باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 82 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فارابی هنوز زنده است
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
گزارشی از نشست نقد و بررسی كتاب «زندگي، آثار و انديشه ابونصر فارابي»


انجام برخي نشست‌هايي كه امروزه در ايران به انگيزه چاپ كتاب يا طرح مسئله‌اي مهم در اينجا و آنجا صورت مي‌گيرد و بدين‌طريق انديشمندان و نويسندگان مختلف گردهم مي‌آيند و به بحث و تبادل نظر مي‌پردازند، مي‌تواند اميدواري‌هايي را در دل جامعه علمي و روشنفكري ما برافروزد.

از آن رو كه هم به قواعد گفت‌‌وگو پاي‌بند مي‌شويم و هم ادب نقد و آستانه تحمل و انتقاد‌پذيري خود را در بوته آزمون مي‌نهيم.

نمونه چنين نشستي هفته گذشته در سراي اهل قلم اتفاق افتاد و 3 پژوهشگر و فارابي‌شناس ايراني دور هم جمع آمدند تا درباره كتاب «زندگي، آثار و انديشه ابونصر فارابي» دكتر نصرالله حكمت به بحث و گفت‌وگو بپردازند. هم نويسنده و هم منتقدان وي در اين نشست نسبتاً نمره خوبي دريافت مي‌كنند؛ زيرا بدون كمترين جنجال‌آفريني و با رويي خوش- كه معمول چنين نشست‌هايي است- جلسه را ترك گفتند. در پي، چكيده‌اي از گزارش اين نشست را كه با حضور دكتر نصرالله حكمت، دكتر محسن كديور و دكتر نجفقلي حبيبي برگزار شده بود، مي‌خوانيم:

 

منبع: روزنامه - همشهری

خبرنگار: محمد رضا - ارشاد

 
 

با توجه به قلت آثاري كه در زمينه فيلسوفان اسلامي به فارسي نوشته شده بايد به هر اثري در هر سطحي خوشامد گفت. از اين رو ممكن است كتاب‌هايي آكادميك نوشته شوند و يا در سطح عوام و حتي كودكان به نگارش درآيند. درباره فارابي كتاب‌هاي دكتر داوري پس از گذشت 40-30 سال هنوز در زمره بهترين آثار آكادميك فارابي‌پژوهي جاي دارند. كتاب «زندگي و انديشه حكيم ابونصر فارابي» مخاطب عام را طرف توجه خود قرار داده است.

دكتر محسن كديور كه مي‌گفت همه كتاب را به‌تمامي ودقت خوانده با بيان اين نكات، نخست مي‌خواست جايگاه كتاب دكتر حكمت را درميان آثار مشابه تعيين كند و آنگاه به نقد بخش‌هاي سه‌گانه كتاب؛ يعني: 1- زندگاني فارابي 2- آثار فارابي 3- انديشه فارابي بپردازد. كديور در مجموع كتاب را خوش‌خوان و براي خواننده متوسط آسان‌ياب توصيف كرد و استفاده نويسنده از قديمي‌‌ترين منابع موجود را ستود و درعين‌حال يادآور شد: «در اين كتاب تلاش شده تا تفاوت‌ها و تعارض‌ها و ابهام‌هاي موجود بين اين منابع حل شود. به‌علاوه به شهرهايي كه فارابي سفر كرده به تفصيل زياد اشاره شده است. نيز درباره دين، مليت و مذهب فارابي تأمل بيشتري شده است.»

اين سخنان، حاضران را در اين گمان فرو برده بود كه دكتر كديور تنها به توصيف كتاب خواهد پرداخت اما هنگامي كه يادآور نگاه منفي دكتر حكمت نسبت به پژوهش‌هاي شرق‌شناسان و يا به تعبير خودش، تحقيقات بين‌المللي شد و از آن انتقاد كرد، بر همه كمابيش آشكار شد كه منتقد حاضر نه با دستي دور بر آتش بلكه با انباني نسبتاً پر ظاهر شده است؛ «با خواندن اين كتاب از خود مي‌پرسيم كه چرا نويسنده به تحقيقات بين‌المللي در حوزه فارابي‌پژوهي بي‌اعتنا بوده است؟ تنها كارهايي كه نويسنده از محققان بين‌المللي استفاده كرده، مواردي است كه در كار فارسي‌زبانان وجود دارد و يا مورد اشاره قرار گرفته است.

بدون تعارف بگويم، امروزه كسي نمي‌تواند بدون توجه و خواندن اين تحقيقات به زبان‌هاي انگليسي، آلماني و فرانسه سخن شايسته‌اي درباره فارابي بگويد. حتي هيچ‌كدام از آثار عربي و فارسي توان برابري با اين آثار را ندارند. اگر كسي مي‌خواهد درباره زندگي فارابي سخن بگويد، بايد آثار فارابي‌شناسان بزرگي چون: والترز، اشتراوس، روزنتال و محسن مهدي را رد كند يا بپذيرد. غفلت نويسنده از اين آثار، سؤال‌برانگيز و قابل نقد است.» نويسنده كتاب «نظريه‌هاي دولت در فقه شيعه» در ادامه به نقد و بررسي بخش آثار و انديشه فارابي پرداخت و گفت: «در مورد آثار فارابي خوشبختانه بيش از 7 كتاب‌شناسي بين‌المللي به زبان‌هاي مختلف منتشر شده است. مؤلف محترم از ميان 100 اثر فارابي تنها 12 اثر را معرفي اجمالي كرده و 4 اثر را به تفصيل توضيح داده است.

پرسش من از نويسنده محترم اين است كه ملاك سنجش وي در اين معرفي‌ها- چه اجمالي و چه تفصيلي- چه بوده است؟ نويسنده مهم‌ترين كتاب‌هاي فارابي را كه انتظار مي‌رفت معرفي كند، نياورده است، مثل كتاب «احصاء‌العلوم» كه جاي آن خالي است. نيز كتاب‌هاي مهم فارابي درباره فلسفه سياسي مورد غفلت نابخشودني قرار گرفته است، مثل اين است كه درباره ابن‌مسكو‌يه چيزي بنويسيم اما از فلسفه اخلاق وي سخني به ميان نياوريم. نويسنده اصلاً درباره كتاب «آراي اهل مدينه فاضله» كه مهم‌ترين كتاب فارابي درباره انديشه سياسي است حرفي نزده. اين غفلت نويسنده از سياست مدن، فلسفه اخلاق و فلسفه سياسي فارابي كاملاً در كتاب محسوس است.

نويسنده در كتاب آورده كه فارابي به «پابوس» سيد‌الشهدا رفت، من مي‌پرسم: آيا ذكر اين نكته درباره فيلسوفي چنين اثرگذار مهم است يا فلسفه سياسي وي؟ فارابي اگر به دمشق رفت به اين دليل بود كه نمي‌خواست در مدينه فاسده (بغداد) باشد. من مايلم تا اكنون دكتر حكمت به ما بگويند كه پس از آثار مهم دكتر داوري و برخي از آثار دكتر سيد جواد طباطبايي درباره فارابي، چه سخن تازه‌اي براي ما آورده است؟ آيا اگر قرار باشد، فيلمي براساس اين كتاب ساخته شود و در آن گفته شود كه فارابي مؤسس فلسفه اسلامي است، چه حرف تازه‌اي براي فرزندان خود داشته‌ايم؟ نويسنده محترم دوسوم آثار فارابي را در معرفي اجمالي خود مورد غفلت قرار داده است.» نويسنده كتاب «سياست‌نامه خراساني» پس از بيان اين نكته كه در اين كتاب اثرشناسي دقيقي از آثار فارابي صورت نگرفته و حتي برخي از آثار مهم وي هم مطالعه نشده است، در نقد انگيزه اصلي كتاب دكتر حكمت چنين گفت: «تز اصلي كتاب اين است كه فارابي فلسفه‌اي مستقل از فلسفه يوناني آورده است. اين برخلاف رأي فارابي در كتاب «تحصيل‌السعاده» است.

او در اين كتاب با تقسيم فلسفه به 2نوع فلسفه واقعي و فلسفه كاذب، مي‌گويد براي شناخت فلسفه واقعي از فلسفه نما بايد از فلسفه يونان آغاز كنيم و آن هم فلسفه ارسطو. آيا مؤلف محترم اين نظر فارابي را مطالعه كرده كه مي‌فرمايد فلسفه وي از فلسفه يونان جداست؟ حتي فارابي 2 كتاب مستقل يكي درباره فلسفه افلاطون و ديگري فلسفه ارسطو دارد و كتاب «الجمع بين‌الحكيمين» وي معروف است. لذا فارابي برخلاف نگاه دكتر حكمت سخت وامدار فلسفه يوناني است؛ در حكمت عملي به افلاطون و در متافيزيك به ارسطو نزديك است.» و در نهايت دكتر كديور معتقد بود كه كتاب دكتر حكمت بسيار كم به انديشه فارابي پرداخته و اي كاش اين واژه (انديشه) را از عنوان كتاب برمي‌داشتند. وقتي از خواندن كتاب فارغ مي‌شويم، اين 2 نكته در ذهن خواننده سنگيني مي‌كند كه چرا نويسنده اين مقدار به فلسفه سياسي فارابي بي‌مهري كرده و چرا تحقيقات بين‌المللي را به هيچ انگاشته است؟ گرچه خود نويسنده در جاي جاي كتاب تذكر داده كه مي‌خواهم از پارادايم مستشرقين خارج شوم!»

خروج از پارادايم شرق‌شناسان، اولين گام براي شناخت فارابي پس از انتقادات دكتر كديور از كتاب «زندگي، آثار و انديشه ابونصر فارابي»، دكتر حكمت از حسن‌نظر و اهتمامي كه دكتر كديور درباره كتاب داشت، سپاسگزاري كرد و اين‌گونه انتقادات را در پيشبرد كارهاي موفق بعدي مؤثر دانست. اما دكتر حكمت انتقادات دكتر كديور را بي‌پاسخ نگذاشت و كوشيد تا به تك تك آنها مستدل بپردازد. او در اين‌باره به‌طور كلي گفت: «مجموعه اشكالاتي كه دكتر كديور درباره كتاب مطرح كرده، ذيل يك اشكال اساسي مندرج است و آن اين است كه تمام مطالبي را كه او بيان كرده، دقيقاً در چارچوب پارادايم مستشرقين است و حال آنكه من دقيقاً در اين كتاب مي‌خواستم اين كار را نكنم.

البته آثار پاره‌اي از مستشرقين را ديده‌ام؛ اما رياضت كشيده‌ام و خارج از فضاي مستشرقان مطالعه و پژوهش كرده‌ام. اينكه دكتر كديور مي‌گويد چرا من از فلسفه سياسي فارابي غفلت كرده‌ام، بايد بگويم كه عمداًً اين كار را كردم. عظمت فارابي در فلسفه سياسي وي نيست. عظمت وي در جاي ديگري است. اگر مستشرقان بر روي فلسفه سياسي فارابي تكيه كرده‌اند، براي آن است كه امروزه مطالعه انديشه سياسي در غرب پيشرفت كرده و مي‌خواهند بگويند كه اتفاقاً فارابي و در نهايت شما (ايرانيان) حرفي براي گفتن در اين زمينه نداريد.

بعضي ها اشاره مي‌كنند كه فارابي بر تقدم وحي بر فلسفه قائل نيست، من برعكس معتقدم كه هست. نيز گفته شد كه من اثرشناسي دقيقي در اين كتاب نكرده‌ام، اصلاً چه كسي اثرشناسي كرده است؟ هيچ‌كس تاكنون تقدم و تأخر آثار فارابي را در ايران مشخص نكرده است. بنده خواستم تنها قدمي در اين راه بردارم و ان‌شاءالله در پژوهش‌هاي بعدي‌ام آن را تكميل مي‌كنم.» وي در ادامه با اشاره به اينكه اصلاً هدف مستشرقين پايين آوردن شأن فارابي است و بي‌جهت فلسفه سياسي وي را بزرگ مي‌كنند، افزود: «مسئله فارابي، مسئله امروز ماست. فارابي هنوز زنده است. ريشه بسياري از معضلات كنوني ما در فارابي است. اين كه دكتر كديور در ارتباط ميان عقل و فلسفه در انديشه فارابي، ديانت را باطن فلسفه مي‌داند، بايد عرض كنم كه اين ديدگاه در نهايت سر از نفي دين درمي‌آورد.

حال آنكه فلسفه فارابي و ابن‌سينا براي تثبيت دين است. درباره نقد دكتر كديور درباره پابوسي فارابي از آستان سيد‌الشهدا بايد بگويم كه من لفظ «پابوسي» را به‌كار نبرده‌ام. گرچه حالا آن را درباره فارابي به كار مي‌برم. آيا فارابي شيعه كه فساد دستگاه خلافت عباسي را مي‌ديده و به مظلوميت علي(ع) پي برده، به زيارت حسين(ع) و علي(ع) ‌به‌عنوان دو مظلوم رفته يا نه؟ شما بگوييد؛ نه! اما من مي‌گويم، رفته‌است. او اساساً مي‌خواهد مدينه فاضله‌اي بسازد كه در آن نه‌تنها امام شهيد نشود؛ بلكه امام در آن حاكم باشد..»

دكتر حكمت در پايان، مجموعه نظراتش درباره فارابي را اين‌گونه دسته‌بندي كرد: «من مي‌خواهم بدانم؛ اين كه فيلسوفي 20سال يا كمتر برود زبان بياموزد مهم است يا آن كه بنشيند درباره مهم‌ترين مسايل تاريخ ما بينديشد؟ اولين قدم براي شناخت فارابي خروج از پارادايم مستشرقان است؛، زيرا آنها مغرض‌اند و مي‌خواهند شأن فارابي را از مؤسس فلسفه اسلامي به يك حاشيه‌نويس و گزارشگر فلسفه يوناني تقليل دهند.»

 

سرزمين مهجور فلسفه اسلامي

دكتر نصرالله حكمت: ما با تاريخ فلسفه اسلامي، آنچنان كه بوده آشنا نيستيم و آنچه درباره فيلسوفان اسلامي منتشر شده، ياحاصل كار شرق‌شناسان است و يا ترجمه آثاري است كه آنها نگاشته‌اند. سرزمين فلسفه اسلامي، سرزميني سوخته، متروك و غبارگرفته است و كمتر كسي قدم به آنجا نهاده و مطالعات جدي در آن صورت داده است. اين بيان نيز به‌خوبي انگيزه دكتر حكمت را در نگارش اين اثر آشكار مي‌كرد. او مي‌خواست بگويد كه جرأت اين را يافته كه به اين سرزمين متروك وارد شود اما اين كار نيازمند گام‌هاي بلند و استوارتري است؛ اين كتاب گام نخست در فارابي‌پژوهي من است و بيشتر بر زندگي وي متمركز است؛ اما در گام بعدي و تكميلي من كه نقش خيال در فلسفه فارابي نام خواهد گرفت، انديشه و فلسفه وي به بررسي گذاشته خواهد شد.

آنچه در تاريخ درباره زندگي فارابي آمده، بسيار كوتاه بوده و نگارنده كوشيده تا از لابه‌لاي صفحه‌هاي پراكنده تاريخ، زندگي فارابي را بازيابي كند. در اين راستا برشگفتي ما هنگامي افزوده مي‌شود كه مي‌بينيم در تاريخ جز اشاراتي كوتاه بر زندگي يكي از بزرگترين و به تعبيري بزرگترين فيلسوفان اسلامي، چيزي نيامده است. حتي «يحيي بن عدي» تنها شاگرد شناخته شده فارابي نيز به زندگاني استادش توجه نكرده است.

 جالب‌تر آنجاست كه ابن‌نديم، نويسنده الفهرست كه معاصر فارابي بوده، راجع به «كندي»‌كه حدود 100سال با وي فاصله داشته، 7صفحه نوشته اما درباره فارابي تنها به 5سطر بسنده كرده است. اين مسئله كار يك فارابي‌پژوه را دشوار مي‌سازد: «من درباره فارابي كوشيدم تا هرآنچه را كه از دست تاريخ رها شده بود، فراهم آورم و در جاي‌جاي كتاب از حدس، گمان، استنباط و اجتهاد بهره گرفتم، روزنه خيال را گشودم و درمجموع حاصل كار همين است. لذا مباحثي در كتاب هست كه محل بحث است و با قيد «شايد و ممكن است» مشخص شده‌اند.»

 

    81 بازديد     0 امتياز     0 نظر


افراد مرتبط
●  فارابي   ابونصر(16)

دسته
●  متن / گزارش

رسته :3

تاريخ ارسال:10/06/1387

تاريخ شمسی نشر:26/05/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب