باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 2 آذر 1387 كاربران برخط 44 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
مولینكس زن را آزاد می‌كند
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
زنان، انبوهه و مالكیت


 

منبع: روزنامه - کارگزاران - به نقل از seminaire. samizdat. net

   ● نويسنده: آن - كرین

مترجم: پریسا - رشیدی

 
 

به مجله فیلسوفان سوئدی با عنوان «گالانتا» دعوت شده بودم تا مفهوم انبوهه را تفسیر كنم. سعی داشتم تا بر تاثیری كه این مفهوم بر مبارزات زنان داشته متمركز شوم، اجبار بیان افكارم به زبان بیگانه و در برابر غریبه‌ها، به من اجازه داده بود تا به لطف جنبش زنان فارغ از هر اشاره‌ای به مردانگی، به این مقوله بپردازم.

 

زن‌شدگی كار

اگرچه خود را چندان متخصص نمی‌دانم، می‌خواهم به شكلی شوخ‌طبعانه این موضوع را بررسی كنم كه «كار» به نوعی زن‌شدگی دچار شده كه از مدت‌ها پیش درباره آن قلم‌فرسایی شده و بر سر زبان‌ها افتاده است. این ایده زمانی به سراغم آمد كه در الجزیره به شال‌های صنعتی نگاه می‌كردم؛ شال‌هایی كه كارگران مرد برای رئیسان مرد خود تولید می‌كردند و آنها را به مردان سرپرست‌ خانواده‌ای می‌فروختند كه زنان‌شان به تن می‌كردند. پیش از صنعتی شدن، زنان این شال‌ها را خود و برای استفاده شخصی خود می‌بافتند. شال سنتی بسیار زیباتر از شال صنعتی‌ای بافته می‌شد كه آن زمان به توریست‌ها فروخته می‌شد. كارگری كه شال جدید را با ماشین می‌بافد تنها زمانی می‌تواند به شال سنتی دست یابد كه در انتهای تولید انبوهی از شال‌های جدید باشد، و به هر جهت شال جدید، حتی اگر به نظر او و زن‌اش زشت‌تر از شال سنتی ارزیابی شود، باز هم همان استفاده را دارد. به‌علاوه در بازار نیز پشم‌هایی كه با آن شال سنتی بافته می‌شد دیگر در دسترس نیست و بدین‌ترتیب شغل بافندگی از خانه‌ها كوچید.

جمعیت محلی نیز به تدریج از داشتن این شال‌ها محروم شد، شال‌ها اكنون برای آراستن شانه‌های بیگانگان رهسپار شده‌اند، زیرا بورژواهای بزرگ دیگر چنین شال‌های عامه‌پسندی را به دوش نمی‌اندازند. به زودی زمانی فرا خواهد رسید كه دیگر حتی یك زن هم قادر نخواهد بود شال‌های سابق را ببافد، و آن زمانی ا‌ست كه جامعه صنعتی ‌معیار گذشته را برای فروش شال‌های قالبی سابق بهتر بررسی كند و آنها نیز به شال‌های قدیمی اصیلی شباهت خواهند داشت كه دیگر در موزه‌ها به نمایش گذاشته شده‌اند. شال‌های جدید سنتی این قابلیت را خواهند داشت كه به لطف توریست‌های بی‌پول، بسیار گران‌تر از شال‌های صنعتی اولیه به فروش رسند، بنابراین شال‌ها برای كارگر و زن‌اش بیشتر از شال‌های اولیه در دسترس نیستند.

 

ارزش نامحدود كار زنده

 «مولینكس زن را آزاد می كند» و حتی مردان را در نبود ارزش كاری خود قانع می‌كند، این در حالی ا‌ست كه با خرید آن ابزار آزادی زن فراهم می‌شود. خریدن دیگر كافی نیست و زن باید خود در بهره‌برداری مشاركت كند تا از درون به ابزار رهایی‌بخش مجهز شود. كریستین ماراتزی در كتاب «جایگاه جوراب» (‌نشر اكلت، 2002) خاطر‌نشان می‌كند:

در كار خانگی ما با نوعی از كار خاص سر و كار داریم كه در بطن نظام پُست‌فوردیست* قرار گرفته و به معنی كار زنده است... كه امتداد خود را در درون‌اش می‌یابد... در واقع فناوری نقش كار زنده‌ای را كه توسط زنان تكامل می‌یابد كمرنگ نمی‌كند... ارزش‌ها، شاخص‌های فرهنگی‌ـ‌‌زیبایی‌شناختی (مثل تلاش مداوم برای اصلاح و انضباط بیشتر) سبب شده كه زن كار خانگی را در جهاتی دیگر هدایت كند... به جای هر 10 روز یك‌بار، هر دو روز یك‌بار راه‌ها را می‌زداید و صیقل می‌دهد، با كار كردن در بیرون از خانواده، در سر كار و در مدرسه، نیازهای مربوطه شوهر و فرزندان‌اش را رفع می‌كند. كار به او امكان حفظ و باز‌آفرینی روابط بیرونی او را باز‌آفرینی می‌كند.

پس كار زنده خانگی در چرخه اختصاصی یك متن ارتباطیِ عمومی باز تولید می‌شود، و حتی بدین‌وسیله است كه به معنای كار زنده در می‌آید، و همواره سرشار از نمادها، نشانه‌ها، تصاویر و نمایشی از این متن اجتماعی فرهنگی است. همچنین فعالیت خانگی زن توانایی‌های اساسی او را افزایش می‌هد، چون باید همواره با كار زنده برای نشانه‌ها و اطلاعاتی كه متن خانواده در آن گنجانده شده است، ایفای نقش كند...

بر‌خلاف همه نظریه‌های ارتقای فناوری، نه تنها كیفیت كار زنده كاهش نمی‌یابد بلكه بیشتر هم می‌شود. به موازات كاهش كار صنعتی، كار ارتباطی افزایش می‌یابد... كار «ذهنی و فكری» می‌شود. كار زنده كه در عین حال هم اسیر می‌كند و هم رهایی می‌بخشد، به باز‌آفرینی قانع نمی‌شود، نتیجه می‌گیرد، كشف می‌كند، زن‌بودگی را كه از متن اجتماعی وام گرفته و در حاشیه‌های حركت خود محدود شده است رسم می‌كند، تصویری خلق می‌كند كه می‌تواند با دسته‌بندی‌های بزرگ اجتماعی‌ـ‌اقتصادی همسو باشد بدون اینكه آنها را تقلیل دهد. باز‌آفرینی‌ای كه با كار زنان انجام می‌گیرد یك باز‌آفرینی ساده نیست، گسترده هم نیست، بلكه فعالیتی كاملا متفاوت است اما با نیاز خود و حوادث زندگی در ارتباط است كه اگر مثبت باشد به كاری رو به ترقی و اگر منفی باشد به بیكاری، حادثه و جنگ می‌انجامد.

عینیت كار زنان برای بهبود یافتن و تصدیق شدن بی‌شك به موقعیت اجتماعی شوهر بستگی دارد، اما وضعیت جستجو و میزان توجهی كه محرك آن است برای همه زنان یكسان است. فعالیت زنان ابتدا عبارت است از توان برقراری گفت‌و‌گو با هم‌جنسان خود، مثل زمانی كه از كارخانه خارج می‌شوند یا وقتی داخل كارخانه‌اند، یا در دفتر كار، مقابل مدرسه، در خوار‌بار فروشی، نانوایی یا در مراكز تجاری، با تلفن یا پای اینترنت است. همه این موقعیت‌ها برای گفت‌و‌گو مناسب‌اند و جوامعی كه هر دو جنس (مذكر و مونث) را در مداری موازی جای می‌دهند از این چرخه خارج نیستند. همچنین زنان هستند كه به خود ارزش‌هایی خاص خود می‌دهند، نگاه خاصی به جامعه دارند و به جستجوی آنانی هستند كه همین عقیده را دارند، برای نمایش خود، تهاجم یا مقاومت خود آماده می‌شوند. زنان كار می‌كنند تا روزمرگی را دگرگون كنند.

 

زنان نیمی از تولید انبوه را به عهده گرفته‌اند

تحولاتی نظیر روابط اجتماعی تولید، روابط كاری و ارتباط با مالك بیشترین حجم مشغولیات زنان را تشكیل می‌دهند.

تعیین هویت كارگر همواره به عنوان «رئیس خانواده» انجام گرفته است اما هنگام بررسی تحولات نیروی كار»، كه به زن نیز می‌پردازد، با زنی بیچاره و بیوه روبه‌رو می‌شویم كه همه تلاشش را به‌كار می‌گیرد تا كمبودها را جبران كند. این «نیروی (ی‌كار)» طبق فرضیه‌ها مردانه است، در حالی‌كه اولین مطالعات بر موضوع تقسیم كار، كه در كارخانه سنجاق‌سازی لگل در سال 1738 انجام شده، نشان می‌دهد كه همان كار می‌تواند به لطف ماشین‌ها، به‌وسیله زنان و كودكانی انجام شود كه مزد كمتری دریافت می‌كردند، این تحسین و تشویق ناملموسی است برای زنانی كه تولید انبوه دارند و محركی است كه تولید كنند و عرضه دهند.

این تولید انبوه زنانه همان چیزی بود كه شكارچیان زیاده‌خواه در اواخر قرن 16 و اوایل قرن 17، به دنبال‌اش بودند. دولت، خودكامگی‌اش را در بیشتر كشورهای اروپایی تحمیل می‌كرد. این تولید انبوه باعث ایجاد مرافعات و مشكلات اجتماعی زیادی شد. این مرافعات گریبانگیر مناطق كاتولیك‌نشین و پروتستان در فرانسه و به‌خصوص آلمان بود (یك نفر هر 10 هزار نفر آنها كه 80 درصد آن را زنان تشكیل می‌دادند، قربانی این جریان شدند.) رشد مالكیت خصوصی زمین، به معنای پایان یافتن امتیازات بهره‌جویانه‌ای بود كه اقتصاد قرن وسطی را شكل می‌داد. پیشرفت كارخانه‌ها و تولید پیشتاز صنعتی عده زیادی از روستانشینان را به سوی اقتصاد جدید هدایت كرد تا كار كردهای اجتماعی جدید را عهده‌دار شوند. زنان به تنهایی تاییدی بودند بر رقابت‌های مفید. تلاش می‌كردند تا در روزنه‌های اجتماع جدید نفوذ كنند، تا به تلاش‌های ارتباطی و جمعی خود معنا دهند تا كار خود را ارزشگذاری كنند و نشان دهند تنها آنانند كه می‌توانند افكارشان را بیان كنند. در عرصه اقتصاد كلان، این تولید انبوه كاملا مورد تایید قرار گرفت و با پول یا دستمزد به هر صورت پرداخت می‌شد. زنان دوره بحران را به سختی تحمل كردند و ماجراجویی روی بدش را نشان داد.

زنان، فعالیت انسانی را غیر قابل تقلیل به كالا می‌دانستند، چیزی كه آنها تولید می‌كردند در كنترل دولت بود، دولت هم محدودیت‌های از پیش‌تعیین شده مالك؛ از جمله حق تملك بی‌چون و چرا، را وضع می‌كرد. كار زنان در بنیان خود به نمایشی اقتصادی تبدیل شده بود، اهریمنی، روندی نزولی و محكوم به نابودی بود. علاوه بر این، منع كار تولید همواره برای زنان گویای این بوده كه در دوران باستان نمی‌توانسته‌اند حقوق سیاسی داشته باشند و اجازه نداشته‌اند تا در تولید موسسات كه پیامد آن هدایت شهرها در دوره قدیم بوده، شركت داشته باشند در حالی‌كه در شكل‌گیری تولیدات این موسسات (كه رشد و تكوین داشته‌اند) سهم‌ بسزایی داشتند. آزادسازی زنان مستلزم تغییر كار زیاد آنان است، كار باید انتزاعی‌تر شود تا آنان را از قید فرم‌های عینی نجات دهد و این تنها با چند لایگی كیفیت و چگونگی كار مجزا انجام‌پذیر است. هر زنی در میان دیگران نقش خاص خود را به‌عهده می‌گیرد، خود را از اطرافیانش جدا می‌كند، از همكارانش متمایز می‌شود تا جایگاه خود را مشخص كند، كاری مقلدانه و در عین حال با هدف خودش انجام می‌دهد، هر زنی در این كار در جست‌وجوی فردیت خویش است.

زن، گرفتار در زندگی زناشویی، در بند كار حقوق‌بگیری است. این كار اضافه زن را به فرمان خود در می‌آورد، هدایتش می‌كند و با حضورش زن محدود می‌شود، حالا زن، در مرزهای خشك و سختی اسیر شده، به روند اجتماعی شدگی و نهادهای كاری خو گرفته است. همه هنرش را به‌كار می‌گیرد تا در امكان‌هایی بی‌‌نهایت، وضعیتی مناسب انتخاب كند. این هنر، مستلزم كاری بسیار پیچیده و ظریف است كه زن باید در حین دغدغه‌های زندگی زناشویی خود به آن بپردازد. متن زندگی اجتماعی، اطلاعات زیادی ارائه می‌كند، اما این اطلاعات باید در روند كنش‌های متقابل به‌كار گرفته شود تا اعتبار خود را آشكار سازد.

ارونیگ گافمن از كنش‌های متقابلی صحبت می‌كند كه در آن توسعه و پیشرفت فنون، دیگر نابرابری‌ها را توجیه نمی‌كند. این چیدمان دوباره، مدلی است كه گافمن آن را “سنتی و مخصوص طبقات آبرومند» می‌داند. ولی از جهتی نامتقارن است چون مرد در آن اجازه دارد تا مداخله‌ای مستقیم، داشته باشد ولی به زن، تنها موقعیتی اجتماعی ارائه می‌كند مدرنیته قصد دارد كه به زن هم به حق مداخله مستقیم» داده شود.

 

فضاهایی كه كار اضافه می‌تراشند

خواسته ما، افزایش فضا است و داشتن قوانینی كه اجازه می‌دهند تا از معادلات جنسی و بازی‌های طبقات خارج شد، تا نفسی كشید تا از قواعد زناشویی و وام‌های فرساینده‌اش خلاص شد. زنان در زیر نقاب عشق زناشویی پنهان شده است، اتاقی كه از آن خود، بخششی است به شرط آنكه غذا بپزد، رفت و روب كند و تا زمانی كه تحت كنترل است، راهی به سوی آزادی نخواهد داشت. در اضافه كار زنانه اسیر خواهد بود، او هدایت می‌شود و راضی‌كننده است چون تا زمانی‌كه وضعیت مالی و مادی خود را به تنهایی تعیین و تجربه نكند، خطرناك نیست.

زوج كارگر، به خدمت نیاز تولید در آمده‌اند. زوج كارگر موظفند اجاره مسكن و همه امكاناتش را پرداخت كند، این قانونی است كه دولت آن را طی 20 سال و با تقلید از الگویی آمریكایی به ما تحمیل كرده است. در «شهرهای جهانی» نیازهای آقایان مالك تامین می‌شود، او مالك است، می‌خواهد خانه‌اش را چهار برابر قیمت به ما قالب كند و دوست دارد اخطارهایی دمِ خانه برسد كه از قِبل‌شان شش برابر بیشتر كاسب است. نقشه‌های پس‌انداز نقش بر آب می‌شوند. همكاری زن و مرد، زن با زن و مرد با مرد، همه برای دیدن هر چه بیشتر فضاهایی جدید از زندگی‌ای خیالی است، مسكنی كه در آن ماجراهایی جدید اتفاق می‌افتد. تنها تعدادی وارث از این ورطه بیرونند كه آنها هم خائنانه به طبقه‌ای از استثمار می‌پیوندند.

 

* نظام سلطه تولید اقتصادی مصرف‌گرایی است كه در كشورهای صنعتی‌شده، در قرن بیستم به وجود آمده است و در تقابل با فوردیسم (نظامی كه در كارخانه‌های اتومبیل‌سازی به‌وجود آمده و در آن كارگران در خط تولید كار می‌كند و همواره كارهای خاصی را تكرار می‌كنند) معنای اصلی و هدف پست‌ـ‌فوردیسم بسیار وسیع است و محققین درباره آن مجادله دارند. (ویكیپدیا)

 

    47 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   زنان (241)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:26/06/1387

تاريخ شمسی نشر:16/06/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب