تركيه از ديرباز يكي از بازيگران و رقباي اصلي دو قدرت ديگر منطقه قفقاز يعني ايران و روسيه بوده است. در طول چهارصد سال گذشته سلاطين عثماني عليرغم ترك مخاصمات مستقيم مرزي با ايران به دفعات بر سر قفقاز با ايران و روسيه جنگيده است.
حمايت عثمانيها از طوايف سني در شمال قفقاز در مقابل جنوب شيعهنشين كه پيوستگي جغرافيايي و وابستگيهاي ايدئولوژيك با ايران داشتند درگيريهاي نظامي در قفقاز را به روياروييهاي اعتقادي مبدل كرد.
تقويت اين استراتژي از سوي عثمانيها موجب تسريع حركت روسها به سمت جنوب و در نتيجه تضعيف بيشتر ايران در قفقاز و شكست در جنگهاي ايران و روس گرديد.
ديري نپاييد كه عثمانيها هم در نبرد با روسها شكست را پذيرفته و قفقاز را ترك كردند. از اين زمان تا جنگ اول جهاني كه دولت عثماني مجددا به دليل ضعف و شكست روسها در جنگ و انقلاب اكتبر دچار اضمحلال شدند، سپاه قفقاز خود را روانه باكو ساخت اما با شكست در جنگ اول جهاني باز هم مجبور به ترك قفقاز شد.
با فروپاشي شوروي تركها كه هنوز نگاه پان عثمانيستي خود را نسبت به قفقاز حفظ كردهاند با روش متفاوت و كاملا هماهنگ و در سايه حمايتهاي غرب وارد معادلات قفقاز و آسياي مركزي شده و بسياري از ظرفيتهاي اقتصادي و تبليغي خود را بسيج و به منطقه منتقل ساختند.
بيگمان در چنين شرايطي بهترين گزينه براي تغيير چهره قديمي قفقاز، بكارگيري الگوي حكومتي موجود در تركيه بود. اين سياست با هدف كاهش و محدودسازي تاثير ايران بر قفقاز مسلماننشين اتخاذ شد و حمايت مجموعه كشورهاي غربي و ناتو و روسها را به دنبال خود داشت. در سايه اين سياست هماهنگ صدها شركت تجاري ترك به قفقاز هجوم آورده و نبض تجارت و اقتصاد را در دست خود گرفتند.
دولت تركيه نيز با حمايتهاي سازمانيافته خود شركتهاي بيشتري را تشويق به حضور در قفقاز كرد. تاسيس فروشگاههاي زنجيرهاي بزرگ، امواج صدور كالاهاي مصرفي ترك، تامين مراكز درماني، مراكز مخابراتي، نيروگاهي و ايجاد رستورانهاي متعدد تركي و... از جمله فعاليتهاي اقتصادي تركها در قفقاز و به طور مشخص در جمهوري آذربايجان است.
بعلاوه در ابعاد آموزشي و تبليغي تركها مدارس و دانشگاههاي متعددي را ايجاد و در كنار اين مراكز، مساجد بسياري را در نقاط مختلف آذربايجان تاسيس كردهاند. راهاندازي حوزههاي علميه ديني، برپايي كلاسهاي آموزش ديني در مساجد و مدارس و همچنين اعزام دانشآموزان، دانشجويان و طلاب علوم ديني به دانشگاهها و مراكز آموزشي تركيه از جمله سياستهاي تبليغي و فرهنگي دولت تركيه براي آذربايجان بوده است.
بسياري از كتب مرجع اهل سنت و تفكرات سعيد نورسي و جريان تبليغي فتحالله گولن با سرمايههاي كلان در جمهوري آذربايجان چاپ و توزيع شده است. پشتوانه عظيم مالي شركتهاي تجاري ترك حامي اصلي اين نوع فعاليتها بوده است. در واقع يكي از وظايف عمده سرمايهداران ترك تامين منابع مالي فعاليتهاي تبليغي و فرهنگي است.
چنين وضعيتي در گرجستان نيز جريان دارد اگرچه رشد اقتصادي گرجستان بسيار ناچيز است اما بنادر و راههاي اين كشور مهمترين مسير انتقال كالاها و خدمات و ارتباط تركيه با شرق قفقاز است.
اساسا توجه به توسعه و بازسازي راههاي مواصلاتي همانند مسير راهآهن باكو – تفليس – قارص و ايجاد شاهراههاي ارتباطي ميان شرق و غرب كه بناي ارتباط چين با اروپا از مسير آذربايجان – گرجستان – تركيه را دارد، برخاسته از چنين نگاهي است بنابراين طبيعي است كه با بروز بحران در درياي سياه اين بازار بزرگ و پرمصرف دچار بحران شده و از اين محل اقتصاد و فراتر از آن سياستهاي تاريخي تركها در منطقه در معرض تهديد قرار گيرد.
از اينرو براي حفظ وضع موجود و تضمين منافع شكل يافته و سرشار خود در اين حوزه تركها طرح «اتحاديه قفقاز» را مطرح ساختهاند. بيگمان تركها به عنوان بازوي سنتي و قديمي ناتو در جنوب اروپا نقش تعريفشدهاي در بحران گرجستان داشتهاند. يك هفته پيش از حمله گرجيها به اوستيا نخستين بحران در منطقه از طريق انفجار خط لوله باكو – تفليس – جيحان در خاك تركيه زده شد.
اين حادثه البته زنگ خطري جدي براي دولت آذربايجان است كه دريابد خط لوله احداثي همواره دستخوش تحولات سياسي و بازيهاي پيچيده قدرتها بوده و هيچ تضمين امنيتي قابل اتكايي براي تداوم صدور نفت حتي از سوي نزديكترين متحد خود يعني تركيه وجود نخواهد داشت.
اكنون پس از توقف جنگ و آغاز دوره ديپلماسي پس از جنگ پروژه «پيمان قفقاز» از سوي دولت تركيه و با عضويت كشورهاي روسيه، تركيه، گرجستان، ارمنستان و آذربايجان مطرح ميشود. تركها با حذف نام ايران به عنوان يكي از اركان امنيت در قفقاز نشان دادند كه هنوز همانند دوره عثماني ايران را يك رقيب در قفقاز ميدانند و نه يك شريك.
اگرچه تحقق چنين طرحي با موانع و مشكلات بزرگ مواجه است، اما طرح اين موضوع از سوي دولت تركيه و حذف نام ايران از جمع كشورهاي منطقه ترديدهايي جدي را در تعريف جايگاه تركيه در تحولات منطقهاي و گرايشات اين دولت در دستهبندي قدرتهاي درگير در اين بحران به وجود ميآورد.
عليرغم خواست تركيه يا هر دولت و قدرتي، تاثير ذاتي و بنيادين ايران بر تحولات قفقاز غيرقابل انكار يا پنهانسازي است لذا تعريف جديد از امنيت و هر نوع ترتيبات امنيتي متفاوت با گذشته در قفقاز و تقسيم يا تحكيم منافع بازيگران سنتي در اين منطقه بدون در نظر داشتن جايگاه ايران ممكن نيست.
اگرچه «متيو برايزا» معاون وزير امور خارجه آمريكا و مذاكرهكننده ارشد گروه مينسك در مناقشه قرهباغ مخالفت دولت آمريكا با طرح تركيه را مورد تاكيد قرار داده است، اما حذف نام ايران از جمع كشورهاي ذينفوذ در تحولات قفقاز ماهيت آمريكايي اين طرح را آشكار ساخته است.
از سوي ديگر فقدان برنامه مدون و نگاه منسجم و ديپلماسي فعال و ارائه ابتكار از سوي ايران در قفقاز باعث گرديده است تا رقباي تاريخي ايران در قفقاز در جهت حفظ و تضمين منافع خود با قوت بيشتر حركت كرده و كماكان تلاش خود را بر محور حذف ايران از معادلات قفقاز متمركز سازند بنابراين امروز بيش از هر زمان ديگري نياز به تمركز، طراحي و اجراي ديپلماسي فعال و حذف عناصر مخل در تامين منافع ملي كشور از كاركردها در قفقاز و بكارگيري عناصر كارآمد در مسير تحقق منافع و تضمين و تامين پايههاي امنيت ملي در مرزهاي تماس در شمال و شمال غرب كشور احساس ميشود.