باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 92 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
کودکانه هاي شعر قيصر امين پور
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: مسعود - بينش

ارسال كننده: مسعود بينش

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 07/08/1387

 
 
زنده ياد قيصر امين پور کتابي دارد به نام "شعر و کودکي". قيصر را کتاب هاي متعددي است به نثر و به شعر. اين از کتاب هاي منثور اوست که در آن کوشيده است نسبت تفکر کودکانه و تخيل شاعرانه را بدست دهد. در نيمي از کتاب، او با استناد به آراء و انديشه هاي ژان پياژه، روانشناس برجسته معاصر، ويژگي هاي عمده کودکي را، که بيشتر متعلق به کودک تا هفت سالگي است، ارائه مي دهد و در نيمي ديگر، اين ويژگي ها را، که در پنج دسته خودميان بيني، جاندار پنداري، بازي، زبان و بالاخره کشف فضا، زمان و عدد تفکيک شده است، در شعر شاعران قديم و معاصر، از مولوي و سعدي و حافظ و نظامي و صائب تا پروين و نيما و فروغ و سپهري و اخوان و شفيعي کدکني و طاهره صفارزاده و مشيري و شاملو جستجو مي کند و در هر زمينه، نمونه ها و مثال هائي را مطرح مي سازد. قيصر در اين کتاب، به تعبير خودش، نه سوداي مکتب سازي در سر دارد و نه هوا و ادعاي نظريه پردازي در دل. او تنها درصدد بيان اين واقعيت است که شاعر، دست کم در هنگام سرودن شعر، از روي اختيار، نوعي بازگشت به کودکي را تجربه مي کند. او به دنبال بررسي اين پرسش است که آيا شعر نوعي بازگشت به کودکي است؟ و در کتاب خود مي کوشد که پاسخي مثبت بدان دهد بدون آن که در مقام داوري برآيد و بخواهد ارزش شعر را تنها در ترازوي اين نگاه بگذارد و بسنجد.

من نيز از سر اظهار ارادت و به پاس زنده نگاهداشت ياد و نام آن قيصر شعر معاصر ايران، سيري گذرا و کوتاه در کودکانه هاي شعر او انجام داده ام و برخي تجليات بازگشت به کودکي را در اشعار او آورده ام؛ آن هم با الهام از ايده هاي قيصر در کتاب "شعر و کودکي". از اين روي، اين نوشته در دو بخش سامان يافته است: اول، مروري بر نظريه اي که قيصر در آن کتاب ارائه داده، به همراه نمونه هائي که از شاعران گذشته و معاصر آورده است؛ و دوم، نمونه هائي که من از کودکانه هاي شعر او گرد آورده ام.

 

بخش اول

 

تحول شناخت کودک

مراحل تحول شناخت کودک از ديدگاه ژان پياژه، روانشناس معاصر کودک عبارت است از:

1. دوره حسي ـ حرکتي (دو سال اول زندگي)

2. دوره عمليات عيني:

الف. مرحله پيش عملياتي (دو تا هفت سالگي)

ب. مرحله عمليات عيني (هفت تا ۱۲ـ۱۱ سالگي)

3. دوره عملياتي صوري (قياسي) (۱۲ تا ۱۵ سالگي)

 

ويژ گي هاي فکري و رفتاري کودک

ويژگي‌هاي مهم تفکر و رفتار کودک، بويژه تا هفت سالگي عبارت است از:

1. خودميان‌بيني

2. جاندار پنداري

3. بازي

4. زبان

5. کشف فضا، زمان، عدد

 

خودميان‌بيني

قابل توجه‌ترين مشخصه کودک پيش عملياتي، خودميان‌بيني است. کودک به طور دائم سئوال مي‌کند و اصرار دارد متکلم وحده و محور همه چيز باشد. خودميان‌بيني، هسته مرکزي ويژگي‌هاي تفکر کودک است. کودک، جهان را تنها مشاهده و تقليد نمي‌کند بلکه تفسير مي‌کند. کودک فيلسوفي است که جهان را به گونه‌اي که تجربه کرده است درک مي‌کند. قيصر امين‌پور مي‌گويد: اگر در اين جملات، کلمه کودک را برداريم و به جاي آن شاعر را بگذاريم تفاوتي حاصل نخواهد شد و باز هم همه جملات درست خواهد بود: از وحدت درون شاعر با جهان بيرون گرفته تا درک اشياء جهان چنان که خود مي‌بيند و تفسير شخصي از جهان و دعوت ديگران به نگاه کردن از پنجره ديدگاه شخص خود. کودک خود را مرکز کائنات مي‌داند. او انتظار دارد که بزرگترها همه چيزها را دقيقا همانطور که او مي‌بيند مشاهده کنند. شاعر نيز با بازگشت به کودکي، خود را مرکز عالم مي‌بيند. امين‌پور از باغ درخت شعر، ميوه‌هائي به عنوان جلوه‌هاي گوناگون خودميان‌بيني و بازگشت به کودکي در شعر برمي‌چيند و عرضه مي‌کند.

مولوي:

اي آسمان که بر سر ما چرخ مي‌زني در عشق آفتاب، تو همخرقه مني

نيما:

خانه‌ام ابري است

يکسره روي زمين ابري است....


نگران با من استاده سحر

صبح مي‌خواهد از من

کز مبارک دم او آورم اين قدم به جان

باخته را بلکه خبر

شفيعي کدکني:

وقتي حضور خود را دريافتم

ديدم تمام جاده‌ها از من

آغاز مي‌شود

قيصر امين‌پور هدايائي را که مولوي از نگاه شبان، در شعر "موسي و شبان"، براي محبوب خود برمي‌گزيند تا نثار او کند، همه را از روي خودميان‌بيني مي‌داند.

 

جاندارپنداري

شاعرـ دست‌کم در زمان سرودن ـ همه اشياء را زنده مي‌پندارد و از زبان و به زبان آنها سخن مي‌گويد. به آنها شخصيت انساني مي‌بخشد. از جمله، شخصيت و حالات خود را به اشياء تسري مي‌دهد. در اشياء حلول مي‌کند و روح اشياء را در خويش حلول مي‌دهد. امين‌پور نتيجه مي‌گيرد: پس آيا شاعر در هنگام سرودن شعر کودک نمي‌شود؟ يا دست کم کودکانه نمي‌انديشد؟

سعدي:

به پاي سرو در افتاده‌اند لاله و گل


يکي قطره باران ز ابري چکيد

پروين:

گفت با زنجير در زندان، شبي ديوانه‌اي

شفيعي کدکني:

به کجا چنين شتابان؟

گون از نسيم پرسيد

طاهره صفارزاده:

قورباغه‌ها

در باغ کوچک همسايه

خوابشان را تعريف مي‌کنند

 

بازي

از ديدگاه پياژه، هنر و مخصوصا شعر، نوعي برگشت به بازي‌هاي کودکانه است. بازي نمادين طوطي در داستان "طوطي و بازرگان" مولوي از اين نمونه است.

سپهري:

در ميان دو درخت گل ياس، شاعري تابي مي‌بست.....

مشيري:

تاب مي‌خورم

تاب مي‌خورم

مي‌روم به سوي مهر

مي‌روم به سوي ماه

در کجا به دست کيست

بند گاهواره‌ام

 

زبان

کودکان زبان خاص خود را دارند. شعر و زبان کودکانه شبيه است. شاعران، مثل کودکان، گرچه از همين کلمات زبان مشترک استفاده مي‌کنند ولي معاني متفاوتي رادر نظر دارند.

مولوي:

حرف و صوت و گفت را بر هم زنم

تا که بي‌اين هر سه با تو دم زنم

من چو لب گويم، لب، دريا بود

من چو لا گويم، مراد الا بود

کودک با همه چيز از جمله خودش سخن مي‌گويد. شاعر نيز تک‌گويي مي‌کند. تخلص شاعران رايج‌ترين صورت اين معناست:

حافظ سخن بگوي که بر صفحه جهان

اين نقش ماند از قلمت يادگار عمر

شاعر گاه مانند کودک با خود سئوال وجواب مي‌کند:

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآيد

گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآيد

گاه لفظ و ساختار معنائي هر دو کودکانه است:

شاملو:

پريا گشنه تونه؟

پريا تشنه تونه؟

نمي‌گين گرگه مياد مي‌خوردتون؟

نمي‌گين ديوه مياد يه لقمه خام مي‌کندتون؟

گريز از هنجارهاي دستوري و انحراف از استانداردهاي زبان در شعر شاعران، مثل سخن کودکان وجود دارد.

شاملو:

تو ناگهان زيبا هستي


و ما همچنان دوره مي‌کنيم

شب را و روز را

هنوز را

فروغ:

آن قدر مرده‌ام

که هيچ چيز مرگ مرا ديگر

ثابت نمي‌کند

گاه نيز مانند کودکان، شاهد مصوت‌ خاص يا موسيقي يا تکرار اصوات و حتي مهملات يا هيچانه‌ها در زبان شاعر هستيم.

مولوي:

اي مطرب خوش قاقا، تو قي قي و من قوقو

تو دق دق و من حق حق، تو هي هي و من هو هو

شفيعي کدکني:

چپو چپو، چ چ، چه چه، چپو چپو، چه چه

سپهري:

مي‌بويم بو آمد از هر سو هاي آمد هو

آمد من رفتم او آمد او آمد او

 

کشف فضا، زمان، عدد

در ذهن کودک، مفهوم فضا و زمان در هم آميخته است. شاعر نيز به هنگام سرودن شعر و بازگشت به کودکي، گاه چنين حالتي دارد.

مولوي:

شبم چو روز قيامت دراز گشت ولي

دلم سحور تو خواهد، سحر چه سود کند؟

صائب:

غافل کند از کوتهي عمر شکايت

شب در نظر مردم بيدار بلند است

سپهري:

کودک از باطن حزن پرسيد:

تا غروب عروسک چه اندازه راه است؟

 

نسبت کودکي و خلاقيت

کودکي عالي‌ترين دوره خلاقيت است. اين سخن ژان پياژه است. او مي‌گويد: آرماني که من شخصا سعي مي‌کنم بدان نايل آيم کودک ماندن تا پايان زندگي است. مولوي در "فيه ما فيه" راز نوآوري‌هاي مداوم خود را در همين کودکانگي مي‌داند زيرا در چشم کودک همه چيزهاي هستي شگفتي‌زا و حيرت‌آور است. ميان تفکر کودکانه و تخيل هنرمندانه شباهتي است، از اين رو قيصر امين‌پور مي‌گويد: شايد بتوان گفت که در کودک، تفکر عين تخيل است اما در شاعر، تخيل همان تفکر کودکانه است.

در همه شعرها، جلوه‌هايي از تفکر کودکانه را مي‌توان کشف کرد زيرا همين که پاي خيال و صور خيال و بازي‌هاي زباني و نمادين و.... پيش بيايد نوعي بازگشت به کودکي صورت گرفته است. او شعر "کسي که مثل هيچ‌کس نيست" فروغ را، يکي از روشن‌ترين جلوه‌هاي شاعرانه بازگشت به کودکي مي‌داند، هم در ساخت و هم در درونساخت.

بازگشت شاعر به کودکي تا حدودي اختياري، آگاهانه و از سر کمال و پختگي است نه در اثر نقص يا خامي تفکر. هنر، برداشتن همين گام بلند است: از بزرگسالي به کودکي. همين که بزرگسالي نقش کودک را بازي مي‌کند هنر ايجاد مي‌شود. هنر اين است که کسي هنر کند و چيزي بيافريند که نيست و به چيزي يا جاهائي برگردد که الان نيست. اگر قرار باشد که هر کودکي بدون هيچ تلاشي يک هنرمند بالفعل و کامل باشد پس کودک در کودک بودن هيچ هنري نکرده است.

 

بخش دوم

فهم نسبت شعر و کودکي در آثار قيصر امين پور کار مشکلي نيست زيرا تعداد قابل توجهي از کتاب ها و اشعار او اساسا براي نوجوانان سروده شده و واجد ويژگي هاي روشن در بازگشت به کودکي است. از جمله اين آثار مي توان از "منظومه ظهر روز دهم"، "مثل چشمه، مثل رود" و بويژه " به قول پرستو" نام برد. اما در ساير مجموعه هاي شعري او نيز، مشخصه هاي درهم آميختن تفکر کودکانه و تخيل شاعرانه بخوبي نمود دارد. روح ناآرام و جستجوگر قيصر هيچگاه کوچه ها و باغ هاي گتوند را از ياد نبرده بود. او گرچه در سفري مادي و دنيائي، از آن روستا به سواد اعظمي همچون تهران پا نهاده بود، اما سفرهاي معنوي و روحي بازگشت به کودکي در جاي جاي آثار قلمي او هويداست. او در اين سفرها، تخيل شاعرانه را با تفکر کودکانه عجين ساخته و نمونه هاي بسياري را از بازگشت به کودکي در شعر خود نمايان ساخته است. او در کتاب "شعر و کودکي" مثال هائي چند از ويژگي هاي اين بازگشت را در شعر شاعران قديم و جديد نشان داده است. و اکنون نمونه هائي چند از اين کودکانه ها را در شعر خود او جستجو مي کنيم.

 

خودميان‌بيني

کجاست جاي تو؟ ـ از آفتاب مي‌پرسم ـ

سئوال روشن ما را جواب لازم نيست

ز پشت پنجره برخيز تا به کوچه رويم

براي ديدن تصوير، قاب لازم نيست


ما رو به آفتاب سفر مي‌کنيم و بس

زين روي در قفاست همه سايه‌هاي ما

از: تنفس صبح

 


در خواب شبي شهاب پيدا کردم

در رقص سراب، آب پيدا کردم

اين دفتر پر ترانه را هم روزي

در کوچه آفتاب پيدا کردم

از: در کوچه آفتاب

 


تکيه داده‌ام

به باد

با عصاي استوائي‌ام

روي ريسمان آسمان

ايستاده‌ام

از: گلها همه آفتابگردانند

 


گر چه پرسش بي‌پاسخي است مي‌پرسم:

چرا هميشه چنان و چرا هميشه چنين؟

چرا زمين و زمان بي‌امان و بي‌‌مهرند؟

زمان زمانه قهر و زمين زمينه کين؟


لبريز ز سرمستي و سرريز ز هستي

درياي تلاطم شده‌ام در خودم امشب

در هر نفسم بوي گلي تازه شکفته است

يک باغ تبسم شده‌ام در خودم امشب

هم دانه دانايي و هم دام هبوطم

اسطوره گندم شده‌ام در خودم امشب


به باد حادثه بالم اگر شکست چه باک!

خوشا پريدن با اين شکسته بالي‌ها!

از: دستور زبان عشق

 


اي شما!

اي تمام عاشقان هر کجا!

از شما سئوال مي‌کنم


و قاف

حرف آخر عشق است

آنجا که نام کوچک من

آغاز مي‌شود!

از: گزينه اشعار

 

جاندار پنداري

تنها توجه به نام دو کتاب قيصر: "به قول پرستو" و " تنفس صبح"، خود گوياي روشن جاندارپنداري، و به تعبير خودش "تشخيص" اوست که از زبان پرستو مي گويد و صبح را صاحب نفس مي داند.

قطره‌اي از قلم به کاغذ ريخت

دفتر از درد بر خودش پيچيد


يک جوانه کوچک

زير خاک مي‌خنديد

در دل زمين رازي

مثل درد مي‌پيچيد


شبنم از روي برگ گل برخاست

گفت: مي‌خواهم آفتاب شوم

ذره ذره به آسمان بروم

ابر باشم، دوباره آب شوم


باد مثل بيد مي‌لرزيد

ابرها

پشت سر هم

سرفه مي‌کردند

ناودان‌ها

عطسه مي‌کردند

آسمان

انگار سرماه خورده بود!

از: به قول پرستو

 


چه اشکال دارد پس از هر نماز

دو رکعت گلي را عبادت کنيم؟

به هنگام نيت براي نماز

به آلاله‌ها قصه قربت کنيم؟

از: دستور زبان عشق

 


گل‌هاي خانه ترا مي‌شناسند

...

وقتي به سروقتشان مي‌روي

...

يا آبشان مي‌دهي

...

شمعداني

با مهرباني

دستي برايت تکان مي‌دهد

از: گلها همه آفتاب‌گردانند

 


چه شد؟ خاک از خواب بيدار شد

به خود گفت: انگار من زنده‌ام

دوباره شکفته است گل از گلم

ببين بوي گل مي‌دهد خنده‌ام!


چنين گفت در گوش گل، غنچه‌اي

نسيمي مرا قلقلک مي‌دهد

از: به قول پرستو

 


بيا به خانه آلاله‌ها سري بزنيم

ز داغ با دل خود حرف ديگري بزنيم

به يک بنفشه صميمانه تبريک گوئيم

سري به مجلس سوگ کبوتري بزنيم

از تنفس صبح


صبح از سفر سخت زمان مي‌آيد

زانسوي زمين و آسمان مي‌آيد

شب را به فراسوي زمين رانده به خشم

صبحي که نفس نفس زنان مي‌آيد

از: در کوچه آفتاب

 


قوم و خويش من همه از قبيله غمند

عشق خواهر من است، درد هم برادرم

از: دستور زبان عشق

 


در برکه خم شد روي عکس ماه در آب

نيلوفري، تا روي ماهت را ببوسد

از: گلها همه آفتاب‌گردانند

 


آسمان تعطيل است

بادها بيکارند

ابرها خشک و خيس

هق هق گريه خود را خوردند

من دلم مي‌خواهد

دستمالي خيس

روي پيشاني تب‌دار بيابان بکشم


صبح خورشيد آمد

دفتر مشق شبم را خط زد

پاک‌کن بيهوده است

زندگي را بايد

از سر سطر نوشت!


باران گرفت نيزه و قصد مصاف کرد

آتش گرفت و خنجر خود را غلاف کرد

گويي که آسمان سر نطقي فصيح داشت

با رعد سرفه‌هاي گران سينه صاف کرد


عمري بجز بيهوده بودن سرنکرديم

تقويم‌ها گفتند و ما باور نکرديم

از: تنفس صبح

 

تک گويي (سخن با خود)

درد، حرف نيست

درد، نام ديگر من است

من چگونه خويش را صدا کنم؟


مثل هميشه آخر حرفم

و حرف آخرم را

با بغض مي‌خورم

از: گزينه اشعار

 

بازي

شعر بلند و کودکانه "بال هاي کودکي" در کتاب "به قول پرستو" بازگشتي به گذشته با بال هاي کودکي است. در اين شعر، قيصر از بازهاي آن دوران يادي مي کند و شعرش را به هم بازي هاي ديروزش، بچه هاي خوب گتوند تقديم مي کند. اين شعر چنين آغاز مي‌شود:

باز آن احساس گنگ و آشنا

در دلم سير و سفر آغاز کرد

باز هم با دست‌هاي کودکي

سفره تنگ دلم را باز کرد

...


گاه پيدا و گاه پنهانند

بازي آفتاب و بارانند

سرخوشاني که در سماعي سرخ

پاي کوبان و دست افشانند

از: تنفس صبح

 


باد بازيگوش

بادبادک را

بادبادک

دست کودک را

هر طرف مي‌برد

کودکي‌هايم

با نخي نازک به دست باد

آويزان؟

از: دستور زبان عشق

 

لفظ و ساختار کودکانه

اشاره شد که برخي آثار قيصر اساسا براي نوجوانان نوشته شده و ساختار و مضمون آنها مملو از کودکانگي هاست. اوج شکوهمند اين بازگشت به کودکي را مي توان در شعر بلند "پيش از اين ها" در کتاب "به قول پرستو" ديد، که چنين آغاز مي شود:

پيش از اين ها فکر مي کردم خدا

خانه اي دارد کنار ابرها


درد اگر مرد است با دلي راست رويارو شود

پس چرا از پشت سر خنجر زد و نامرد شد؟

سر به زير و ساکت و بي‌دست و پا مي‌رفت دل

يک نظر روي تو را ديد و حواسش پرت شد

بعد هم تعبيد و زندان ابد شد در کوير

عين مجنون از پي ليلي بيابانگرد شد

کودک دل شيطنت کرده است يک دم در ازل

تا ابد از دامن پر مهر مادر طرد شد


من بودم و اوج بال من، کودکي‌ام

دريا دريا زلال من، کودکي‌ام

دنباله بادبادکي در کف باد

من بودم و بي‌خيال من، کودکي‌ام

از: دستور زبان عشق

 


طرح کمرنگي است در يادم هنوز

من به ياد دشت آبادم هنوز

خوب يادم هست من از دير باز

باز جان مي‌گيرد آن تصوير باز

گرگ و ميش صبح پيش از هر طلوع

قامت مرد دروگر در رکوع

خوشه‌ها را به نگاهش مي‌شمرد

داس را در دست گرمش مي‌فشرد

قطره قطره خستگي را مي‌چشيد

دست بر پيشاني دل مي‌کشيد

بافه ها را چون که در بر مي‌گرفت

خستگي‌ها از تنش بر مي‌گرفت

گاه دستي روي شبنم مي‌گذاشت

روي زخم پينه مرهم مي‌گذاشت

دشت داماني پر از بابونه داشت

پينه هر دست بوي پونه داشت

از: تنفس صبح

 


چرا مردم قفس را آفريدند؟

چرا پروانه را از شاخه چيدند؟

چرا پروانه‌ها را پرشکستند؟

چرا آوازها را سر بريدند؟


جوجه گنجشک گفت: مي‌خواهم

فارغ از سنگ بچه‌ها باشم

روي هر شاخه جيک جيک کنم

در دل آسمان رها باشم

از: به قول پرستو

 

در هم آميختن مفهوم فضا ـ زمان

اي لحظه‌ها چنين مگريزيد

تا عمري از هميشه بسازيم

از: تنفس صبح

 


اي ناب‌ترين معاني واژه خوب

اي جوشش خون گرمتان شهر آشوب

کس در سفر کدام منظومه شنيد

يک روز کند هزار خورشيد غروب؟

از: در کوچه آفتاب

 


قطار مي‌رود

تو مي‌روي

تمام ايستگاه مي‌رود

و من چقدر ساده ام

که سال‌هاي سال

در انتظار تو

کنار اين قطار رفته ايستاده ام

و همچنان

به نرده هاي ايستگاه رفته

تکيه داده‌ام!


من

سال‌‌هاي سال مردم

تا اينکه يک دم زندگي کردم

تو مي‌تواني

يک ذره

يک مثقال

مثل من بميري؟


بفرمائيد فردا زودتر فردا شود، امروز

همين حالا بيايد وعده آينده‌هاي ما


بي تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدند

سالها، هجري و شمسي، همه خورشيدند

سير تقويم جلالي به جمال تو خوش است

فصل‌ها را همه با فاصله‌ات سنجيدند

تو بيايي همه ساعت‌ها و ثانيه‌ها

از همين روز، همين لحظه، همين دم عيدند


کي مي‌شود روشن به رويت چشم من، کي؟

وقت گل ني بود هنگام رسيدن؟

از: دستور زبان عشق

 


گاهي

صد بار در يک روز مي‌ميرم

از: گزينه اشعار

 

گريز از هنجارهاي دستوري

در اين ويژگي کودکانه نيز، شعر قيصر در اوج است و نمونه هاي بسياري را مي توان سراغ گرفت که شاعر، همچون کودکان، در قيد هنجارهاي دستوري نمي ماند و معناي مورد نظر خود را اراده مي کند. انتخاب نام برخي کتاب هايش: "آينه هاي ناگهان"، "دستور زبان عشق" و "طوفان در پرانتز" نمونه هاي روشني از اين هنجارگريزي است.

اي شکوه بي‌کران اندوه من!

آسماندرياي جنگلکوه من!

از: دستور زبان عشق

 


او را چنان که خواست

با آن لباس سبز بکاريد

تا چون هميشه سبز بماند

تا چون هميشه سبز بخواند

او را

وقتي که کاشتند

هم سبز بود و هم سرخ

آنگاه

آن يار بي‌قرار

آرام در حضور خدا آسود

هر چند سرخ سرخ به خاک افتاد

اما

اين ابتداي سبز او بود


تو حجم بسته رازي، اگر درست بگويم

تو ارتفاع نمازي، اگر درست بگويم

از: تنفس صبح

 


آي

اي دريغ و حسرت هميشگي!

ناگهان

چقدر زود

دير مي‌شود

از: گزينه اشعار

 


من سرم نمي‌شود

ولي....

راستي

دلم

که مي‌شود؟


آسمان را.....

ناگهان آبي است!

از: گلها همه آفتاب‌گردانند


دست‌هاي

پر از خالي‌ام را

پيش روي همه مي‌تکانم

چکه چکه تمام دلم را

در دل بچه‌ها مي‌چکانم

از: به قول پرستو

 

تکرار مصوت ها و موسيقي

باران! باران! دوباره باران! باران!

باران! باران! ستاره باران! باران!

اي کاش تمام شعرها حرف تو بود

باران! باران! بهار! باران! باران


ديشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسي آبدار با پنجره داشت

يکريز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک، چک چک...... چکار با پنجره داشت

از: دستور زبان عشق

 

منابع( کتاب هاي قيصر امين پور):

1. شعر و کودکي

۲. تنفس صبح

3. گزينه اشعار

4. به قول پرستو

5. گلها همه آفتابگردانند

6. آينه هاي ناگهان

7. دستور زبان عشق
 

    1045 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   شعر معاصر ايران 

افراد و مشاهير
●  امين پور   قيصر

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:07/08/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب