مسلمانان معتقدند اگرچه پيامبر اسلام(ص)موجودي الهي [غيرطبيعي] نبوده اما كاملترين مخلوق خداوند بهشمار ميرود و بنا به تعبير يك شعر معروف عربي پيامبر(ص)فقط انساني در ميان انسانها نيست بلكه همچون ياقوتي است در ميان سنگهاي معمولي. همانگونه كه در مسيحيت تمام فضائل نيكو به عيسي ابن مريم(ع)منسوب ميشود در اسلام نيز تمام فضائل نيكو به پيامبر اسلام(ص)نسبت داده ميشود.11)تعاليم اخلاقي اسلام ريشه در قرآن كريم دارد، اما نمونه منش اخلاقي كامل متعلق به شخص پيامبر اكرم(ص)بوده كه از سوي مسلمانان <خلق محمدي>22)خوانده ميشود. فضائلي چون تواضع و فقر، علو طبع و شرافت، خلوص و صداقت فضائلي هستند كه ايشان را براي ديگر انسانها ترسيم ميكنند. رسول گرامياسلام(ص)همچون حضرت مسيح(ع)به فقر عشق ميورزيد و به طبقه تهيدست جامعه نزديك بود و حتي بعد از آنكه <فرمانرواي كل جهان>33)شد بسيار ساده زندگي ميكرد. ايشان همچنين نسبت به خويش سختگير بودند و تاكيد داشتند كه اگر جهاد فيسبيلالله ميتواند برخي اوقات به معناي جنگ براي حفاظت كردن از زندگي و دين انساني باشد [اما] جهاد ارزشمندتر جهاد عليه افسارگسيختگي وسوسههاي نفس اماره است. اين فضائل به تمامي مسلمانان به عنوان سرمشقها و منابع الهام ياري رسانده و در سطوح متفاوت از ظاهريترين تا باطنيترين آن جامه عمل به تن كرده است. متون برجسته و كلاسيك علم اخلاق اسلامي، همچون آثار قشيري و غزالي، كه هنوز هم بهطور گسترده خوانده ميشود، شرح و تفسير فضائل اخلاقي و معنوياي هستند كه مسلمانان معتقدند پيامبر اسلام(ص)به نحو اكمل صاحب آنها است. در كنار اينگونه آثار، يك طيف از <سيرهنويسي نبوي> وجود دارد كه مبتني بر واقعيت دروني پيامبر(ص)و ويژگي اخلاقي ايشان است. اين تذكرهنويسيها با نوع خاصي از <زندگاني و بيوگرافي مسيح> كه در غرب به نوعي براي امكانپذير كردن تأسي و تبعيت از مسيح(ع)به نگارش درآمده قابل قياس است.
پيامبر و كلام و فقه اسلامي
تمام مكاتب فقهي اسلامي، چه شيعه و چه سني، متفقالقولند كه سنت و حديث پيامبر اسلام(ص)بهعنوان مهمترين منبع فقه اسلامي بعد از قرآن[به مسلمانان] ياري ميرساند. در اسلام حتي يك پيامبر هم توسط خودش قانونگذار دانسته نميشود بلكه نهايتا تنها خداوند شارع و قانونگذار است. اگرچه مسلمانان معتقدند كه پيامبر اكرم(ص)به عنوان فرستاده خدا ميدانست اراده الهي بر چه چيز دلالت دارد تا در فقه اسلامي تدوين و لحاظ شود. بدين خاطر است كه اعمال و داوريهاي قضايي پيامبر(ص)بعدها نقشي ضروري در تدوين فقه اسلامي(شريعت)بين مكاتب متنوع حقوقي بازي كرد. مسلمانان معتقدند كه نهتنها پيامبر(ص)كلام خداوند را در صورت قرآن براي جهانيان آوردهاند بلكه يك قانون الهي مخصوص اسلام را نيز عرضه داشتهاند؛ قانوني كه ريشههايش كاملا در قرآن جاي دارد اما بدون قول و فعل پيامبر(ص)تبلورش ممكن نيست. الهيات كه برخي اوقات كلام خوانده ميشود، به مثابه يك شاخه علمي در اسلام همان نقش مركزياي را كه در مسيحيت دارد، دارا نيست. اگرچه معمولا كلام را در منابع غربي به <الهيات اسكولاستيك> برگرداندهاند،[اما] اعتقاد عمومي اين است كه كلام توسط عليابنابيطالب(ع)پايهريزي شده و بهواسطه ايشان اصولش در تعاليم نبوي جاي گرفته است. در عين حال تمامي مكاتب كلامي از يك طرف به پرسش از وحي و ربط ميان سخنان پيامبر(ص)با حقايق ديني ميپردازند و از طرفي ديگر در مورد اين حقايق بحث عقلاني ميكنند. مضاف بر اين، اگر الهيات درنظر گرفته شده تفكر ديني عمومي باشد باز هم در اين صورت آموزههاي نبوي محوريتر است. هرگز يك متفكر ديني مسلمان وجود ندارد كه به شدت تحت تاثير سخنان رسول خدا(ص)قرار نگرفته باشد؛ حضوري كه در تمام اشكال آموزههاي ديني در سرتاسر جهان اسلام حس ميشود. از اين رو تفكر ديني اسلامي بدون پيامبر(ص)قابل تصور نيست؛ درست همانطور كه الهيات مسيحي بدون عيسي مسيح(ع)غيرقابل تصور است.
پينوشتها:
1) لازم به ذكر است جناب آقاي دكتر نصر از آنجا كه اين مطلب را براي مسيحيان نگاشتهاند در سراسر مقاله خويش و در اين دو قسمت كه ترجمهاش را مطالعه ميفرماييد براي فهم بهتر ايشان از تفكر اسلامي از مثالها و قياسهايي مأنوس با ذهن ايشان استفاده كردهاند.
2) muhammadan character
3) ظاهرا بايد مراد جناب آقاي دكتر نصر، انتصاب پيامبر عظيمالشان اسلام(ص)به مقام نبوت باشد.
منبع:
encyclopedia Britannica/seyyed hossein nasr/Muhammad (the ethical and spritual character of Muhammad,Muhammad and Islamic law and theology)