باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 2 آذر 1387 كاربران برخط 64 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
گرجستان كاتاليزور جنگ سرد جديد
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از هفته نامه همت، شماره اول، 4مرداد 1387.

 
 

از آنجا كه يك‌ جانبه گرايي آمريكا در روابط بين‌المللي با نقض گسترده‌ي قوانين و حقوق بين‌المللي و دامن زدن به جنگ سرد جديد همراه است، بحران اخير گرجستان را به عنوان كاتاليزور اين جنگ ناشي از نقض تماميت ارضي كشورها مورد توجه قرار مي‌دهيم. قفقاز منطقه‌اي با اقوام، زبان و اديان گوناگون است و به همين دليل آن را موزاييك اقوام ناميده‌اند.

اين منطقه چون در بين دو درياي خزر و سياه قرار دارد، آن را دروازه‌ي اروپا به آسيا و بالعكس نيز نام مي‌برند. اين سرزمين توسط رشته كوه قفقاز به دو منطقه‌ي شمالي و جنوبي تقسيم مي‌شود. قفقاز شمالي با جمهوري‌هاي داغستان، چچن و اينگوش، اوستياي شمالي و بالكا بخشي از فدراسيون روسيه است. قفقاز جنوبي شامل جمهوري آذربايجان، ارمنستان و گرجستان است و اين جمهوري‌ها پس از فروپاشي شوروي در 1989 به استقلال دست يافتند.

قفقاز جنوبي يكي از پر تنش‌ترين مناطق جهان است، به طوري كه بحران قره‌باغ و جدايي طلبي در گرجستان، از پيچيده‌ترين بحران‌هاي جهان مي‌باشد كه ريشه در سياست‌هاي حاكميتي شوروي سابق دارد.

گرجستان پس از استقلال با سه منطقه‌ي جدايي طلب آجارستان، آبخازيا، و اوستياي جنوبي روبرو شد و راه گرايش به غرب را انتخاب كرد و طي تغيير و تحولي موسوم به انقلاب "گل رز" به پيروي از سياست‌هاي آمريكا گرويد. ساكاشويلي رييس جمهور كنوني كه يكي از رهبران غربگراي انقلاب رنگين بود با حمايت از روند چچن، گرجستان را به پايگاه تضعيف روسيه قرار داد و از اين طريق موفق به حل جدايي طلبان آجارستان در مرز تركيه گرديد.

روسيه كه طي فرآيند مبارزه‌ي جهاني با تروريسم موفق به كنترل استقلال خواهي چچن شده بود، با تداوم حمايت از آبخازستان و اوستياي جنوبي، حمايت از جداي طلبي در گرجستان را زنده نگه داشت. در اين وضعيت آمريكا توانست با حمايت از درياي خزر و جنوب روسيه اقدام نمايد، به طوري كه از يك سو موفق به ايجاد پايگاه‌هاي خود و تعطيلي پايگاه‌هاي روسيه در قفقاز جنوبي خصوصا گرجستان گرديد. آمريكايي‌ها در سياست كلي مهار ناسيوناليسم جديد روسي و هم چنين در راستاي توسعه‌ي ناتو به شرق، اوكراين را به عضويت ناتو در آوردند. اين ديدگاه در اجلاس اخير تجارت با مخالفت آلمان و فرانسه همراه شد. آنها معتقد بودند چون گرجستان با بحران داخلي روبروست، نمي‌تواند تا حل آن به عضويت ناتو در آيد.

از اين رو ظاهرا مي‌توان حمله‌ي گرجستان به اوستياي جنوبي را در راستاي حل بحران‌ جدايي طلبي در گرجستان ناميد. روسيه در دفاع از نيروهاي حافظ صلح روسي و هم چنين دفاع از روس تباران اوستياي جنوبي پيش روي كرده و گرجستان را به دو نيم تقسيم كرد. اين مقاله در ادامه به بيان چند مشابهت نسبت به بحران گرجستان مي‌پردازد.

 

1ـ مشابهت بحران گرجستان با صربستان

صربستان در سال‌هاي 1995 به بعد به منظور تحكيم يوگسلاوي جديد به كوزوو كه يكي از استان‌هاي جدايي طلب و مسلمان خود بود، حمله‌ي نظامي كرد تا جدايي طلبان را سركوب نمايد.

در اين وضعيت آمريكا كه از كانال دفاع از حقوق بشر و مسائل انسان دوستانه به مقابله با صربستان برخاسته و اقدام به حمله‌ي هوايي گسترده به تأسيسات نظامي و منابع ملي صربستان نمود، و اين كشور را وادار به پذيرش اداره كوزوو توسط سازمان ملل كردند.

آمريكا كه براي برقراري بزرگترين پايگاه نظامي در بالكان و نفوذ به درياي سياه به تحريك كوزوو و اعلام استقلال آن يك جانبه با حدود 40 كشور وارد عمل شد. اين در حالي بود كه قوانين بين‌المللي كوزوو را جزء كشور صربستان به حساب مي‌آورد.

اين دو منطقه با توجه به حمايت‌هاي واشنگتن و مسكو اقدام به جدايي طلبي از صربستان و گرجستان نمودند. هر دو منطقه مورد حمله‌ي كشورهاي همسايه‌ي خود قرار گرفتند. جالب‌تر اينكه، آمريكا در حمايت از كوزوو به صربستان حمله نمود و روسيه نيز در حمايت از اوستياي جنوبي به گرجستان حمله نمود. از اين رو مي‌توان كوزوو و اوستياي جنوبي را كاتاليزور رقابت جنگ سرد جديد ناميد.

به هر حال نمي‌توان از نظر دور داشت كه بسياري از مردم اين چهار منطقه قرباني تفكر قدرت‌هاي جهان گرديده‌اند.

 

2ـ مشابهت عملكرد امريكا و روسيه

امريكا و هم پيمانانش با نقض قوانين بين‌المللي و به طور آشكار با حمايت از جدايي طلبي كوزوو به صربستان حمله نمودند.

روسيه نيز در حمايت از شهروندان روسي تبار اوستياي جنوبي، به گرجستان حمله‌ي نظامي كرد.

با اين تفاوت كه امريكايي‌ها از استقلال يك جانبه‌ي كوزوو در مراحل بعدي به خاطر برقراري بزرگترين پايگاه نظامي در بالكان حمايت كردند.

ولي روس‌ها به خاطر امكان گسترش استقلال خواهي به كشورهاي قفقاز شمالي، نه تنها از استقلال اوستياي جنوبي حمايت‌ نكرد، بلكه طرح پيوستن آن را به روسيه ارائه نمود.

روس‌ها معتقدند طرح اوستياي جنوبي در مشابهت با حمله كرواسي كه هر دو با طرح امريكا شكل گرفته، به طوري كه روس تباران اوستياي جنوبي همان سرنوشت كشتار و آواره شدن حدود 20 درصد صرب‌هاي كرواسي را خواهد يافت.

به هرحال روس‌ها نام حمله‌ي خود را مقابله با جنگ نژادي نام نهادند و آمريكايي‌ها براي جذب حامي، بحران گرجستان را جنگ لوله‌هاي نفتي ناميدند، تا از توقف صدور انرژي آذربايجان به اروپا بهره‌برداري كنند.

 

3ـ مشابهت تصميم ايران و صربستان

صربستان و ايران از متحدين مهم روسيه در مسائل بين‌المللي به شمار مي‌آيند، در حالي كه هر دو در بحران گرجستان، موضع‌ بي طرفانه‌اي اتخاذ كردند. صربستان حمايت از عملكرد روس‌ها در گرجستان را حمايت از جدايي طلبي مي‌داند كه خودش درگير آن است، يعني در صورت هر گونه حمايت از روسيه، استقلال قطعي و همه جانبه كوزوو از صربستان، مواجه مي‌شود. ايران كه از استقلال كوزووي مسلمان به خاطر سرپيچي از قوانين بين‌المللي طفره رفته بود، چنانچه از عملكرد روسيه در گرجستان حمايت به عمل آورد؛ به هر صورت به اقدام خارج از حقوق بين‌المللي تن داده است، كه مي‌تواند در آينده‌ي نزديك عليه ايران اسلامي بكار گرفته شود.

البته عملكرد روسيه در چالش‌سازي عملكرد يكجانبه گراي آمريكا، منافع ايران را در مجامع بين‌المللي بالاتر برده و امكان دفاع از شهروندان صرب تبار كوزوو را براي صربستان پديد آورده است.

 

    65 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جنگ سرد (23)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   گرجستان (65)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:12/06/1387

تاريخ شمسی نشر:12/06/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب