولهایشان فتح کردهاند، ارتباط مستقیم میان اینگونه موضوعات و آنچه برای فرهنگ امروز و آینده جامعه خویش بنا میکنیم با تمام گرایشها، از اخلاقی و مذهبی و عرفانی تا ادبی و فلسفی و هنری غیر قابل انکار است.
در حالی که شبهات جدی در زمینه رعایت برخی اصول مرتبط با اقتصاد و بانکداری از سوی علماء و بزرگان دینی مطرح است، شبانهروز میکوشیم که عرصههای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، آموزش و پرورش، سلامت جسمی، روانی و روحی و هزار درد بیدرمان دیگرمان را با نسخههای وارداتی و نیمهوارداتی و مندرآوردی و هزاران چشمبندی و معرکهگیری از برگزاری کنفرانس و میزگرد و همایش تا قرارداد با شرکتهای پژوهشی و تحقیقاتی و ترجمه آثار اورژینال غرب و شرق تا... درمان کنیم.
و مگرنه آن است که در سال 62 هجری قمری، آنگاه که مردم، خدا و پیامبرش را پشتسر گذاشتند و دست از تمام سوابق خیرشان شستند و سر در میدان مسابقه پلیدی نهادند، دروغ گفتند، عهد شکستند، منحرف شدند و گریزان از حق، غرق در جاهلیت و تباهی، حتی گوش به نصایح فرزند و وحی رسول خدا نگشودند، حضرتش که سفینه نجات است و بهجز از دایره والای او و اهلش که از نوری واحدند راهی به فلاح نیست، فرمود: «میدانم شما را چه میشود که راهی به هدایتتان نیست زیرا شکمهایتان انباشته از حرام و شبهه است...»
آیا هنوز مسئولان نظام بانکی کشور در پس هزاران سرگرمی و وقتگذرانی ایام ماضی، از تغییر شکل اسکناس و سکه و چکها تا تحلیل و آنالیز بورس و بازار بورکینافاسو، فرصتی برای جلوگیری از اختلاط نقدینگی مرتبط با حسابهای قرضالحسنه و سپرده که دارای ماهیت متفاوت شرعی هستند و انطباق دادن دقیق و صحیح مفاهیمی از قبیل سود و زیان و... با دستورات شرع و نظارت بر ربوی نشدن وامهایی که آمیخته با امواج پول ملی، بر تمام مختصات یک ملت اثر وضعی میگذارد، نیافته اند؟
آیا اگر تنها بخش کوچکی از سپردههای مردم مخلوط به شبهه گردد، عواقب تأثیرات خطرناک فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تاریخی آن را چهکسی بهعهده خواهد داشت؟
حوالی ظهر بود که جواد وسایلش را جمع کرد و پوشههای آبی روی میزش را داخل کیف جابهجا کرد و همینطور که کت قهوهایاش را میپوشید، برگه مرخصی را که از قبل آماده کرده بود روی کارتابل گذاشت.
با اینکه میدونستم حوصله نصیحت را ندارد، تمام جرأتم را جمع کردم و دوباره گفتم: «جوادجان یه بار دیگه هم فکر کن، شرایط این وام با فتوای مراجع سازگار نیست، وام به شرط سپردهگذاری جدا شبهه داره...»
جواد که دیگه تقریبا از چهارچوب در گذشته بود، آروم زیر لب گفت: «میگی چیکار کنم؟»