باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 68 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
آسیب شناسی دینی
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


ما در این نوشتار تلاش داریم در حد ایجاز به واکاوی برخی از آسیب های مهم دینی بپردازیم که منشا درونی داشته و جوامع اسلامی در هر عصر و مصری کم و بیش گرفتار آن بوده و هستند. این آسیب ها عبارتند از: اختلافات مذهبی، سنت گرایی(تحجر)، غلو و خرافه گرایی.
 
   ● نويسنده: فرزان - شهیدی

ارسال كننده: فرزان شهیدی

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 
مقدمه
آسیب شناسی دینی در عرصه های مختلف آن(اعم از اعتقادات، احکام و اخلاق) همواره دغدغه علمای دینی و دین پژوهان و به ویژه روشنفکران دینی بوده است. آسیب های دینی از آن جا آغاز می شود که متون و منابع دینی(کتاب و سنت و سیره) در گذار زمان در معرض قرائت های مختلف قرار می گیرد و تعدد قرائت ها به طور طبیعی به وقوع اختلافات و انحرافات می انجامد. چنین روندی به تدریج اتباع دین را از سرچشمه زلال اسلام دور ساخته و موجب آسیب هایی در بعد اعتقادی، فقهی و یا اخلاقی می گردد.
از منظر اعتقادي برخی از فرق و مذاهب ممکن است از معتقدات ناب اسلام بدور بوده و دچار بدعت گردند. در احکام نیز چه بسا به احکامی روی آورند که با شرایع اسلام سازگار نیست و قرآن و سنت و سیره آن را تجویز نکرده است و این چنین است در اخلاق و سلوک که گاه به نام اسلام رفتاری منافی با روح و تعالیم اسلام از مسلمانان صادر می گردد.
موارد مذکور بیشتر علل داخلی دارد، اما گاه شاهد عوامل برونی هستیم که به آسیب های دینی دامن می زند و آن عبارت است از توطئه ها و هجماتی که مخالفین اسلام صورت می دهند. برای نمونه اختلافات مذهبی و یا سوء برداشت از آموزه های دینی در میان مسلمانان وجود دارد، اما در مقاطع گوناگون شاهد آن بوده ایم که استعمارگران طرح های هدفمندی برای تشدید اختلافات و یا انحرافات دینی درانداخته و در موارد متعددی موفق بوده اند(نمونه بارز آن برافروختن آتش جنگ مذهبی و فرقه ای میان مسلمانان در عراق و پاکستان و غیره است).
قطعا اگر زمینه های درونی آسیب های دینی از میان برود و یا حداقل ضعیف شود، عوامل خارجی قادر به سوء استفاده از شکاف ها و نقاط ضعف مسلمانان نخواهند بود. ما در این نوشتار تلاش داریم در حد ایجاز به واکاوی برخی از آسیب های مهم دینی بپردازیم که منشا درونی داشته و جوامع اسلامی در هر عصر و مصری کم و بیش گرفتار آن بوده و هستند. این آسیب ها عبارتند از: اختلافات مذهبی، سنت گرایی(تحجر)، غلو و خرافه گرایی.
 
1) اختلافات مذهبی
تاریخ اختلافات مذهبی و فرقه ای به دوران پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) بازمی گردد. مقطع زمانی کوتاه میان واقعه غدیر خم و رویداد سقیفه بنی ساعده، منشا اختلافات عمیق میان مسلمانان در باره جانشینی پیامبر شده و دو مشرب فکری و کلامی پدید آمد که بعدها در تشیع و تسنن و شعبه های گوناگون آن نمود یافت. وقایع پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) به گونه ای رقم خورد که مسایل نظری را تحت الشعاع خود قرار داد و مقتضیات زمانه، عامه مسلمانان را به سوی پذیرش روند خلافت(در مقابل امامت) و بلکه نهادینه کردن آن سوق داد.اهل سنت به خلافت به عنوان امر واقع می نگرند و بر این اساس برای آن نظریه پردازی فقهی و حقوقی کرده اند(1).
اما شیعه برای امامت شانی باطنی و مقدس قائل است و حاکمیت غیر امامان را مشروع نمی داند، هر چند مقبول مردم باشد. از جنبه اعتقادی شیعه قائل به آن است که «غدیر» حامل پیام امامت منصوص و معصوم است. به عبارتی خداوند متعال برترین انسان ها را برای رهبری مردم برگزیده و او را نصب می کند(2).
به هر حال اختلافات شیعه و سنی همچنان ادامه دارد و هر كدام خود را حق می داند و راهی برای مصالحه در مبانی اعتقادی مورد اختلاف به نظر نمی رسد، اما این به آن معنا نیست که شیعه و سنی نمی توانند با یکدیگر وحدت و همزیستی داشته باشند. اصول اعتقادات و تفاصیل آن معمولا در سطح علما و نخبگان مطرح است و عامه مسلمانان را به آن کاری نیست و اساسا شیعه و سنی بودن آنان، بیش از آن که انتخابی و از سر تحقیق باشد، قسری و تابع شرایط محیطی و جغرافیایی می باشد.
از سویی صف بندی های مذهبی بیش از آن که منشا اعتقادی داشته باشد خاستگاه سیاسی و تاریخی دارد، از جمله رقابت میان حکومت صفوی و امپراطوری عثمانی در چند سده پیش که به موضوع شیعه و سنی صبغه ای سیاسی داده و صف بندی های دو طرف را وارد مرحله نوینی کرد. با این حال مشترکات شیعه و سنی چه در اعتقادات و چه احکام، بیشتر از آن است که مجالی برای اختلاف و نزاع میان دو طرف باقی نهد. مشکلاتی که میان شیعه و سنی در طول تاریخ پدید آمده و گاه به نزاع و درگیری انجامیده یا از سوی تندروهای طرفین از جمله جريانات تكفيرى صورت گرفته و یا عوامل خارجی شعله آن را برافروخته اند.
برخی قائل به آنند که اختلافات فکری و ظهور نحله های گوناگون امری طبیعی است و منشا آن به تفاوت میان انسان ها بازمی گردد، لذا باید مقوله تعدد مکاتب یا پدیده «پلورالیسم دینی» را پذیرفت. شاید این سخن به طور کلی صحیح باشد، چون انسان ها به طور فطری در تکاپوی دستیابی به حق هستند(یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه(3) ) و هر یک ممکن است به بخشی از حقیقت دست یابند. لذا با اندک تسامح می توان اختلافات آن ها را به تعبیر مولانا در مثنوی «انگوری» و بر سر ظواهر و الفاظ دانست:
اختلاف خلق از نام اوفتاد
چون به معنا رفت آرام اوفتاد
اما معنای این سخن آن نیست که مرزی بین حق و باطل قائل نشویم و یا در ارزیابی مشارب و نحله های فکری و مذهبی به بازشناسی سره از ناسره نپردازیم. در بسیاری موارد ظهور این مکاتب برخاسته از انگیزه های شائبه آلود و منافع شخصی یا گروهی بوده و مغرضانی کالای خود را به نام دین عرضه کرده اند و سستی و بطلان برخی از این مکاتب اظهر من الشمس است.
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
بنابراین در نگرش به اختلافات ضمن آن که نوعی انفتاح و عدم تعصب لازم است، از بررسی منصفانه حقایق نباید غافل شد. البته آن گونه که اشاره رفت این بررسی باید در دایره نخبگان و به شکل گفتمان صورت گیرد و طرح مسایل اختلافی در منظر عموم شایسته نیست.
 
2) سنت گرایی و تحجر
از سنت تعابیر مختلفی شده است. اگر مقصود از سنت، سیره و گفتار پیامبر باشد، تمسک به سنت پسندیده و بلکه ضروری است، اما مقصود ما از سنت و سنت گرایی مفهومی است که در برابر تجدد و نواندیشی قرار می گیرد. در این تعریف از سنت، مفاهیمی چون واپس گرایی و ارتجاع و مخالفت با هر گونه پدیده جدید و مدرن متبادر می شود.
البته تقابل سنت و مدرنیته منحصر به اسلام نیست و جوامع غربی قرن ها معرکه شدیدی را میان کلیسا و علم آزموده اند. رنسانس و پروتستانیسم در قرون وسطی حرکتی بود طوفنده علیه آموزه های سنتی و متحجر کلیسا که در نهایت به گذار اروپا به مرحله مدرنیته و سکولاریسم منجر شد. در اسلام نیز نزاع میان سنت و مدرنیته کم و بیش وجود دارد. در سده های اخیر شاهد ظهور طیفی به نام روشنفکران دینی و غیر دینی بوده ایم که آموزه ها و روش های سنتی حوزه های علمیه را به چالش کشیده اند و البته این مقابله محدود به روشنفکران نبوده و گاه علمایی از متن حوزه ها در این صف قرار گرفته و به پویایی و تجدد دینی فراخوانده اند.
منشا سنت گرایی عبارت است از تحجر و جمود. تحجر یک آسیب فکری و ذهنی است که عقل را از پویایی و سیالیت و انعطاف بازمی دارد و با هر آن چه بیگانه باشد، به مخالفت برمی خیزد. متحجران مبتلا به نوعی تعصب کور هستند و تاب نقد و اعتراض از سوی دیگران را ندارند و معمولا افکار و نظریات خود را مطلق می انگارند و رويكردی سیاه و سفید(دیجیتالی) دارند. نفی فلسفه و حتی تفسیر قرآن و رواج رویکرد اخباری گری از سوی برخی علما، ناشی از این تفکر غلط در حوزه های علمیه بوده است که البته در دهه های اخیر به دنبال انقلاب اسلامی و طرح مقوله «فقه پویا» که امام خمینی(ره) پیش قراول آن بود، شاهد تحولات زیادی در این عرصه بوده ایم؛ با این حال نمی توان گفت رسوبات سنت گرایی و تحجر کاملا از بین رفته است.
در منطق قرآن سنت گرایی و تحجر مذموم است و خردمندان(اولوالالباب) کسانی هستند که گوش خود را به هر سخنی گشوده و بهترین آن را برمی گزینند(4). همچنین قرآن در کنار حکمت و موعظه به «جدال احسن» فرامی خواند که حاکی از انفتاح و ایجاد فضای گفتمان با مخالفان است.(ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی أحسن...(5) )
راه رهایی از سنت و تحجر، گام نهادن در جاده منطق و عقلانیت و گریز از تعصب و انسداد و خودبینی است. به رسمیت شناختن و احترام به عقل جمعی و داده ها و تجارب بشری مقدمه رهایی از تحجر است. با این رویکرد می توان به بررسی و تحلیل اندیشه هایی پرداخت که غیر خودی محسوب می شود و گرنه با باطل انگاشتن هر گونه تفکر بیگانه، مجالی برای انفتاح و مناظره با آن فراهم نمی آید. در چکاچک اندیشه ها است که قرائت ها و آموزه ها صیقل می خورد و اختلافات رو به کاهش می نهد. ثمره تحجر و سنت گرایی انزوا و دشمن تراشی است، در حالی که نواندیشی و انفتاح، به دوستی و نزدیکی با دیگران منجر می شود.
 
3) غلو
غلو به معنای تجاوز و گذر از حد می باشد. گروهی از مسلمانان از ابتدا به بلیه غلو دچار شده و خصوصا در باره رهبران خود به غلو و اغراق پرداخته اند. پس از دوران اميرالمومنين علی(ع) تا اواسط قرن چهارم هجرى بیش از پنجاه فرقه غالی پدید آمد که یکی از آن ها «سبائیه» منسوب به عبدالله بن سبأ است که گفته می شود نخستین بار به حضرت علی(ع) گفت: «انت الله» و علی(ع) فرمان به حبس او داد. هر چند تحقیقات برخی متاخران حاکی از آن است که عبدالله بن سبأ شخصیتی دروغین و ساخته فردی ضعیف به نام سیف بن عمر تمیمی است(6).
ائمه معصومین با جریان غلو برخورد قاطعی داشتند و آن را در حد کفر و ارتداد می دانستند که مستوجب قتل است. حتی ائمه جریانی تحت عنوان «مفوّضه» را نفی نمودند. مفوضه گروهى از غلات هستند كه به مخلوق بودن ائمه و حادث بودن آنها اعتراف دارند؛ اما آفرينش و رزق را به ائمه نسبت مى دهند. شاگردان ائمه و شماری از علمای شیعه نیز از جمله سید مرتضی در «الانتصار» و شیخ طوسی در «التهذیب» و علامه حلی در «المنتهی» به نفی غلو پرداخته و کتبی با عنوان الرد علی الغالیة یا الرد علی الغلاة به رشته تحریر درآمده است. در حوزه فقهی نیز فتاوای فقهای شیعه ناظر به نجاست و یا تکفیر غلات است. برای نمونه سید محمد کاظم یزدی طباطبایی در «العروة الوثقی» غالیان را در کنار خوارج و نواصب نجس می شمرد(کتاب طهارت مساله 199).
در مقابل غلو مفهومی به نام «تقصیر» قرار دارد و گروهی همانند خوارج اساسا منکر فضایل علی شده و زبان به سب و حتی تکفیر او گشودند. هر دو گروه راه باطل می پیمایند و علی(ع) در باره آنان فرمود: هلک فی رجلان محبّ غال و مبغض قال.
متاسفانه در میان برخی مذاهب از جمله شیعه مصادیقی از غلو نسبت به ائمه و نیز سب برخی صحابه به چشم می خورد، به گونه ای که شیعه(علیرغم آن که میان امامت و توحید مرز قائل شده) به مذهب غلاة مشهور شده و طعن سایر مذاهب را برانگیخته است(7). افزون بر اعتقاد به الوهیت اولیا و غلو در فضایل آنان، مقولاتی چون تحریف قرآن، مبالغه در دشمنی با مخالفان، مباحث کلامی چون بداء و رجعت و تناسخ و غیره و یا غلو در مسایل طبی و نیز اباحیگری، از جمله مصادیقی است که در باره غلو شیعه مطرح شده است. در میان اهل سنت فرقه هایی چون ناصبی و وهابی و تکفیری وجود دارد که به سب و تکفیر شیعه می پردازند و متاسفانه صحنه های خونینی از کشتار شیعه را با فتاوای ناصواب خود رقم زده اند.
با این حال اهل سنت نیز از غلو در باره خلفا مصون نبوده و روایاتی مجعول در این باره آورده اند.از جمله این حدیث منسوب به پیامبر(ص): لو لم أبعث نبیا لبعث عمر بن الخطاب... و یا عایشه نقل کرده است که پیامبر به من فرمود: حسنات عمر بیش از ستارگان آسمان است و همه این حسنات یکی از حسنات پدرت می باشد!(8)
غلو مراتبی دارد که مرتبه بالای آن در حد شرک و ارتداد است از جمله کسانی که موسوم به علی اللهی بوده و امیرالمومنین(ع) را خدا می انگارند. در مراتب بعدی غالیان دچار نوعی شرک خفی می شوند و آن عبارت است از غلو در فضایل رهبران دینی که منطبق با نصوص قرآن و مبانی عقلانی نمی باشد.
البته آسیب غلو در سایر ادیان هم وجود دارد و قرآن خطاب به اهل کتاب گفته است: یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم غير الحق...(9). برای نمونه مسیحیان عیسی بن مریم را پسر خدا و برخی خود خدا می شمرند.(لقد کفر الذین قالوا ان الله هو المسیح بن مریم...(10) )
مهمترین عامل غلو جهل و کمبود ظرفیت است. انسان های کم ظرفیت قادر به درک مقامات معنوی رهبران الهی و معصومان نیستند و چون قیاس به نفس می کنند، با دیدن فاصله زیاد بین خود و معصومین، آنان را در مرتبه الوهیت می نشانند. گاه نیز عواملی آگاهانه و از سر عناد به غلو روی آورده تا آموزه ها و شخصیت های دینی را تضعیف کنند. گاه هم سرکوب عقاید اقلیت ها(از جمله شیعه) واکنش آنان را برانگیخته و برای اثبات عقاید خود دچار نوعی افراط و غلو شده اند.
ارتزاق به واسطه جعل حدیث و یا مدیحه سرایی اهل بیت نیز از جمله عوامل گسترش غلو در طول تاریخ بوده است و متاسفانه احادیث ضعیف غلوآمیز در باره ائمه در کتب روایی شیعه همچون کافی(کتاب الحجة) به وفور یافت می شود از جمله حدیث ان الامام اذا شاء أن یعلم علّم... و یا روایاتی که متضمن تفسیر بیش از صد آیه در حق حضرت علی(ع) و ائمه اطهار(ع) آمده و بیشتر آن ها بدور از مدلول الفاظ و سیاق آیات قرآن است.
از دیگر عوامل غلو خصلت اسطوره سازی و قهرمان پروری(هروئیسم) است که در عامه مردم وجود دارد. انسان ها عموما به رهبران بزرگ و فره مند احترام می نهند و از آن ها الگو و الهام می گیرند. اما گاه این احترام حالت افراطی می یابد و رهبران را فراتر از بشر می پندارند. این حالت حتی برای رهبران غیر دینی(پادشاهان و حکام) هم حاصل می شود و عامل قدرت طلبی و سیطره جویی که در عموم حکام وجود دارد، زمینه فرمانبری و مدح و چاپلوسی و نهايتا غلو از سوی رعیت را فراهم می سازد.
راه مقابله با جریان غلو اتکا به عقل و تبیین واقعیت های مربوط به پیامبر و معصومین است. قرآن کریم انبیا را همانند دیگر انسان ها از ابنای بشر توصیف می کند که تنها تفاوت آن ها با سایرین طی مراتب کمالی و دریافت وحی است(قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی...(11) ). به عبارتی مرز میان توحید و نبوت باید مشخص شود تا مسلمانان دچار شرک نشوند. از سویی باید با فرهنگ اسطوره سازی و مدح و چاپلوسی به مقابله پرداخت تا بستر غلو نسبت به رهبران و حکام پدید نیاید.
 
4) خرافه گرایی
خرافه گرایی نیز همچون غلو در بستر جهل و ناآگاهی شکل می گیرد. البته خرافات در سایر ادیان هم وجود دارد و تقریبا همه جوامع بشری به نوعی دچار گرایش های خرافی هستند. خرافه گرایی عبارت است از انتساب پدیده های طبیعی به عوامل ماورایی. هر چند عوامل ماورایی جزء معتقدات ادیان الهی و خصوصا اسلام است، اما خرافه در جایی نمود می یابد که انسان ها حتی جزئی ترین پدیده ها را مطابق خواست خود به عوامل ماورایی مرتبط می سازند و راه تعقل و دلایل علمی(سلسله علت و معلول) را نادیده می گیرند. شاید بارزترین نمونه خرافات که با نوعی غلو همراه است گرفتن خورشید در مرگ فرزند پیامبر اکرم(ص) بود که مسلمانان این دو واقعه را به هم ربط دادند و پیامبر با صراحت از آن نهی فرمود.
مشکل عام جوامع دینی آن است که چندان عقل و الزامات آن را برنمی تابند و بلعکس به تعبد و بلکه خرافات بیشتر تمایل نشان می دهند. خردورزی معمولا دشوار و پرمشقت است، لذا عامه مردم ترجیح می دهند حتی اعتقادات و اصول دین آن ها را علما یدک کشند و تقليد را بر تعقل و خرافه را بر حقیقت ترجیح می دهند.
خلق را تقلیدشان برباد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
اين در حالی است که دین همواره انسان ها را به تعقل و تدبر در عالم کائنات فراخوانده است(قل انظروا ماذا فی السماوات و الارض...(12) ) و ضمن آن که علت العلل را ذات اقدس الهی معرفی می کند از ذکر اسباب و علل مادی نیز دریغ نورزیده است. برای مثال پدیده ای به نام باران را تحت عنوان «فروریختن آب از آسمان» به خداوند نسبت می دهد اما در عین حال از ابر و باد و رعد و برق و دیگر و سایلی که موجب بارش باران می شود سخن می گوید(الم تر ان الله یزجی سحابا ثم یؤلف بینه ثم یجعله رکاما فتری الودق یخرج من خلاله...(13) ) به همین منظور بسیاری از آیات قرآن به نام مظاهر طبیعت نام گذاری شده(مانند رعد، نحل، نمل، شمس، قمر، نجم و ...) و از بسیاری از حقایق طبیعت پرده برداشته شده است.
در عین حال در قرآن از پدیده هایی همچون معجزات پیامبران و یا مفاهیم نامحسوسی چون روح، فرشته، جن، عالم برزخ، بهشت و دوزخ و غیره سخن گفته شده که البته ساحت علوم تجربی به کنه این مفاهیم دست نیافته است و شاید یکی از دلایل خرافه گرایی سوء برداشت از این مفاهیم بوده است.
در خرافه معمولا بازار دروغ و دغل داغ می شود و افراد سودجو و مغرض به آسانی می توانند از اعتقادات عامه مردم بهره برداری کنند. ادعاهای مربوط به ملاقات با امام زمان و یا ادعای نیابت آن حضرت و حتی ادعای امامت و نبوت و الوهيت از جمله پدیده های شومی است که متاسفانه عده زیادی را به خود جذب می کند و در ایران و عراق شواهد تازه ای از آن به چشم می خورد. وجود برخی از اماکن متبرکه همچون امامزاده ها و مساجد هم دستاویز این افراد شده است که در این مورد شایسته است اصل و سند این اماکن مورد بررسی دقیق قرار گیرد تا مردم به آسانی جذب هر دکانی نشوند (14). بدعت ها و تحریف ها و جعل احادیث نیز در این بستر شکل گرفته است و افراط در برخی آداب و سنن همچون عزاداری ها نیز عموما منشا خرافی دارد.
البته با پیشرفت علوم و توسعه ارتباطات و تبادل اطلاعات از میزان خرافات در جوامع کاسته شده است و خردورزی و اندیشه می رود تا جایگزین خرافات و اوهام شود. هر چند این خطر هم وجود دارد که انسان ها در این روند ممکن است به نوعی علم زدگی دچار شده و منکر حقایق متافیزیکی شوند که این خود آسیب دیگری در قلمرو دین محسوب می شود.
در هر حال ایجاد نوعی اعتدال میان اعتقادات دینی و داده های علوم تجربی، امری ضروری است، چرا که افراط و تفریط در این امر یا به خرافه گرایی می انجامد و یا لائیک. تعقل ورزی صحیح آن گونه که قرآن به آن سفارش کرده است انسان را در مسیر اعتدال قرار می دهد و حقایق عالم را آن گونه که هست به او بازمی نمایاند و این خواسته ای است که پیامبراکرم(ص) زمزمه می نمود: اللهم أرنی الاشیاء کما هی...
اگر اشيا همين‌ بودی‌ كه‌ پيداست‌
كلام‌ مصطفی‌ كی‌ آمدی‌ راست‌
كه‌ با حق سرور دين‌ گفت‌ الهی‌
به‌ من‌ بنمای‌ اشيا را کما هی‌
 
پی نوشت ها
1) نظریه پردازان سنی همچون ابوالحسن ماوردی و امام محمد غزالی نیز با توجه به امر واقع و لزوم حفظ قوام مسلمین نظریاتی چون حل و عقد و استخلاف را پذیرفته اند. حتی تعیین خلیفه دوم توسط خلیفه اول را که عملا منافی سقیفه است، با موضوع نگرانی از وقوع بحران در جامعه مسلمین توجیه کرده اند. ماوردی در «الاحکام السلطانیة» خلیفه را جانشین پیامبر می داند که امور سیاست امت اسلام به او تفویض شده است، اما تعیین خلیفه را مطابق نظریه شیعه بر اساس نص امامت نمی داند. غزالی نیز در کتاب «فضائح الباطنیة» به دفاع از خلافت المستظهر در بغداد پرداخت و دیدگاه باطنیگری تشیع و اسماعیلیه را رد کرد. وی در کتاب احیاء العلوم قائل به آن است که در شرایط وقوع فتنه انعقاد حکومت و خلافت بدون شرایطی چون ورع و علم، قابل اقامه است. البته علمایی چون ماوردی و غزالی زمانی در دستگاه خلافت دارای منصب بودند، لذا دفاع از خلافت و تدوین حقوق سیاسی آن را وظیفه خود می دانستند.
2) طبق احتجاجات شیعه که در کتب کلامی همانند «تجرید الاعتقاد» خواجه نصیر الدین طوسی و شرح آن یعنی «کشف المراد» نوشته علامه حلی به تفصیل آمده است، شواهد واقعه غدیر و نیز سخنان متواتر دیگر پیامبر حاکی از آن است که اطلاق واژه مولی و دیگر واژه ها مانند امام و وزیر و وصی به امیرالمومنین(ع)، فراتر از موضوع دوستی و مودت است. علامه امینی در کتاب ارزشمند خود «الغدیر» حدود بیست قرینه ذکر می کند که نشان می دهد لفظ مولی دال بر مفهوم امامت و ولایت است.
3) سوره انشقاق آیه 6
4) سوره زمر آیه 18
5) سوره نحل آیه 125
6) رجوع کنید به کتاب عبدالله بن سبأ نوشته مرتضی عسکری
7) احمد امین در کتاب «فجر الاسلام» و كامل مصطفی در کتاب «الصلة بین التصوف و التشيع» صراحتا شیعه را مکتب غلو معرفی کرده اند كه علی(ع) را خدا می شمارند.
8) تاریخ بغداد خطیب بغدادی ج 7 و تاریخ مدینه دمشق ابن عساکر ج 30
9) سوره مائده آیه 77
10) سوره مائده آیه 72
11) كهف آیه 110
12) سوره یونس آیه 101
13) سوره نور آیه 43
14) از جمله این اماکن مسجد جمکران در نزدیکی شهر قم است که عليرغم آن که بسیاری از علمای بزرگ به این مسجد اعتقاد دارند، برخی محققان در سند مربوط به ساخت آن(دستور امام زمان(عج) به شخصی به نام حسن بن مثله جمکرانی) تردید کرده اند. گفته شده سند اولیه این روایت به شخصی به نام حسن بن بن محمد قمی در کتاب «تاریخ قم» بازمی گردد كه علمایی چون محدث نوری از آن روایت کرده اند. نام چنین شخصی در کتب معتبر درایه و رجال ذکر نشده است و حتی کتاب تاریخ قم در دسترس نمی باشد.
 

    142 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   دین و مذهب (348)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:22/06/1387

تاريخ شمسی نشر:22/06/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب