ترکیه هم پیمان اسراییل است، اما در عین حال علیه این رژیم موضعگیری می کند، کاری که جبهه عربی ـ که هنوز با رژیم صهیونیستی صلح نکرده ـ از انجام آن عاجز است!
سفر باراک اوباما رییس جمهور آمریکا به ترکیه در 17/1/88 از ابعاد مختلف دارای اهمیت است. اوباما در میان کشورهای مهم منطقه ترکیه را برگزیده است وبه این کشور به عنوان نماد «شرق» وحتی «اسلام» می نگرد که می تواند شکاف میان غرب وجهان اسلام را پر کند. اکنون مصر با ثقل دیرینه سیاسی وعربستان با اعتبار دینی واقتصادی به کناری رفته واوباما مسلمانان واعراب را از «آنکارا» مورد خطاب قرار می دهد!
واقعیت آن است که ترکیه طی سال های اخیر بر جایگاه وموقعیت خود افزوده ونقش قابل توجهی در معادلات منطقه ای وجهانی یافته است. از نظر غرب، ترکیه هم نماد اسلام میانه است وهم سمبل دمکراسی وآزادی. در این کشور حزب اسلامگرای عدالت وتوسعه در برابر دیدگان ژنرال های لائیک به پیروزی رسیده وعلیرغم آن که به اصول لائیک ترکیه پای بند است، اما همسران رهبران اسلامگرای این کشور حجاب دارند ونخست وزیر این کشور با شهامت تمام به رییس جمهور اسراییل به خاطر جنایات علیه غزه می تازد، کاری که رهبران سازشکار عرب جرات انجام آن را ندارند. اتفاقا مشکل رهبران عرب آن است که از دمکراسی بدور هستند، لذا آزادی هم ندارند ونه تنها در داخل قواعد آزادی را رعایت نمی کنند، بلکه در مناسبات خارجی خود نیز باید مطیع هم پیمانان قدرتمندی همچون آمریکا باشند ونیک می دانند که هر گونه اعتراض به اسراییل تاج وتحت آن ها را در معرض خطر قرار می دهد!
پادشاهان عرب سرنوشت خود وملت های خود را با آمریکا گره زده اند وبرای حل کلیه مشکلات خود از اسراییل گرفته تا تروریسم برخاسته از اصولگرایی افراطی، از کاخ سفید تکدی می کنند!
همین رهبران عرب همچنان از اختلافات داخلی رنج می برند ودر نشست اخیر دوحه تنها عکس های یادگاری گرفتند ومطابق معمول گرهی از کار فروبسته جهان عرب وخصوصا فلسطین نگشودند. والبته چگونه می توانند مشکل فلسطین را حل کنند، در حالی که پیام آن ها به اسراییل در جنگ 22 روزه(وپیش از آن جنگ 33 روزه) آن بود که هر چه می خواهی خون فلسطینی ها را بریز، مهم آن است که موقعیت ما پایدار بماند!
اکنون اعراب باید آرمان های خود را از زبان دیگران وبه زبان غیر عربی بشنوند: به فارسی وترکی وچه بسا انگلیسی! انفعال آن ها تا حدی است که دیگران باید آینده آن ها را رقم بزنند، حتی اگر این دیگران زمانی دشمن درجه یک آن ها محسوب می شدند. آری اسراییل هر گونه که می خواهد اعراب را به بازی می گیرد وبه این دلیل است که دولت جدید افراطی نتانیاهو به آسانی روند صلح را ویران می سازد وطرح هایی را که اعراب سال ها به آن دل بسته بودند یک روزه نقش برآب می کند!
اما در این میان ترکیه است که همچنان خودنمایی می کند واوباما برای میانجی گری در روند صلح خاورمیانه از این کشور استمداد می جوید. آمریکا نه تنها در روند صلح، که در سایر پرونده های مهم منطقه ای همچون ایران وعراق وافغانستان هم به ترکیه نیاز دارد واز این روست که اوباما جهت کمک به پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا قول مساعد می دهد ویا لفظ نسل کشی را در کشتار ارامنه در دوران عثمانی بر زبان جاری نمی سازد.
از طرفی ترکیه هم پیمان اسراییل است، اما در عین حال علیه این رژیم موضعگیری می کند، کاری که جبهه عربی ـ که هنوز با رژیم صهیونیستی صلح نکرده ـ از انجام آن عاجز است! اما پادشاهان عرب فلسطین وبیت المقدس را به فراموشی سپرده وجز به موقعیت وسلطنت خود نمی اندیشند. رژیم های عربی به ابتدایی ترین حقوق شهرمندان خود احترام نمی نهند، آن گاه چگونه انتظار دارند مورد احترام جهانیان باشند؟
اوباما در حال حاضر زحمت سفر به کشورهای عربی را به خود نداده است، کشورهایی که زمانی کانون تصمیم گیری های منطقه ای وجهانی بوده اند! هر چند پادشاهان عرب تمایل زیادی برای دیدار با اوباما دارند والبته بیشتر به خاطر آن که با او عکس یادگاری بگیرند ودر آلبوم قطور خود نگه دارند، آلبومی که به اندازه پادشاهی آن ها طویل است!