هرمنوتيك طى چند قرن اخير توانسته است به عنوان يك دانش يا فن مستقل، جايگاه ويژهاى در حوزه تفكر بشرى پيدا كند و امروزه متفكّرين برجسته فراوانى در اين خصوص به تأمّل و پژوهش، اشتغال دارند. افزون بر اينكه هرمنوتيك در قرن بيستم توانسته است دستاوردهاى خود را به ديگر حوزههاى دانش همچون فلسفه، الهيات، نقد ادبى، علوم اجتماعى و فلسفه علم سرايت داده و پرسشها و بحثهاى نوينى را در آن عرصهها پى افكند.
اين نوشتار با هدف ارائه تصويرى اجمالى از ماهيت و قلمرو هرمنوتيك به مباحثى چون سير تاريخى، تعريف، اهداف و بررسى جايگاه هرمنوتيك در مقايسه با ديگر شاخههاى معرفتى مىپردازد و در ادامه چالشهايى را كه هرمنوتيك معاصر در حوزه تفكر دينى ايجاد مىكند بررسى مىكند.