باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 2 آذر 1387 كاربران برخط 31 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
روشنفکري ديني و کاستي هايش(2)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: بهزاد - حمیدیه

منبع: روزنامه - رسالت

 
 

در شماره پيشين، دو نکته جهت اثبات فقدان دکترين واحد در روشنفکري ديني ، گذشت. اينک نکته سوم:

 

3- اختلاف در کارکردهاي مذهب: آقاي رضا عليجاني(1) گزارش مي کند که اگر گام اول روشنفکري ديني، سعي در بازگشت به متن مقدس و قابل فهم تلقي کردن آن بوده است، گام دوم در تاريخ نوانديشي مذهبي، رسيدن به اين طرز فکر است که “مذهب در خدمت انسان است نه انسان در خدمت مذهب”. بازرگان با رد “مذهب هدفي”، مي گفت: “من مي خواهم از طريق اسلام به ايران خدمت کنم ولي ديگران مي خواهند از طريق ايران به اسلام خدمت کنند”. مصطفي ملکيان نيز معتقد است: “بر معنويت امروز روحي حاکم است که بنابر آن، دين براي ما است نه ما براي دين. يعني دين آمده است به ما خدمت کند. دين در خدمت انسان است...”.(2) مرحوم دکتر علي شريعتي، به کارکرد مذهب به گونه اي ديگر مي نگريست و آن را راه مي شمرد نه هدف. او بدون فرو غلتيدن به اومانيسم بازرگان و احاله وظيفه خدمتگزاري به دين، تلاش داشت کارکرد اجتماعي، سياسي مذهب را تعالي بخشد و آن را به بحبوحه حوادث اجتماعي وارد کند. درست به خلاف او، برخي از روشنفکران دهه هشتاد، با تلاش در تقليل کارکرد دين و بسط پروسه سکولاريزاسيون که موجهاي غربي آن در صدد ورود به جوامع در حال پيشرفت بودند، وارد فاز جديدي شدند؛ نفي قطعيت و ابدي بودن احکام و دستورات اقتصادي، سياسي و حقوقي موجود در متون مقدس. از جمله، برخي، تلقي سنتي را که نهايتا به تئوري دولت ديني و حق ويژه براي مفسرين رسمي و وجود دولتي که بايد اين احکام را اجرا کند مي رسيد، مورد حمله قرار داده، به اين نتيجه رسيدند که به جز جهت گيريهاي عام، از درون دين، برنامه و سيستم مشخصي در نمي آيد. برخي به افراط بيشتر، به هستي شناسي و انسان شناسي متن مقدس نيز تکيه نکرده و کارکرد مذهب را صرفا ارائه ديد و جهت شمردند نه عقايد جزمي و سيستمهاي عملي الي الابد.(3) دسته اي ديگر، کارکرد گزارش تاريخي را نيز از متون مقدس گرفتند و تواريخ موجود در آن متون را با برخوردي هرمنوتيکي به نمادهاي اخلاقي فروکاستند. بدين ترتيب، دو تلقي کاملا متفاوت از کارکرد مذهب، ميان روشنفکران ديني، راه خود را از يکديگر جدا کردند؛ تلقي مذهب متن گرا و متن محور و تلقي مذهب انسان گرا و انسان محور.

 

ب) فقدان شخصيتهاي اثرگذار

در روشنفکري ديني ايران، هرچند شخصيتهايي به طور شاخص، مطرح هستند، اما به نظر نمي رسد مبالغه در تاثير اين شخصيتها بجا باشد. زمينه هايي که بتوانند شخصيتهايي همچون دکتر عبدالکريم سروش و استاد مصطفي ملکيان را در حد اساتيد مدرسه روشنفکري ارتقا بخشند و آنها را داراي تاثيري بي رقيب سازند، تا حدود زيادي مفقودند. اولا تعارض ميان شاخص ترين چهره هاي روشنفکري (همانند تعارض سروش- جواد طباطبايي و نظير معارضه هجو آميز پوزيتيويستها با هايدگري ها)، ميزان اعتبار آنها را در بدنه دانشگاهي روشنفکري کاسته است. ثانيا سازوکارهايي که منجر به تحولات عظيم سياسي در چند سال اخير ايران شد و ناکامي هاي سياسي آن احزابي که عمدتا با دستاوردهاي فکري روشنفکري کار مي کردند، بر به محاق رفتن نسبي نخبگان روشنفکري تاثير گذارده است. ثالثا تناقضهاي دروني در انديشه اين چهره هاي شاخص، در تحليل رفتن نيروي نفوذ آنان موثر بوده است. در مورد تناقضهاي مزبور، يک نمونه بارز عبارت است از سخنان دکتر سروش در مورد مهدويت. از سويي دعوي عبدالکريم سروش مبني بر ضديت مهدويت با خاتميت، ضمنا دفاع از خاتميت مي باشد. دکتر سروش، کلام غزالي را سخن ماندگاري مي داند که ما بايد هميشه آن را به ياد داشته باشيم و از او نقل مي کند: “تا آنجايي که سخن قرآن و پيامبر است هرچه گفتند روي چشم بنده، اما از پيامبر که پايين آمديد، هم رجال و نحن رجال، آنها براي خودشان کسي بودند و ما هم براي خودمان کسي هستيم. آنها را به رخ ما نکشيد که مثلا ابوحنيفه چنين گفته، شما دهانت را ببند”.(4) از سوي ديگر، بر خلاف عناصر مزبور از دين سنتي که در بافت بيانات دکتر سروش ظاهر شده اند، متن انديشه او سکولار و مبتني بر دين تقليل يافته است. استحصال “خاتميت و روي چشم نهادن قرآن و گفتار پيامبر” از ذهنيت مبتني بر “ليبرال دموکراسي”، “سکولاريسم” در همه سطوح آن و مقابله با “تکليف انديشي”، خود تناقضي آشکار است.

 

ج) فقدان فايده

جريان روشنفکري ديني، در طرح مسئله براي انديشه ديني، بسيار موثر بوده است. فوايد طرح مسئله، در جاي خود بسي روشن است: به جريان افتادن چرخ دنده هاي تفکر، امکان نگريستن به موضوعي واحد از نظرگاههاي متعدد و متنوع، تحکيم بيش از پيش مباني با پاسخگويي مستدل به شبهات، بازنگري در معتقدات و ويرايش اساسي آنها و... . اما اگر فايده روشنفکري تنها همين باشد، بايد آن را فايده معکوس خواند؛ فايده اي که مورد نظر فاعل نبوده و درست در جهت مقابل هدف مقصود، حاصل شده است. حال بايد ديد آيا فايده اي که مراد و مقصود روشنفکران ديني طراز اول بوده است حاصل شده يا خير. ارائه دفاعيه اي مقبول از دين در جهان مدرن، غايت مبهمي است که جريان روشنفکري دين در پي آن است، برخي اين دفاع را دفاعي عقلاني مي دانند و برخي دفاعي مبتني بر ايمان گرايي. اما به واقع، چنين هدفي آنچنان که از محصولات فکري روشنفکران ديني بر مي آيد، حاصل نشده است. آنچه که روشنفکران ديني عمده در دهه هفتاد و هشتاد مورد دفاع قرار داده اند، به شدت و ضعف از دين اصيل (mainstream religion) دور بوده و به دين سکولار نزديک شده است. عمده روشنفکران ديني با سطحيتي کم سابقه، براي دست و پا کردن جايي در جهان مدرن جهت ماوا گزيدن دين، مرتبا از شاخ و برگ دين زده اند و تنه اي لخت و عاري ارائه کرده اند و سپس به مدح فاتحانه دستاورد خويش (پيدا کردن جايي براي دين در مدرنيته) پرداخته، به خود باليده اند و بر روشنفکران عرفي و سکولار، نازها فروخته اند، غافل از اين انتقاد که دين سکولار و پاپکورنيزه، اصولا دين نيست، زيرا فاقد عامل تعبد است و انسان محوري را جايگزين خدامحوري نموده است.

 

پي نوشتها:

1- رضا عليجاني، گام بعدي نوانديشي مذهبي، نگاه تاريخي- هرمنوتيکي به متن، روزنامه شرق، شماره 617، شنبه 14/8/1384، ص 18

2- “سنت و سکولاريسم”، ص 287

3- رضا عليجاني، گام بعدي...

4- سخنراني دکتر سروش در جمع دانشجويان ايراني در آمفي تئاتر دانشگاه سوربن پاريس، روز دوشنبه بيست و پنج ژوئيه مندرج در سايت ملي مذهبي به تاريخ 10/5/1384

 

    121 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   روشنفكري ديني (128)

عناوين مرتبط
●  روشنفکري ديني و کاستي هايش(1) 

دسته
●  

رسته :3

تاريخ ارسال:13/06/1387

تاريخ شمسی نشر:20/06/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب