باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 167 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
مقاومت به مثابه روش
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سهند - صادقي بهمني

منبع: روزنامه - همشهری

 
 

سوم شعبان سال سوم هجري؛ كودكي در آل بيت رسول(ص) پا به جهان محسوس مي‌نهد.

فرزند پسري كه پيش از ميلادش، ملائكه خداوند بر شهادت او گريسته بودند و نيز پدربزرگ و پدر و مادرش؛ گريستني نه اما از سر ترحم و دلسوزي؛ چه نشانه‌اي از آن نبود و نيز كه از عهد آغازين نه كسي را قرار بر آن بوده تا در اين زيستگاه گاهاني جاويد گردد و نه كسي را به جاوداني در آن تمايز و تهافتي مي‌بخشند به ديگران و نه فخري. از اين‌رو گريستن ايشان را بايد حمل نمود براحساس افتخار و عزت؛ عزت و افتخاري كه در اين اراده خداوند كه خواسته بود تا حسين عليه‌السلام را شهيد ببيند متجلي مي‌شد.

اين اما تمام دستمايه اين احساس نيست، يعني نحوه مفارقت حسين عليه‌السلام با جهان محسوس كه از قضا به خونين‌بارترين نحوه ممكن بوده است. آنچه پيش از آن و منطقا بر آن مقدم است و آنچه اهميت وصف‌ناپذيري مي‌يابد، شيوه وصول حسين است به در‌هاي جهان جاويدان؛ چه تمام ارزش در نفس تلاش است كه هدف را ميسور مي‌كند. نام اين روش سراسر محفوف تلاش نزد حسين، مقاومت نام دارد؛ مقاومت براي تغيير آنچه در نظر خداوند صواب نيست و تلاش جاهدانه براي اصلاح آن.

مقاومت اما در نزد حسين به منزله استراتژي نيست، چرا كه آن جز كسب رضاي الهي به واسطه ايمان و عمل صالح نيست بل مقاومت را نزد حسين بايد به مثابه روش به شمار آورد. با اين مقدمه و به مناسبت سالروز تولد آن سرچشمه خير و آن امام مقاومت، لحظاتي از اين زندگي مقاومت‌گونه را به نظاره مي‌نشينيم.

پيش از پاسخگويي به پرسش اصلي اين جستار و يا شايد همزمان با آن بايد به يك پرسش فرعي ديگر نيز پاسخ گفت و آن چرايي سكوت 10‌ساله امام حسين عليه‌السلام است از سال 51 هجري كه مقارن با شهادت امام حسن(ع) است تا سال 61 هجري كه سال مرگ معاويه‌بن ابوسفيان، اولين خليفه اموي است.

به نظر 3 عامل در اين باره به صورت كلي قابل طرح است و شايد يكي از اين عوامل يعني اطاعت امام حسين عليه‌السلام از برادرش كه در واقع او را امام خويش مي‌دانسته است را بتوان عامل اصلي تلقي كرد. حسين خود در جريان تمام زمينه‌هايي بود كه در سال 41 هجري مقدمات امضاي پيمان‌نامه صلح ميان برادر و معاويه را فراهم آورد و گرچه مشهور است كه معاويه ارزشي براي آن عهدنامه قائل نبود و حتي به روايتي آن را در نگاه مردم حيرت‌زده حاضر در مسجد كوفه تكه‌تكه كرد، اما اين روايت معارضاتي دارد و حتي اين عمل معاويه نمي‌توانسته پيمان امام حسن را لغو و بي‌ارزش كند. شايد بتوان اين تفاوت عمل سياسي را در تفاوت نوع نگاهي جست‌وجو كرد كه هر يك- معاويه و امام‌حسن - نسبت به سياست داشته‌اند.

امام حسن (ع) بي‌شك آن (سياست) ‌را ساحتي براي قدرت‌طلبي نمي‌ديده است و درست در نقطه مقابل، سياست براي معاويه جز بازي براي كسب قدرت و ثروت فزون‌تر ماهيتي نداشته‌ و شايد هم سياست رايج اين‌گونه خود را به او نمايانده بوده است. به هر روي امام به عهد خويش پايبند بود و نقض آن را جايز نمي‌ديد. امام حسين نيز به عهد خويش با برادر استوار بود و شكستن آن را به ذهن راه نمي‌داد. عامل ديگر را بايد بيعت امام حسين عليه‌السلام با معاويه دانست، چرا كه او شرط كرده بود هر يك از دو برادر جداگانه با او بيعت و اعلام سازگاري كنند.

عامل ديگري را كه در حقيقت بايد آن را علت قابلي داستان دانست مردم كوفه و ساختار شكننده قبيله‌محور آن است. پس از شهادت پدر به دست كوفيان و خيانت آشكار ايشان به برادر شايد امام به مصلحت نمي‌ديد تا بي‌درنگ به وعده‌هاي ايشان پاسخ مثبت گويد. از سوي ديگر مي‌توان در پس اين 3 عامل كه معمولاً كتب كلاسيك تاريخ چون به شرح حوادث حيات حسين(ع) مي‌رسند از آن ياد مي‌كنند، عامل ديگري جست كه با زمينه بحث يعني مقاومت و نظريه اي كه از درون آن قابل استخراج است، هماهنگي فزون‌تري داشته باشد.

اگر مقاومت حسين(ع) در برابر يزيد را در واقع مصداقي از مصاديق امر به معروف و نهي از منكر كه دو عنوان اصلي از فروعات دين هستند به شمار آوريم، آنگاه بايد همان زمينه‌ها و شرايط را نيز براي مقاومت در نظر گرفت؛ شرايطي چون:

1- تأثير در مخاطب 2- آشكارا بودن عمل نهي‌شده يا ترك عمل واجب 3- نرسيدن ضرر قابل توجه از اين فريضه به آمر به معروف و ناهي از منكر. با اين مقدمه مي‌توان دريافت كه اصولاً شرايط مقاومت در عهد معاويه مهيا نبوده است. معاويه خويش را خال المومنين (= دايي مومنان)، كاتب‌الوحي (= نگارنده آيات قرآني از دهان مبارك پيامبر(ص)) و خليفه رسول خدا(ص) مي‌ناميد و در عمل نيز سعي مي‌كرد به ظواهري كه البته فريبكارانه خود او مروج آنها در ميان شاميان بود، كاملاً پايبند باشد. او در ظاهر شراب نمي‌نوشيد و نماز جماعت را ترك نمي‌كرد؛ از اين‌رو گرچه غاصب خلافت بود اما عمل خلافي از او سر نمي‌زد.

از سوي ديگر او برخي از ياران اميرالمومنين(ع) را كه قصد اجراي همين فريضه(امربه معروف ونهي از منكر) را داشتند (چون حجر بن عدي بن حاتم طايي و بسياري از يارانش) در شام به قتل رسانيده بود؛ بنابراين شرط سوم اجراي اين فريضه نيز مهيا نبود. البته بعداً خواهيم ديد كه امام در معناي شرط سوم، نوعي گستردگي ايجاد مي‌كنند و نيز شرط اول. به هر روي امام در عهد معاويه با او روبه‌رو نشد. البته شايد بتوان نرم‌خويي و تسامح‌جويي معاويه با اصحاب رسول خدا(ص) را نيز يكي از اين عوامل به شمار آورد. مشهور است كه معاويه(به گونه اي كاملاريا كارانه) رعايت حرمت اصحاب و تابعان را مي‌كرد و از ايشان با احترام ياد مي‌كرد.

اين روايت طبري را كه در باب وصيت معاويه نقل است، شايد بتوان شاهدي محكم بر اين مدعا دانست؛ او در اين وصيت پس از سفارش رعايت حال مردم حجاز كه آنان را اصل و نسب يزيد دانسته و نيز مدارا با عراقيان و همراهي با شاميان كه آنان را به‌عنوان دوستداران امويان ياد كرده است درباره اصحاب رسول خدا اين گونه به يزيد سفارش مي‌كند: «من درباره 3 نفر از قريش بر تو بيمناكم: حسين بن علي، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبير. عبدالله بن عمر مردي است كه دين او را از پاي درآورده است. [يعني به‌شدت ديندار است. ] او از تو چيزي نخواهد خواست.

حسين بن علي مردي كم‌خطر است. اميدوارم خرد، تو را از او كفايت كند! و او را به وسيله كساني كه پدرش را كشتند و برادرش را وانهادند از سر راه تو بردارد! او خويشاوندي نزديك و حقي بزرگ و نزديكي به محمد(ص) دارد. گمان آن دارم كه عراقيان او را به قيام وادارند. اگر بر او پيروز شدي از او درگذر.» (طبري، تاريخ الرسل و الملوك، ج 5، صص 322-323) پس از مرگ معاويه و خلافت يزيد كه معاويه از پيش مقدمات آن را فراهم كرده بود، اوضاع به كلي تغيير كرد.

ديگر معاويه ظاهرالصلاح كه هر دم به نام رسول‌الله خطبه مي‌خواند برسركار نبود، بوزينه بازي شراب‌خوار بر تخت خلافت نشسته بود كه از سويي در حال مستي در وصف زنان، اشعار مستهجن مي‌سرود و از سوي ديگر در مجالس بزم و آواز، وحي و احكام اسلام را به باد انتقاد مي‌گرفت؛ «لعب هاشم بالملك فلاخبر جاء ولا وحي نزل/ و بني‌هاشم با حكومت بازي ‌كردند، نه خبري از آسمان آمد و نه وحي نازل شد.» امام حسين در اين شرايط رويكرد گذشته را ديگر منطبق بر مصالح اسلامي نمي‌ديد.

اينك مقاومت واجب گرديده بود. ابتدا از بيعت با امير يزيد در مدينه كه جوياي بيعتي از او گرديده بود كه در عهد معاويه امام با زيركي از آن شانه خالي كرده بود، سر باز زد، آنگاه شبانه راهي سفري ‌گرديد كه بزرگاني چون ابن‌عباس، عبدالله بن‌عمر و نيز برادرش محمدحنفيه او را از آن برحذر داشتند. اما امام شرايط مقاومت را برايشان برمي‌شمرد كه اينك امر به معروف و نهي از منكر و اصلاح در دين رسول خدا (ص) واجب گرديده است. نكته اساسي را در اين مقطع كه به شهادت امام در محرم 61 هجري نيز منجر مي‌گردد بايد در نوع نگاه امام به شرايط اين فريضه الهي جست و جو كرد.

همانطور كه گذشت شرط ابتدايي اين فريضه تاثير آن است. آيا امام اين مسئله را در تصميم‌گيري خويش لحاظ نموده بود؛ خصوصاً با توجه به پيش‌زمينه ذهني مشخصي كه امام از كوفيان داشت و مي‌دانست چندان ايشان قابل اعتماد نخواهند بود؟ از سوي ديگر حتي اگر بپذيريم امام شرط اول را به گونه‌اي پذيرفته است، به اين معنا كه تاثير فعلي و زودرس آن را ملاك قرار نداده است بل به تاثير فرارو و فراتر آن اهميت بيشتري داده است، اما در اين نمي‌توان ترديد كرد كه شرايط سوم را به گونه‌اي خاص تأويل نموده‌اند چرا كه معناي متبادر از ضرر قابل توجه، لزوماً ضرر دنيوي است. اما در اين نوع نگاه خاص كه احتمالاً و با توجه به سيره عملي امام عليه‌السلام، تنها در شرايط به خطر افتادن اصل اسلام و زيرپا نهاده شدن احكام آن موضوعيت مي‌يابد، ضرر اصلي ملاك و محور اين فريضه كه اينك مقاومت نام گرفته است، ضرر اخروي است كه در به فراموشي سپردن امر الهي در رفتار آدميان متجلي مي‌گردد.

بنا براين تأويل است كه امام، كسان و اهل خويش را در برابر نظاره پروردگار اينگونه به ذبح جلادان شريعت‌گريز مي‌سپرد تا جان فداي بقاي شريعت گردد و اينگونه شريعت كه در خدمت آدميان آمده است، جان آدمي را در واقع در خدمت خويشتن مي‌گيرد، البته از دريچه حفظ جاودانه شريعت و آنچه تلاش در راهش مقاومت نام گرفته است.

 

    48 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   عاشورا (132)

افراد مرتبط
●  امام حسین   (111)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:31/05/1387

تاريخ شمسی نشر:15/05/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب