| با برخاستن زمزمه انتخابات زودهنگام در اسراییل، رقابت های حزبی وارد دور تازه ای شده و می رود تا آرایش سیاسی جدیدی را در این رژیم رقم بزند.
حزب حاكم(كاديما) كه پرونده اي آكنده از ناكامي هاي سياسي و نظامي دارد، اميدي به صعود مجدد به اريكه قدرت ندارد و ميراث آريل شارون توسط بازماندگان او همچون ايهود اولمرت و تسيپی ليونی برباد رفته است. اکنون به کادیما با آن که اکثر اعضای آن از لیکود برخاسته اند، به عنوان یک حزب چپگرا نگریسته می شود که تحت نفوذ هم ائتلاف خود یعنی حزب کار قرار گرفته است.
اما در مقابل حزب دست راستی ليكود كه در واقع خاستگاه كاديما محسوب مي شود، اميد زيادي به دردست گرفتن قدرت دارد. بنيامين نتانياهو رهبر افراطي ليكود از هم اكنون خود را نخست وزير جديد اسراييل مي خواند و بارها تصريح كرده است كه ملت اسراييل به ليكود بازخواهد گشت. نظرسنجي ها هم نشان مي دهد ليكود كه در حال حاضر تنها ده درصد از كرسي هاي پارلمان اسراييل را در اختيار دارد، حداقل به 25 درصد اين كرسي ها دست خواهد يافت. اين در حالي است كه رهبران قديمي اين حزب همچون ژنرال عوزي ديان و يوسي بيليد و موشه يعلون و دان مريدور كه محبوبيت خاصي در ميان اسراييلي ها دارند، در حال بازگشت به عرصه سياسي هستند.
حتی یوفال رابین فرزند اسحاق رابین ـ که قربانی اردوگاه چپ محسوب می شود ـ به طرفداری از نتانیاهو برخاسته و برخی دیگر از چپگرایان قصد پیوستن به لیکود را دارند. این بدان معناست که برخی از رهبران سیاسی احزاب اسراییل، بیش از آن که پای بند به اصول حزبی باشند، با نوعی فرصت طلبی، به احزاب قدرتمند و پیروز تمایل نشان می دهند.
ساير احزاب دست راستي و ديني همچون مفدال و اسراييل بيتنا(اسراييل خانه ما) و شاس هم با ليكود ائتلاف كرده و پيش بيني ناظران آن است كه راستگرايان اكثر كرسي هاي پارلمان را بدست آورده و در نتيجه قدرت را در اسراييل در دست خواهند گرفت. صعود راستگرايان تا آن جاست كه ايلي يشاي رهبر شاس(كه همواره يك حزب كوچك و باجگير بوده است) اعلام مي كند كه شاس پس از انتخابات آتي تبديل به دومين قدرت سياسي در اسراييل خواهد شد.
اما در اردوگاه چپگرايان وضعيت اميدبخشي به چشم نمي خورد. حزب كار به عنوان قديمي ترين و بزرگترين حزب چپ که از دهه بیست قرن گذشته بر جنبش صهیونیسم سیطره داشته است، دچار آشفتگي و تزلزل شده و ايهود باراك رهبر اين حزب قدرت مانور سياسي خود را از دست داده است. باراك كه زماني به عنوان آقاي امنيت اسراييل معروف بود، پايگاه اجتماعي خود را تا حد زيادي از دست داده و جاي خود را به قهرمانان راستگرا داده است. از طرفي بسياري از رهبران كهنه كار اين حزب صحنه سياسي را ترك كرده و اختلافات داخلي به طور گسترده اي دامان اين حزب را فراگرفته است.
حزب چپگراي ميرتس هم كه طي دهه هاي گذشته نمادي از ميانه روي و عقلانيت صهيونيسم محسوب مي شد، در حال حاضر دچار بحران رهبري شده و زعماي بزرگي چون شولاميت الوني و يوسي ساريد و ران كوهين را از دست داده است.
تحليلگران اسراييلي انزواي رهبران چپگرا را نشاني از دور تازه تحولات سياسي و اجتماعي در اسراييل مي دانند. مهمترين مشخصه اين تحولات، گرايش عمومي اسراييلي ها به سوي راستگرايي افراطي و نوعي فاشيسم است كه تئوري بازگشت به دوران صهيونيسم كهن را تداعي مي كند.
اين گرايش فراتر از شخصيت ها و احزاب است و مي رود تا تبديل به يك فرهنگ عمومي در داخل اسراييل شود. اگر زماني جامعه اسراييل و نخبگان اين رژيم گزينه سازش و تنازل را براي خروج از بحران امنيتي و هويتي خود برگزيدند و حتي آريل شارون به عنوان نماد اقتدار و نظاميگري رژيم صهيونيستي حاضر به خروج از نوار غزه شد ، اما در شرايط فعلي اسراييلي ها ترجيح مي دهند هويت خود را با بازگشت به آرمان ها و سنت هاي قديمي صهيونيسم بازيابي كنند، آرمان هايي كه در راستگرايي و گرايش هاي ديني و تندروي و خشونت تجلي يافته است.
يكي از دلايل اين تحول، شكست اسراييل و ارتش اسطوره اي اين رژيم در جنگ سي و سه روزه در برابر حزب الله لبنان و نيز ناكامي در برابر مقاومت داخلي در فلسطين مي باشد و طبيعي است كه مردم اسراييل در زير چتر شعارهاي افراطي شخصيتي همچون نتانياهو گرد آيند تا مگر مجد برباد رفته حكومت عبری و ارتش اسطوره ای آن را بازيابند.
نكته دیگر آن است که چپگرایی در اسراییل بیش از آن که منشا اقتصادی و اجتماعی داشته باشد، صبغه سیاسی یافته است و چپگرایان به عنوان داعیان سازش شناخته می شوند. اکنون اسراییلی ها احساس می کنند از روند سازش به رهبری چپ طرفی نبسته و گمشده خود را در راست می جویند. از این روست که «زئيف شترنهل» یکی از تحلیلگران چپگرای اسراییلی گفته است: اردوگاه چپ ـ اگر نگوییم در حال مرگ است ـ حداقل در حال افول است و راستگرایان رو به شکوفایی هستند و در این میان چپگرایان باید تنها خود و عملکرد خود را سرزنش کنند.
صعود راستگرايان به قدرت، روند سازش در منطقه را با مشكلاتي مواجه خواهد كرد و همان گونه كه اميد اعراب را به پيشبرد اين روند كمرنگ مي كند، كار رييس جمهور جديد آمريكا باراك اوباما را هم دشوار خواهد ساخت. اوباما هر چند با اسراييل ائتلافي ناگسستني دارد، اما از طرفي ملزم به پيگيري برنامه هاي حزب دمكرات خواهد بود كه بر ادامه روند سازش در خاورميانه اصرار دارد.
از سويي ظهور گرايش هاي افراطي در اسراييل، فرهنگ مقاومت در منطقه را تحكيم خواهد كرد و جنبش هاي انقلابي و جهادي بالنده خواهند شد. شايد پيش بيني جنگ تازه اي در منطقه از سوي اسراييل بعيد باشد، اما بي ترديد جنبش هايي چون حزب الله و حماس بيش از گذشته بر مواضع اصولي خود پافشار كرده و بر آمادگي خود خواهند افزود.
در هر حال تحليلگران مسايل اسراييل معتقدند فراز و نشيب هاي حزبي در اسراييل يك پديده عادي است و قدرت سياسي در اين رژيم، همواره ميان احزاب بزرگ راست و چپ در گردش بوده و گاه هم ناچار به تشكيل دولت ائتلافي شده اند.
فرهنگ اسراييلي ها هم متاثر از مواضع و برنامه هاي احزاب در حال تغيير و تحول است. اما به نظر مي رسد اين بار تحولات خارجي بيش از گذشته اين فرهنگ را تحت تاثير قرار داده است، فرهنگي كه بار شكست ها و بحران هاي سنگين چند سال اخير را بر دوش مي كشد، اما همچنان در صدد بازيابي هويت و نجات كيان مجعول خود مي باشد. |