باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 2 فروردين 1389 كاربران برخط 87 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
بازسازی سیاست(3)
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
مسیری که رئیس جمهور جدید ایالات متحده باید بپیماید


انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، که مدتی به یکی از مهم ترین مسائل بین المللی تبدیل گردید، سرانجام با پیروزی باراک اوباما به پایان رسید. میزان توجه جامعه جهانی به این انتخابات بی تردید به دلیل تأثیری است که اقدامات واشنگتن بر سیاست های سایر کشورها در سراسر جهان دارد، به طوری که تمام کشورهای جهان به نوعی درگیر این وضعیت هستند.


سیاست مداران درباره نتیجه این انتخابات و مسیری که رییس جمهور جدید ایالات متحده باید بپیماید، تحلیل های گوناگونی بیان داشته اند که مقاله حاضر یکی از این موارد می باشد. «ریچارد هالبروک»، معاون وزیر امور خارجه در دوران ریاست جمهوری کارتر که خود از جمله دموکرات های آمریکاست به بیان دیدگاه های خود پرداخته است. این مقاله که اندکی پیش از برگزاری انتخابات نگاشته شده، ضمن دفاع از مواضع باراک اوباما و نقد دیدگاه های نومحافظه کارانه مک کین به بیان بایسه های سیاست های خارجی آمریکا در عصر پسابوش پرداخته است. بخش سوم و پایانی این مطلب را با هم می خوانیم.

 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 21/08/1387 - به نقل از مجله فارز افرز، سپتامبر و اکتبر 2008

   ● نويسنده: ریچارد - هالبروک

مترجم: كيانوش - كياكجوري

 
 

جنگی دیگر


گرچه مک کین و اوباما نسبت به اهمیت «جنگ دیگر» - که در افغانستان در جریان است - توافق دارند اما این به تنهایی کافی نیست. سیاست کنونی آمریکا در افغانستان شکست خورده است. رأی دهندگان آمریکایی باید در این خصوص که نامزدهای ریاست جمهوری چه کاری انجام خواهند داد جزئیات بیشتری را بشنوند.


سئوالی که از مک کین پرسیده می شود این است که اگر جنگ عراق ادامه یابد منابع مورد نیاز بیشتر از کجا تأمین خواهد شد؟ اوباما به دست کم 10 هزار نیروی بیشتر متعهد است.


از زمان پیروزی نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا که موفق به خارج ساختن طالبان از شهرهای افغانستان شدند، طرح اساسی آمریکا و جدول زمانبندی در افغانستان به سبب حوادث پیش بینی نشده و سیاست های نابجا، معکوس گردید. سال گذشته این مصیبت تنها از طریق اعزام نیروی اضافی توسط انگلیس، کانادا، فرانسه و آمریکا به طور موقت به تعویق افتاد. اکنون مسیر درست، افزایش نیروهای ناتو نیست گرچه نیروهای بیشتر برای بخش های شرقی و جنوبی این کشور مورد نیاز است. طالبان نمی تواند در افغانستان پیروز شود. تاکتیک های تروریستی و خاطرات «سال های سیاه» آنان بسیاری از افغان ها را نسبت به آنها منزجر کرده است. اما این بدان معنا نیست که به طور کامل شکست خورده باشند، بلکه به سبب زنده ماندن و ایجاد خشونت های پی در پی، طالبان به اهداف مهمی دست یافته است.


دولت مرکزی در رویارویی با چالش هایی که طالبان به وجود آورده (جلوگیری از موفقیت دولت مرکزی، ایجاد محدودیت و مشکل برای شمار زیادی از نیروهای ناتو، جمع کردن گروه های جهادی از سراسر دنیا برای جنگ در یک جبهه بی ربط و عجیب و غریب) نشان داده که نمی تواند به آسانی مسیر خود را طی کند. در ضمن، جامعه بین المللی، مجموعه ای گسترده و نامتوازن از سازمان های غیردولتی، آژانس های بین المللی و سازمان های دو جانبه، تاکنون اقدامات مثبت زیادی انجام داده اند، اما عجیب این که گاهی با ایجاد یک وابستگی بیش از حد به خارجی ها برای انجام خدماتی که کابل قادر به انجام آنها نیست، اهداف خود را تحلیل می برند.


اوضاع در افغانستان بسیار ناامید کننده است. اما از آنجا که جنگ وارد سال هشتم خود شده است، آمریکا باید حقیقت را بگوید: این جنگ زمان زیادی طول خواهد کشید - طولانی تر از طولانی ترین جنگ آمریکا در تاریخ یعنی 14 سال جنگ با ویتنام. با توجه به چهار مشکل عمده، حصول موفقیت نیازمند سیاست های جدیدی است. نواحی قبیله نشین پاکستان، مالکان مواد مخدر که بر سیستم افغانستان حاکم هستند، پلیس ملی و عدم صلاحیت و فساد موجود در دولت افغانستان، همه بیانگر چالش های دشوار و بزرگی هستند؛ اما دشوارتر از همه پناهگاه های شورشیان در نواحی قبیله ای غرب پاکستان است. آینده افغانستان تنها با اقدامات ضد شورشی تأمین و محافظت نخواهد شد. این امر همچنین نیازمند توافقات منطقه ای است که به همسایگان افغانستان فرصت نظارت و کنترل بر این توافقات را بدهد. این توافقات باید ایران، چین، روسیه و هند را در بر گیرد، اما مهم ترین همسایه این کشور البته پاکستان است که ثبات یا عدم ثبات آینده افغانستان در گرو سیاست ها و اقدامات آن است. اتخاذ سیاستی مناسب در قبال پاکستان برای دولت آینده کاملاً حیاتی و بسیار دشوار خواهد بود. ادامه وخامت اوضاع در نواحی قبیله ای، تهدیدی جدی را نه تنها به افغانستان بلکه به دموکراسی سکولار جدید پاکستان تحمیل می کند و این امر رییس جمهور بعدی را با یک چالش فوق العاده مواجه می سازد. همان گونه که مقاله اخیر روزنامه نیویورک تایمز بیان می دارد: «این موضع به نحو فوق العاده ای روشن است که دولت بوش در حالی از قدرت کناره گیری می کند که القاعده به نحو موفقیت آمیزی دوباره پایگاه های خود را از افغانستان به نواحی قبیله نشین پاکستان منتقل کرده است، و در واقع توانایی خود را برای حمله از این منطقه از نو احیا و پیام خود را به شبه نظامیان سراسر دنیا مخابره نموده است.


 


دستور کار اضافی


تمرکز بر روی برخی مسائل عمده به این معنا نیست که سایر مسائل نادیده گرفته شود. مسائلی که برای مدت طولانی فراموش شده اند اغلب در رأس دستور کار سیاسی ظهور خواهند کرد. سومالی، بوسنی، کامبوج، دارفور، میانمار، تبت و زیمبابوه نمونه هایی از این دست هستند. بنابراین حتی هنگامی که یک دولت جدید شروع به برخورد با این قوس بحران کند باید توجه مناسبی را هم به مسائلی که می توانند به آسانی آن را به کام خود فرو برند، معطوف سازد، نظیر کاری که روآندا در دوران کلینتون درسال 1994 انجام داد که توجه رییس جمهور به بوسنی متمرکز بود.


سودان یک نمونه خوب در این خصوص است. علاوه بر آن که بحران دارفور عمیق تر شده است و زمانی هم به عنوان یک موفقیت دولت بوش تلقی می شد، اما اکنون شرایط در خطر سقوط قرار دارد. این امکان وجود دارد که شرط کلیدی آن (انتخابات ملی) نادیده گرفته شود یا بطور کلی رد شود. در سال 2010 این احتمال وجود دارد که سودان دوباره درگیر یک نبرد عمده میان شمال - جنوب با خطر طولانی دخالت همسایگان آن شود. جلوگیری از تحقق چنین سناریویی تلاش های شدیدی تحت رهبری آمریکا و اتحادیه آفریقا را می طلبد و مشارکت و حمایت فعالانه چین را هم نیاز دارد.


روابط آمریکا با جهان اسلام نیازمند توجهی ویژه است. تلاش های انجام شده برای تشویق مسلمانان میانه رو به برخورد با تندروها، تاکنون جواب نداده است. یک رویکرد سازنده و جدید به دیپلماسی عمومی باید توسعه یابد. در این میان یک مشکل عجیب وجود دارد که بوسیله «دستور کار دموکراسی» طی شش سال گذشته تحمیل شده است. دفاع نامناسب و ناشیانه دولت بوش از حقوق بشر اساسی یکی از مهم ترین مفاهیم مقدس این کشور را فاسد کرده است. بوش رؤیای دموکراسی را به وسیله مرتبط کردن آن با توسل به قدرت نظامی آمریکا، وسیله آزار و اذیت قرار داده است. فشار وارد ساختن به سایر کشورها برای پذیرش جنبه های ظاهری یک سیستم پیچیده و ظریف حکومت، مسیری نیست که ارزش ها و امنیت ملی آمریکا را ارتقاء دهد. اما این هدف درست است و نباید متوقف شود. دولت بعدی آمریکا در حالی که از توسعه شکل دموکراتیک حکومت، همراه با تحول یک فرهنگ سیاسی تکثرگرا، حکومت قانون، و بهبود شرایط مادی بویژه از طریق ایجاد شغل، حمایت می کند باید تمرکز زیادی روی حقوق و نیازهای اساسی بشر نیز داشته باشد.


اگر پیشرفتی در این حوزه ها صورت گرفت، دموکراسی در پی آن خواهد آمد؛ به طوری که این کشورها با حمایت آمریکا برای خودشان تصمیم خواهند گرفت. این درسی است که از شیلی، اندونزی، فیلیپین، کره جنوبی، تایوان و چندین دموکراسی جوان در آفریقا بدست آمده است.


در آفریقا بود که بوش بزرگ ترین موفقیت خود را بدست آورد - برنامه ضد ایدز وی یکی از سیاست های دو حزبی طی هشت سال گذشته بوده است. ایالات متحده از سال 2003 بیش از 13 میلیارد دلار برای این برنامه صرف کرده است. این برنامه تاکنون زندگی بیش از یک میلیون نفر را حفظ کرده و سایر کشورها را برای انجام چنین برنامه ای تشویق نموده است. اما سیاست آفریقایی دولت بوش در ابعاد اقتصادی، استراتژیک و زیست محیطی به نحو قابل توجهی نقص داشته است. دولت آمریکا در استقرار ابزارها و شیوه های کشورداری به منظور از توان انداختن چرخه درگیری ها و خشونت در آفریقا شکست خورده است. این سیاست در کشورهایی مانند سودان، جمهوری کنگو، زیمبابوه و شاخ آفریقا ناکام مانده است.


دنیا نیازمند یک استراتژی برای پایان بخشیدن به منازعات آفریقا است و این استراتژی باید شامل یک رویکرد سیاسی برای حل منازعات باشد. دولت بعدی آمریکا باید به این بحران ها توجه کند و حمایت متحدان خود و اتحادیه آفریقا را در این مسیر بسیج نماید.


دولت بوش در بحران بعد از انتخاب کنیا نقش مفیدی را ایفا نمود (اوباما هم این کار را انجام داد و مصاحبه ای نیز با رسانه های کنیا و صدای آمریکا داشت)، اما در هیچ جای دیگر این قاره، دولت آمریکا نفوذ چندانی ندارد. سازمان ملل یک بازیگر کلیدی است اما ایالات متحده باید هدایت تلاش ها را جهت اخذ منابع بیشتر برای نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در آفریقا برعهده بگیرد.


در آمریکای لاتین، ایالات متحده باید تردید گسترده نسبت به رهبری آمریکا را رفع نماید - اما نه بوسیله تعهدات نامعقول برای حذف فقر و نابرابری یا متوقف کردن قاچاق مواد مخدر و جرائم شایع.


بزرگ ترین کمکی که رییس جمهور جدید برای محقق ساختن عدم یکپارچگی طولانی مدت و قرارداد اجتماعی در آمریکای لاتین می تواند انجام دهد، احیا مجدد قرارداد اجتماعی در داخل است. اصلاح وضعیت مهاجرت و سیاست هایی برای کاهش تنش اقتصادی، از ارائه بهداشت عمومی گرفته تا ایجاد سرمایه گذاری عمده در بخش های آموزش و صنعت، مسیر مطمئنی را برای احیای مجدد حمایت عمومی از آمریکا - که اکنون به شکل همگرایی دوفاکتو با آمریکای لاتین است - خواه از طریق سرمایه گذاری، تجارت یا فرهنگ فراهم می سازد.


برای پیشبرد منافع آمریکا، این کشور نیازمند روابطی متفاوت با مکزیک و روابطی استراتژیک با برزیل است - در خصوص مکزیک، تجارت شکوفا در امتداد یک مرز 2000 مایلی، شبکه های جمعیتی وسیع و آسیب پذیری مشترک به خاطر وجود سندیکاهای جرائم سازمان یافته جاری، نیازمند توجه مداوم رییس جمهور است؛ همان گونه که بوش قول انجام آن را داده بود اما قادر به انجام آن نبود.


در برزیل - نهمین قدرت اقتصادی جهان، بزرگ ترین تولید کننده اتانول و غذا در جهان، یک غول نفتی پدیدار شده، یک قدرت هسته ای بالقوه و یک ساطع کننده بزرگ گاز گلخانه ای - رییس جمهور جدید، می تواند یک شریک را برای پیشبرد ابتکار عمل های کلیدی جهان، کمک به تعریف شکل نهادهای چند جانبه، و اقدام به عنوان یک متحد دیپلماتیک در مواجهه با چالش های منطقه ای شدید، پیدا کند.


 


رهبری یک جهان چند قطبی


آمریکا یک غول ناتوان نیست که به گوشه تاریخ پرت شده باشد، و آمریکا هنوز قدرتمندترین کشور روی زمین است و با توجه به محدودیت های مسلم و قطعی، هنوز می تواند به سرنوشت خود شکل داده و نقش رهبری را در جهان چند قطبی بازی کند. آمریکا هنوز هم می تواند زمام امور را برای مقابله با مشکلات بسیار شدید جهان بدست گیرد (آن گونه که بوش این کار را تنها در یک مورد یعنی ایدز انجام داد).


مسائل زیادی وجود دارند که منتظر رسیدگی هستند. ایالات متحده هنوز بزرگ است. آمریکا مستحق رهبری شایسته مردمش است، رهبری که غرور کشور و حساسیت هدف را حفظ خواهد کرد. این وظیفه باید از داخل کشور آغاز شود اما دنیا منتظر و شاهد خواهد ماند.


 


یکبار در قدرت...


این یک حقیقت مسلم تاریخی است که آنچه نامزدهای ریاست جمهوری درباره سیاست خارجی می گویند همواره یک راهنمای واقعی برای آنچه که آنها بعد از انتخاب شدن انجام خواهند داد، نیست. نکات تاریخی در این خصوص از میان هزاران نمونه وجود دارند که به شرح ذیل است: قول "فرانکلین روزولت" در سال 1940 مبنی بر عدم اعزام فرزندان شما به جنگ های خارجی، اظهارات "لیندون جانسون" در سال 1964 که وی نیروی زمینی به ویتنام اعزام نخواهد کرد. قول و تعهد "رونالد ریگان" مبنی بر ارتقاء روابط آمریکا با تایوان تا وضعیت «رسمی»، تعهدات سال 1992 کلینتون برای اتخاذ مواضع قوی در خصوص بوسنی و ایستادگی در برابر«چین خونریز»، تعهد بوش در سال 2000 مبنی بر دنبال کردن یک سیاست خارجی «بسیار معمولی» که هرگز آمریکا را درگیر ملت سازی نخواهد کرد. اگر نامزدی چنین موضعی اتخاذ کند تا به کاخ سفید راه یابد، تصمیم او اشتباه است. ماندن در چنین جایگاهی صراحتاً غیرمسئولانه است.


منافع ملی باید بر اظهاراتی که طی مبارزات تبلیغاتی گفته می شود اولویت داشته باشد. با این وجود، مهم نیست که معکوس شدن مواضع مبارزات تبلیغاتی تا چه اندازه برای هر سیاستمداری دردناک است و به طور مسلم توسط مخالفان وی بدون توجه به شرایط استفاده خواهد شد. (یک تجربه به یادماندنی در این رابطه دخالت من در تعهدات مبارزه انتخاباتی سال 1976 کارتر مبنی بر عقب نشینی کامل نیروهای زمینی از کره جنوبی بود، تعهد و التزامی که وی اندکی بعد از انتخابات به طور علنی اعلام داشت. من خلاف آن دلیل آوردم. اما به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور آسیا و اقیانوس آرام، من باید به طور علنی از آن حمایت می کردم و تحت راهنمایی "سایروس ونس" وزیر امور خارجه و "هارولد براون" وزیر دفاع برای معکوس کردن این تعهد هر چه سریع تر اقدام کردیم. که در نهایت بعد از دو سال دشواری در تابستان سال 1979 انجام شد.)


سرنوشت نهایی آنها هر چه باشد، مواضع مبارزات تبلیغاتی راهنمای کلیدی اولویت ها و تفکرات هر یک از نامزدها است. از این رو بررسی دقیق آنها ارزشمند خواهد بود.



 

    286 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   انتخابات ریاست جمهوری آمریکا – سال 2008 
●   سیاست خارجی آمریکا 

افراد و مشاهير
●   اوباما   باراک

عناوين مرتبط
●  بازسازی سیاست(2) 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:21/08/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب