«ما فرزندان حزب الله هستیم که خداوند طلیعه آن را در ایران به پیروزی رساند تا دوباره هستۀ اولیۀ دولت اسلامی را در جهان برپا کند. ما در لبنان، یک حزب تشکیلاتی بسته با چارچوب سیاسی گنگ نیستیم؛ بلکه امّتی هستیم که از طریق کمربند اعتقادی و سیاسی نیرومندی به نام «اسلام»، به مسلمانان سراسر جهان وابسته ایم».
این سطور، فرازهایی از بیانیۀ تأسیس جنبش مقاومت حزب الله لبنان است که با عنوان «ما که هستیم و هویت ما چیست؟» منتشر گردید.
سه هفته پس از آغاز جنگ رژیم صهیونیستی و حزب الله، دانیل شور - نویسنده آمریکایی - در مقالهای در نشریه «کریستین ساینس مانیتور» نوشت با گذشت تنها سه هفته از جنگ، معلوم شد که توازن قوا در خاورمیانه به هم خورده است. آری! برهم خوردن توازن قوا و معادلات قدرت در خاورمیانه حقیقتی است که این نویسنده به درستی به آن اشاره میکند. افسانه شکست ناپذیری ارتش صهیونیستی فرو ریخت و معادلات منطقه توسط یک جنبش مسلمان شیعه تغییر کرد. تحولات پس از این جنگ – از اجلاس دوحه تا تبادل اسرا – همگی گواه این مدعاست.
اما آیا حزب الله صرفاً یک گروه چریکی است؟ چه عواملی باعث گردید این جنبش به پیروزی دست یابد؟ برای پاسخ به این سؤالات، باید نگاه دقیقتری به جنبش مقاومت و فعالیتهای آن داشت.
جنبش مقاومت امروز در همه عرصه های حیات اجتماعی حضور مؤثر دارد و آنچه در این میان چشمگیر است، حضور زنان و جوانان در میدان فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی حزب الله است.
حزب الله در حوزه تبلیغاتی نیز بسیار فعال است تا جاییکه شبکه «المنار»، یکی از شبکههای معتبر و پربینندۀ لبنان و جهان اسلام است و با فرهنگسازی و تقویت روح مقاومت، نقش مؤثری در افزایش آمادگیهای روحی – روانی مجاهدان و مردم لبنان دارد.
ضمناً حزب الله تلاش کرده است با ایجاد ساختارها و سازمان های اقتصادی و اجتماعی، شبکههای خدماتی نیرومندی را در سطوح مختلف جامعه لبنان ایجاد نماید. شبکهای که به هنگام صلح، کارکردی همانند سازمان خدمات شهری، تامین اجتماعی و بنگاه اقتصادی دارد. کارویژه این سیستم و سازمان در زمان جنگ، امداد رسانی و تدارکات برای شهروندان و رزمندگان در جبهه نبرد می باشد.
البته فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، حزب الله موجب کمرنگ شدن حضور و هویت نظامی آن در سراسر لبنان نشده است. یکی از مهمترین ویژگیهای حزبالله، بهرهمندی از سرداران و چریکهای مجرب و مبتکری همچون حاج عماد مغنیه میباشد که میتوانند با تلاش خود، سرنوشت یک مبارزه را رقم زنند. و صد البته مردانی چون مغنیه، علم و عمل و مبارزه و عبادت را با هم جمع نموده اند؛ همچنانکه سید مقاومت -سید حسن نصرالله- میگوید: «حاج عماد مغنیه از رهبرانی بود که جهاد، شبزنده داری، خستگی و زندگی انها با خدا معامله شده بود. وی جزو سربازان گمنام خدا در زمین و شناخته شده در آسمانها بوده است آنها از خود دفاع نمیکنند بلکه دفاعشان از حق و حقیقت است و در انتظار پاداش زمینی هم نیستند. آنها از تهمت و افترا نیز مبرا هستند چرا که چیزی برای خود خارج از عرصهی جهاد و فداکاری نمیخواهند».
مهمترین عامل پیروزی مقاومت در برابر صهیونیستها، نه سلاح ومهمات، بلکه «ایمان» این گروه مجاهد بود؛ ایمانی که درعمق وجود آنها نفوذ نموده بود و از آنان، مؤمنانی به استواری کوه ساخته بود. ازاین رو تحول معادلات قدرت در خاورمیانه، محصول تحول در نفوس است.
رمزپیروزی حزب الله، ایمان، عزم و جهاداست؛ ایمان به خدا، معاد و ولایت پیامبر اعظم(ص)، اهل بیت -علیهم السلام-و جانشینان آنان- امام خمینی(ره) و حضرت آیت الله خامنه ای-، عزم راسخ در رسیدن به هدف و جهاد با ستمگران و مستکبران.
«ایمان» نیز در پرتو «معرفت» تقویت میشود. معرفت دینی به مانند آب زلالی است که نهال وجود انسان را به شجرهای طیبه و پرثمر تبدیل می کند. سالها قبل، یک دورۀ آشنایی با معارف اسلامی توسط آیت الله مصباح یزدی در لبنان برگزار گردید که مباحث آن نیز با عنوان «چکیده آشنایی بامبانی اندیشه اسلامی»به چاپ رسید. اگر روزی علمای جبل عامل - از جمله محقق کرکی- از سرزمین ابوذر غفاری به ایران آمده و در بسط وگسترش اندیشۀ شیعی خدمات ارزشمندی ارائه نمودند، این بار، یک عالم یزدی روانه خطه شهید اول و شهید ثانی شده و به نشر معارف دینی میپردازد.
تحول ژئوپلتیک درخاورمیانه معلول عوامل مذکوراست وکسانی که به دنبال عَلَم کردن حمایت جمهوری اسلامی از حزب الله هستند، یا چشم دیدن حقایق را ندارند یا خود را به تجاهل می زنند.
البته فرایند پیروزی حزب الله مشابه فرایند پیروزی انقلاب اسلامی بود. منطق حزب الله همان منطق عاشورایی «پیروزی خون برشمشیر» بود و غربیها بواسطه معرفتشناسی پوزیتیویستی از درک چنین مسائلی عاجزند.
تحول ژئوپلتیک خاورمیانه محصول نصرت متقابل خدا و بندگان مومن و مجاهد اوست؛ اما باید دانست خداوند عقد اخوت دائمی با بندگانش نمی بندد؛ همچنانکه در قرآن کریم می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ»(مائده/54)؛ یعنی ای گروهی که ایمان آورده اید، هرکه از شما از دین خود مرتد شود، بزودی خدا قومی را میآوردکه آنها را (بسیار) دوست دارد و آنها نیزخدا را دوست دارند و نسبت به مومنان سرافکنده و فروتن و به کافران سرافراز و مقتدرند؛ به نصرت اسلام در راه خدا جهاد میکنند و در راه دین از نکوهش و ملامت احدی باک ندارند. باید دانست «وَ الَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ»(بقره. 165) کسانی که ایمان آوردند، شدیدترین محبت را به خدادارند.
دوست داشتن خدا تابع ایمان به اوست و ایمان نیز تابع معرفت است؛ همان «معرفت»ی که حضرت امام(ره) آن را مقصود رسالت تمامی انبیاء دانسته و میفرمایند: «تمام مقاصد انبیاء بازگشتش به یک کلمه است و آن معرفت الله». صحیفه نور، ج19، ص283.
کسانی نیز که میخواهند سهمی در تحول توازن قدرت و انقلاب ژئوپلتیک در خاورمیانه که به ظهور مهدی موعود(عج) و انقلاب و حکومت جهانی ایشان ختم می شود، داشته باشند، باید بکوشند معرفت و ایمانشان را افزایش داده و خود را به زیور علم و تلاش زینت دهند.
مقاله را با این سخن سید حسن نصرالله در مراسم تشیع جنازه عماد مقاومت به پایان برده که گفت: «حاج عماد مغنیه به تنهایی یک مکتب بود و با این شهادت ما به پیروزی نهایی نزدیک شدهایم. خون حاج عماد، حتماً اسرائیل را محو خواهد کرد و صهیونیستها را از صحنه روزگار برخواهد انداخت». ان شاء الله!