«سازمان خصوصیسازی، سهام اولین و بهترین بانک دولتی کشور يعني بانک ملت را سیام بهمن عرضه خواهد کرد.» این جمله، جملهای به یادماندنی در تاریخ بازار سرمایه کشور است؛ جملهای تاریخی که از جانب کردزنگنه، ریيس سازمان خصوصيسازي، در جلسه معارفه بانك ملت در سالن همایش صداوسیما گفته شد و این شروع فصلی نو در بانکهای ایرانی بود. چراكه از زمان اجراي اصل 44 (در تير 85) يكي از دغدغههاي اصلي واگذاري بنگاههاي دولتي، نحوه و فرآيند فروش سهام بانكهاي دولتي بود.
بالاخره طلسم واگذاري اولين بانك در 30 بهمن 87 شكسته شد و با كشف قيمت 105 توماني هر سهم بانك ملت، درهاي بورس شيشهاي كشور به روي بانكهاي دولتي نيز باز شد.
اين رويداد در حالي اتفاق افتاد كه تا پيش از ورود بانك ملت به بورس، فقط چهار بانك خصوصي پارسيان، كارآفرين، اقتصادنوين و سينا، صنعت واسطهگري و سرمايهگذاري طبقه بانكي بورس را تشكيل ميدادند و در مقاطعي با اقبال بازار مواجه ميشدند، اما به دليل اثرات سياستهاي اتخاذ شده و نوسان نرخ سود و همچنين برنامه دولت مبني بر تكرقمي شدن نرخ سود بانكي در آينده، سهام گروه بانكي چندان به مذاق سهامداران خوش نميآمد.
بعد از ورود بانك ملت به ويترين اقتصادي كشوركه با بازتابهاي متعدد داخلي و خارجي مواجه شد، وزارت اقتصاد با كمك سازمان خصوصيسازي آماده عرضه و فروش سهام دو بانك تجارت و صادرات شد. اين هدفگذاري نيز به ترتيب در 28 ارديبهشت و 19 خردادماه سال 88 محقق شد و با كشف قيمت 120 توماني هر سهم بانك تجارت و 102 توماني بانك صادرات، عملا بانكهاي بزرگ كشور وارد بورس شدند و در جريان واگذاري به بخش خصوصيسازي قرار گرفتند، اما نكتهاي كه از اهميت بالايي برخوردار است، آينده مديريت و چگونگي فعاليت بانكهاي دولتي پيشين و خصوصي كنوني است؛ چراكه كارشناسان اذعان دارند مؤسسات بانكي، يكي از مهمترين اركان اقتصادي هرکشور است و خصوصیسازی این بنگاههای اقتصادی، نقش بسيار مهمي بر فعاليتهاي اقتصادی، بهخصوص توسعه و رشد تجارت، صنعت، توليد سرانه، ايجاد امنيت و كنترل اقتصاد دارد.
دولتها از طريق وضع قوانين تجاري و ارایه سياستهاي مالي توسط مراكز دولتي و وضع سياستهاي پولي توسط بانكهاي مركزي، شوراها و يا كميتههاي پولي و بانكي، عمليات اينگونه مؤسسات بانكي و اقتصادي را بهطور دایم و مستمر نظارت و كنترل میکنند و تعادل اقتصادي بهوجود ميآورند.
لزوم استفاده از ابزارهای خصوصیسازی بانکها
دراين رابطه دکتر بهرام غیایی، دارای دکتری مدیریت از آمریکا و سابقهای 40 ساله در حسابرسی و همچنین مدیریت و مشاوره و تدریس در دانشگاههای داخل و خارج از کشور، بر این باور است که در شرایط کنونی که روند خصوصیسازی بانکها برمبنای اصل 44 در دستور کار دولتمردان قرار گرفته است، باید درباره بهکارگیری یکی از کارآمدترین و ارزانترین ابزارهای خصوصیسازی بانکها اندیشید.
وی دراینخصوص، توضیح بیشتری میدهد: «TOB» تكنيك مدرن سرمايهگذاري است. به زبانی ساده، تكنيك «TOB» عبارت است از تغيير مالكيت مديريت، تغییر كنترل و اداره بازار و همچنین تغییر نام و شهرت يك واحد اقتصادي مثل بانک ملت، از طريق تعويض سهام سرمايه آن در برابر سهام عادي، ممتاز و يا اوراق قرضه شركت خريدار و متعاقبا انحلال اختياري شركت فروشنده. امروزه در ممالك پيشرفته، بهعلت موفقيت و سرعت عمل اين تكنيك سرمايهگذاري و گاه استفاده بيرويه از آن، قوانينی بهوجود آمده است.»
وی ضمن تشریح این تکنیک سرمایهگذاری ميگويد: «Take Over Bids يا همان TOB یکی از رايجترين شیوههای سرمايهگذاري و توسعه اقتصادي در سطح واحدهاي اقتصادي عظيم و يا حتي دولتها است و از نظر تاكتيك سرمايهگذاري به منظور توسعه، رشد، كنترل بازار و يا بيرونكردن رقبا و انحصارگرایي اقتصادي، بسيار موفق بوده است و بر محبوبيت آنها روزبهروز افزوده ميشود.»
غیایی ادامه ميدهد: «متأسفانه بهعلت قدمت قوانين تجاري که به سال 1311 و بخشي از آن نیز به سال 1347 بازمیگردد، قوانين مالياتي، پولي و بانكي با شرایط کنونی اقتصاد کشور سازگار نیست.
از سوی دیگر، بهعلت بافت دولتي اقتصاد ملي براي بيش از سه دهه و استيلاي فكري ايدئولوژي دولتي بر سازماندهي اقتصاد كشور، شرايطي ايجاب شده بود كه رويش بخش خصوصي در آن سالها سادهانديشي بهنظر ميآمد. هرچند تيزبيني سياستمداران و زمامداران كشور همواره راه نجات اقتصاد و رفاه اجتماعي را در گرو رهایي اقتصاد دولتي و ايجاد فضاي باز اقتصادي و نظام آزادبخش خصوصي دانستهاند.»
اين كارشناس ارشد بازارهاي سرمايه و پول در پاسخ به سؤالي درباره چالشهاي تحقق خصوصيسازي بانکها طي دو دهه گذشته تصریح ميكند: «عدم وجود سرمايه و نقدينگي كافي، فقدان سرمايهگذار علاقهمند براي خريد واحدهاي اقتصادي دولتي، عدم جذابيت اينگونه سرمايهگذاريها، بافت مديريت دولتي و امتناع آن در تحويل واقعي واحدهاي اقتصادي به بخش خصوصي، عدم تحقق فروش و انتقال مالكيت و كنترل مديريت واحدهاي اقتصادي مورد انتقال به بخش خصوصي، عدم اعتماد به ارزشگذاري و عدم توانایي مديريت نيمه دولتي در سودآوري آنها و صدها دليل ديگر، ميتواند دلايل تلخ ناکامی در خصوصیسازی واقعی بانکها باشد.»
وی معتقد است: «از سوی دیگر، در جوامعي كه اقتصاد، تورمي بيمار و يا در حال رشد دارد، سرمايه نقد نیز همواره در دسترس نیست. پول ارزان براي استقراض و از طريق سنتي به آساني كسب نمیشود. ارزش و توجيه اقتصادي هم ندارد. بهخصوص، قيمت تمام شده و هزينه استقراض بسيار سنگين و بالاست و جوابگوي اهداف اقتصادي سرمايهگذاريهاي مستقيم و يا پروژههاي توسعه نیست.
حتي در ممالك پيشرفته علیرغم برخورداري از اقتصادي مطلوب و سالم، سرمايهگذاران رغبت چندانی به استقراض براي سرمايهگذاري و يا توسعه آن ندارند.»
تأکید وي براين نكته است كه اگر امروزه بپذیریم تكنيك TOB ميتواند راه چاره سرمايهگذاري و يا توسعه و رشد آن باشد تا بهوسيله آن وجهالمعامله بهطريقي غير از وجه نقد، محاسبه و واريز شود، دولت ميتواند مالكيت بخش دولتي را بهطريقي ديگر در دست داشته باشد.
بدين معني که بدون دخالت در مديريت، حق رأي در واحد اقتصادي مورد معامله، مجامع، تعيين مدير، تقسيم سود، انحلال، حق تصميمگيري روزمره در اداره امور و مديريت واحد مورد معامله و كنترل بازار میتواند با بهكارگيري ابزار TOB سرنوشت اقتصادي را به سرعت به سمت بهبود سوق دهد، تورم را مهار كند، پولهاي سرگردان را به راه صحيح و سرمايهگذاريهاي سالم بازگرداند و همچنین بخش مسكن را به ابزار و وسيله زندگي و نه عامل سرمايهگذاري بورسي تبديل كند و دستورات اصل 44 قانون اساسي را بهمعني واقعي اجرا كند.
این متخصص امور مالی در خصوص چگونگی بهكارگيري تكنيـك TOB در اجراي اصل 44 قانون اساسي و خصوصیسازی بانکها ميگويد: «در خريد و كسب يك واحد اقتصادي چون بانک، با استفاده از تكنيك TOB، پرداخت وجهالمعامله از طريق متاعي بهغير از وجه نقد صورت ميگيرد. در اين روش، مراحل مختلف معامله از ابتدا تا مرحله قيمتگذاري، با روش نقدي تفاوتي ندارد، ليكن وجهالمعامله از طريق نقد پرداخت نميشود، بلكه وجهالمعامله ممكن است سهام خاص خريدار، سهام ممتاز و يا اوراق قرضه شركت خريدار باشد كه بهجاي پول به شركت فروشنده ارایه ميشود.»
این متخصص امور مالی با اشاره بر اینکه اصل 44 قانون اساسی را نمیتوان نادیده گرفت، اضافه ميكند: «اگر به خصوصیسازی عینی واقعی و عینی بانکها و سایر بنگاههای اقتصادی میاندیشیم، باید به سه اصل مالکیت، حاکمیت و مدیریت نیز بیندیشیم.
مالکیت از نظر حقوقی، مقولهای مرتبط با صاحبان دارایی است.
حاکمیت مرتبط با نظارت و کنترل مجموعههاست. مدیریت نیز باید اجرا را بهعهده داشته باشد، اما در ایران موضوع عکس این است؛ بهاین معنا که مالکیت بانکهای تجارت، ملت و صادرات را به هزاران نفر از افراد متفاوت انتقال میدهند اما از حاکمیت و مدیریت که دو ابزار لازم دیگر خصوصیسازی است، ممانعت بهعمل میآورند.»
بنابر اعتقاد غیایی، اگر خصوصیسازی در این کشور براساس سه معیار و ضابطه عنوانشده اجرا گردد، سهامداران تنها میتوانند پیرامون انحلال مؤسسه و انتخاب بازرس تصمیم بگیرند.
وی با تأکید بر اینکه این شیوه خصوصیسازی بانکها که درکشور پیاده میشود، تنها به معنای واگذاری مالکیت به مردم است، خاطرنشان ميكند: «دولت برای موفقیت در اجرای خصوصیسازی میباید به این مهم توجه کند که خصوصیسازی تنها واگذاری مالکیت و توزیع سهام عدالت نیست؛ بلکه میباید با تدوین استانداردها، تغییر قانون تجارت و بهکارگیری ابزارهای جدید، خصوصیسازی واقعی را اجرا و پیاده کرد.»
وی اظهارات خود را با تأکید بر این جمله به پایان ميبرد که: «البته مکانیزمهای امنیتی، کمیتههای حسابرسی و کمیتههای ریسک نیز میباید در راستای اجرای صحیح خصوصیسازی بهکار گرفته شود.»
تغيير آمارها با حضور سه بانك دولتي در بورس
اين نظرات غيايي در حالي مطرح ميشود كه با ورود هرچند نصف و نيمه سه بانك ملت، تجارت و صادرات به بورس 41 ساله اما كوچك كشور، نه تنها كمربند صنعت بانكداري بورس بيش از پيش محكمتر میشود، بلكه يكي از آرزوهاي ديرينه معتقدان به اقتصاد آزاد نيز با اتحاد دو بازار پول و سرمايه فراهم میآید تا آرامآرام بستر تغيير اقتصاد از بانكمحور سمت بازارمحور فراهم شود.
از سوي ديگر، با ورود اين سه بانك به بورس، سهم سيستم بانكي بخش خصوصي به 63 درصد بالغ شد و فقط 37 درصد در دستان سيستم دولتي بانكها باقي ماند.
بررسيها نشان ميدهد با توجه به سرمايه 1310 ميليارد توماني بانك ملت، 1040 ميليارد و 5680 ميليارد تومان به ترتیب در بانك تجارت و صادرات، علاوهبر افزايش گزينههاي خريد سهامداران، بيش از 40 ميليارد و 340 ميليون برگ سهم به تعداد سهام بازار افزوده شده و به حدود 30 ميليارد رسيده است.
از طرف ديگر، با اين اتفاق، ارزش روز بازار (كه از ضريب تعداد سهام و قيمت هر سهم شركتها محاسبه ميشود) بالغ بر 5/4 هزار ميليارد تومان افزوده شده است و با ورود بانك صادرات در سهشنبه گذشته، ارزش روز بازار سهام به بيش از 5/54 هزار ميليارد تومان رسيده است. با اين اوصاف، بررسي وضعيت هفت بانك بورس شامل بانكهاي ملت، پارسيان، صادرات، اقتصاد نوين، تجارت، كارآفرين و سينا نشان ميدهد در ميان 37 صنعت حاضر در بورس، صعنت بانكداري با ارزش روز 5/7 هزار ميليارد توماني، بيش از 63/13 درصد از ارزش كل بازار را در اختيار خود گرفته است.
در ميان اين هفت بانك، بهترتيب بانكهاي صادرات، ملت، پارسيان، تجارت، اقتصاد نوين، كارآفرين و سينا با ارزش 7/1 هزار ميليارد توماني تا 282 ميليارد تومانی قرار دارند. اين درحالي است كه بانكهاي صادرات با ارزش روز17/1 هزار ميليارد توماني، ملت با ارزش روز 53/1 هزار ميليارد توماني، پارسيان با 23/1 و تجارت با 29/1 هزار ميليارد توماني در رتبه ششم، هشتم، نهم و دهم جدول ده شركت بزرگ قرار گرفتهاند.
آينده مهم صنعت بانكداري
با توجه به ورود سه بانك ملت، تجارت و صادرات به بورس، ميتوان گفت صنعت بانكداري بخش خصوصي كشور در مراحل آغازين حركتهاي نوين قرار دارد و قطعا در آينده حرفهاي زيادي در مناسبات اقتصادي و ساختار بازار سرمايه خواهد داشت.
اين جريان در حالي موجب اتحاد بيشتر بازار پول و سرمايه خواهد شد كه از اين پس صنعت بانكداري در تقويت، تعادل و توازن نقدينگي و هدايت اين مقوله نقش مهمي را ايفا كند تا مانع از حركت مخرب نقدينگي به سمت بازارهاي كاذب و افزايش تورم شود.
در اين ميان، آنچه اهميت بالاتري دارد، موضوع واگذاري بلوكهاي مديريتي اين بانكها و مديريت اين بنگاهها است كه بايد مدنظر وزارت اقتصاد و دولت قرار گيرد؛ چراكه بدون خصوصيسازي واقعي و انتقال مديريت دولتي به مديريت بخش خصوصي، واگذاري بانكها عقيم خواهد ماند.
با اين همه، انتظار ميرود متوليان اجراي اصل 44 به نحوه واگذاري سهام بلوكي و كاهش تصديگري دولت در بازار پول كشور اهميت بالايي قايل شوند.