حادثه آتشسوزي اسفناك شب 28 مرداد 1357 در محل سينما ركس آبادان، منجر به كشته و زخمي شدن 700 تن از مردم بيگناهي شد كه خاطره تأسف بار آن هرگز از حافظه تاريخي آبادان و ايران پاك نخواهد شد.
علتيابي و شناخت عاملان اين حادثه به دليل از بين رفتن شاهد و نتايج تحقيقات دولتي و رسمي آن زمان، هنوز در هالهاي از ابهام قرار دارد. اما با نگاهي به روزنامهها و برخي اسناد به جا مانده از آن واقعه ميتوان به برخي ريشههاي حادثه دست يافت.
سينما ركس ابتدا در پشت بام پاساژي به شكل تابستاني و روباز دائر ميشد. كم كم اطراف آن را با حصير و حلبي محصور و مدتي بعد مسقف كردند. چند سال بعد هم ساختماني براي آن بنا شد. گرچه وضع صندليها، ديوارها، شيرهاي آتش نشاني و راهروهايي ناايمن داشت. اما پروانه نمايش فيلم دريافت كرده بود. (بحرانيپور، علي، انقلاب اسلامي در آبادان، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي، ص 160، زير چاپ)
حادثه از آنجا آغاز شد كه در ساعت ده و سي دقيقه شب 28 مرداد 1357 هنگامي كه ظرفيت 700 نفري سينما تقريبا پر شده بود و مردم در حال تماشاي فيلم «گوزنها» بودند، حريق وحشتانگيزي سرتاسر سينما را در بر گرفت. از آنجا كه سينما ركس سينمايي فرسوده بود و تنها يك در ورودي و خروجي داشت، با هجوم تماشاچيان وحشتزده و ازدحام در پشت در ورودي كه آن هم از پشت با زنجير قفل شده بود، كسي موفق به فرار نشده و دود حاصل از شعلههاي آتش به همراه زبانههاي آن، زن و مرد و كودك را در كام مرگ فرو برد. («من شاهد سوختن و خاكستر شدن صدها تماشاگر بودم»، كيهان، 30 مرداد 1357 شماره 10546، ص 2)
به گفته يكي از كساني كه پنج فرزندش در شعلههاي آتش به زغال تبديل شده بودند، ميشد با چكشي يا وسيلهاي ديگر در خروجي را شكست و مردم را نجات داد اما مأموران شهرباني بنا به دستور فرماندهان خود از نزديك شدن مردم بيرون از سينما به نزديكي آن جلوگيري ميكردند. البته ما بولدوزري هم كه در حياط شهرداري بود، ميتوانستند يكي از ديوارهاي سينما را تخريب و عدهاي را كه هنوز زنده بودند، نجات بدهند، اما آن هم انجام نشد. (بحرانيپور، همان، ص 162)
نگهبان سينما هم پس از قفل و زنجير درهاي سينما براي خريد، در خروجي را بسته و از سينما خارج شده بود، لذا وقتي آتشسوزي شروع شد، كس نبود كه درها را باز كند يا به جايي خبر بدهد. پس از آن كه مأموران شهرباني به محل حادثه رسيدند، نيروهاي آتشنشاني را خبر كردند ولي در كمال ناباوري اكثر تانكرها خالي بوده و آب براي اطفاي حريق نداشتند. (نجات يافتگان فاجعه جزييات تازهآي را فاش كردند»، كيهان، 31 مرداد 1357، شماره 10546، ص 2)
آتشنشاني شركت نفت نيز نتوانست به موقع به محل آمده و در جهت اطفاي حريق كمكي بنمايد. روز 29 مرداد 1357 مردم آبادان تظاهرات عظيمي در محكوم سازي آتش سازي آتشسوزي عمدي سينما ركس و به نشانه عزاداري بر پا كردند. روز 30 مرداد، آيتآلله صدوقي ضمن محكوم كردن اين جنايت، آن را ادامه كشتارهاي رژيم پهلوي دانست. آيتالله خميني نيز با صدور پيامي از وقوع حادثه مذكور اظهار تأسف كردند. در پي اين جريانات، هزاران نفر در آبادان دست به تظاهرات زدند و چون تظاهرات به خشونت گراييده شد، به اماكن دولتي نيز حمله بردند (31 مرداد 1357)
روز يكم شهريور 1357 اكثر شهرهاي ايران تظاهرات قهرآميز مردم موجب حمله به بانكها، سينماها، كلوپها و مشروب فروشيها گرديد. سه روز بعد در چهارم شهريور مردم آبادان پس از برگزاري مراسم شب هفت مقتولين فاجعه سينما ركس، طي تظاهراتي با نظاميان درگير شدند كه در طي آن چندين نفر مجروح شدند. (عاقلي، روز شمار تاريخ ايران، ج 2، ص 354)
سينماهاي آبادان هم به دنبال درخواست و تعهد مسؤولان سينماها دائر بر تعهد حفاظت سينماها از چندي قبل مأموران شهرباني از آنجا فراخوانده شده بودند. (اظهارات رييس شهرباني آبادان، اطلاعات، 29 مرداد 1357، شماره 15691، ص 4)
در پايان جلسه هيأت وزيران كه به رياست جمشيد آموزگار نخست وزير و دبيركل حزب رستاخيز تشكيل شده بود، داريوش همايون، وزير اطلاعات و جهانگردي، سخنگوي دولت ضمن اعتراض به ناامني و تظاهرات در كشور، حادثه سينمار ركس را حتي در تاريخ فعاليتهاي تروريستي گروههاي فاشيست بيسابقه خواند. وي علاوه بر محكوم كردن اين اقدام، به تقليد از جمشيد آموزگار، آن را يك فاجعه ملي خوانده و مردم را در عين حال به اقدامي عمومي عليه تظاهركنندگان كه آنها را اخلالگر خطاب كرد، تحريك نمود. (تقاضاي تشكيل جلسه فوقالعاده براي رسيدگي به حادثه آبادان، اطلاعات، 31 مرداد 1357، شماره 15691، ص 1 و 4)
پس از رفت و آمدهاي فراوان و ارائه گزارشها و دستگيري چندين مظنون در نهايت دولت نتوانست كسي را به عنوان عامل اين فاجعه معرفي نمايد. البته قرار هم نبودكه مسبب حادثه اعلام و معرفي شود، چرا كه با توجه به شواهد و جريان حادثه دخالت دولت و ساواك در اين حادثه نمود عيني دارد.
با مروري كوتاه و دوباره بر برخي شواهد ميتوان به اين ادعا (دخالت دولت و ساواك در حادثه) جامه واقعيت پوشاند:
ـ چرا در بحبوحه انقلاب و به قول ساواك اخلالگرها در همه جاي ايران نگهبانان شهرباني از سينماها فرا خواهنده شده بودند؟
ـ آيا اين مسأله كه در لحظه وقوع حادثه صاحب سينما خارج از آبادان بوده، نگهبان هم براي خريد سينما را ترك كرده بود و بعد هم مدعي شده بود كه زنجير كردن دربها به علت ممانعت از ورود خرابكاران به داخل سينما بوده، عجيب نيست؟
ـ در شهري چون آبادان كه تأسيسات عظيم نفتي قرار داشته و احتمال وقوع آتشسوزي در آن نسبت به همه شهرهاي ايران بالاتر است، نبايد آتشنشاني دائما در آماده باش بوده و تانكرهاي آن پر از آب باشد؟
ـ با توجه به جلسه هيأت دولت و سخنان وزير اطلاعات كه مردم را عليه تظاهركنندگان تحريك كرده بود، آيا نميتوان به اين نتيجه رسيد كه اين حادثه دستاويزي بود براي رژيم تا در مقابل حوادث انقلاب ذهن مردم را به سوي برخورد با خود آنها سوق بدهد؟
ـ امتناع آتشنساني شركت نفت از كمك به اطفاي حريق نيز نشان از نفرت سركردگان صنايع نفت از مردم و واقعه ملي شدن نفت و بالاتر از آن گوشمالي دادن مردمي بود كه با اعتصابات پي در پي شريان اقتصادي رژيم را فلج كرده بودند.
در نهايت شدت وحجم حادثه نشان از دخالت يك نيروي قوي در حادثه دارد كه منجر به كشته شدن حدود 600 نفر انسان بيگناه شد.
شعلههاي انتقام ساواك از مردم مختص به سينما ركس نبوده است، حادثه مسجد گوهرشاد، جمعه سياه (17 شهريور 1357) ميدان ژاله، حادثه فيضيه، حادثه خونين 29 بهمن 1356 و صدها مورد ديگر خود گوياي خشم و حس انتقامي بوده است كه رژيم در حال سقوط عجولانه به آنها دست ميزد تا مفري براي خود بيابد. اما تاريخ گواه آن است كه همه اين جنايتها نه تنها به بقاي رژيم نينجاميد، بلكه سقوط آن را شدت بخشيد.