باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 26 اسفند 1388 كاربران برخط 61 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
روشنفكري ديني به مثابه مدرسه
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 

منبع: روزنامه - شرق - تاريخ شمسی نشر 08/06/1385

 
 

در عرصه عمومي ايران بيشتر بحث ها درباره روشنفكران ديني حول سئوالات ذيل در جريان است. روشنفكران ديني سنت، دين و مدرنيته را چگونه ارزيابي مي كنند و چگونه اين پديده هاي به ظاهر متعارض را در كنار هم قرار مي دهند آيا روشنفكران ديني حاملاني گذرا و مختص جوامعي كه در معرض گذار از جامعه سنتي به جامعه مدرن اند، هستند دينداري در جامعه مدرن الزاماتي دارد، روشنفكران ديني با كوشش هاي فكري خود چگونه مي خواهند افراد جامعه را با آن الزامات منطبق كنند ايران در تاريخ معاصر و مدرنش تاكنون چند نسل روشنفكري ديني را پشت سر گذاشته است متفكران برجسته هر نسل چه دريافتي از دين و مدرنيته يا جامعه جديد ارائه كرده اند و هركدام چگونه مي خواستند انسان، جامعه، سياست، اقتصاد را در دوران جديد سامان دهند و تربيت كنند و يا از ارتباط روشنفكران ديني، روشنفكران سكولار، با روحانيان و حكمرانان سئوال مي شود. في المثل گفته مي شود آيا روشنفكران ديني نمونه بدلي و التقاطي همان روشنفكران دوران مدرن اند يا روشنفكران ديني نمونه اي برابر اصل از متفكران مولد، غيرمقلد و البته ديندار و راهگشا در جوامعي مثل ايران اند يا روشنفكران ديني در جامعه مدرن در نقش همان روحانيان در جامعه پيشامدرن اند روشنفكران ديني در ارتباط با حكمرانان بيشتر جاده صاف كن علاقه مندان حكومت ديني اند يا حاملان اصيل ايمان مذهبي در عرصه فردي و دموكراسي سازگار با دين در عرصه عمومي اند آيا اجزاي روشنفكري ديني روشنفكري و ديني از دو مفهوم ناسازگار و متعارض تشكيل شده است آيا بهتر نيست به جاي كاربرد اين واژه هاي متعارض از واژه هايي چون «نوانديشي ديني» استفاده شود اين نوشته در پي پاسخ به سئوالات مذكور نيست، بلكه به دنبال پاسخ به دو سئوال ديگر در باب روشنفكري ديني است. اول اينكه از منظر جامعه شناسي روشنفكران ديني و فعاليت آنها را در ايران تحت چه مقوله اي مي توان طبقه بندي و معنا كرد مثلا آنها يك طبقه اند يا يك گروه منزلتي اند يا يك حزب بي تابلو يند يا از جنس مقوله ديگري هستند پس از گذاردن روشنفكران ديني ذيل يك مفهوم تحليلي، به دنبال پاسخ به اين سئوالم كه فعاليت روشنفكران ديني از چه كاستي هايي رنج مي برد


با چه مقوله يا تايپ يا مفهوم تحليلي مي توان عملكرد روشنفكران ديني را توضيح داد به نظر مي رسد روشنفكران ديني در ايران يك « مدرسه» اند. منظور از مدرسه چيست مدرسه مفهومي است كه طيفي از مصاديق را كه در يك طرف آن مصداق ساده مدرسه و در طرف ديگر آن مصداق آكادميك و تخصصي مدرسه قرار دارد در برابر ذهن ما قرار مي دهد. من كوشش مي كنم ويژگي هاي تايپ و مفهوم تحليلي مدرسه روشنفكري ديني را با توجه به ويژگي هاي مصداق ساده مدرسه و همچنين مصداق آكادميك مدرسه روشن كنم. مصداق ساده مفهوم مدرسه همين مدارس متعارفي است كه همه ما در زندگي روزمره با آن آشناييم. مثل مدرسه علوي يا البرز يا مروي يا همان مدرسه هايي كه در نزديكي خانه هاي ما قرار دارد. يعني جايي كه عده اي از عالمان يا همان معلمان در آن ايده ها و افكاري عمدتا علوم جديد را آموزش مي دهند و عده اي يا همان دانش آموزان از آنها معرفت مي آموزند. در اين مدارس افكار، سبك ها ، هنجارها، جهت گيري ها و عادات گوناگوني بر اين مدارس حاكم است اما در مجموع فرض بر اين است كه به رغم تفاوت هاي موجود در مدارس مذكور عملكرد اين مدرسه ها براي جامعه مفيد است. بدين معنا كه دانش آموزان در جريان آموزش، اجتماعي مي شوند، تخصص و مهارتي ياد مي گيرند و به درد جامعه مي خورند و يا در حل كردن مسائل خود و ديگران تواناتر مي شوند. به اين معنا هيچ اشكالي ندارد كه جريان روشنفكري ديني را يك مدرسه فرض كنيم. يعني فضايي را فرض كنيم كه روشنفكران ديني آموزش هايي را ارائه مي دهند، مثلا درباره چگونگي امكان دينداري در دنياي جديد به بحث مي پردازند و عده اي هم، خصوصا جوانان تحصيل كرده ديندار كه خود را نيازمند اين آموزش ها مي دانند، به فراگيري مشغول مي شوند. فرض براين است كه مدرسه مذكور همچون ديگر مدارس براي جامعه مفيد است.


به نظر مي رسد مصداق متعارف مدرسه پيچيدگي فعاليت هاي فكري روشنفكران را به خوبي روشن نمي كند. به بيان ديگر مصداق متعارف مدرسه با اينكه مصداقي ساده و معنا بخش به روشنفكري ديني است ولي جريان روشنفكري ديني را به عنوان جرياني كه نه فقط با آموزش هاي متعارف علمي، كه با مقولات عميق فلسفي، كلامي، ديني، سياسي و جامعه شناختي سر و كار دارد، بازتاب نمي دهد. براي رفع اين نقيصه مي توانيم به مصداق طرف ديگر طيف مصاديق مدرسه، يا همان مكاتب فكري كه در همه رشته هاي شناخته شده علمي و فلسفي وجود دارد، توجه كنيم. به عنوان مثال گفته مي شود علم جامعه شناسي چند مكتب school يا مدرسه دارد. در اينجا منظور از «مكتب» نظريه هاي متعارف جامعه شناسي كه قصد تبيين پديده هاي اجتماعي را دارند نيست مثل نظريه محروميت نسبي كه في المثل مي خواهد علت وقوع انقلاب ها را توضيح دهد. همچنين در اينجا منظور از «مكتب» نظريه هاي كلان جامعه شناسي كه قصد توضيح و فهم دوران مدرن و يا دوران دويست ساله جهان جديد را دارند نيست مثل نظريه كلان جامعه سرمايه داري ماركس يا نظريه جامعه مدرن پارسونز. در اينجا منظور از مكاتب يا مدارس جامعه شناسي آن فضاي معرفتي و جمعي در محيط هاي دانشگاهي است كه شامل دسته مخصوصي از متفكراني مي شود كه در طول زندگي تحقيقاتي خود سبك هاي ويژه، يا سرمشق ها يا پارادايم ها و يا پروژه هاي تحقيقاتي خاصي را دنبال مي كنند و به مسائل خاصي در آن رشته پاسخ مي دهند و تحت تاثير ارزش هاي خاصي هستند و محققان و دانشجوياني را به مدرسه خود جذب مي كنند. مثلا مدرسه كاركردگرايي كه جامعه را به منزله يك سيستم كه داراي اجزاي به هم مرتبط است، در نظر مي گرفت به مدت سي سال ۷۰۱۹۴۰ مركز فعاليتش در دانشگاه هاروارد آمريكا بود و گرد اساتيد تٲثير گذاري چون پارسونز و مرتون محققان و دانشجويان زيادي جمع شده به تحقيقات و ترويج ايده هاي خود مشغول بودند. اين مدارس علمي در هر رشته از طريق انتشار تحقيقاتشان، از طريق مجلات علمي، كنفرانس هاي علمي، كارگاه هاي آموزشي از ديدگاه خود و نتايج تحقيقات خود در مقابل ديدگاه هاي موجود در مكاتب و مدرسه هاي رقيب دفاع مي كنند. همان طور كه ذكر شد مصداق مدرسه در اين طرف طيف كمي پيچيده تر و تخصصي تر است، اما علي الاصول مصداقي از مدرسه است يعني عده اي هستند كه با سبك خاصي به افراد خاصي آموزش مي دهند و فرض بر اين است كه اين آموزش ها براي آن رشته علمي و بعد براي جامعه مفيد است. به معناي مذكور مي توان گفت روشنفكري ديني يك مدرسه به معناي يك مكتب فكري و جمعي است و شخصيت هايي تاثير گذار دارد كه با پيروي از سرمشق هاي فكري خاصي در تحقيقات خود جويندگان حقيقت را در بحث هاي مربوط به دين و ربط آن با جامعه، سياست و انسان آموزش مي دهند و بر عناصر معرفتي، اجتماعي و ارزشي به خصوصي تاكيد بيشتري مي كند.


 


تيپ مدرسه روشنفكري ديني


اينك پس از توجه به مصاديق ساده و پيچيده مدرسه مي توان ويژگي هاي مدرسه روشنفكري ديني را به شرح زير توضيح داد.


 


۱ اين مدرسه مثل مدرسه البرز در يك مكان ثابت و خاص قرار ندارد. در مكان هاي متغير و متعددي شكل مي گيرد و در آنها امر آموزش فكري و ديني جاري مي شود. اين مكان ها مي تواند يك مسجد مثل جلسات تفسير نهج البلاغه دكتر سروش در مسجد امام صادق اقدسيه يا يك حسينيه مثل جلسات تفسير قرآن دكتر كديور در حسينيه ارشاد يا سالن اجتماعات دانشگاه ها مثل جلساتي كه توسط انجمن هاي اسلامي با حضور روشنفكران ديني برگزار مي شود يا منازل اشخاص باشد مثل جلسات مذهبي ماهانه كه در منزل حجت الاسلام عبدالله نوري برگزار مي شود. مباحثي كه در مكان هاي مذهبي مذكور طرح مي شود با مباحثي كه در جلسات مذهبي متعارف برگزار مي شود متفاوت است. اين تفاوت را به خوبي مي توان از طريق مقايسه مطالب ارائه شده از سوي روشنفكران ديني و روحانيان متعارف كه در جلسات مذهبي ارائه مي شود، نشان داد.


 


۲ فضاي فكري آموزشي فوق مثل فضاي مكاتب دانشگاهي تحت تاثير شخصيت ها و اساتيد تٲثيرگذار فكري است. به عنوان مثال فضاي كنوني روشنفكري ديني ايران تحت تاثير آراي دكتر عبدالكريم سروش، مصطفي ملكيان و دكتر محمد مجتهدشبستري و و... قرار دارد. با اينكه اين روشنفكران از ديسيپلين هاي علمي متفاوتي پيروي مي كنند اما همه آنها در گره گشايي از مشكلات فكري و ديني مخاطبان، خود را ملزم به رعايت معيارهاي تحليل عقلاني مي دانند.


 


۳ مطالب جلسات روشنفكران ديني از طريق نوار، كتاب، مجلات، هفته نامه ها، روزنامه ها و سايت هاي اينترنتي نشر پيدا مي كند و مثل ساير مكاتب فكري مشتريان مخصوص به خود را در جامعه دارد.


 


۴ فعاليت هاي فكري روشنفكران ديني در عرصه عمومي ايران موثر است تا جايي كه هم نهادهاي اصلي جامعه مثل نهاد حكومت و نهاد دين و هم مكاتب رقيب در عرصه عمومي مثل طرفداران سكولاريسم فلسفي و طرفداران سنت گرايي ديني در برابر آن موضع مي گيرند و يك كش و قوس بين آنها در جريان است و به همين دليل عرصه عمومي در ايران يكي از عرصه هاي عمومي فعال و پرچالش در مقايسه با كشورهاي همسايه است.


 


۵ فعاليت فكري روشنفكران ديني مانند فعاليت ساير مكاتب علمي، پديده اي نيست كه يك شبه يا به سفارش حكومت در جامعه پديدار شود، بلكه داراي نسب و سابقه ريشه داري است. همان طور كه سابقه فعاليت كاركردگرايان در مدرسه و دانشگاه هاروارد به فعاليت فكري و تحقيقاتي اميل دوركم و شاگردان برجسته اش در دانشگاه سوربن فرانسه در اوايل قرن بيستم بازمي گردد، سابقه فعاليت فراگير روشنفكران ديني به فعاليت فكري امثال مهندس بازرگان از دهه ۲۰ به بعد در انجمن مهندسان و بعد فعاليت فكري دكتر شريعتي در حسينيه ارشاد در دهه ۴۰ و ۵۰ بازمي گردد.


 


۶ فعاليت فكري ديني روشنفكران ديني درست مانند ساير فعاليت هاي مدارس فكري در رشته هاي علمي براي جامعه از طريق آموزش علاقه مندان مفيد است. در اينجا حداقل به شش دستاورد مهم روشنفكران ديني در سه دهه گذشته اشاره مي كنم تا مفيد بودن آن روشن شود. اول اينكه در حالي كه دهه پنجاه دهه استيلاي اسطوره انقلاب هاي خلقي در جهان سوم و ايران بود، به خاطر فعاليت روشنفكران ديني در ايران به جاي انقلاب هاي خلقي و ماركسيستي لنينيستي انقلاب اسلامي در ايران رخ داد و انقلاب اسلامي از تمام انقلاب هاي خلقي پيش از خود در جهان سوم آرام تر و غيرخشونت آميزتر بود. دوم اينكه اگر فعاليت فكري روشنفكران ديني نبود، پس از پيروزي انقلاب اسلامي به جاي تشكيل جمهوري اسلامي، حكومت اسلامي در ايران شكل مي گرفت. حكومتي كه در آن حتي نامي هم از سازوكارهاي مردم سالارانه برده نمي شد. سوم اينكه اگر فعاليت روشنفكران ديني نبود هم اكنون اقتدارگرايي اسلامي بدون شرمندگي بر كشور حكومت مي كردند، ولي آثار روشنفكري ديني چنان در زبان سياسي و در عرصه عمومي نفوذ يافته است كه حتي اقتدارگرايان و توده گرايان مذهبي مجبورند براي توجيه رفتار سياسي تبعيض آميز خود از مفاهيم ساخته شده روشنفكران ديني كه همان مردم سالاري ديني است، استفاده كنند. يكي از آثار ديگر و چهارم روشنفكران ديني اين است كه در عرصه عمومي ايران برخلاف مصر و پاكستان بنيادگرايان و هويت گرايان مذهبي صداي اصلي جامعه نيستند. پنجم اينكه در شرايطي كه اقتدارگرايان مذهبي در ايران دستاورد مثبتي، پس از سه دهه تلاش، براي ارائه به جامعه ندارند و قاعدتا جامعه مي بايد براي دريافت انديشه هاي آنارشيتيك آماده باشد، در مقابل از بركت فعاليت روشنفكران ديني است كه انديشه اصلاح طلبي همچنان انديشه مسلط در عرصه عمومي ايران است. بالاخره همچنان پررونق ترين اجتماعات فكري، اجتماعات روشنفكران ديني بوده و هست و اين نشان مي دهد كه كالاهاي مدرسه روشنفكري خريدار دارد.


 


كاستي هاي مدرسه روشنفكري ديني


اينك پس از روشن شدن جايگاه اجتماعي فعاليت روشنفكران ديني كوشش مي كنم ذيل هشت توضيح به كاستي هاي مدرسه روشنفكري ديني اشاره كنم. اين كاستي ها از امور مادي آغاز و به امور پيچيده تر فكري و اجتماعي ختم مي شود.


 


۱ مدرسه روشنفكري ديني به رغم تاثيرگذاري اش مثل ساير مدرسه هاي تاثيرگذار مكان ثابت ندارد و همچنان مثل مستاجران، خانه به دوش و سرگردان است. حتي در مقايسه با پيش از انقلاب از لحاظ امكانات مكاني اوضاع روشنفكران ديني بدتر شده است زيرا پيش از انقلاب به طور مثال شخصيت مسلمان و فرهيخته اي چون مرحوم محمد همايون مي توانست بناي تاثيرگذار حسينيه ارشاد را بسازد و بعد متفكراني را كه به آنها علاقه مند است مثل آيت الله مطهري، بهشتي و دكتر شريعتي و ديگران به آن محل دعوت كند تا به روشنگري مشغول شوند. اما امروز به خيران فرهيخته چنين اجازه اي داده نمي شود. آنها تنها مي توانند مكان هاي مذهبي را بسازند و بعد براي بهره برداري به سازمان مساجد تحويل دهند.


 


۲ مدرسه روشنفكري ديني فاقد بودجه است. لذا مجالس و كلاس هاي روشنفكران ديني با انواع و اقسام مشكلات مالي روبه رو است. به طوري كه روشنفكران ديني به خاطر ضعف مالي قادر نيستند به محققان شايسته، سفارش بررسي موضوعات اساسي دين شناسانه و جامعه شناسانه را از منظر نوانديشي ديني بدهند قادر نيستند مخارج نشريات، ماهنامه ها و كتب روشنفكري را تامين كنند نمي توانند هزينه هاي نشست هاي فكري خود را بپردازند.


كاستي هاي يك و دو علل متعددي دارد، ولي اشاره به دو علت در اينجا ضروري است. علت اول مخالفت پنهان و آشكار مستمر دولت پنهان در راه نشر نوانديشي ديني است. دولت پنهان ۵۳ الي ۵ ميليون معتاد را در جامعه ايران تحمل مي كند اما چشم ديدن روشنفكران ديني را ندارد. عامل دوم به تنبلي و بي حالي روشنفكران تاثيرگذار در جمع آوري امكانات و منابع مالي براي مدرسه روشنفكري ديني، مربوط مي شود. در حالي كه روشنفكران ديني از اهميت عقلانيت و اهميت علوم تجربي اعم از علوم طبيعي و انساني در مشكل گشايي جامعه سخن مي گويند، اما تاكنون حتي يك بحث جدي و كارشناسانه درباره چگونگي تامين هزينه هاي مدرسه روشنفكري در ميان آنان انجام نگرفته و با هزاران نفر از طرفداران خود در ميان نگذاشته اند. همه مي دانيم در دوران جديد مثل دوران قديم ديگر نمي توان با «گل ريزان» از اهل خير پول جمع كرد. تامين هزينه مدرسه روشنفكري مثل تمام مدرسه ها نيازمند يك بحث جدي و فني اقتصادي و اجراي آن است. پيش از انقلاب شخصيت هايي مثل مهندس بازرگان و دكتر سحابي از نفوذ خود براي حل مشكلات مالي محافل روشنفكرانه ديني استفاده مي كردند، اين سنت نيز پس از انقلاب توسط روشنفكران تاثيرگذار دنبال نشده است.


 


۳ تعداد قابل توجهي از روشنفكران ديني درجه اول و درجه دوم در عرصه عمومي بيشتر به طور انفرادي و تك نوازانه عمل مي كنند و هر كدام ساز خود را مي زنند. در حالي كه مدرسه روشنفكري ديني پديده اي تاثيرگذار است و به همين دليل در معرض فشار عملي اقتدارگرايان مذهبي و فشار زباني جبهه سكولارهاي بنيادگرا قرار دارد. در برابر اين فشارها، حلقه هاي مختلف روشنفكران ديني لازم نيست مثل يك حزب عمل كنند ولي شرط احتياط ايجاب مي كند كه كمي منسجم تر و هماهنگ تر عمل كنند و انسجام خود را در برابر فشارهاي بيروني به مدرسه حفظ كنند.


 


۴ گفت وگو ميان روشنفكران ديني و ميان روشنفكران سكولار و ميان سنت گرايان اسلامي بيشتر از راه دور و از طريق خواندن نوشته هاي يكديگر صورت مي گيرد. حتي در مواقعي كه گفت وگو ميان روشنفكران و روشنفكران ديني به صورت چهره به چهره در مجامع دانشگاهي يا مذهبي شكل مي گيرد، معمولا اين گفت وگوها و ميزگرد ها با مديريت يك دانشجو و آن هم با موضوعاتي چندپهلو انجام مي شود. در صورتي كه در تمام مدرسه هاي مؤثر در دنيا، گفت وگوهاي فكري توسط يكي از خود صاحبنظران و آن هم درباره مسائل كاملا مشخص مديريت مي شود. به عبارت ديگر هنوز در مدرسه روشنفكري ديني يك گفت وگو و ميزگردي در ميان روشنفكران ديني درنگرفته است كه في المثل مسئول آن ميزگرد دكتر شبستري و طرفين بحث سروش و ملكيان باشد. ظريف اينكه دانشجوياني كه ترتيب جلسات روشنفكري را مي دهند بايد برگزاركننده اين جلسات باشند و به صورت غيرمقلدانه و انتقادي در مباحث آن شركت كنند اما نبايد هدايت كننده فكري اين جلسات باشند. به هر حال در شرايط فعلي گفت وگوها در ميان روشنفكران درجه اول مدرسه روشنفكري از راه دور انجام مي شود و اين خلاف ويژگي هاي اصلي ميزگردها و كارگاه هاي آموزشي مدرن است.


 


* منابع در دفتر روزنامه موجود است.



 

    331 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   روشنفكري ديني 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:19/06/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب