| سال 1388 با تدبیر حکیمانه رهبر معظم انقلاب به عنوان سال «اصلاح الگوی مصرف» اعلام شده است. این شعار خصوصا با توجه به رکود اقتصادی جهانی و مشکلات اقتصادی ایران شعاری بجا و حائز اهمیت است. در این باره نکات ذیل قابل توجه است:
1/ شعار«اصلاح الگوی مصرف» و صرفه جویی، ناظر به یک راهبرد کلان در عرصه اقتصادی است و البته موضوع تازه ای نبوده و یک دستور شرعی و عقلی و قانونی است. اما عمل کردن به این شعار در سطح وسیع مستلزم عزمی جدی و نیز برنامه ریزی دقیق و درازمدت می باشد که دامنه زمانی آن فراتر از سال 88 می باشد. نباید بگذاریم این شعار مهم همانند برخی شعارهای دیگر به محاق رفته و پس از مدتی به فراموشی سپرده شود.
2/ به نظر می رسد الگوی مصرف پیش از هر چیز به ساختارهای سیاسی و اقتصادی و نیز فرهنگی ما بازمی گردد. از این رو مخاطب اصلی این شعار مسئولان و دولتمردان هستند که ضمن رعایت صرفه جویی و ارائه الگوی عملی، باید با تعدیل سیاست ها و اصلاح ساختارها در جهت بهبود الگوهای غلط مصرف گام برداشته و پس از آن از مردم انتظار داشته باشند تا الگوی مصرف خود را اصلاح کنند.
3/ فرهنگ ایرانی ها از دیرباز متصف به قناعت و ساده زیستی بوده است، اما با توسعه شهرنشینی و رشد اقتصاد و نیز ورود الگوهای غلط، مواردی از اسراف خصوصا در میان اقشار مرفه به چشم می خورد که البته سهم برخی از دولتمردان و یا وابستگان به آن ها هم در این میان کم نیست! این فرهنگ باید با آموزش و توجیه و نیز ابزارهای بازدارنده قانونی تغییر یابد و فرهنگ مصرف گرایی و تجمل و ریخت و پاش به فرهنگ قناعت و کار و تلاش و تولید سوق داده شود. در غیر این صورت شاهد گسترش فرهنگ اسراف و ولنگاری و به تبع آن عقب ماندن از چرخه توسعه اقتصادی و نیز افزایش شکاف طبقاتی در جامعه خواهیم بود که با شعار عدالت منافات دارد.
4/ بیشترین اسراف در بخش انرژی و نیز کالاهای اساسی همچون نان صورت می گیرد. طبق آمار مصرف بنزین در ایران بیش از سی برابر مصرف متوسط بنزین در خاورمیانه است و بنا بر اعلام وزارت نفت مصرف گاز ما با جمعیت 70 میلیونی برابر 250میلیون نفر می باشد! و این چنین است مصرف آب و برق و همچنین نان که آمار آن به مراتب فراتر از استاندارهای جهانی است. شاید یکی از دلایل اسراف انرژی و نان در ایران فراوانی و ارزان بودن آن است. طرح حذف تدریجی یارانه ها مطابق برنامه های توسعه کشور، قصد دارد قیمت انرژی را واقعی کند.
اما به نظر می رسد این امر کافی نیست. مساله مهمتر تحول در زیرساخت ها می باشد. برای مثال خودروهای تولید داخل بیش از دو برابر استاندارد جهانی مصرف سوخت دارند، حال چگونه می توان از مردم انتظار داشت در مصرف بنزین صرفه جویی کنند؟
فرسودگی شبکه های آب و برق و گاز نیز که موجب اتلاف این سرمایه های ارزشمند می شود از جمله مواردی است که باید اصلاح شود وگرنه تنها با صرفه جویی مشترکان گرهی از این معضل گشوده نخواهد شد.
تولید آرد و نان با کیفیت بالا و نظارت بر چرخه تولید تا مصرف آن نیز از جمله اموری است که مقدمه اساسی صرفه جویی در نعمت گندم می گردد و آن گاه حسرت نخواهیم خورد که چرا برابر گندم وارداتی ضایعات نان داریم.
5/ در برخورد با شعار«اصلاح الگوی مصرف» باید از افراط و تفریط خودداری کرد و به عبارتی نباید با این موضوع مهم برخورد سطحی و احساسی کرد. برای مثال دولت در مقام عمل به این شعار احتمالا بسیاری از هزینه های اضافی و تشریفاتی را حذف خواهد کرد که البته گامی مثبت است، اما مساله مهمتر برنامه ریزی جهت نهادینه کردن صرفه جویی و نیز اصلاح ساختارهاست که در بند 2 به آن اشاره شد. برای نمونه باید از سیاست های شتابزده و غیرکارشناسی اقتصادی پرهیز کرد، چون چنین سیاست هایی موجب اسراف های کلانی در سرمایه های ملی خواهد شد که چه بسا با صرفه جویی های بسیار سخت و طولانی هم قابل جبران نخواهد بود!
6/ توسعه همگون اقتصادی و فرهنگی به تدریج زمینه صرفه جویی و استفاده بجا از منابع و ذخایر را به دنبال خواهد داشت که از آن به افزایش ضریب بهره وری تعبیر می شود. برای مثال توسعه سدسازی و یا مکانیزه کردن کشاورزی از اسراف منابع آبی جلوگیری می کند و استفاده از نیروگاه های هسته ای موجب صرفه جویی در ذخایر انرژی فسیلی می گردد. رشد کیفی صنایع مختلف و استانداردسازی آن نیز مانع مصرف بی رویه و اسراف در انرژی می شود و بالاخره با رشد فرهنگ جمعی و افزایش آگاهی و احساس مسئولیت همگانی، آحاد جامعه در کنار دولتمردان به این جمع بندی می رسند که باید از منابع و ذخایر فناپذیر خود نگهداری کنند و از اسراف و تبذیر پرهیز نموده و نسل های آینده را فراموش نکنند.
|