باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 114 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تكان دادن جهان
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: نادر - شهريوري صدقي

منبع: روزنامه - کارگزاران

 
 

هدف ژرژ سورل «تكان دادن» جهان بود و نه «چیزی بیشتر» زیرا كه اعتقادی به چیز بیشتر نداشت و آن را افسانه تلقی می‌كرد. او آن چیز بیشتر را به خوشبینان می‌بخشید و خود آشكارا بدبینی را به خوشبینی ترجیح می‌داد، از نظرش آدم خوشبین نه تنها ساده‌لوح بلكه گاه نیز خطرناك هم می‌شد. به اعتقاد او «در دوره وحشت آنها (خوشبینان) كه بیشتر خون ریختند، دقیقا همانهایی بودند كه بزرگ‌ترین آرزویشان این بود كه انسان‌ها از عصر طلایی كه خوانش را می‌دیدند، لذت ببرند» (1). به عبارت دیگر در انتظار عصر طلایی آن هم در این دنیا، بلاهتی را طلب می‌كند كه آن نیز در ساده‌لوحان بیشتر از بدبینان یافت می‌شود. از نظر سورل، یك علت عمده در ممانعت از تحقق عصر طلایی همانا وجود مانع‌های بزرگ است؛ مانع‌های بزرگی كه امكان رفع آنها اساسا منتفی است، زیرا كه این موانع از جنس زندگی بشری هستند و مادامی كه زندگی جریان داشته باشد، این موانع كماكان وجود خواهند داشت و موقعی این موانع از بین می‌روند كه حادثه‌ای عمومی و همگانی دامن همه را بگیرد؛ یعنی جهان كهنه به كلی تغییر كند و فصل كاملا جدیدی در تاریخ جهان آغاز شود كه در این صورت مسئله شكل‌ دیگری پیدا می‌كند. اما نگاه آدم بدبین طور دیگری است «... آدم بدبین تغییرات اجتماعی را پیشروی به رهایی می‌داند (عبارتی كه سورل از بلیز پاسكال، فیلسوف مذهبی سده هفدهم گرفت) این مفهوم دقیقا هم به مانع‌های بزرگ پیش‌رویمان هم به اعتقاد بزرگ به ضعف طبیعی خودمان مشروط است» (2). اصطلاحا پیشروی به سوی رهایی همچنین مشابه مفهوم حد در ریاضیات است. مفهوم حد در ریاضیات یعنی میل كردن عددی به نقطه‌ای بدون رسیدن به آن نقطه، به عبارت دیگر قضیه اساسی اصلا «نرسیدن به مقصد» است. سورل اما این مسئله را به‌صورت دیگری نیز ارائه می‌دهد، یعنی آن را در قالب یكی از بحث‌بر‌انگیز‌ترین نوكیشان كاتولیك سده نوزدهم، كاردینال جان هنری نیومن (j. H. Newman) كه در توضیح و معرفی این كاردینال می‌نویسد: «... این یهودی سرگردان را كه می‌توان نماد عالی‌ترین آرزوهای نوع بشر دانست كه محكوم شده است بدون استراحت همیشه راه برود (3) آن نماد عالی‌ترین آرزوهای نوع بشر كه بلافاصله تاكید می‌شود كه می‌بایستی بدون استراحت همیشه راه برود، همانا طنز قوی‌ای است كه در عین حال ریشه در اساسی‌ترین وجه اندیشه سورل دارد. در واقع فكر سورل آن است كه «عالی‌ترین شكوه و عظمت اخلاقی راستین فقط آنگاه به دست می‌آید كه عملی بی‌وقفه و بدون استراحت و بی‌توجه به سودمندی آن انجام گیرد و لازمه عمل بی‌وقفه و بدون استراحت آن است كه مقصدی در كار نباشد مانند همان مفهوم حد ریاضی كه عدد به معنای حدی آن هیچ‌گاه به نقطه نهایی یا مقصد نمی‌رسد. در این صورت وقتی كه مقصود، مقصد نباشد هر عملی اهمیتش در خودش قرار گرفته می‌شود یا به‌عبارت دیگر هر عملی به‌خاطر خود آن عمل واجد ارزش تلقی می‌شود به‌دور از هر گونه محاسبه‌گری و چرتكه‌اندازی كه سورل آن را اخلاق حقیر بورژوازی تلقی می‌كرد.

اكنون به قضیه تكان دادن جهان باز گردیم، اگر كه به‌راستی مسئله صرفا تكان دادن جهان است و نه چیزی بیشتر (مازاد)، آنگاه سوال اساسی این است كه اصلا چرا باید جهان تكان بخورد؟ در حالی‌كه بنا هم نیست كه بر اثر تكان خوردن جهان، جهان تازه‌ای به‌وجود آید و علاوه بر آن وقتی هم كه اصلا بنا نیست كه به نتایج یا سودمندی عملی فكر كرد (زیرا كه اخلاق بورژواها است) آنگاه كاری به این بزرگی (تكان دادن) چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟ این تلقی به جهان، حداكثر زیبایی‌شناسانه است اما با نگاه صرف زیبایی‌شناسانه كه كاری صورت نمی‌گیرد، واقعیت آن است كه برای تغییر دادن جهان «زیبایی‌شناسی» نه تنها راه‌حل نیست بلكه خود بخشی از مسئله است. سورل اما طور دیگری به این موضوع فكر می‌كند، مقصود او از فعالیت برای تكان دادن جهان این است كه در هر حال منجر به «پیشرفت زیاد اخلاقی خواهد شد» (4).

علاوه بر آن «نكته» بحث‌بر‌انگیز سورل این استدلال است كه چندان اهمیت ندارد كه آیا اصلا می‌توان به رستگاری ‌رسید یا نه» (5). به عبارت دیگر برای او همان پیشرفت زیاد اخلاقی است كه اهمیت دارد كه آن‌هم بر اثر مبارزه‌ای پیگیر و طولانی و برای هدف ساخته شده‌ای به نام رستگاری صورت می‌پذیرد كه مهم نرسیدن به آن است.

بدین سان است كه او پیشرفت زیاد اخلاقی را نتیجه مبارزه برای تكان دادن جهان در نظر می‌گیرد، ‌یعنی زمانی كه برای تكان دادن جهان مبارزه می‌كنیم تنها زمانی است كه به پیشرفت اخلاقی نائل می‌آییم و همین هم كافی است. در شرایط فعلی نیز مبارزه علیه بورژوازی به رشد احساسات و اخلاقیاتی كمك می‌كند كه هم بالنده است و هم در بورژوازی غایب است. به این ترتیب مبارزه علیه بورژوازی پیشاپیش و قبل از هر چیز دیگری یك مسئله اخلاقی است. «علاوه بر این من به این سوال‌ها می‌اندیشم و قانع شده‌ام كه كار می‌تواند چون بنیادی برای فرهنگی باشد كه افسوس، دیگر در تمدن بورژوایی نیست. جنگی كه پرولتاریا باید علیه اربابانش برپا كند... برای پرورش احساسات متعالی درونی مناسب است؛ احساساتی كه امروزه كاملا در بورژوازی غایب است» (6)

اما حقارت بورژوازی پایانی ندارد. این مسئله از نظر سورل بیشتر ناشی از ضعف شدید اخلاقی است زیرا كه بورژوازی تمایلی برای خطر كردن یا مبارزه كه منجر به كسب فضائل اخلاقی می‌شود، ندارد. در واقع این احساسات در بورژوازی غایب است. به عبارتی دیگر بورژوازی در جست‌وجوی «لذت بدون درد» است. این ممكن است به آن علت نیز باشد كه به نحوی انتزاعی با مسائل مواجه می‌شود «نیروی عقلانی بورژوا به نحو انتزاعی بر بالای شرایط مادی زندگی تاب می‌خورد» (7) این لذت بدون درد یعنی درگیر نشدن و هرچیزی را حاضر و آماده و بسته‌بندی شده طلب كردن: این مسئله همچنین به معنای رسیدن به مقصد است بدون آنكه اصلا طی مسیر مورد توجه قرار گیرد. اكنون به نظر می‌رسد پروژه لذت بدون درد، كه سورل ماهیت بورژوازی اوایل قرن بیستم می‌دانست، در اوایل قرن بیست و یكم مراحل تكاملی خود را گذرانده و در بورژوای متاخر به پروژه ماهیت‌زدایی از هرچیز توام با گرفتن زهر از آنها مبدل شده باشد، تا آدمیان «متوسط» این دوران به لذت فرمالیستی همراه با ساده‌ترین و كم‌هزینه‌ترین شكل نائل شوند. حتی در مهم‌ترین مسئله هستی یعنی مرگ نیز می‌توان به مدد پیشرفت‌های تكنولوژیك پزشكی، آن را تبدیل به مسئله طبیعی و «روتین» كرد تا ماهیت مرگ در سایه قرار گیرد. اگر چه كه بورژوازی با اتكا به منابع ناچیز تئوریك در خود توان رویارویی با مرگ را نمی‌بیند (این مسئله تنها از عهده الهیات برمی‌آید) و اهمیت مرگ، با وعده‌های قسطی و مراحل مشخص پوزیتیویستی نابودی تدریجی جسم آدمی نادیده گرفته می‌شود زیرا كه در این مورد نیز شهامت اخلاقی مواجهه با آن را در خود نمی‌بیند.

بنابر این آنچه سورل بر آن تاسف می‌خورد، از بین رفتن اخلاق قهرمانی و شجاعت است كه بورژوازی به كلی از آن بی‌خبر است (در اینجا او به نتیجه نزدیك می‌شود) حتی اهمیت او برای انقلاب نه در رسیدن به اهداف ایجابی انقلاب است، كه او این مسئله را به اتوپیست‌های خوش‌خیال واگذار می‌كند، بلكه اهمیت انقلاب قبل از هر چیز به‌خاطر آن است كه لحظاتی كوتاه (در مقیاس زمان طولانی تاریخ)، اخلاقی والا و شجاعانه در انقلابیون پدید می‌آورد «به نظر سورل، انقلاب قبل از هر چیز باید اقدامی باشد از استحاله و تغییر اخلاقی» (8) فقط همین مسئله برای سورل كفایت می‌كند.

با این همه تكان دادن جهان اگرچه ممكن است در مراحلی به پیشرفت اخلاقی تكان‌دهندگان بینجامد، و این خود كم چیزی نیست، اما در نهایت به زیبایی‌شناسی منجر می‌شود و از مرزهای آن فراتر نمی‌رود زیرا كه هدف سورل «تكان‌دادن» جهان بود و نه چیزی بیشتر».

همچنان‌كه گفته شد، سورل بدبینی را صفت بارز خود می‌دانست و خوشبین بودن را میانمایگی و خاصیت توده‌ها. «هنگامی كه سورل در سال 1922 درگذشت، مانند فلوبر و پرودون به پیروزی میانمایگی و ماهیت پست شهوات انسانی تن داده بود. او عمیقا معتقد بود كه مسیر طبیعی تمامی تاریخ فساد و تباهی است و حركتی در جهت دیگر به سوی عظمت انسانی، حركتی تصنعی است و از حركت عام تباهی بیرون آمده است» (خارج شده است)» (9) بنابراین جهان به نظرش همسو با خوشبینان است و بورژوازی كه این خوشبینی را ترویج می‌كند. بدبینان همان قهرمانانی هستند كه گهگاه می‌درخشند و گسستی در حركت طبیعی تاریخ به سمت تباهی به‌وجود می‌آورند؛ همان قهرمانان با احساسات متعالی كه در بورژوازی غایب‌اند.

بدین‌ سان سورل در مرزهای زیبایی‌شناسی متوقف می‌شود زیرا كه دیگر اعتقادی به تغییر دنیا ندارد. او چپ‌گرایی غیر عادی بود كه فكر می‌كرد ممكن است كه خوشبختی فرد بدون خوشبختی جمع ممكن باشد؛ به عبارت دیگر او عضوی از چپ بود كه به كمال انسان به‌طور عام ایمان نداشت.

 

پی‌نوشت‌ها:

- page-32 sorel reflexions sur la violence1

2-‌ نقد و بررسی آثار بزرگ سیاسی قرن بیستم جرمی جنینگز ترجمه عالم صفحه 49

- reflexions sur la violence 37 page sorel3

4- نقد و بررسی آثار سیاسی قرن 20، جری جنینگز ترجمه عالم صفحه 49

5-‌ همان، صفحه 49

6-‌ از هگل تا نیچه، كارل لوویت، ترجمه حسن مرتضوی، صفحه 360

7-‌ همان، صفحه 363

8-‌ نقد و بررسی آثار سیاسی قرن 20، جری جنینگز، ترجمه عالم، صفحه 65

9-‌ از هگل تا نیچه، كارل لوویت، ترجمه حسن مرتضوی، صفحه 363

 

    47 بازديد     0 امتياز     0 نظر


افراد مرتبط
●  سورل   ژرژ(1)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:24/06/1387

تاريخ شمسی نشر:13/06/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب