باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 20 اسفند 1388 كاربران برخط 24 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
فلسطينيان و سه بحران
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: بلال - الحسن

منبع: سایت - مرکز اطلاع رسانی فلسطین - تاريخ شمسی نشر 21/10/1385

 
 

عرصه فلسطين اكنون با سه بحران روبرو است. نخستين و مهم ترين بحران، اشغالگري "اسرائيل" و جنايت هاي مستمر و بي امان اين رژيم عليه ملت ستمديده فلسطين است. كشتار فلسطينيان سياست اصلي رژيم صهيونيستي براي تعامل با فلسطينيان است و تخريب خانه هاي فلسطينيان يك حمله نظامي معمولي در هر روز نظاميان صهيونيست است، بازداشت فلسطينيان هم منظم و گسترده ادامه دارد. جهان مدت زيادي در برابر اين جنايت هاي وحشيانه و بي امان سكوت كرده است، اما اخيرا صداهايي از طرح يك ابتكار بين المللي جديد از سوي گروهي از كشورهاي اروپايي از جمله اسپانيا و ايتاليا و فرانسه به گوش مي رسد كه هدف از آن احياي مذاكرات براي يافتن راه حلي براي مشكل طولاني و پيچيده در فلسطين است.

همچنين اخباري از مطرح شدن درخواست ها براي ارسال نيروهاي بين المللي به نوار غزه براي حمايت از فلسطينيان در برابر سركوبگري "اسرائيل" و حمايت از "اسرائيلي ها" در برابر عمليات مقاومت در برابر اشغالگران صهيونيست منتشر شده است.

اما در آمريكا و "اسرائيل" كه به شدت با نقش آفريني مجامع بين المللي ديگر خواه از طريق طرح ها و خواه با برگزاري كنفرانس هاي بين المللي يا ارسال نيروهاي بين المللي مخالفند، زمزمه هايي از سر شرم و حيا درباره لزوم طرح يك ابتكار و يافتن راه حل هاي سياسي جديد يا فعال كردن مجدد تماس ها و از سرگيري ملاقات ها آن هم فقط براي رفع خستگي، مطرح شده است. به رغم همه اين فعاليت ها، مسأله هنوز در حد يك پيشنهاد يا رد آن باقي مانده است و تنها چيزي كه همچنان ادامه دارد، جنايت ها و كشتارهاي اشغالگران است.

از محافل خبري هم شنيده مي شود كه هدف از اين تحركات بين المللي تلاش براي متوقف ساختن شليك موشك هاي قسام به سوي شهرك هاي اشغالي يا جلوگيري از تجهيز حماس به سلاح هاي پيشرفته از طريق مرز صحراي سيناست. اما با نگاهي به جنايت هاي صهيونيست ها، در مي يابيم كه اين تجاوزات و جنايت ها همه جانبه است و فقط به نوار غزه محدود نمي شود، زيرا در كرانه باختري هر روز شاهد كشتار مردم و تخريب خانه ها و دستگيري فلسطينيان هستيم و گاهي شدت اين تجاوزات از نوار غزه هم بيشتر است.

روند شهرك سازي و غصب و مصادره اراضي فلسطينيان در اين منطقه و اطراف قدس هم به شدت ادامه دارد و اين امر چنان گسترده است كه مي تواند هر مذاكره اي را حتي پيش از آغاز به شكست بكشاند. نمي توان تاثيرات بحران اشغالگري "اسرائيل" بر ساير بحران هاي فلسطين را كم دانست.

بحران دومي كه عرصه فلسطين با آن روبه رو است، بحران تشكيل كابينه وحدت ملي و محاصره ظالمانه و شديد و بي سابقه وضع شده عليه فلسطينيان است. افكار عمومي جهان هر از چند گاهي از جزئيات مذاكرات جاري براي تشكيل كابينه اخباري مي شنود، اما روند اين مذاكرات چندان اميدبخش نيست. فهم اين نكته كه فلسطينيان چگونه با مشكلات و رنج هاي ناشي از تجاوزات اشغالگران صهيونيست و جنايت هايشان، همزمان با اختلاف و مجادله بر سر كابينه جديد، برخورد مي كنند، مشكل است. شهروندان فلسطيني در روزنامه ها مي خوانند كه مذاكرات بر سر برنامه هاي كابينه و نام نخست وزير و سهم هر گروه در حكومت و چگونگي توزيع پست ها و سهم هر گروه در سازمان هاي مختلف سياسي و اداري و آغاز مذاكرات بر سر بازسازي ساف، در جريان است. هنگامي كه يك شهروند از اختلافات ميان فلسطينيان آگاه مي شود و جزئيات را مي فهمد حق دارد كه اين هم خشمگين شود و بگويد كه از اين مسأله سر در نمي آورد، زيرا حقيقتي ناديده گرفته شده است و هيچ كس نمي خواهد به اين امر اقرار كند و هيچ كس تمايلي به بررسي مستقيم آن ندارد.

آري، فلسطينيان بر سر اين جزئيات با هم درگير هستند و حال آنكه موضوعي كه بايد مورد توجه و اهتمام جدي قرار گيرد تا به وسيله آن بتوان به همه پرسش هاي معلق مانده، پاسخ داد "پروژه (آرمان) ملي فلسطين"است. زيرا اختلاف ميان حماس و فتح در اصل اختلاف بر سر اين جزئيات نيست، بلكه اختلاف بر سر نوع تعريف هر يك از اين گروه ها از آرمان ملي فلسطين است، اما هيچ كس نمي خواهد اين موضوع را در دستور كار مذاكرات قرار دهد و هميشه به جاي آن به مسائل فرعي پرداخته مي شود و جزئيات هم در يك دور باطل قرار دارد، زيرا توافق بر سر اين جزئيات به اين پرسش پنهان پاسخ دهد كه آرمان ملي فلسطين با كدام تعريف بايد در دستور كار آينده قرار گيرد. جنبش فتح هنوز توافق اسلو را طرح ملي فلسطين مي داند، زيرا آن را زمينه ساز تأسيس دولت فلسطين قلمداد مي كند. در مقابل، جنبش حماس توافق اسلو را يك طرح شكست خورده مي داند و بر اين باور است كه مشكلاتي كه اكنون فلسطينيان با آن روبه رو هستند، محصول همان توافق شكست خورده است. حماس همچنين بر اين باور است كه "اسرائيل" با تشكيل يك دولت فلسطيني موافق نيست و همچنان بر سيطره بر قدس و نيمي از كرانه باختري اصرار مي ورزد و بالاترين امتيازي كه مي دهد تقسيم كار در ميان فلسطينيان در باقي مانده اراضي براي فلسطينيان است. طبيعي است كه حماس نيز آرماني ملي متناسب با تعريف ويژه خود دارد كه در آن به رسميت شناختن "اسرائيل" مردود است. اين جنبش مصداق واقع گرايي را پذيرش تشكيل دولت مستقل فلسطين در اراضي اشغالي 1967م. بدون وجود شهرك هاي اشغالي مي داند و بر برقراري آتش بسي دست كم ده ساله مي داند.

اگر فتح آرمان ملي را بر مبناي امكان اجراي توافق اسلو و جنبش حماس توافق اسلو را شكست خورده مي داند زيرا "اسرائيل" عملا با آن مخالفت كرده است، بنابراين اين دو جنبش نمي توانند درباره تشكيل دولت وحدت ملي مذاكره كنند، مگر آنكه موضوع اصلي اختلاف را دستور كار مذاكرات قرار دهند. تا زماني كه اين دو جنبش از اين امر خودداري مي كنند، مذاكراتشان هم به مسائل فرعي محدود خواهد بود و هر يك از طرف ها تلاش مي كند كه بازي را در دست داشته باشد تا آنكه برنامه اش از بين نرود و برنامه ديگري جايگزين نشود.

به سبب فقدان گفت و گو بر سر مسأله اصلي و حقيقي، گاهي با مواضعي مواجه مي شويم كه درك آنها مشكل است. براي نمونه دو طرف اعلام مي كنند كه بر سر سند وفاق ملي (سندي كه اسيران تدوين كردند و اندكي تغيير يافت) به توافق رسيده اند و آن را به مبناي برنامه سياسي كابينه پذيرفته اند. ناظران گمان مي برند كه يك مانع بزرگ از سر راه برداشته شده است، اما اندكي بعد مشخص مي شود كه موضوع به توضيح بيشتر نياز دارد و آن هم در دستور رئيس تشكيلات خودگردان به فرد مورد نظر براي پست نخست وزيري تشريح خواهد شد! البته در اين نامه حتما مسائلي كه از نظر محمود عباس بسيار مهم است مطرح مي شود و در نامه عباس براي معرفي اسماعيل هنيه براي تشكيل كابينه گذشته نيز منعكس شده بود و البته كسي به آن توجه نكرد.

در نمونه ديگري، اعلام شده است كه كابينه وحدت ملي فقط قوه مجريه خواهد بود و هدايت امور سياسي و مذاكرات بر عهده محمود عباس خواهد بود، زيرا او رئيس سازمان آزاديبخش است و فقط او اجازه مذاكره دارد. ناظران گمان مي برند كه يك مانع بزرگ ديگر هم از سر راه برداشته شده است، اما در همين حال حماس درخواست آغاز مذاكرات براي پيوستن اين جنبش به سازمان آزاديبخش را كه در توافقات قاهره از سوي گروه هاي فلسطيني پذيرفته شده بود، مطرح مي كند؛ در چنين وضعي برخي جنبش حماس را به مانع تراشي بر سر راه اجراي توافقات متهم مي كنند. يك بار ديگر اوضاع به جاي اولش باز مي گردد. به خاطر همه اين موارد است كه ما مي گوييم كه براي دستيابي به يك توافق حقيقي ميان فلسطينيان موضوع اصلي و اساسي به مناقشه گذاشته شود، يعني موضوع احيا و بازسازي آرمان ملي فلسطين به ويژه پس از تحولاتي كه توافق اسلو ايجاد كرد در غير اين صورت اختلافات داخلي ميان فلسطينيان هر روز بزرگ تر خواهد شد. البته بايد در نظر داشته باشيم كه اين بحران هم ناشي از بحران اول و مهم يعني بحران اشغالگري "اسرائيل" و جنايت هاي مستمر اين رژيم است.

سومين بحراني كه فلسطين با آن مواجه است، بحران جنبش فتح است كه نتايج آن بر تمام فلسطين اثر مي گذارد. اين بحران به تحولات نسل جديد و جوان درون اين جنبش گروه خورده است، زيرا اين نسل خواهان حضور در مراكز تصميم گيري است. ما اين خواسته را حق اين نسل مي دانيم و رهبران تاريخي فتح بايد زمينه هاي سازماني مناسبي براي حضور اين نسل در عرصه فراهم كند تا اين نسل بتواند خود را نشان دهد تا براي رهبري آينده آماده شود، اما نمي توانيم دو خطر مهم را كه به سبب اظهارات و اقدامات برخي از نمايندگان اين نسل به وجود آمده است، ناديده بگيريم و به آن هشدار ندهيم. آنها بايد خيلي زود به خود آيند و به نقد دروني بپردازند تا اين دو خطر از آنان دفع شود:

خطر اول، مفاهيمي است كه آنها براي توجيه مطالبات خود مطرح مي كنند. اين مفاهيم بيشتر براي ايجاد تفرقه و اختلاف بكار گرفته مي شود كه تقسيم گروه ها به داخل و خارج و ايده جنگ نسل ها و كهولت رهبران از آن جمله مفاهيم است. اين مفاهيم هم سازمان فتح را دچار اختلاف و دو دستگي و تفرقه مي كند و هم ملت فلسطين را و به جايي منتهي مي شود كه رهبري تاريخي را كه همين نسل جديد دستاوردهاي آنها را شعار خود قرار داده اند، متهم مي سازد.

خطر دوم، خودداري اعضاي برجسته اين نسل از تشريح مواضع سياسي خود در قبال مسائل مهمي است كه فلسطين با آن مواجه است. اين سكوت از طريق اقداماتي (مانند سند ژنو) كه هم منطق سياسي و هم نظر مردمي آن را مردود مي داند، تعبير مي شود. همزمان احتمالاتي مطرح شده است كه نشان مي دهد برخي از عناصر مهم اين نسل (نسل جديد اعضاي فتح) در توطئه هاي خطرناكي عليه ملت فلسطين و آرمان آن نقش دارند و همين عناصر در گسترش هرج و مرج و ناامني ها دست دارند تا زمينه انقلابي داخلي فراهم گردد كه اين نسل طي آن بتواند بر جنبش فتح و قدرت در تشكيلات خودگردان سيطره يابد. براي برطرف شدن اين ترديدها نيز جز اتخاذ مواضع سياسي روشن و آشكار و فعاليت در يك ساختار سازماني يا سياسي قانوني راه ديگري وجود ندارد. همين بحران نيز البته از بحران اشغالگري "اسرائيل" و جنايت ها و كشتارهاي مستمر اين رژيم سرچشمه گرفته است.


 

 

    52 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه ای:
●   فلسطين 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:21/10/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب