نوشتار حاضر گفت و گوی کوتاه باشگاه اندیشه با «لاورنس ديويدسون» استاد برجسته دانشگاه وست چستر است که درباره حوادث بعد از انتخابات در ایران صورت گرفته است.
● آيا حوادث بعد از انتخابات نمونهاي از «براندازي نرم» بوده است؟
با توجه به حوادث بعد از انتخابات، براي ناظران غربي دشوار بوده كه بدانند «براندازي» از كجا ناشي شده است. به خاطر داشته باشيد كه غربي ها، حتي كساني كه حوادث ايران را زير نظر داشته اند و تجاربي در تحليل ايران دارند، در خصوص انگيزه ها و اقدامات تصميمسازان به اطلاعات دست اول دسترسي ندارند. از اين رو، با فقدان دسترسي به حقايق، ناظران غربي به منابع سياسي خود براي تفسير حوادث ايران مراجعه ميكنند. اگر با احزاب محافظهكار موافق باشيد شما با تفسير حوادث آنان همراه خواهيد شد و با توجه به دشمني دولت ها و رسانه هاي غربي با دولت ايران، اطلاعاتي كه غربيها دريافت ميكنند تمايل به مخالفت با ايران دارند. از اين رو، با توجه به تصويري كه از ايران در غرب ارائه ميشود، اين براندازي نيز در شكل انتخابات تقلب شده از دولت ايران تصویر ميشود. من نميخواهم بگويم كه اين موضوع درست است يا غلط؛ من تلاش ميكنم توضيح دهم كه برداشت هاي موجود در غرب همانند ساير نقاط جهان، ميتوانند حتي در مقياس وسيع تحت نفوذ و تاثير قرار گيرند و در واقع سياست ها و اقدامات افراد و دولت ها بر اساس اين برداشت ها اتخاذ ميشود.
● نقش دولت هاي غربي در حوادث ايران را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
ترديدي وجود ندارد كه سرويس هاي اطلاعاتي قدرت هاي غربي مانند آمريكا و انگليس در ايران حضور داشتند. اين حضور در دو شكل قابل بررسي است: حضور سخت و حضور نرم.
حضور سخت ميتواند در شكل حمايت از خشونت گروه هاي ناراضي مطرح شود كه اقداماتي مانند ترور و خرابكاري را انجام ميدهند. اين حمايت (مادي و پولي) از عمليات هاي سري توسط وزارت دفاع آمريكا و سازمان سيا ناشي ميشود. اين عمليات ها منحصر به ايران نيست و در سراسر جهان عليه نظام هايي كه آمريكا به دنبال تغيير آنها است صورت مي گيرد.
شكل دوم اين حضور، نرم است و آن حمايت مالي است كه از سوي يك سازمان دولتي آمريكا تحت عنوان موقوفات ملي براي دموكراسي صورت ميگيرد.
مجدداً بايد تكرار كنم كه اين امر منحصر به ايران نيست. گستره فعاليت موقوفات ملي براي دموكراسي، جهاني است. من با قاطعيت نميتوانم بگويم كه موقوفات ملي براي دموكراسي واقعاً كمك هاي مالي را در اختیار مخالفان ايران قرار داده و در صورت مثبت بودن پاسخ، میزان این کمک ها چقدر بوده است. گرچه به نظر من آنها مسلماً در اين راستا تلاش ميكردند. توجه شما را به اظهارات اخير آيتالله علي خامنهاي رهبر عاليقدر ايران جلب ميكنم كه گفت: «من رهبران حوادث اخير را به همكاري با خارجيها مانند ايالات متحده و انگليس متهم نميكنم زيرا اين موضوع براي من هنوز ثابت نشده است.»
از ديدگاه من به عنوان يك آمريكايي، اعتراضات و تظاهراتي كه در پي اين انتخابات اخير ظاهر شده يك برون ريزي حقيقي نگراني و خشم در ميان بخش قابل ملاحظهاي از مردم ايران بوده است. به نظر من، اين امر چيزي شبيه شرايطي نيست كه منجر به سرنگوني محمد مصدق شد. از اين رو، من معتقد نيستم كه اين معترضان بطور کامل محصول مداخلات سري بيگانگان بودند. دولت كنوني ايران ممكن است كه كاملاً در انتخابات اخير پيروز شده باشد اما شمار زيادي از ايرانيان هستند كه به اين موضوع معتقد نيستند.
● نقش رسانههاي خارجي بويژه بي.بي.سي را در حوادث اخير ايران چگونه ارزيابي ميكنيد.
همان طور كه در بالا اشاره شد، رسانههاي غربي اساساً دشمن دولت كنوني ايران هستند.
● در مجموع ارزیابی شما از اوضاع کنونی ايران چيست؟
من فكر ميكنم كه در حال ورود به دوره زماني خطرناكي هستيم. گزارش هايي مبني بر تعامل اوباما و اسرائيل براي افزايش فشار به ايران مطرح شده است. آن گونه كه در خبرها منتشر شده اسرائيل با توقف شهرك سازي و از سرگيري مذاكرات صلح در ازاي اقدامات شديد اوباما و افزايش تحريم هاي اقتصادي عليه ايران موافقت كرده است. اگر اين موضوع درست باشد شرايط اقتصادي براي مردم ايران بدتر خواهد شد و تنها مردم را از هم جدا خواهد كرد.