از روزي كه رهبر معظم انقلاب در ديداري صميمانه كارگردانان سينما را به حضور پذيرفتند و به سخنان آنها گوش دادند و رهنمودهاي ويژهاي را براي بهتر شدن سينماي ايران به آنها ارائه كردند، بيش از 2 سال ميگذرد.
اين ديدار 9 ماه پس از آنكه صفارهرندي سكان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را به دست گرفته بود انجام شد و اين نويد را ميداد كه سينماي ايران قرار است در كنار تثبيت مشروعيت خود، ديدگاهها و راههاي تازهاي را تجربه كند. اكنون 2سال و چند ماه از اين ديدار ميگذرد و شايد هفته دولت بهترين زمان براي طرح پرسشهايي در ارتباط با سينما و اين ديدار باشد ، پرسشهايي چون آيا مصداق سخنان رهبري در سينماي ايران عينيت يافته است؟ آيا مسوولان پيگير مطالبات سينماگران بودهاند؟ آيا چشماندازي به سوي سينماي ملي كه محور سخنان رهبري بود پيش رو هست؟
مجيد مجيدي در ديدار سينماگران با رهبري به عنوان مجري حضور داشت. مجيدي چندي پيش در گفتگو با ضميمه «تداوم آفتاب» كه روزنامه جامجم به مناسبت بيستمين سال آغاز رهبري آيتالله خامنهاي منتشر كرد درباره ديدار رهبري با سينماگران و نظر ايشان درباره سينما گفت: «خود آقا هم در ديدار با سينماگران انتقاد كردند به وضعيت موجود و بصراحت گفتند اميد من به شماهاست.
اگر اتفاقي هم بخواهد بيفتد توسط خود هنرمندان است. در اين جمله هم چند پيام مهم هست، پيام اصلي اين است كه در هيچ دورهاي سياستگذاران فرهنگي نتوانستهاند به وجودآورنده اتفاقات بزرگ باشند. هميشه در طول تاريخ، اين هنرمندان بودهاند كه درخشيدهاند. به هر حال يعني اينكه خيلي هم ننشينيد به اميد فلان مسوول فرهنگي كه فضايي را براي شما باز كند. شما تعيينكننده هستيد و بايد عرصه را براي خود باز كنيد.”
مهندسي فرهنگي به برنامهريزي نياز دارد
اكنون پس از گذشت 2 سال از آن ديدار سرنوشتساز، عليرضا رئيسيان، رئيس كانون كارگردانان سينماي ايران يكي از فيلمسازان حاضر در آن ديدار كه نظرات خود را درباره سينما مطرح كرد در پاسخ به اين پرسش كه آيا رهنمودهاي رهبري در سينماي ايران شكل اجرايي گرفته است يا خير، به خبرنگار جامجم گفت: سخنان رهبر معظم انقلاب در ارتباط با سينما و كارگردانان فقط در همان جلسه ثبت شد و هيچگاه شكل اجرايي نگرفت.
وي با ذكر اين نكته كه برنامهريزي براي سينما نيازمند شناخت و آگاهي از فرهنگ و هنر است، گفت: اگر اين شناخت نباشد عرصه فرهنگ و هنر به روزمرگي دچار ميشود و روزمرگي بزرگترين آفتي است كه محصولات فرهنگي و هنري را تهديد ميكند.
رئيسيان با اشاره به اين نكته كه همه اركان فرهنگي كشور ما دچار روزمرگي شده است و اين آفت مخصوص سينما نيست، افزود: مهمترين دليل اين مشكل، نگاه مصرفي است كه مسوولان به محصولات فرهنگي دارند.
رئيس كانون كارگردانان گفت: اين نگاه مخصوص دولت فعلي نيست بلكه از دو دوره قبل تاكنون بيبرنامگي بزرگترين آسيب را به محصولات فرهنگي و هنري زده است و آنها را دچار روزمرگي كرده است.
رئيسيان در ادامه با اشاره به اين نكته كه مهندسي فرهنگي به برنامهريزي نياز دارد، گفت: اين برنامهريزي با شاخص كردن موضوعي خاص بايد در پروسه فرهنگي اتفاق بيفتد كه به نظر ميرسد اين موضوع خاص در ايران سينماست.
وي در خاتمه تاكيد كرد: تا زمانيكه در عرصه فرهنگ و هنر برنامهريزي درازمدت و ميانمدت وجود نداشته باشد و بين مسوولان و هنرمندان ارتباط دوستانهاي برقرار نشود، نميتوان انتظار داشت كه اتفاق مثبتي در سينما و يا هر فعاليت فرهنگي ديگر رخ دهد.
مخاطب ايراني فيلم ايراني ميخواهد
عليرضا داوودنژاد منصفانه سينماي فعلي را نقد كرد. وي سينماي فعلي ايران از روزي كه سينماگران با رهبري ديدار كردند تاكنون را بررسي كرد و به خبرنگار جامجم گفت: مسوولان فرهنگي در اين دوره 2 كار مفيد براي سينماي ايران انجام دادهاند كه يكي از آنها جلوگيري از كمپاني شدن سينما به دست تعداد معدودي از تهيهكنندگان بود.
مديران سينمايي، صنف تهيهكنندگان را سر و سامان دادند و امكان بروز گرايشهاي مختلف در زمينه فيلمسازي را به وجود آوردند. از طرفي در زمينه سالنسازي هم خوب عمل كردند و ظرفيت نمايش فيلمها را با ساخت و بهسازي سالنهاي سينما افزايش دادند.
وي با اشاره به اين نكته كه در كنار اين فعاليتهاي مثبت، امر مهم بسيج عمومي براي توليد فيلم ناديده گرفته شد، گفت: در كل ايران حدود 30 تا 40 ميليون مخاطب سينما وجود دارد كه اغلب مصرفكننده محصولات ماهوارهاي و فيلمهاي قاچاق هستند كه از راههاي مختلف وارد كشور ميشوند.
اين مخاطبان ميليوني به طرف اين محصولات گرايش پيدا ميكنند؛ چون دولت نتوانسته است با برنامهريزي مناسب توليدات سينماي داخلي را آنقدر متنوع كند كه هر مخاطب با هر سليقهاي، بتواند از اين محصولات استفاده كند.
داوودنژاد افزود: ما زماني ميتوانيم به مديريت سينما نمره بدهيم كه اين مديريت توانسته باشد مخاطب ايراني را جذب فيلمهاي ايراني كند.
اين مخاطب زماني به ديدن فيلمهاي داخلي گرايش پيدا ميكند كه زندگي و آرزوهاي خود را در فيلمها ببيند، اما واقعيت اين است كه سينماي ما در اين زمينه موفق عمل نكرده است و مخاطب ايراني روز به روز از سينما بيشتر فاصله ميگيرد.
اين كارگردان سينما با يادآوري اين موضوع كه فضاي سمعي و بصري سينما در اختيار فيلم قاچاق خارجي است، گفت: سينماي حرفهاي ما هر روز ضعيفتر از روز قبل ميشود و ريتم مسوولان سينمايي براي ايجاد تحول در سينما ريتم مناسبي نيست و بايد خيلي جديتر و با نگاهي كارشناسانه سينماي ملي ايران را تقويت كرد.
داوودنژاد با تاكيد بر اين نكته كه نتيجه نهايي كه ما از كليت فعلي سينما ميگيريم اين است كه وضعيت اكنون وضعيتي نيست كه ما در 30 سال اخير در پي آن بودهايم، گفت: رونق بخشيدن به سينماي ايران به بسيج همه نيروها و امكانات نياز دارد و عزم ملي را ميطلبد.